As primeras 200 linias.
در طول ۲۰ سال، و سه تا ماجراجویی باورنکردنی،
به بعضی از دورافتادهترین نقاط جهان سفر کردیم.
این ماییم تو جاده، چارلی. این ماییم که زدیم به راه، مرد.
با این حال، هیچوقت کشورهای بیخ گوشمون رو درست و حسابی کشف نکردیم.
- خب، بزن بریم. بریم اروپا. - بزن بریم.
پس، این تابستون رو داریم یه مسیر دایرهای فوقالعاده رو
تو ۱۷ تا از نزدیکترین همسایههامون میریم.
از خونه من تو اسکاتلند شروع میکنیم، میریم قاره اصلی،
از شمال اروپا میریم بالا، و وارد دایره قطب شمال میشیم،
بعد پایین میریم سمت بالتیک، قبل از اینکه مسیرمون از آلپ و سراسر فرانسه بگذره،
حدود دو ماه بعد برمیگردیم خونه.
و میخوایم بیخیال احتیاط بشیم،
با انجام این سفر با موتورسیکلتهای ۵۰ ساله کلهشق،
که یه جون تازه گرفتن.
موتورم داره یه صدای عجیبی میده.
کنار اونا، با یه موتورسیکلت سوم،
فیلمبردارهای کلودیو و مکس هستن.
و بچهها دوربینهای خاطرات شخصیشون رو هم همراه دارن.
من و راس هم با یه تیم کوچیک و دو تا کامیون برقی دنبالشون میریم.
فقط وقتی ضروری باشه با بچهها قرار میذاریم.
پس، این تابستون، اروپا زمین بازی ماست.
وای!
و میخوایم هرجا که دلمون خواست بریم و ببینیم تو این جادههای باز چی پیدا میکنیم.
نروژ، تو واقعاً، واقعاً من رو شیفته خودت کردی.
ما تو راه سوئدیم!
دیشب به نقشه نگاه کردم. فکر میکردم خیلی بیشتر رفتیم پایین.
پیش خودم گفتم، "اوه خدا،
ما هنوز خیلی اون بالا هستیم، رفیق."
حالا که تا شمالیترین نقطهای که این سفر ما رو میبره رفتیم،
برنامهمون برای این مرحله اینه که شروع کنیم رفتن به سمت جنوب، تو سوئد،
و بعد هم به فنلاند،
تا تو جنگلها و دریاچههای لاپلند گم بشیم.
همه چی عوض میشه وقتی از یه مرز رد میشی.
قشنگیش همینه.
اوه آره، نگاه کن. جاده صافه،
- پایین میره تو یه دریاچه زیبا. - عالیه.
این حشرهها رو نگاه کن.
یا ابوالفضل!
ای بابا.
میبینیشون. یه عالمهشون.
ولی جالبه. یعنی تو... تو عرض یه ساعت...
خب، فکر کنم برای اینه که اینجا این همه درخت و آب هست.
سوسیس گرفتم، واسه شام.
بفرما، کمی جِرکی بخور.
- نه. نه، ممنون. - نه؟
- من عوض شدم. - بدنت حرمت داره.
من برای مدت طولانی جِرکیخور بودم.
باشه.
یه چیزی اونجا تو جاده هست.
باورنکردنیه. اون یه شیشه جلوی کوچیک داره.
I know. He's got like a little... just a little car, isn't it? میدونم. یه جورایی یه ماشین کوچولو داره، مگه نه؟
Let's see what he's up to. ببینیم چیکار میکنه.
Can he come in? میتونه بیاد تو؟
Yes! آره!
- Hello. - What are you... - سلام. - داری چیکار میکنی...
- Wow. - ...what are you doing in there? - وای. - ...اون تو داری چیکار میکنی؟
Cycling. دوچرخه سواری.
What does it feel like in there? Exhausting. اون تو چه حسی داره؟ خستهکننده.
Downhill and in the flat it's great, but... سرازیری و تو کفی عالیه، ولی...
- Yeah. Up the hills... - Uphill is-- - آره. سربالاییها... - سربالاییها--
Are you on a tour or are you just out for the day? تور اومدی یا فقط واسه یه روز اومدی بیرون؟
No, it's a kind of a challenge. نه، یه جورایی یه چالشه.
How many miles? Or kilometers? چند مایل؟ یا کیلومتر؟
2,100. ۲۱۰۰.
2,100 kilometers. ۲۱۰۰ کیلومتر.
In how long? How long? تو چه مدت؟ چقدر طول میکشه؟
8 days. ۸ روز.
What's your name? اسمت چیه؟
- Niklas. - Niklas. - نیکلاس. - نیکلاس.
I'm Ewan and Charley. We do long, long motorcycle rides... من ایوان و چارلی هستم. ما مسافتهای خیلی طولانی رو با موتور میریم...
- Okay. - ...but it's very easy for us - اوکی. - ...ولی واسه ما خیلی راحته
- compared to what you're doing. - Well, well... - در مقایسه با کاری که تو میکنی. - خب، خب...
- I mean, it's very hard for us as well. - It's very hard for us too. - منظورم اینه، واسه ما هم خیلی سخته. - واسه ما هم خیلی سخته.
I mean, the elements. منظورم، شرایط آب و هواییه.
- Good luck, mate. - Good luck. - موفق باشی، رفیق. - موفق باشی.
So nice to meet you. Thank you so much. از آشناییت خوشحال شدم. خیلی ممنون.
- No problem. - See you. Take care. - خواهش میکنم. - میبینمت. مراقب خودت باش.
That is fantastic. فوقالعادهست.
Okay, guys. Should we go? خب، رفقا. بریم؟
It's a good on the road song. Wasn't it? آهنگ خوبی واسه تو راه بود. مگه نه؟
It is. Good travel song. آره. آهنگ سفر خوبیه.
There's a deer. یه گوزن اونجاست.
It's a big elk or reindeer, that is. این یه گوزن بزرگ یا گوزن شمالیه.
Holy moly. وای خدای من.
There's a little road here on the left. اینجا سمت چپ یه جاده کوچولو هست.
Don't know where that goes. نمیدونم کجا میره.
Goes straight to our campsite, that's what I think. مستقیم میره به کمپ ما، این چیزیه که به نظرم میاد.
Oh, look. This could be good. اوه، نگاه کن. این میتونه خوب باشه.
Can we camp here? But... I guess we can, right? میتونیم اینجا کمپ بزنیم؟ ولی... فکر کنم میتونیم، مگه نه؟
Yeah. آره.
All right. باشه.
Jesus. اوه خدا.
Going all the way up my johnson. داره تا خشتکم میره بالا.
Taking your life in your hands there. داری جونتو تو دستات میگیری اونجا.
But look where we are. We're in a... ولی ببین کجاییم. تو یه...
a wood next to a marsh. I mean, ...جنگل کنار یه باتلاق. منظورم اینه،
we're asking for it, really. خودمون داریم واسه خودمون دردسر درست میکنیم، واقعاً.
- There is a... - Oh, no. There's the rain. - یه... - اوه نه. بارون شروع شد.
Ah, balls. آخ، لعنتی.
Speedy, speedy. زودباش، زودباش.
اه.
خیلی، خیلی، خیلی رو مخه.
لعنتی. چقدر داره خیس میشه. چادرم...
اینجا و اینجا...
خب.
این حسابی خیس خورده.
نه.
رسیدی تو؟ اوه، نه. تو نیومدی.
فقط اومدم ببینمت.
کی گفت امشب کمپ بزنیم؟
ای بابا.
آره، عجب استقبالی، میدونی، برای شروع بقیه سفر.
تو چادرم، همشون دارن نگام میکنن.
میخوان بیان تو.
خونمو میخوان.
خوبی، چارلی؟
عجب شبی! ای بابا.
شاید صبح خشک بشم. ایشالا.
امشب بیخیال پختن سوسیس شیم.
خب، شب بخیر، چارلی.
داری اون بیرون وول میخوری، چارلی؟
- صبح بخیر، ایوان. - صبح بخیر، چارلی. چطوری؟
- حالت چطوره، رفیق قدیمی؟ - بد نیستم، رفیق.
ببخشید. شلوارمو ببندم.
یا خدا.
خب، حداقل بارون نمیاد.
وای خدا، همهجا پره.
تو سیبری... نه، شرق دور روسیه،
بدجور نیش خوردم رو...
- اوه، خدای من. - آره.
دیشب اینجا عجب کمپ خوبی زدیم.
اینجا پر از پشه است.
و کپل من
دیروز حسابی نیش خورده.
وای. یا خدا.
یکی، دو تا، سه تا، چهار تا، پنج تا.
پنج تا هست. حداقل پنج تا.
اونم فقط تو یه... تو یه نشستن.
یه بار نشستن.
و همچنین دیکم از سه جا نیش خورده.
خوب خودشو مهمون کرد، نه؟
پدرسگ حریص کوچولو.
- اوه، خدای من. - آره. اصلا نپرس.
تو بریتانیا یه چیزی هست به اسم تویگلت،
که یه نوع اسنکه.
مثل یه چیز کج و گرهدار... دیک من اون شکلی شده بود.
- اوه، خدای من. - واقعا افتضاح بود. وحشتناک بود.
ببین کجا هستیم.
وای، واقعا قشنگه، نه؟
کیلومترها راه در پیش داریم امروز، چون داریم به سمت جنوب میریم.
با این همه جنگل که سوئد رو پوشونده،
ما آماده یه سفر قشنگیم.
وایسا.
فکر کنم صدای موتور ایوان رو میشنوم.
من... فکر میکردم اینو تو نروژ درست کردیم.
چقدر برای ایوان رو اعصابه، نه؟
که دوباره اون صدا رو داشته باشه.
نمیدونم چطوری درستش کنم. خودم... نمیدونم
چطور بهترش کنم. که واقعاً اعصابمو خورد میکنه.
اذیتم میکنه.
میتونیم بریم؟
درسته؟ یالا رفیق. بزن بریم از اینجا.
برای اینکه تو همچین سفری دوام بیاری،
اینقدر به موتورسیکلتت وابسته میشی.
و اینقدر بهش متکی میشی.
وقتی موتورت درست کار نکنه، یه حس وحشتناک، وحشتناکیه.
شنی...
- شنی. - ...فکر کنم. بچهها، شنیه.
مواظب خودتون باشید.
جادهای که کمتر کسی رفته.
حالت خوبه ایوان؟
خوب کار نمیکنه.
یه موتور قدیمی دیگه. میدونی، مال سال ۷۴ئه.
باید بشه درستش کرد. یه ماشین بیشتر نیست.
فقط میخوام موتورمو درست کنم.
این کاریه که میخوام بکنم.
همینجا وایسیم؟
اوه، خدای من. هنوز خیلی روغنیه.
خب،
بذار ببینم.
آره. ببین، داره از اونجا میاد.
- هی مو. - خب، مشکلت چیه؟
من تازه کاور هر دو کاسه شناور رو برداشتم.
یه سیم فیوز گذاشتم توی... هر سه تا ژیگلور.
اسپری کردمشون... هر سه تا ژیگلور رو با تمیزکننده کاربراتور.
اوکی. حالا، میخوام شمع رو داخل وایر شمع فشار بدی.
- آره. - میخوام وایر شمع رو بذاری
روی درپوش سوپاپ.
- اینطوری؟ - آره، باید همین باشه.
اوکی، نگاه کن. آمادهای؟
آره، بذار ببینم.
- جرقه نمیزنه یا یه همچین چیزی. - جرقه نمیزنه، درسته؟
اولش فقط جرقه میزنه و بعد دیگه جرقه نمیزنه.
اوکی. وایر شمعهایی که میرن تو دلکو رو چک کن.
مطمئن شو که اون وایرها تا ته فشار داده شدن تو.
آه، آره. اون رفت تو.
- اوکی، اون... همون بود؟ - اوکی، خب، مشکلت همینجاست.
یه جایی...
باشه، مطمئن شو همه تو هستن.
آره، اون تازه پرید تو.
No comments yet. Be the first to leave one.