Heartland

Heartland

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 19

Información d'a versión

Heartland 2007 CA S19E09 Revenge 720p CBC WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 19 قسمت 9 Heartland 2007 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-30
Descargas: 17
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

قبلاً در هارتلند. اون گریسی پرایسه؟

.اون قبلاً با مامانت تو مزرعه وقت می‌گذروند

تو خوب کار کردی، می‌دونی، ازش استفاده کردی

.از شهرت و چیزی که ساخت

آخرای فصل پیش یه نفر باهام درگیر شد

.سرمو کوبید به ستون

.انقدر محکم زد که چشمم آسیب دید

.به حساب من، حداقل ۲۰ رأس از گاوها گم شدن

نمی‌خوام قیافه جک رو ببینم وقتی که

.بدون اون‌ها برگردیم. این اتفاق نمی‌افته

.من حتی یه گاو هم جا نمی‌ذارم

اگه ترجیح میدی، اشکال نداره با دکس یا کتی بری؟

.با دکس میرم

.ردپاها خیلی تازه به نظر میان

.ما مشکلی بزرگ‌تر از یه گرگ داریم

.آره

.دزدای گاو

.هی، بیا تو. این خطرناکه

.عاشق بوی هوای روستا هستم

.بوی خونه میده

نمی‌تونم صبر کنم تا قیافه‌شون رو ببینم

.وقتی ببینن کیو با خودم آوردم

پلیس چی گفت؟ اونا افسر کافی ندارن

.که هر مزرعه رو زیر نظر بگیرن

.پس اساساً به عهده خود ماست

.نه، این سرقت بزرگیه

.اون دزدای گاو خطرناکن

پس ما چیکار باید بکنیم؟

فقط بذاریم به کارشون ادامه بدن

تا اینکه ما ورشکست بشیم؟

.معلومه که نه

.ببین، می‌تونیم با نصب چندتا دوربین شروع کنیم

اوه، عالیه. آره، راکون‌ها

اونا کلی خوش می‌گذرونن مثل اون دفعه‌ای که

.یکی رو روی انبار گذاشتم

.اون خیلی بامزه بود

.میرم دراز بکشم

!هی، کابوی! سلام

.ببخشید فقط سر راه سر زدم

ولی آخرین مسابقه فصله

.و من فقط چند ساعت فاصله دارم

فکر کردم داری سفر می‌کنی

.با رفیقت از سالت اسپرینگ

.آره، باید ۱۰ دقیقه دیگه تانر رو تو خونه‌ام ببینم

پس چرا مونتانا رو با تریلر آوردی اینجا؟

...اوم

.در واقع بیگبی توشه

.کی؟ اسب جدید گریسی تو مزرعه

.باشه

اون خیلی از سرش می‌ترسه و به هیچ‌کس اجازه نمیده

.با افسار یا لگام نزدیکش بشه

.و یه چیز دیگه هم هست که باید در مورد بیگبی بدونی

.گریسی نمیدونه که من اونو آوردم اینجا

ناتان! اون سعی کرد باهاش کار کنه

ولی هیچ شانسی نداشت و زیادی مغروره

که کمکت رو قبول کنه. خب، اون متوجه میشه

.که اون اینجا نیست. نه

بهش گفتم یه دامدار میشناسم

.که میتونه یکم ازش کار بکشه

.پس از نظر فنی دروغ نمی‌گم

.باشه

.ولی بهتره این قضیه برام دردسر نشه

.تو بهترینی

.پس گله ما مورد حمله دزدای گاو قرار گرفته

.و احتمالا تو هم باید گله خودتو چک کنی

جدی میگی؟

.اوه، باشه. آره

.میگم گریسی امشب بهش رسیدگی کنه

.پیتر برگشته

اون کیه باهاش؟

حدس بزن کی برگشته؟

!بابا! اوه، سلام به روی ماهت

.هی

.خوش برگشتی، عزیزم. هی

.خب، یه سوپرایز براتون دارم

!جورجی! سلام! وای خدای من

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

من تو مسابقه بزرگ اسپرینگ‌ویو ثبت‌نام کردم

!همینجا، آخر هفته آینده. اوه، چه باحال

.کوئین هم اینجاست؟ یه دقیقه صبر کن

.با یه سوپرایز اومدی؟ بذار انگشترت رو ببینم

.نه، اون نیومد

.در واقع، ما بهم زدیم

.اوه

خب تو--حالت خوبه؟

.یعنی، البته، با این شرایط خیلی خوب نیست

.مامان، لازم نیست اینقدر با احتیاط راجع به بهم خوردن رابطه‌ام حرف بزنی

.این تصمیم خودم بود و پشیمون نیستم

.میدونم، ولی من... ولی نداره

.من خوشحالم

.و خیلی خوشحالم که تو مزرعه اسب‌سواری یه جایی برام داشتی

.- و ما فقط خوشحالیم که اینجایی و حالت خوبه

.- هوم. آره

...راستش

.نه اونقدر تو میدون پرش

.من و فینیکس اصلاً رو فرم نیستیم

امی، شاید بتونی فردا با ما کار کنی؟

...بعد از اینکه فینیکس از قرنطینه سفرش خارج شد

و کارِت با اسب دوست پسرت تموم شد؟

.- پس نیتن رو دیدی؟ آره، یه لحظه

.خیلی خوب به نظر میاد

نیتن برای مسابقه به مونتانا نیاز نداره؟

.- راستش بیگ‌بیه

.که اسب جدید گریسیه

!- چی؟

...- یه جورایی رازه. نیتن واقعاً نمی‌خواد

.گریسی بدونه

.- تعجب می‌کنم تو اصلاً بخوای برای گریسی پرایس لطفی بکنی

.چه راز باشه چه نباشه

...- لو، فکر کردم قراره بی‌خیال شی

از دردسرای خانواده پرایس امشب دست برداری، نه؟

!بیا رو چیزای خوب تمرکز کنیم

خانواده همه با هم اینجان، مگه نه؟

.درسته؟ بیا ازش نهایت استفاده رو ببریم

!- ممنون پیتر. اِم‌هوم

!به سلامتی

.- به سلامتی، بابا. خوش اومدی خونه، عزیزم

.- بلند شو

!وای، وای، وای، وای، وای

!هی

.سلام

من دوست دکس کشمنم؟

.بهم گفتن اون الان اینجا زندگی می‌کنه. آره، همینطوره

.ولی همین الان از دستش دادی. رفت به زمین رودئو

...- ایده ای داری کی برمی‌گرده؟ اِم

.نه، نگفت. احتمالاً بهتره بهش پیام بدی

...- آره، راستش مدتیه گذشته، برای همین خیلی ترجیح می‌دم

.حضوری ببینمش

.ممنون

.- تو اینجا چیکار می‌کنی؟ فکر کردم داشتیم تمرین می‌کردیم

.- نه، داریم! دکسی فقط می‌خواست اول یه قهوه بزنیم

.اووه، ببخشید، یه هات چاکلت با خامه و ترافل

...- هی، من ترافل نمی‌زنم. آه

چون من اینقدر شیرینم که بهشون نیازی نداری؟

.- میشه فقط بریم سر کار؟ آره

.یوهو! سلام

.- هی، دکس

شیم؟

.تو اینجا چیکار می‌کنی؟ امیدوار بودم بتونیم حرف بزنیم

وقت برای یه قهوه داری؟

.من تمرین دارم

.اوه، پس هنوز... نه، من الان گاوبازی می‌کنم

.اوه، وای

باشه، شاید بعداً پس؟

.فکر نمی‌کنم

.بیا دیگه رفیق. مدتیه از هم بی‌خبریم

.امکان نداره، شیم

.باشه، متاسفم

ما، اِم... ما بعداً تمرین می‌کنیم، باشه؟

...آه

جدّی... حالت خوبه؟

فکر می‌کنی به اندازه کافی قایم شده؟

.آره، فکر کنم. باشه

.پس من می‌خوام دوربین‌ها رو با گوشیم هماهنگ کنم

.من که از این چیزا بی‌خبر نیستم

.می‌تونی با گوشی منم هماهنگش کنی

...نه، نه، نه، نه، نه، چون تو از

.پلیس رد می‌شی و بی‌درنگ میای اینجا تا خودت باهاشون روبرو بشی

.هومف

!آه! چقدر رو فرمی

.خب، من یه امید المپیکم

.یا حداقل قبلاً بودم

.دوباره رو فرم میای

...هی، گوش کن، می‌خواستم ازت تشکر کنم که

...بهمون گفتی لازم نیست راجع به جدایی‌تون

.با ملاحظه رفتار کنیم

.من قدردانم

...و همچنین می‌خواستم اینو به خودت برگردونم و بگم

...می‌دونی، امیدوارم که تو

.احساساتت رو توی صندوقچه ضربه‌های روحی نگه نمی‌داری

صندوقچه ضربه‌های روحی؟

.تو یه پادکست روابط شنیدم

...راستش خیلی عالیه. من فقط می‌دونم

...که جدایی‌ها می‌تونه سخت باشه، و

.بابا، بهت گفتم که حالم خوبه

.ما سال‌ها بود که از هم دور می‌شدیم

.راستش، فقط مشتاق فصل بعدی زندگیم هستم

.درسته. آه، ببین، این همون فاز "تغییر روایت"ه

.این همونیه که، اِم... بهش می‌گیم

...من فقط، من نمی‌خوام که تو، می‌دونی

...احساساتت رو سرکوب کنی و می‌خوام بدونی

.باشه، این کلمات قلمبه سلمبه رو تموم کن

.شاید خودت به یه پادکست نیاز داری آقای مشاور روابط

.باشه، آره، شاید راه‌اندازیش کنم

.و اسمشو می‌ذارم دکتر مشاور روابط

.چون بهتر صدا میده

...می‌دونی، راستش شاید یه

.چیزی باشه که بتونی بهم کمک کنی، دکتر

.واقعاً؟ باشه

.بابام داره دیوونم می‌کنه

چجوری از شرش خلاص شم؟

.وای. باورم نمیشه خودم افتادم تو این دردسر

.می‌بینمت. خداحافظ

تماس شما فوروارد شد

.به سیستم پیام‌گیر صوتی خودکار

.هی کوین

.فقط... بازم دارم بهت زنگ میزنم

.اگه میشه لطفا باهام تماس بگیری

.ممنون

هی اِیمی. خواهرت این دور و برا نیست؟

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left