As primeras 200 linias.
این برنامه حاوی زبان تند و صحنههایی است که ممکن است برای برخی بینندگان ناراحتکننده باشد.
اِلِن کویین همون دختر ماست. فکر میکنیم از آپارتمان رِمی پول دزدیده.
رفته بیرون. کیفم کجاست؟!
ما اینجاییم که کار دختره رو تموم کنیم و پول رو برگردونیم به رئیس.
دور گلوش جای فشار هست. به نظرم خفه شده.
ما دختره رو نکشتیم، باشه؟
یعنی یه قاتل محلی دارید که داره آزاد میگرده.
همین نماد.
میدونی معنیش چیه؟
هنوز نه.
خانواده بِینز هوای خودشون رو دارن.
اِلِن کویینِ.
میخوام بفهمی کار کی بوده.
قول میدم.
اگه برگردی اینجا، مردهای.
آزیر، باید حرف بزنیم.
به اطلاعات بیشتری نیاز دارم.
پلیس قراره شروع کنه به بررسی زندگی اِلِن.
چیزی دیدی یا شنیدی؟
یه ون یک مایل بالاتر تو جاده پارک شده بود.
دیشب اون بالا، کنار آب ایلا بودم. همونجایی که اِلِن کویین رو پیدا کردن.
صبح بخیر، عزیزم.
یه اشتباه بود... دیشب.
من آمّا هستم. زنداداشت؟
آمّا. آدم خوبیه انگار.
آره، همینطوره.
برادرت فکر میکنه من کار رو ول کردم.
فکر کنم دیگه دلیلی نداری اینجا باشی.
کار کردن باهات خوب بود.
همچنین.
اون چیه؟ یه تاتوئه.
غُرش بم
فریادهای عجیب
صدای غرغر
تلفن زنگ میزند
کالدِر
قرار بود تو هواپیما باشی.
خب، آره، اِ... ببین، برنامهها عوض شد.
به چند روز دیگه نیاز دارم.
همه چیز خوبه؟ آره.
فقط دارم چند تا کار ناتمام رو جمع و جور میکنم.
کجاست؟ همینجاست.
ممنون.
ترسناکه، مگه نه؟
و هیچ ایدهای نداری از کجا اومده؟
دیشب کی سر شیفت بود؟
کسی رو ندیدم.
بذاریمش تو کیسه.
صدای در زدن
صدای در زدن
در زدن ادامه دارد
صدای در زدن
صدای در زدن
خب، ما هنوز منتظر گزارش کامل پاتولوژی از کورا هستیم،
ولی معاینه اولیه این رو نشون داد:
یه تاتو روی ران راست اِلِن.
و مطمئنم همتون این نماد رو از روی گوسفندها میشناسید،
لاشههایی که اخیراً پیدا کردیم.
خب، ارتباطش چیه؟
هنوز نمیدونم.
ولی طرحها بیش از حد شبیهاند که تصادفی باشه.
میدونی معنیش چیه؟
اوم. بهترین حدسم اینه که یه مورد خاصه.
فقط کسی که اونو ساخته میدونه معنیش چیه.
و درست وقتی فکر میکردید اوضاع از این عجیبتر نمیشه...
یه نفر دیشب تونسته از قرقِ ایلا رد بشه،
و این رو تو صحنه جرم بذاره.
این دیگه چیه؟ مثل یه عروسک ذرت میمونه.
ما قبلاً موقع برداشت محصول از اینا درست میکردیم.
فکری داری الان کی از اینا درست میکنه؟ نه.
مطمئنم تو نمایشگاههای صنایع دستی و این چیزا دیدمشون.
میپرسم ببینم میتونم اسمی پیدا کنم.
هر چه سریعتر. هر کی این رو اینجا گذاشته، خیلی زحمت کشیده.
میخوام بدونم کی گذاشته و چرا.
خب - رفتوآمد اِلِن. چیزی هست؟
نیروهای گشت در خونههای نزدیک استاوانس رو زدن،
ولی هیچکس اون شب اونو ندید.
کیوسک تلفن تو اوستا چی؟ هنوز منتظر سوابقشیم.
دوباره پیگیری کن. همین الان.
باید بدونیم اون روز به کی زنگ زده.
حالا، در همین اثنا، من از خانواده کویینها راجع به تاتو میپرسم،
و عروسک رو سر بخش شناسایی.
فکر کردم داشتی میرفتی خونه.
تصمیم گرفتم چند روزی بمونم.
فکر کردم شاید بتونم کدورتهای خانوادگی رو برطرف کنم.
اما اگه به دردت میخورم...
اوه. حتماً ازت استفاده میکنیم.
بیا.
حالت خوبه؟
هقهق میکند
چند دقیقه وقت میخوای؟
این دختر شماست، اِلِن کویین؟
آره. اوه، خدای من.
خود اِلِنِ.
انگار فقط خوابیده.
واقعاً متاسفم.
نمیتونم تصور کنم چقدر باید سخت بوده باشه.
اعتراف کردن؟
اون مردها.
همونایی که گرفتید.
با یکیشون مصاحبه کردیم
و فکر نمیکنیم اونها اِلن رو کشتن
ولی اومدن مزرعه
یکیشون روری رو با اسلحه تهدید کرد
میدونیم، ولی الان فکر میکنیم یه نفر دیگه مسئول بوده
کی؟
این همون چیزیه که دوست داریم بفهمیم
پس، اگه حالش رو داری،
میخواستیم چند تا سوال ازت بپرسیم
هیچکدوم از شما میدونستید اِلن این تتو رو داره؟
نه. تا حالا ندیده بودم
کیرن؟ نه
این طرح رو میشناسید؟
باید بشناسیم؟
خب، فقط فکر کردیم شاید این نماد مهم بود
یه جوری برای اِلن
فقط یه تتوئه
بچهها این روزها کلی طرحهای بیمعنی میزنن
آره، ولی خب اونایی هم میزنن که ممکنه براشون معنی داشته باشه
اِلن تا حالا عقاید متفاوتی داشته؟
به فلسفههای غیرمعمول یا دین خاصی علاقهمند بود؟
مثلاً چی؟
پاگانیسم؟
علوم غریبه؟
علوم غریبه؟ جدی میگید؟
ما فقط داریم سوال میپرسیم
نه. نه
اون هیچوقت به هیچکدوم از این چیزا علاقهای نداشت، باشه؟ من میدونستم
باشه
باشه. فقط یه چیز دیگه
هیچکدوم از شما تا حالا یکی از اینا رو دیدید؟
خدای من!
حالت خوبه، کیرن؟
نمیتونم
متاسفم، نمیتونم این کارو بکنم
جین ناکس
اِم... جین ناکس کیه؟
خب، اون قبلاً این عروسکها رو میساخت
و شما میشناسیدش؟
اون و شوهرش
خب، دوست مامان و بابام بودن
ولی فکر کنم دههها پیش با هم بد شدن
چرا با هم بد شدن؟
اِم، خب، بابا قبل از اینکه فوت کنه یه زمین ازشون خرید
خانواده ناکس گفتن که اون بهشون کلک زده
از اون موقع به بعد هم کینه افتاد بینشون
تلفن زنگ میزند
اوه، ببخشید. من... باید این رو جواب بدم
میدونی بعضی وقتا از تو حرف میزد
ببخشید؟ پدرت
خب، من جوونتر که بودم خیلی کلیسا میرفتم
گروههای جوونا
من خیلی خوب میشناختمش. آره
گلو صاف میکند
ببین، نمیدونم اینجا چه خبره
ولی میخوام بهم قول بدی هر کی این کارو کرده رو پیدا میکنی
من فقط دارم به... بهم قول بده
لطفاً
ممنونم
سندی بود. سوابق تماسها رسید
اِلن به یه داخلی تو خونه لانگبنک زنگ زده بود
یه کلینیک بهداشت روان. اون داره... داره چکش میکنه
حالت خوبه؟
بریم با جین ناکس حرف بزنیم
# کاری که باهام میکنی
# کاری که باهام میکنی
# میدونم، باورم نمیشه... #
غذا حاضره!
دو بار تو یه هفته؟
آره، خب، میدونی
متاسفم. بابت ون
خب، خیلی خوب به نظر میرسه
زیاد بهش امید نبند
چی؟
روث
یعنی، خوبه که برگشته ولی بعید میدونم بمونه
و حتی اگه بمونه هم بعید میدونم تو شانس داشته باشی
خل نباش. من به روث علاقهای ندارم
چرا همچین فکری میکنی؟
یعنی، زندگیاش معلومه که کاملاً سر و سامون گرفته
شغل حسابی تو اون لندن
برخلاف خودت. هوم
بیخیالش شو
اون موقع خیلی دردسر داشت
همه اون ماجراها با پدرش
بهتره تو گذشته بمونه
گوسفند بعبع میکند
چی شده دستات؟
آه... هیچی نیست
شبیه هیچی نیست
فقط یه چیزی بود که باید حل میشد
فاکتور تراکتور از شرکت لیدلاو همین الان رسید
حساب رو چک کردم
پول کافی برای پرداختش نیست
گفتی اوضاعمون خوبه
اوضاع یه کم سخته، همین
خب، اون عمدهفروشهایی که تو ادینبورگ ملاقات کردی چی شدن؟
نشد
خب، حالا میخوایم چیکار کنیم؟
الان باید راجع به این حرف بزنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.