Zorro

Zorro

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

Zorro 1957 S02E05 Rendezvous at Sundown 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 11
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 165 linias.

دلا وگا، درک رفتارت برام سخته.

من که دلیلی نمی‌بینم.

من فقط به فکر امنیت سینیوریتا وردوگو بودم.

امنیت من؟

با این اوضاع که پدرم رو دزدیدن، فکر می‌کنی من نگران خودمم؟

خب، خودت اصرار داشتی که مردانی که دزدیدنش...

...مدرکی بیارن که نشون بده اون هنوز زنده‌ست.

بسیار خب.

توی نامه آدم‌رباها گفته بود که بهش مدرکی میدن...

...اگه امروز بره باهاشون ملاقات کنه.

خب، دیگه چی می‌خوای؟

اونا می‌تونستن مدرک رو همینجا به عمارت بفرستن.

هیچ دلیل موجهی نیست که اون حتماً باید باهاشون ملاقات کنه...

...دور از اینجا.

من این حرف رو به خاطر احترام و تحسینی که برای پدرتون قائلم می‌گم...

...که باید کاری رو که نامه گفته، انجام بدیم.

سینیوریتا، این کار اصلاً عاقلانه نیست.

بس کنید، بس کنید!

چطور شما دو تا اونجا ایستادین و بحث می‌کنین وقتی جان پدرم در خطره؟

ببخشید سینیوریتا.

چی شده، دومینگو؟

سینیوریتا، آقایان، ببخشید، لطفاً.

اینجا چکار می‌کنی؟

دون دیگو، دون آلخاندرو از لس آنجلس رسیده.

پدرم؟ اینجا تو مونتری؟

تو مسافرخونه‌ست. می‌خواد شما رو ببینه.

بهت گفت چرا؟

نه، آقا.

ولی گفت ممکنه ارتش رو بفرسته دنبال راهزن‌ها.

سینیوریتا، اون نباید این کار رو بکنه.

اونم وقتی دون گرگوریو اسیره.

باید جلوش رو بگیری.

البته، اما قول بده که نمی‌ری.

آنا ماریا، بهش هیچ قولی نده.

من فقط خیلی گیج شدم.

نمی‌دونم چکار کنم.

اما دیگو، لطفاً عجله کن قبل از اینکه دیر بشه.

باشه. تا وقتی من برگردم هیچ تصمیمی نگیر.

گروهبان.

بله، دون دیگو. من دستوراتم رو دارم.

واقعاً هیچ چیز نمی‌تونه به اندازه آزادی دون گرگوریو مهم باشه.

و هر لحظه‌ای که تأخیر کنیم، خطر برای اون بیشتر میشه.

اما دون دیگو چی؟

وقتی برگرده چکار می‌کنه؟

او نمی‌تونه کاری از پیش ببره.

بسیار خب.

اگه تو نمی‌ری، من می‌رم.

من اونقدر پدرت رو تحسین می‌کنم که نمی‌تونم رهاش کنم.

نه. هر دو می‌ریم.

دیگه نمی‌تونم صبر کنم.

سینیوریتا، شما نمی‌تونین این کار رو بکنین.

کاپیتان استرادا به ما دستور اکید داده همیشه از شما محافظت کنیم.

متاسفم، گروهبان، اما تصمیمم رو گرفتم.

کاری رو که آدم‌رباها می‌خوان انجام میدم.

بسیار خب، اما سرجوخه ریِس و من باید همراهیتون کنیم.

باشه.

یه اسب برام زین کنین، و عجله کنین.

باید بدونم پدرم هنوز زنده‌ست یا نه.

دون گرگوریو رو دزدیدن!

می‌دونستم یه مشکلی پیش اومده، اما این یکی دیگه، پسرم...

چرا ارتش رو خبر نکردی؟

فکر نمی‌کردم فکر خوبی باشه.

اون مردا بی‌رحمن.

شکی درش نیست، اما آدم نمی‌تونه در برابر بی‌قانونی تسلیم بشه...

...مهم نیست به چه قیمتی.

خب، آنا ماریا گفت مزخرفه.

بدترین کاری که می‌تونست بکنه اینه که تسلیمشون بشه.

بیا بریم اینو به فرماندار گزارش بدیم. بیا.

نه. حداقل با آنا ماریا حرف بزن.

تا عمارت با اسب بریم زیاد طول نمی‌کشه.

بسیار خب. باهاش حرف می‌زنم.

متاسفم، آقایان، اما همشون رفتن.

نمی‌تونم بفهمم.

اون به من قول داده بود که نمی‌ره.

مگر اینکه رومرو راضیش کرده باشه.

کی؟

پدر، چرا اینجا منتظر نمی‌مونین، شاید برگشتن؟

من و برناردو می‌ریم ببینیم می‌تونیم نشونه‌ای پیدا کنیم...

...از اینکه کجا رفتن.

بسیار خب.

فکر می‌کنی رفتن باج رو پرداخت کنن؟

نه، فکر نمی‌کنم.

صرفاً برای اینکه مطمئن بشن سینیور وردوگو هنوز زنده‌ست یا نه.

لطفاً پدرم رو راهنمایی می‌کنید بیاد تو؟

خب، یه چیز هست که می‌تونیم مطمئن باشیم.

اگه پول اینجا باشه، یکی برمی‌گرده همینجا تا برش داره.

بله

فکر کنم نوبت حرکت زوروئه

الو؟

اینجا همون جاس

نمی‌دونم کجان

کسی اینجاست؟

بله، آقایان

همه‌ی ما

رفقای زیادی آوردید، خانم

پدرم کجاست؟

یک لحظه

اسلحه‌هاتون رو زمین بذارید

زود باش!

بیاریدش بیرون

پدر

فرزندم

فرزندم، نباید میومدی

اوه، ترسیدم کشته شده باشی

اوه، پدر!

کافیه

چطور جرئت می‌کنی دست‌های کثیفتو بهش بزنی؟

خوشتون نمیاد، پاترون؟

به خاطر این کارت دارت می‌زنن، قول می‌دم

من ترسیدم، آقا

دختر رو بگیرید

ای خوک!

یک سرباز دلیر

اما شما اینقدر دلیر نیستی، آقا

پشیمون می‌شی، رعیت

حالا، پاترون، بریم سر اصل مطلب

برمی‌گردید به مزرعه‌تون

تمام پولی رو که اهالی برای تدارکات بهتون فرستادن، برمی‌دارید و باهاش برمی‌گردید

هرگز

هر طور که بخواید

اما از اونجایی که دختر علاقه‌ای به پرداخت باج برای پدرش نداره

شاید پدر بیشتر مایل باشه برای دخترش باج بده

اگر با پول برنگردید، قول می‌دم، آقا

دیگه هیچوقت نمی‌بینیدش

جرئت نمی‌کنی

برای ۴۵۰۰۰ پزو هر کاری جرئت می‌کنم

ریسک نکنید، آقا

این خانم برای من خیلی ارزش داره

اجازه بدید من با آقای وردوگو برم

قول می‌دم که با پول برمی‌گرده

خیلی خب. چرا که نه؟

سربازها هم اینجا می‌مونن

فقط برای اینکه مطمئن شیم هردوتون برمی‌گردید و تنها برمی‌گردید

نگران نباش عزیزم. پول رو میارم

اما اگر بلایی سرش بیاری

آقا، بهتون قول می‌دم

به شرطی که تا غروب آفتاب با پول برگردی

اگر تا اون موقع برنگردی، کی می‌دونه چی ممکنه بشه؟

من وردوگوها رو دوست ندارم

نه پدر و نه دختر رو

اینو یادت باشه اگه می‌خوای دوباره زنده ببینیش

آلخاندرو. گرگوریو!

دوست قدیمی من!

دیه‌گو بهم گفت که شما رو دزدیده بودن اما الان آزادید

نه، من الان بیشتر از همیشه زندانی‌ام

آدم‌رباها منو آزاد کردن، درسته، اما دخترم رو نگه داشتن

حالا، اگه اجازه بدید، آلخاندرو

من و رومرو وقت خیلی کمی داریم

چهره‌تون آشناست، آقا

رومرو سرانو از سانتا کروز. در خدمتتون هستم، آقا

دون گرگوریو، می‌تونم با شما تنها صحبت کنم؟

باید مارو ببخشید، آقا، اما وقتمون داره تموم میشه

می‌تونید راحت صحبت کنید، آلخاندرو

رومرو، کمکم کن

این سنگینه

باید رک‌گویی منو ببخشید

اما آقای سرانو رو چقدر خوب می‌شناسید؟

آقا

رومرو که روی پروژه‌ی من سرمایه‌گذاری کرده

اون خیلی کمکم کرده

دون رومرو، پدر شما و من دوست بودیم

اون خیلی چیزا درباره شما بهم گفت

پدر من پیرمردی بود و گاهی مزخرف می‌گفت

گرگوریو، دون رومرو درست قبل از گارد سلطنتی از اسپانیا فرار کرد

دون لورنزو یک بار بهم گفت که ثروت زیادی رو خرج کرده

Zorro subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left