As primeras 200 linias.
صبحانهی شما قربان.
گوشت شکم خوک.
حس ششمم میگه امروز یه اتفاق خیلی هیجانانگیز میفته.
تو بازار گوشت شکم خوک این صبح.
خانم پنه لوپه امشب با شما شام میل میکنند قربان؟
بله. بله، حتماً.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر، فولسی.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
صبح بخیر، آقای وینتروپ.
صبح بخیر.
گوشت شکم خوک. میدونستم! میدونستم!
صبح بخیر آقای دوک.
صبح بخیر آقای دوک.
صبح بخیر آقای دوک.
صبح بخیر، آقای دوک. صبح بخیر، آقای دوک.
صبح بخیر آقای دوک.
کی میفروشیم؟
من باورم نمیشه این دانشمندا چقدر احمقن.
"سوال ابدی."
هیچ سوالی در کار نیست. جوابش واضحه.
برام مهم نیست که ارثیه یا محیط.
راستش، دیگه از شنیدنش خسته شدم.
چیزی که برای من مهمه اینه که چقدر میتونیم بابت گوشت شکم خوکهامون پول دربیاریم.
وینتروپ دستور فروش رو برای ۷۶ و یک چهارم گذاشته.
نمودارهاش میگن بالاتر از این نمیره.
هیچوقت به اون بالا نمیرسه. الان بفروشیم.
صبر کن، مورتیمر.
ببینیم وینتروپ درست میگه یا نه.
وینتروپ اشتباه میکنه. به اوجش رسیده.
میگم الان بفروشیم.
فقط چند ثانیهی دیگه.
بازار داره بسته میشه. نمیتونیم سفارش رو ثبت کنیم.
ما همین الان ۳۴۷ هزار دلار اضافه درآوردیم.
وینتروپ رو وصل کن.
خب، البته که من حتی یه لحظه هم شک نکردم.
تو ذهنم، مورتیمر.
اوه، آره، مطمئنم خیلیها تو این قضیه ورشکست شدن.
تو باشگاه میبینمت.
صبح بخیر آقای دوک.
کریسمس مبارک! کریسمس مبارک!
خیلی ممنون.
ویتنام این بلا رو سرم آورد ولی تلخکام نیستم، ممنون.
کریسمس مبارک! حانوکا مبارک؟
آره، چطوری؟
یه پولی به این کهنه سرباز بیچاره میدی؟
من تا آخر عمرم محتاج و درماندهام.
من پولی ندارم که بهت بدم.
خواهش میکنم، هرچیزی. یه ۲۵ سنتی.
هرچیزی، فقط یه چند دلاری.
هرچیزی، یه ۲۵ سنتی، یه ۵ سنتی، خواهش میکنم.
هی رفیق، من واقعاً از این حرکتت خوشم نمیاد.
برام مهم نیست چیه.
ژامبون دودی، هرچیزی. یه کم بیسکویت.
خیلی ممنون.
چطور میشه یه تنه درخت تو کونت بکنی؟
از اینجا دور شو!
تو خیلی روحت بزرگه. ازت ممنونم.
اینو گوش کن.
"انتظار میرود این رکود ادامه یابد."
"تا زمان گزارش محصول ژانویه وزارت کشاورزی."
دقیقاً همونطور که فکر میکردیم، راندولف.
اشتباهه. کاملاً اشتباهه. حقیقت نداره.
اونا به این یارو ژنتیکدان جایزهی نوبل دادن.
اون مرد هیچی از ذات بشر نمیدونه.
راندولف. ما داریم میلیونها دلار از آب پرتقال یخزده درمیاریم.
و تو داری با من دربارهی ذات بشر حرف میزنی.
پول که همه چیز نیست، مورتیمر.
اوه، بزرگ شو.
مامان همیشه میگفت تو حریصی.
منظورش یه تعریف بود.
عزرا، درست سر وقت.
شرط میبندم فکر کردی پاداش کریسمستو فراموش کردم.
بفرمایید.
۵ دلار. شاید برم سینما.
تنها.
نصفش مال منه.
ممنونم، آقای مورتیمر.
آقایان.
عالی به نظر میای، لوئیس.
حس خوبی دارم، تاد.
امروز برای اسکواش یه نفر چهارم لازم داریم لوئیس. علاقه داری؟
نمیشه. امشب با پنه لوپه شام میخورم.
اوه، خوش به حالت.
شانس نیست، تاد.
راندولف، مورتیمر.
وینتروپ، پسر من، چی برامون داری؟
خب، دوباره این موقع از ماهه.
چکهای حقوق کارمندامون.
که نیاز به امضاهای شما داره.
و یادتون نره اون قراردادای مهم رو امضا کنید.
مثل اینکه داریم به بعضی از کارمندامون پول زیادی میدیم.
نمیشه از قانون حداقل دستمزد فرار کرد، مورتیمر.
پنجاه هزار دلار به کلارنس بیکس! آخه کی...؟
میخواستم در مورد همون ازت بپرسم.
من سوابق شخصی رو حسابی بررسی کردم.
و به نظر نمیرسه که...
یه کلارنس بیکسی توی شرکت استخدام باشه.
اوه، اوه.
کلارنس بیکس. آها، بله، البته.
اون داره یه کار فوق سری برامون انجام میده.
تحقیقات.
پنه لوپه چطوره؟
هیچوقت یادت نره که اون نتیجهی ماست، وینتروپ.
بهتره باهاش ازدواج کنی و سرو سامون بهش بدی.
خب، حتماً تلاش میکنم، قربان.
راستش، کارتهای عروسی همین هفته پخش میشه.
خوبه. کارت عالی بود، وینتروپ.
نگران این نباش، وینتروپ.
من خودم شخصاً از پسش برمیام.
خدانگهدار، وینتروپ.
وینتروپ جوون خیلی سر به راهیه.
خوششانسیم که اون شرکت رو برامون اداره میکنه.
اه، چرندیاته. اکستر، هاروارد... اون محصول یه محیط خوبه.
ربطی به محیط نداره.
با ژنهایی که اون داره، میتونستی وینتروپ رو هرجا بذاری...
و اون بالاخره موفق میشد.
نژاد مهمه، رندالف. درست مثل اسبهای مسابقه.
تو خونشه.
هی عزیزم، چه خبر؟
حالت چطوره؟
وقتی یه مرد بیپا داشته باشی، دیگه نمیتونی برگردی، عزیزم.
میدونم چی داری فکر میکنی.
پورگی و بس رو دیدی؟
ما میتونیم موفق بشیم، عزیزم. من و تو.
تو عوضی!
کیه اونجا؟ کیه؟ چی میخوای؟
پلیس. چند تا شکایت داشتیم.
درباره کلاهبردارایی که ادای کور و فلجها رو درمیارن.
آه، خیلی دلم میخواست کمکت کنم، رفیق.
اما من از وقتی پا روی اون مین گذاشتم، هیچی ندیدم...
توی ویتکنگ، سال ۷۲.
سخت بود، خیلی دردناک.
تو تو ویتنام بودی؟ ما هم بودیم. کجا؟
من تو سنگ بانگ، دنگ گونگ بودم.
من همهجای اونجا بودم، در واقع خیلی جاها، خیلی جاها.
تو کدوم واحد بودی؟
من با کلاهسبزها بودم.
گردان یگان ویژه، تاکتیکهای هوابرد کماندو.
گردان واحد تاکتیکهای ویژه.
آره، خیلی محرمانه بود.
من مامور اورنج بودم. اسمم مامور اورنج بود.
مامور ویژه اورنج، اون من بودم.
هوابردی، آره؟
میبینم! میبینم!
من... من پا دارم.
من... اوه لعنتی، ببین اینو!
رفیق! میتونم راه برم.
یا مسیح، ستایش مسیح.
ممنونم. اوه، این محشره.
باورم نمیشه... ممنون.
فقط نمیدونم چی بگم. این...
شکر خدا. ستایش مسیح.
به من نگاه کنید.
این دیگه زیاده. باورم نمیشه.
شما فوقالعادهاید. گوش کنید، نمیتونم ازتون تشکر کنم.
اول موسی، حالا این. خدایا، مسیح.
اوه، عزیزم، به من نگاه کن.
خیلی خوشحالم. اوه خدایا. به من نگاه کن، این دیگه زیاده.
چه روز شادی. چه روز شادی!
واقعاً، از همهتون ممنونم.
باشه حالا. خیلی خب. ببینید اینو.
میتونم راه برم. نمیدونم چی بگم.
من خوبم. آروم باشید.
شما هر دو نفرتون محشرین.
حالتون چطوره؟
اوه، بابت اون معذرت میخوام، رفیق.
وایسا، دزد!
کمک، کمک!
چی داری میگی، رفیق؟
شلیک نکن. برش دار، برش دار.
خواهش میکنم منو نکشید. دارم عروسی میکنم.
هی، من کیفت رو نمیخوام، رفیق.
کمک! کمک!
کمک! کمک!
کمک!
اون توئه. دنبالش کنید.
ببخشید.
مراقب باشید. احتمالاً اسلحه داره.
جلوش رو بگیرید. کیفم دستشه.
جلوش رو بگیرید! جلوش رو بگیرید!
اون توئه. اون پسره دیوونهست.
داره فرار میکنه. بگیرینش. لعنتی.
نگاش کنید. از سر راه برین کنار.
بگیرینش. داره فرار میکنه.
اونجاست. خودشه. بگیرینش. بگیرینش.
اون زیر میزه. یکی بره اون زیر.
یکی بره اون تو.
همونجاست. همونجاست. اونجاست.
No comments yet. Be the first to leave one.