As primeras 200 linias.
پاتیل، همونجایی که هستی بمون. حواست جمع باشه
بله قربان. مفهومه، تمام
اینجا همیشه همینقدر شلوغه
طوری نیست موری. باید مستقیم بریم
اون احمق رو نگاه کن
همین سمت چپ، مرغهای خیلی خوشمزهای داره
موری، فقط حرفش رو نزن. فردا با خودت بیار
موری، همینجا نگه دار. خانم
زنده باد هند، خانم. زنده باد هند
بله قربان. بله، حله
بله قربان. زنده باد هند، قربان
رئیس امروز بدجوری سگ اخلاقه
از دست همه شاکیه
حتماً زنش سرش داد و بیداد کرده
خانم، منشیش بهم گفت
یادش رفته بوده زنش رو برای سالگردشون ببره خرید
اونم اینقدر کفری شده که رزرو شام رو کنسل کرده
باورت میشه؟
ما سختترین مجرمها رو مثل آب خوردن کلهپا میکنیم
ولی وقتی نوبت خانواده میرسه، گند میزنیم
دقیقاً همینطوره خانم
واسه همینه که موری فردا رو مرخصی میگیره
آها بله، یکشنبه عروسی خواهرزنته، نه؟
بله خانم
درس و مشقِ بچهی کوچیکت چطوره؟
موندم این اصلاً کِی درس میخونه
همیشه یا چسبیده به تلویزیون یا پای کامپیوتره
راستی، یادم افتاد
الو. سلام میرا
بله خاله
درسهات رو دوره کردی؟ معلومه که کردم
دارم صدای تلویزیون رو میشنوم
کِی میای؟ زود
گرفتیش؟ چی رو؟
بله خانم. داشتم با جعفر حرف میزدم
باشه
تا برگردم بهتره دوره کردن درسهات تموم شده باشه
باشه، فعلاً
بهشون غذا دادی؟
دارن پادشاهی میکنن
موری از بعدازظهر داره به خوردشون پنیر میده
موری، کی بهت گفته موشها پنیر میخورن؟
توی تام و جری دیدم
اینا عاشق پنیرن
تیم مراقبتمون از قبل اونجا هستن، درسته؟
چک میکنم خانم
شینده
بیا شام بخور
الآن میام
بچه داره گریه میکنه
ببخشید
موش
وای خدای من
مرتیکهی
پاشو! کثافتِ عوضی! پاشو
گمشو بلند شو
فقط یه موش میتونه یه موش دیگه رو از سوراخش بکشه بیرون
خانم، توروخدا شلیک نکنید. خواهش میکنم خانم
قرار نیست بهت شلیک کنیم
التماس میکنم خانم
دستوری برای شلیک به یه آشغالی مثل تو ندارم
باید زنده ببرمت
جعفر... بله خانم
بقیهی واحد رو بفرست تو. بله خانم
خدا میدونه چه جونورای دیگهای اون تو قایم شدن
بگیریدش
مرتیکهی
چهار بار قبلاً از دستمون در رفتی
فکر کردی اینبار هم میذاریم به همین راحتی فرار کنی؟
خانم، دارم بهتون هشدار میدم. علیبای روزگارتون رو سیاه میکنه
ببرینش
پناه دادن به موشها طاعون میاره
رحمان، باید ممنونم باشی
حداقل برای آخرین بار صفا کردی
جعفر داشت همهچی رو برات خراب میکرد
دارید دستم میاندازید، نه خانم؟
رئیس پشت خطه
بله قربان. - رحمان رو گرفتید؟
بله، داریم میبریمش کلانتری
من دستور داده بودم بکشینش بیرون و بعد بگیریدش
نه اینکه ییهو بپرید وسطِ محله
قربان، خودتون میدونید رحمان چقدر موذیه
اگه میذاشتیم بیاد بیرون، حتماً فرار میکرد
اگه فرار میکرد دوباره میگرفتیمش
اما کی جوابگو بود
اگه یه غیرنظامی توی تیراندازی کشته میشد؟
قربان، همهی جوانب رو رعایت کرده بودیم
رعایت جوانبت، بردن موش بود؟
ای بابا، آخه شیوانی! تو رو خدا
قربان، ریسک حسابشدهای بود
وظیفهی تو دستور گرفتنه، نه ریسک کردن. فهمیدی؟
یکی بیاد زنِ رئیس رو ببره خرید، ثواب داره
برید خونه خانم
میرا ازتون خواسته بود زود برید، درسته؟
آره
اگه پروندهی این بیشرف رو درست ردیف نکنیم
یه سوراخ موش پیدا میکنه که از دست قانون در بره
عمراً خانم
تا صبح همهی مدارک رو آماده میکنیم
شما فقط یه نگاه بهش بندازید
باشه
هی، اومدی! ببخشید، باز دیر کردم
اشکالی نداره
میرا، بیدار شو. خالهت اومده
ببخشید... خاله
تولدت مبارک عزیزم! - خاله
خاله! خیلی دیر کردی. تولدت مبارک خاله
برای منه؟
نه خاله. توی ردهی کمربند نارنجی اول شدم
به مامان و بابا نشون دادی؟ آره
تولدت مبارک
شیوانیِ عزیز، تولدت مبارک... خالهی عزیزم تولدت مبارک
تولدت مبارک
تولدت مبارک
این برای میراست. - تولدت مبارک عزیزم
و برای من؟
بدو دیگه
زود، زود، زود
اینم برای شماست، عمو
میرا
واو! خیلی بهتون میاد خانم
درست مثل "جان آبراهام" شدید
این عینکها رو بزنید و با کلاس موتورسواری کنید
ویژ، ویژ... هی، هی
اگه شبیه جان آبراهام بشم که دخترا میافتن دنبالم
یه چیز دیگه نشونم بده
البته خانم. یه مدل دیگه نشونتون میدم
کلی مدلهای متنوع دارم
این یکی رو امتحان کنید
مثل "چولبول" توی فیلم "نترس"
اونم مثل شما پلیس بود
با اینا با کلاس بچرخید
همون یه دونه "چولبول پاندی" بسه
یکی دیگه لازم نداریم
خانم، عینک مدل "سانی لئونه" هم دارم
هی! ولی اون که شیشه نداره
از اون مدلهای شیشه روشنه، واسه همین پیشنهادش نمیدم
ولی نگران نباشید خانم
دقیقاً میدونم دنبال چی میگردید
یه لحظه صبر کنید. کلی مدل دیگه دارم
هی
اونجا چه خبره؟
موری، برو چک کن
بیخیال شید خانم. ما پلیس جنایی هستیم
چرا باید خودمون رو درگیر این چیزا کنیم؟
موری، جنایی بودن اولویت دوممونه
ما اول از همه پلیسیم. یالله بریم
بریم. بجنب
بیا دیگه
خانم، عینکتون
برین کنار
چطور جرئت کردن روز ولنتاین رو جشن بگیرن
هی
بسه! این خرابکاریها رو تمومش کنید
خانم، لطفاً سد راهمون نشید
بذارید کارمون رو بکنیم
گمشو اونور
هی
در حال حاضر فقط یکی از ما میتونه کارش رو انجام بده
و الآن، من در حال خدمتم
پس شما دست از کار میکشید و میذارید من کارم رو بکنم
زرنگبازی درنیار. خفه شو و بزن به چاک
بچهها شما ادامه بدید
اخطار آخر
تو و اون اخطار آخرِ کوفتیت
تو...! روزگارت رو سیاه میکنم
موری، شروع کن به شمردن
ماده ۱۴۳. تجمع غیرقانونی
ماده ۱۴۷. اغتشاش
ماده ۱۳۲. تحریک به تمرد
ماده ۵۰۴. توهین عمدی به قصد
برهم زدن نظم و آرامش عمومی
ماده ۵۰۶. ارعاب مجرمانه
پاشو
دو تا مادهی دیگه مونده. بلند شو
ماده ۱۸۸. سرپیچی از دستور مامور دولت
و ماده ۳۵۳. حمله یا اعمال زور مجرمانه
برای جلوگیری از انجام وظیفهی مامور دولت
کس دیگهای هست که بخواد درس قانون یاد بگیره؟
جعفر، فیلم گرفتی؟
بله خانم
هی
مطمئن شو که رئیست اسمم رو درست یاد بگیره
شیوانی شیواجی روی
سربازرس ارشد دایرهی جنایی
۳ واحد
هر غلطی دلت میخواد بکن
گمشو
آقا، یه کمکی بکنید
آقا، صدقه بدید
خاله
خاله، فقط پنجاه تاست
چند؟ خاله، پنجاه روپیه
نه بابا، سی تا بده
نه خاله. پنجاه تا ببر
باشه، سی و پنج تا. قبوله؟
قبوله
پیاری
پیاری! بیا اینجا
وایسا. خاله، توروخدا عجله کن. بیا
No comments yet. Be the first to leave one.