As primeras 200 linias.
قبلاً در All Rise
انتخابات رو محدود کردی؟
انتخاب جانشین چوی
به عنوان معاون ارشد دادستان نباید کار من باشه.
خانم سارا کاستیلو!
میدونی داری وارد چه چیزی میشی؟
من بیصبرانه منتظرم به قربانیها کمک کنم
و شاهدها تبدیل به بازمانده بشن.
قانون جامع فقط در مورد دفاع از موکلین نیست
شما اونها رو تو اختلافات موجر و مستأجر نمایندگی میکنید
پروندههای مهاجرت، پروندههای حضانت فرزند.
شری کانسکی
ما اینجا در مورد
تحقیقات مربوط به تخلفات ادعایی
در انتخابات قاضی لولا کارمایکل.
انتخابات ممکنه باطل بشه.
ممکنه قاضیگریمو از دست بدم.
چی رو میخوای شروع کنی؟ یه صبح خوب رو؟
میتونه از تختش بیاد بیرون؟
چند روزه داره تلاش میکنه.
ای جان...
فکر کنم فهمید.
احتمالاً وقتشه تشک تختش رو بیاریم پایین.
و نگران نباش.
میتونیم کاری که شروع کردیم رو امشب بعداً تموم کنیم.
چون عمو مارکوس بچهداری میکنه.
اوهوم.
فعلاً بذار برای کار آماده بشم.
باشه.
کارت پره؟
شریه.
اوضاع بین ما زیاد خوب نبوده.
و نمیدونم چطور درستش کنم.
بهش زمان بده.
جلسه واحد سلامت عمومی که در راهه
هم به کم شدن تنش کمک نمیکنه.
شری هیچ کار اشتباهی نکرده.
شما دو نفر دوباره به راهتون برمیگردید.
و اونا هیچی از تو ندارن.
درسته، بیلی؟
ممنون.
خداحافظ، شوهرم. خداحافظ، زنم.
نس هنوز گوشی رو برنمیداره؟
نس هستم، پیام بذارید.
رد شدن تو آزمون وکالت ضربه سختیه.
فقط بهش زمان بده.
میدونم، فقط میخوام مطمئن بشم حالش خوبه.
حالش خوب میشه. برمیگرده.
نمیتونم دخالت کنم.
دفتر خودم داره انتخاباتش رو بررسی میکنه.
واحد سلامت عمومی یه بخش جداگانهاس.
هنوزم دفتر دادستانه.
مارک، ممکنه در مورد بیلی باشه.
میبینی؟ خودتو جمع و جور کن.
اگه اینقدر داره اذیتت میکنه
چرا نمیبینی میتونی اطلاعات بیشتری پیدا کنی؟
تو معاون ارشدی.
معاون ارشد موقت.
میخوای من بردارم
همه وسایل بچه رو بعد از کار؟
نه، خودم انجامش میدم. زودتر از سر کار میرم.
باشه، خداحافظ. خداحافظ.
هی، مارک، آره.
هماتاقیم امروز داره اسبابکشی میکنه.
آره، زیاد طول نمیکشه.
اوه، اینهاش.
باشه. زود اونجا خواهم بود.
سلام، هماتاقی. هی، زکری.
اوه، فکر کردم گفتم...
خونه کاملاً مبلهست، پس...
این یه تابوته؟
اوه، نه بابا، اون جعبه سحره.
یه چی؟ یه جعبه سحر.
برای کارمه. فکر کردم گفتی
تو تو حوزه سرگرمی کار میکردی.
درسته. من یه شعبدهبازم.
و از حالا به بعد قراره تو
تو لیست VIP من باشی تا اجرای من رو ببینی.
تو "مجیک کسل". اوه.
باشه، خب من برای کار دیرمه، پس...
از پسش برمیای؟
اوه، عزیزم، نگران نباش. همه چیزایی که نیاز دارم رو دارم.
عالیه. خیلی ممنون.
اون دومی برای کیه؟
برای من. هردوشون برای منن.
من برادرزادههام رو دوست دارم.
اما اونا دو برابر من انرژی دارن.
تا کی پیش برادرت میمونی؟
تا وقتی یه جا پیدا کنم. الان از فروختن خونهام پشیمونم.
میدونی میتونی پیش من بمونی.
منظورم اینه، روی کاناپه و قول میدم، من
این روزا زیاد انرژی ندارم.
چون گفتی برادرزادههات خیلی انرژی داشتن.
هیچ قید و شرطی نداره. من زیاد خونه نیستم.
من فقط دارم بهت گزینه میدم.
نه، میدونم.
فقط ممنونم، من...
ولی آره، درسته.
خب، یه پرونده داری؟
آره، ضرب و جرح.
یه مادر جوون که ظاهراً پرتاب کرده...
یه قابلمه آب جوش روی صاحبخونهاش.
الان دارم میرم ببینمش.
اوه، صبر کن. یعنی کارو گرفتی؟
آره. من رسماً...
الان با طرح "مشاوره رایگان" کار میکنم.
آره بابا!
امیلی لوپز داره برای بزرگترین...
موسسه حقوقی خدمات رایگان دنیا کار میکنه؟
نه فشاری نیست، ابداً.
خب کارول بهم میگه یه وکیل تسخیری جدید میاد...
از سانفرانسیسکو میاد. آره، اولیویا.
اون وکیل دوم پرونده بعدی منه.
پروندهات چیه؟ مسخرهست.
ما داریم از یه دزد موش دفاع میکنیم.
آره. یارو یه موش دو سر رو از آزمایشگاه دزدیده.
دو سر، وای. پروندههای مهمتری هست...
که در جریانن و به من این یکی رو سپردن.
آه، آه، آه، نه.
تو الان وکیل تسخیری هستی.
هر پروندهای مهمه، باشه؟
یادت باشه. دیرم شده، باید برم.
عالی میشی. به زودی همدیگه رو ببینیم؟
میدونی کجا پیدام کنی.
و بابت شغل جدید تبریک میگم.
ممنون.
خانم نیل وقتی داشتم برای بچههام شام درست میکردم، سر و کلهاش پیدا شد.
برای بچههام، و ما با هم دعوامون شد.
دعوا سر چی بود؟
اون میخواست دوباره اجاره رو ببره بالا.
تو این شرایط دیگه داره سوءاستفاده میکنه.
پس این یه مسئله همیشگی بوده.
آره، یعنی تو اجارهنامه نوشته...
که من پنج روز اول وقت دارم پرداخت کنم.
ولی اگه روز اول چک رو ندم...
اون دیگه از کوره در میره.
خانم نیل چطوری سوخت؟
اون خیلی بهم نزدیک شد و من هلش دادم.
تعادلش رو از دست داد و این قابلمه رو از روی گاز انداخت پایین.
آب داغ ریخت روش.
سوختگی درجه سه و چهار داشت.
و من بابتش متاسفم ولی کاملاً یه حادثه بود.
شاهدی داری که اینو تایید کنه؟
آره، بچههام.
ولی نمیخوام اونا رو درگیر این موضوع کنم.
اونا تا الان خیلی سختی کشیدن.
هفتههاست ندیدمشون.
من تنها کسی هستم که دارن.
شارلوت من هر کاری میکنم...
تا تو رو از بازداشت دربیارم.
تا اونا قبل و در طول دادگاه پیشت باشن.
آمریکانو سیاه. من فعلاً نمیخورم...
کافئین، ولی ممنون.
باهوش. سالم. خوشم میاد.
واحد سلامت عمومی
درخواست کرده که ما هر دو باهاشون حرف بزنیم.
در ارتباط با تحقیقاتشون.
خب ما منتظر این بودیم.
من میدونم چی میخوام بگم.
ولی نمیدونم تو چی میخوای بگی.
شاید باید اظهاراتمون رو با هم هماهنگ کنیم.
تدی بیسواس، نمیشه فقط بیای دفتر؟
هنوز دارن بهت رشوه میدن تا کارو بگیری؟
خب دارن تلاش میکنن ولی ناموفق.
ولی آره، واقعاً باید زود یه نفر رو انتخاب کنم.
عجله نکن. چویی رو راحت نمیشه جایگزین کرد.
و من نمیبینم که تو بخوای به مگی پالمر گزارش بدی.
پس، گوش کن. تو قراره...
یه زنی رو محاکمه کنی که متهم به ضرب و جرحه.
وکیل مدافعش امیلی لوپزه.
من از پس امیلی برمیام. ممنون، رئیس.
من رئیس تو نیستم.
امروز که هستی، رئیس.
رئیس!
آره، مارک کالان هستم.
معاون موقت ارشد.
میشه اسم معاون دادستانی رو بپرسم...
که تحقیقات مربوط به تخلف انتخاباتی رو تأیید کرده؟
آره.
روشهای محدودکننده کمتری وجود داره...
که دادگاه باید به جای وثیقه به کار بگیره.
قربان، حبس خانگی یک گزینه نیست.
صاحب آپارتمان خانم کالینز...
اینجا قربانیه. قربانی؟
خب، این هنوز مورد بحثه.
خانم لوپز.
ببخشید قربان، ببخشید.
من معتقدم مرکز بازپروری زنان ساوتلند...
مکان مناسبی برای موکلم خواهد بود تا منتظر محاکمهاش بمونه.
ما امنیت عمومی رو تأمین میکنیم.
و اون میتونه حضانت بچههاش رو حفظ کنه.
یه مرکز، مثل بازپروری؟
بچهها کجا زندگی میکنن؟ پیش خودش، قربان.
خیلی از زنان با بچههاشون اونجا زندگی میکنن.
این یک جایگزین برای زندان رفتن زناست.
و درمانی هم هست.
بله، عالیجناب.
موکل من سابقه مصرف مواد مخدر نداره،
اما اعتراف کرده که زیاد مشروب میخورده.
و مشکل کنترل خشم.
No comments yet. Be the first to leave one.