As primeras 200 linias.
آنچه در قسمت قبل گذشت
حالا سه تا جسد توی سه روز رو دستمون مونده
همهشون داخل کیسه توی مکانهای مختلفی از سطح شهر
چی میخوای؟
دکتر سوفیا کریون رو مدنظر داشته باش
فکر کنم پشت همهی اینا یه کثافتکاریِ وحشتناکی باشه که من ازش بیخبرم
من یه موکل داشتم، یه زن جوون،
ویکتوریا برکمن
ویکتوریا یه قربانیه که مورد آزار و اذیت قرار گرفته
- نه - زنگ زدم بهت خبر بدم
یه جسد دیگه هم پیدا شده
من فقط صاحب این مزرعهم
خونه مال صاحبای اصلیشه
اسمشون چی بود؟
برکمن
اون یکی دخترمون، اون مُرده
به دخترتون تعرض کردین، آقای برکمن؟
نه
دروغگو، دروغگو دشمن خداست
ویکتوریا فقط خواهرت نیست
اون مادرتم هست
تو با اون بازیای که راه انداختی همه اون پسرها رو به کشتن دادی
تو و همهی دوستات
بن مُرده. کارل مُرده
نفر بعدی که میاد سراغش ماییم
- دختره کجاست؟ - روحمم خبر نداره
گفت یه مامور پلیس هم دستش تو کاره
فکر کنم لو باشه
یک، دو، سه، چهار
اوه
سربازرس لوئیس استنلی،
من شما رو به جرم سوءرفتار در موقعیت دولتی بازداشت میکنم
بدجوری مشتاقم بشنوم درباره من چی دستگیرت شده، سلیطهی نکبت!
چطوری به جو بگم؟
درباره لو، یا خودمون؟
میتونم بیام پیشت؟
البته
وقتی عاشق کسی میشی تهش این اتفاق میافته، ویکتوریا
من عاشقت میمونم...
چه بخوای چه نخوای
" کانال تلگرام گلچین دانلود " " @MyGolchindl "
تو خالهبازی نمیکنی، نه؟
خالهبازی کردن بیخطره
ویکتوریا، اینو ببین
یالا دیگه
مامانم از اینا داره. خیلی قشنگه
خیلی قشنگه
بکی میگفت با اون پسره تو "دووینترز" اون کارو کرده
کاملاً دروغگوئه
هیچکس اون کارو نکرده
خوبی؟
دخترا، چیزی میل دارین؟
نه، ممنون
چای داریم
شام نیمساعت دیگه حاضره
دفعه بعد دیگه با خودم مجله نمیارم، ویکتوریا
عیبی نداره
شنیدی چی شده؟
سارا میگفت امروز صبح آقای دریک رو دیده که داشته میدویده
و وقتی از در اصلی برگشته تو،
سارا فکر میکنه خورده زمین چون سر تا پاش گِلی بوده
خیلی آدم عجیبیه. ظاهراً...
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ... .:: کـانـال تـلگـرام : Saeed_Pardis_Sub ::.
آخ
یا خدا!
خیلیخب
منم
آم، ببخشید که از این دخترایی شدم که همش وویس میفرستن
اما فکر کردم باید توضیح بدم چرا بیخبر گذاشتم و رفتم
راستش اصلاً منظورم این نبود که اینطوری بگم
آم منظورم این بود که بگم...
چرا، میدونی ...چرا بدون خداحافظی گذاشتم رفتم
ببین، آم، قضیه اینه که بیدار شدم
و فکر کردم باید برگردم پیش جو میخواستم بهت زنگ بزنم
و راستش... یه گندی تو آشپزخونهت زدم،
حقیقتش اینه، خب؟
لعنت بهش
...آم
یه لیوان از دستم افتاد و... دستمو بریدم
اونجا رو شبیه صحنه جرم به گند کشیدم
اما، خب...
بعدشم مثل یه احمق گذاشتم رفتم
احتمالاً تو رو هم بیدار کردم،
چون مجبور شدم در رو محکم ببندم
دیشب واقعاً بهم خوش گذشت
و... اگه زیادهروی نباشه،
دوست دارم یه وقت دیگه هم تکرارش کنیم
فردا شب چطوره؟
خب، من...
... بازم معذرت میخوام و
پس، ممنون
"ممنون" گفتن یکم عجیبه، مگه نه؟
اونم بعد از، سکس،
پس... من... نمیگم "ممنون"
میگم... میگم...
میگم "بهزودی باهات حرف میزنم"
لعنت بهش
چرا روی مبل خوابیدی؟
دیشب کجا بودی؟
اوه، تا دیروقت کار میکردم
قرار بود با هم شام بخوریم، ولی نیومدی خونه
گفتم که، تا دیر وقت سر کار بودم
- یه سری کار پیش اومد - یا خدا، زخمی شدی؟
چرا سرتاپات خونیه؟
من... من، ام...
توی محل کار دستمو بریدم
خدای بزرگ
چیزی نیست، ببخشید، حالم خوبه
بیا اینو بگیر
ممنون
مامان. چقدر چندشه
یا خدا. ببخشید، ببخشید، ببخشید
هی جو، اینطوری نگو چندش
حرف قشنگی نیست. ممهها که چندش نیستن
اونا فقط، میدونی...
امشب میتونم برم پیش فِردی؟
- آره، حتماً - نه
خیلیخب، شاید یه وقت دیگه. ام، فردا چی؟
نمیتونم. عمو لو قراره فردا منو ببره مسابقه رو ببینیم
یه فکری به حالش میکنیم
بعداً که جفتتون از این حالت روانی دراومدین ازتون میپرسم
چه خبره، ژانت؟
...خب، بذار ببینیم
ساعت...
جدی ساعت اینه؟
یعنی این...
انقدر بیمنطق نباش، خب؟
باید بفهمم داستان از چه قراره
لعنتی!
با این وضعیتی که پیش اومده، ژانت، !فکر کنم دارم بینهایت باهات راه میام
- خانم - ممنون
!آه
زیاد دیر نکردم، نه؟
الان نیم ساعته که اینجام
اوه. دستتو ببین
- تف توش - چی شده؟
با یه چاقوی آشپزخونه به مشکل خوردم، همین
ببین...
فکر کنم بهتره امروز آفتابی نشی
لو خیلی محبوبیت داره، واسه همین...
"آفتابی نشم"؟
اونم وقتی که الان همه بورکمنها یا گموگور شدن یا... مردن
اونوقت تو ازم میخوای آفتابی نشم؟
فکرشم نکن
باشه. خب، اگه خواستی، تیم هنوز...
توی خونه بورکمنها مستقر میمونه
اما من میرم محل مبارزه بین اونا
میخوام ببینم میتونم ردی از آخرین جایی که پسرا دیده شدن پیدا کنم یا نه
بالاخره یه ردی از ویکتوریا برکمن
یه جایی توی اون ملک هست اونا هیچی رو دور نریختن
اونا چیکار کردن؟
...اونا
یه چیزی پیدا کردن مایک ...یه جورایی تضاد داره، یعنی
خدایا. نگرانش نباش. ادامه بده
گ ل چ ی ن د ا ن ل و د
حالتون خوبه؟ ممنون
الو؟
آقای دوایر؟
الو؟
خیلیخب، خیلیخب
الو؟
- ژانت؟ - آره، یه لحظه بهم وقت بده
یه لحظه صبرکن
ژانت؟ ژانت، هنوز پشت خطی؟
اونا اینجان، مایک
تعدادشون بیشتره
اون پسرا
گندش بزنن. چه افتضاحی
چطور دووم میاری؟
چطور متوجه این وامونده نشدیم؟
کل اونجا رو زیر و رو کردیم، ژانت
مارتین رایان درست همونجا بود،
خونهی ویکتوریا برکمن هم اونجا،
اونوقت یه فریزر پر از جنازهی پسرها
آخه چطور ریدیم و اینا رو ندیدیم؟
هر کاری از دستمون برمیاومد کردیم
کافی نبوده
به قدر کافی خوب نبودیم مایک
چند تان؟
فعلاً که چهار تا دیده میشه
رو همدیگه تلنبار شدن،
ولی تیم هنوز داره از صحنه عکس میگیره،
واسه همین قطعاً بیشتر از چهار تان
گوه توش
آدم فکر میکنه تو این شغل ...هر چی کثافتکاری بوده دیده، اما
آره
برداشت اولیهت چیه؟
چی، به جز فاجعه؟
فاجعه هم واسش کمه رفیق
...دقیقاً. خب
در نگاه اول
وضعیت این جنازهها با بقیه قربانیهامون همخونی داره
سردخونه همین الانشم پره،
بنابراین باید یه سردخونه اضطراری همینجا راه بندازیم
به چند تا آسیبشناس دیگه نیاز دارم
تا کار بررسیشون رو هر چه سریعتر تموم کنیم
آره، من تاییدیه وریتی رو میگیرم
آره، خب، همه اینا فقط...
فقط واسه اوناییه که این داخل داریم
اون طرف...
No comments yet. Be the first to leave one.