A Castle for Christmas

A Castle for Christmas

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

a castle for christmas 2021 1080p webrip ddp 5 1 atmos 10bit h 265-ivy
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian A Castle for Christmas 2021 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-28
Descargas: 13
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

«به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟»

«منم نه.»

اینا همون کلماتی بودن که کل داستان موفقیت «اما گیل» رو شروع کردن

و توی ۲۰ سال و ۱۲ تا رمان، به نظر می‌رسید هیچ‌چیز نمی‌تونه خراب بشه

تا الان

سلام خانم براون. به برنامه «درو بریمور» خوش اومدین

ممنونم

نمی‌شه فقط برم خونه و صبر کنم تا آب‌ها از آسیاب بیفته؟

این چیزی نیست که به این راحتیا بخوابه. این یه طوفان درجه پنجه

می‌دونی چند نفر به‌خاطر این کتاب ازت متنفرن؟

وینستون رو برگردون

خیلی؟

وقتِ نمایشه

فکر می‌کردم دوستم باشی. - خب، الان مدیر برنامه‌تم

پس برو اونجا و دلِ همه رو ببر

و سعی کن زیاد قدبلند به نظر نیای

ابهتت آدم رو می‌ترسونه

احتمالاً ممکنه تا حالا رمان‌های «سوفی براون» رو نخونده باشین

ولی باور کنین، حتماً کسی رو می‌شناسین که خونده باشه

و واویلا، چقدر سوال ازش دارم

همم

با من همراه شین تا به دوست خوبم و نویسنده پرفروش، «سوفی براون» خوش‌آمد بگیم

ممنون. اوه، ممنونم

سلام. - سلام

ممنون که دعوتم کردین. تعجب می‌کنم که زنده رسیدم اینجا

منم به زور رسیدم

اگه شما بیننده‌ها براتون سواله که داریم درباره چی حرف می‌زنیم

باید بگم سوفی براون کلی طرفدار ناراضی داره

خب، فکر کنم منظورتون طرفدارای سابق باشه

خب، حدس می‌زنم همه‌مون درباره پایان آخرین کتابتون کنجکاویم

می‌دونم که شخصیت «وینستون» دلِ خیلی از خواننده‌ها رو برده بود

پس آخه چرا کُشتیش؟

خواننده‌ها عاشق وینستون بودن

شاید اونا مثل من نمی‌شناختنش

همیشه که قرار نیست پایانِ خوش داشته باشیم

می‌دونی، من معمولاً این کار رو نمی‌کنم

ولی باید با طرفدارا موافقت کنم

حقش نبود از پله‌ها بیفته پایین

پس تو هم طرف اونایی؟

خب، تو مردی رو کُشتی که من عاشقش بودم

یعنی، چی بهت این حق رو می‌ده که اون رو از ما بگیری؟

خب، من... من نویسنده‌شم

می‌دونم، اما شاید برات سخته که

زندگی واقعی‌ت رو از تخیلاتِ توی کتابات جدا کنی

چی؟ - خب، سال سختی داشتی

شوهرت ترکت کرد. طلاق خیلی پردردسری داشتی

درسته، ولی وینستون یه شخصیت خیالیه

بود؟ - بله

و باید خوشحال باشین که مرگش سریع بود

چون می‌تونستم ده صفحه کِشش بدم

می‌تونستم پشت ماشین بکشمش. می‌تونستم با جیوه مسمومش کنم

می‌تونستم تیکه‌تیکه‌ش کنم

و بدمش کوسه‌ها بخورن

الان برمی‌گردیم

من نویسنده شدم که بتونم با پیژامه بنویسم

نه اینکه غریبه‌ها سرم داد بزنن

فکر می‌کردم به‌خاطر پدربزرگ نویسنده شدی

عادت داشتی توی سلمونی بشینی و به قصه‌هاش گوش بدی، درسته؟

آره

درباره قلعه

درباره اسکاتلند. - هوم

بهم گفته بود یه بار یواشکی رفته توش

آره

اون رو زیاد تعریف می‌کرد

مطمئنی حالت خوبه؟ چون می‌تونم آخر هفته دیگه برگردم

اصلاً و ابداً. تو تو مدرسه بمون

نگران من نباش. از پسش برمی‌آم

باشه

باید یه مدت افتضاحِ «اما گیل» رو فراموش کنم

باید برم یه جای دور

دان دانبار

همون قلعه

می‌رم اسکاتلند

یه جای پرته، ساکته و هیچ‌کس هم اونجا منو نمی‌شناسه

مامان، این عالیه

بالاخره داری می‌ری تعطیلات

تعطیلات نیست

یه سفر کاریه

فقط تا وقتی که این جوّ منفیِ رسانه‌ها بخوابه

می‌تونم «اما گیل» جدید رو بنویسم

وینستون رو برگردونم و همه‌چی مثل اولش بشه

باشه، پس حداقل قول بده که بری قلعه رو ببینی

قول می‌دم

خودمم

آه، آمریکایی هستی

بله

کسی اینو به من نگفته بود

کجای اونجا؟

اوهوم

شما اهل کجا هستین؟

نه، نه

کل بار و بُنه‌م همینه

مشکلی نیست. - اوه. ممنون

اونجا ثابت ایستاده بود و از زیر نور بهش نگاه می‌کرد

آهنگی که پخش می‌شد، بد نبود

گفت: «می‌خوای امشب با من برقصی؟»

اون گفت آره، ولی اول باید یه چیزی بهت بگم

درباره خودم، و امیدوارم ناراحت نشی

ولی حالِ ذهنم زیاد خوب نیست

ما خیلی آسیب‌پذیریم

تو چشمای کسی که تماشامون می‌کنه

و حس می‌کنم داره قوی‌تر می‌شه

گاهی قسر در می‌ریم

گاهی هم می‌سوزیم

گاهی می‌تونیم ازش درس بگیریم

یا فقط می‌سوزیم

برای همه یه جوره

تموم شده و من تنها کسی نیستم که

هامیش، نه! هامیش، بسه

خب، خوشحالم که تو... اینجا بودی

اون، اِم

معمولاً از غریبه‌ها خوشش نمی‌آد

تو هم همین‌طوری، مرتیکه کله‌خر

ممنون

پس از اقامتتون لذت ببرین

هی، شما هیئت استقبال هستین؟

اوه، سلام. کمکی از دستم برمی‌آد؟

می‌خوام اتاق بگیرم

بسیار خب. دنبال من بیاین

اون سوفی براون نیست؟

توی دهکده کوچیک ما؟ خُل نشو

به مسافرخونه دهکده خوش اومدین. - ممنون

به اسم «سوفی براون» رزرو کرده بودم

سوفی براونِ نویسنده؟

مطمئن نیستم که باید اعتراف کنم یا نه، ولی... بله

من همه کتاباتون رو خوندم. همین الان آخریش رو تموم کردم

عالیه

پس می‌تونم یه سوال ازتون بپرسم؟ - حتماً

چرا این‌قدر لفتش دادی تا وینستون رو بکشی؟

چی؟ - امیدوار بودم همون جلد اول کارش رو تموم کنی

هیچ‌وقت از اون مرتیکه خوشم نمی‌اومد. زیادی بی‌عیب و نقص بود

راستش

می‌دونی چیه؟ خودمم مطمئن نیستم که خوشم می‌اومد یا نه

لعنتی. - لعنتی

کُشتمش رفت. - ایول به تو، سوفی براون

مرتیکه. اسم دیگه‌ای هم براش داری؟

اوه، اینجا چقدر دوست‌داشتنیه

لطف دارین. مطمئنم اون چیزی نیست که بهش عادت دارین

در واقع

دقیقاً همون چیزیه که آرزوش رو داشتم

قلعه دان دانبار همین نزدیکی‌هاست؟

آره، دقیقاً اون سمت تپه‌ست

خب، اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتین خانم براون، فقط زنگ بزنین

ممنون. و سوفی صدام کنین

مِیزی

از دیدنت خوشبختم، میزی

منم همین‌طور

اسکاتلند؟ واقعاً؟ چرا قبلش با من هماهنگ نکردی؟

چون اون‌وقت پشیمونم می‌کردی

چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم؟ خیلی وقته

از صفحه اولِ کتاب چهارم

تا حالا شده راهِ اشتباه جلو پات بذارم؟

اسم کتاب ششم. - اوه، به جز اون

نگران نباش. اومدم اینجا که بنویسم

خوبه، کی می‌تونم صفحه‌های جدید رو ببینم؟

به‌زودی. خودش داره پیش می‌ره

خدانگهدار. - خداحافظ

یادت می‌اومد پیرتر و قدبلندتر بودی

ولی جوون‌تر و کوچیک‌تری

پس کی قراره بهش زنگ بزنه و بگه

که دوباره برگشتی؟

تنهایی، تا وقتی که دیگه تنها نیستی

و این تمام چیزیه که باید بدونی

هر بار که تصمیم می‌گیری بمونی

دنیا مجبورت می‌کنه که بری

و این تمام چیزیه که باید بدونی

خب، فروشگاه هدیه دقیقاً اینجاست

نه، ممنون

اوه، نه، شما فروشگاه... فروشگاه هدیه رو رد کردین

نه؟ خب، حتماً نمی‌خوای بدون سوغاتی اینجا رو ترک کنی

نه، ممنون

دامن اسکاتلندی، دستمال سفره، زیرلیوانی؟ البته همه‌شون با نشانِ خانوادگی

البته که همین‌طوره

خب، سفرتون به‌خیر

چیزی ذهنت رو درگیر کرده؟

خیلی چیزها

آره، خب، شاید یکیش بتونه تعمیر درِ کتابخونه باشه

داخل آوردنِ مردم سخته. - آره، بیرون کردنشون از اونم سخت‌تره

سلام

سلام

پس شما هم اینجا کار می‌کنین؟ - هر جا که منو بخوان

تور رو از دست دادین، ولی بعدی‌ش پنج‌شنبه‌ست

اوه، خب، می‌تونم خودم یکم این اطراف بگردم؟

متاسفانه این

اشکالی نداره توماس. من خودم بهش قلعه رو نشون می‌دم

نمی‌خوام براتون دردسر درست بشه. - ریسکش رو می‌پذیرم

از این طرف

توی اسکاتلند بیشتر از ۳۰۰۰ تا قلعه وجود داره

قدمت بعضی‌هاشون به قرن چهاردهم برمی‌گرده

این بانوهای پیر و باوقار، تاریخ پرافتخار

همه کسایی که اینجا زندگی کردن، کار کردن و جنگیدن رو تو دلشون دارن

اون راه‌پله رو نگاه کن

آره، یکی از اون پنج‌تاست

اون بالا چیه؟

طبقه‌های بالا

اینجا هم اتاق موسیقیه

جایی که دوشس سوم یه کتاب شعر نوشت

شما خوندینش؟ - آره، و پیشنهاد نمی‌کنم بخونیش

پس فقط برای امروز اینجایی؟ - یکم بیشتر

آره. توریست‌ها معمولاً توی دهکده ما نمی‌مونن

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left