As primeras 200 linias.
توجه کنید، اهالی کمپ نورث استار
مدیران ارشد، مربیها و مربیهای تحت آموزش
لطفاً به احترام سرود ملیمون بلند شید
عجب سرودی بود، نه؟ والا نمیدونم شما چه حسی دارید
ولی من هر بار که میشنومش، یه بغض گندهای تو گلوم میترکه
خب، ساعت ۷:۰۵ صبحه
و اوه، دماسنج قدیمی کمپ نورث استار
داره عدد ۴۳ درجه رو نشون میده
و خب، برای ۲۵ ژوئن یکم زیادی سرد و سوزداره، نه؟
من تریپر هریسون هستم
مربی ارشدتونم و اینم برنامهی بیدارباش منه
هر روز صبح همین موقعها میام سراغتون
به این امید که تجربهی اردوی تابستونیتون رو
تبدیل کنم به بهترین چیزی که با این قیمت میشد خرید
البته، اون طرف دریاچه، توی کمپ موهاک
تا یه ساعت دیگه هم از خواب بیدار نمیشن
وقتی هم بیدار بشن، خدمتکارها با سینیِ
کروسان و قهوه و شیر صداشون میکنن
امیدوارم به کسی نخورده باشه
اما اینور، امروز صبح تو کمپ نورث استار
قراره یه آشِ آبکیِ خوشمزه برای صبحانه بخوریم
یادتون نره که بازم بخواید، چون تا خرخره میتونید از این آشها بخورید
خیلی خب همگی، لطفاً حواستون به من باشه
خیلی خب، منتظرم. بچهها، آروم بگیرید
خوبه، حالا شد
ببینید، امسال کلی آدم جدید اینجا داریم
پس قبل از اینکه ادامه بدیم، میخوام خودم رو معرفی کنم
اسم من مورتی ملنیکه
سلام میکی. سلام میکی
اسمم مورتیئه، نه میکی
خب، اتوبوسها فردا صبح ساعت ۶:۳۰ حرکت میکنن
تا برن دنبال بچهها
و خیلی مهمه که لیست وظایف اتوبوسهاتون رو بگیرید
تا بدونید مسئول کدوم گروه از بچهها هستید
با من بحث نکن، بردلی
در ضمن، از راکون هم ممکنه هاری بگیرید
بهش بگو موری. درست میگه بردلی
یادتون نره روی سنگ توالت فرنگی کاغذ بذارید
چون ممکنه یه عفونت وحشتناکی بگیرید
راستی، میخواستم بپرسم، سیگار آوردی؟
اوه نه، نتونستم. یادم رفت
مامانم باکس سیگار رو تو چمدونم پیدا کرد، پاک قاطی کرد
خب، چرا نمیریم یه خرده بگیریم؟ آره، باشه
مامانی؟ مامانی؟ مامانم کجاست؟
تریپر، من امسال تابستون منتظر یه هیجانی، حرکتی هستم
امیدوارم تو و رفقات بتونید این انتظارم رو برآورده کنید
خب، من که در خدمتم، ولی اون کسی که باید حواست بهش باشه «اسپز»ـه
اسپز؟ اون واسه خودش یه پا ماشینِ عشقه
داری شوخی میکنی؟
اون حتی با شیپور و طبل هم نمیتونست منو تکون بده
آره، یه شب باهاش رفتم بیرون و اون خودش تنهایی برای ما شیشتا پرستار تور کرد
که چهارتاشون فردا صبحش نتونستن برن سر کار
حالت خوب میشه؟
هی، آخر تابستون میبینمت، باشه؟
باشه
این اتوبوس برچسب معاینه فنی نداره
اتوبوس قدیمیِ ردیفیه
نه، نیست. یه تیکه آهنپارهست. باید به بابام بگم
اونم گزارشتون رو به راهنمایی رانندگی میده
راکسن
و تو هم میری زندان. میفهمی؟ زندان؟ پشت میلهها؟
آره، دقیقاً مثل پارسال، ازش متنفر میشیم
آره. اردو افتضاحه و تو هم یه آدم اسکل هستی
آره، آره، راست میگی، واقعاً هم همینطوری هستی
سلام. زود باشید دیگه
سلام. چی میخوای؟
چیه، به مشکل خوردی؟ نمیتونم این بچهها رو سوار اتوبوس کنم
باشه. بذار من باهاشون حرف بزنم. علتش اینه که من نمیخوام برم
بیاید اینجا بچهها، میخوام دو کلمه باهاتون حرف بزنم، باشه؟
نه
باشه، حالا شماها، ببینید، شما... چی؟
بهتره سوار اتوبوس بشید، وگرنه... چرا؟
خب، چون اگه نشید، حسابی لِهتون میکنم
بد نبود، نه؟
هی، مواظب باش، اونا وسیلههای گرونی هستن. خیلی خوب بود قربان
هی، اسپز، رفیق. چطوری رفیق؟
هی اسپز، از دیدنت خوشحالم
اوه، هی، اونو پس بده
بیخیال اسپز. نه، داریم بهت لطف میکنیم
پسش بده! مثلاً میخوای چیکار کنی، اسپز؟
آره. هورس، میلکشیکش رو بهش پس بده
باشه، باشه. بیا بگیرش
هی، تو مسابقهی بسکتبال میبینمت، اسپز
عوضیهای موهاک
این بچهها دارن به مجللترین اردوی تابستونی میرن
اردوی موهاک
اونجا یه لیست انتظار دو ساله داره و تکتک بچهها باید با رأیگیری قبول بشن
علاوهبر همهی اینها، هزینهی اردوی موهاک هفتهای ۱۰۰۰ دلاره
سوال اینجاست که آیا واقعاً ارزش هفتهای ۱۰۰۰ دلار رو داره؟
البته که داره. بهترین اردوی لعنتیِ ممکنه
خب، شما با اردوی موهاک ارتباطی دارید؟
خب، فکر کنم آره، من مدیر برنامهها هستم، جری آلدینی
خب، چطوری این هفتهای ۱۰۰۰ دلار رو توجیه میکنید؟
خب، ما یه سری برنامههای ویژه داریم
البته امسال هم دوباره نمایش «شکسپیر در دایره» رو اجرا میکنیم
میزگرد سیاسیمون رو هم داریم. هنری کیسینجر میاد
یاسر عرفات هم قراره بیاد
یه آخر هفته رو با بچهها بگذرونه و فقط باهاشون گپ بزنه
حیرتانگیزه
و بچهها هم که دنبال حیوون بودن
خب، امسال قراره هر کدوم از بچهها برن دنبال یه خرس و خودشون شکارش کنن
اونم توی منطقه حفاظتشده اختصاصی خودمون
مطمئنی بچهها از پسش برمیان؟
حالا میبینیم. ولی اصل هیجان، طبیعتاً
آخرای تابستون رقم میخوره
توی «هفته آگاهی جنسی»
قراره ۲۰۰ تا زن خیابونی از کل دنیا وارد کنیم
و هر کدوم از بچهها، فقط با یه فلاسک قهوه و ۲۰۰۰ دلار پول نقد
سعی میکنه به بیشترین کشورهای ممکن سر بزنه و برنده هم معلومه دیگه
به عنوان «پادشاه هفته آگاهی جنسی» معرفی میشه
و اجازه داره تا آخر اردو به شهرای اطراف شبیخون بزنه و همهجا رو غارت کنه
واقعاً که معرکهست
خب، واسه هفتهای ۱۰۰۰ دلار دیگه چه توقعی داری؟
هی، تو هم تابستون خوبی داشته باشی، باشه؟
هی. تو باید همون بچهی قدکوتاه و دپرسی باشی که سفارش داده بودیم
خوشحالم که رسیدی
نصفشو میخوای؟
بیا بریم تو فرانکنشتاین، یه نوشیدنی مهمونِ منی
خب، بالاخره همهی دخترای ۱۲ ساله جمع شدن؟
امسال سال توپی میشه. یه اکیپ خیلی باحال نصیبمون شده
زمینش خیلی لیزه. ممکنه لیز بخورم و گردنم رگبهرگ بشه یا اصلاً بشکنه
میدونی، اینا مصدومیتهای جدیان. آدم ممکنه غزل خداحافظی رو بخونه
فیل؟ این دیگه دست تو رو میبوسه. دمت گرم تریپر. تو رودی گرنری؟
سلام، من فیلم. تو تو اتاق منی، حله؟
باید اینو... سلام مورتی
سلام تریپ. لیست قوانین رو داری؟ نه، دارم دنبال یه نسخهاش میگردم
خیلی خب، بفرما اینم خدمت شما
خیلی مهمه، تمام کارآموزات
باید اینا رو فوتِ آب باشن، از بر باشن، چپ و راست و خلاصه هر جوری که حساب کنی باید بلد باشن
بزنشون به دیوار، مطمئن شو که همهشون رو حفظ کردن. خیلی حیاتیه
هی، لری
لری! چیه؟
فکر کنم اون دختره اونجا داره بهم زل میزنه
کدوم دختره؟ کجا؟ اونجا
هی، واقعاً داره نگاهت میکنه
بهتره بری باهاش گپ بزنی. حتماً ازت خوشش اومده
چه خبر، خوشگله؟ زیپِ شلوارت بازه
رنزتی، بیا اینجا. هی، فینک، بجنب. از رو زانو بلند شو
هی اسپز، داشتم نگاهت میکردم
یه لحظه به نظر رسید یه شانسایی داری
ممنون، تریپ
ایول داداش، سالار خودمی. هی، تریپر
هی، پسر. نگاه به راست، آقایون
هی. هی، اینا مجانیان؟
سلام همگی. سلام. سلام، مری
خب. فقط راست، چپ، راست، چپ. ای بابا، آره همینه
بسیار خب، اینا قوانین اردوگاه هستن
مورتی میخواد همهتون یه نگاهی به اینا بندازین
اینا همینجا میمونن، اگه بعداً خواستین یه سری بهشون بزنین
و حالا آقایون، و شما هم
الان میبرمتون سر کلبههایی که واسه هفته اول بهتون افتاده
بزن بریم
خب، اینم کلبهی شش سالهها
تنها کاری که بلدن بخور و بخواب و جیش کردن تو جاشونه
بقیه چیزا رو باید خودت یادشون بدی. کراکت، اینا با تو
نه نه «تریپ»، من نمیخوام. بیخیالِ شش سالهها شو
ای بابا تریپ، اذیت نکن، من نمیخوام
دمت گرم مرد. موفق باشی
اون کمیکبوک رو بذار کنار و پیرهنت رو بردار
پیرهن رو از سرشونه بگیر. یک، آستین کوچولو رو تا بزن. دو، اون یکی آستین کوچولو
اجی مجی، تموم شد. چطوره؟
چطوره مایک؟ بد نیست
ببین، چطوره یکم چرت بزنیم
بعداً برمیگردیم دوباره امتحان میکنیم، باشه؟
نه، بیخیالش شو. نه
زود باشین دیگه بچهها. حتماً باید تا سه بشمارم؟
یک، دو... همون دو هم بسه
یالا استیو
هوی، اون چیه؟
این «ارنی»ـه، قورباغمه. خیلی میپره
پس چرا بالا پایین نمیپره؟ لابد خستهست
نه بابا، مرده. نه، خوابه
مطمئنم مرده
آقا، میشه کمکم کنی قورباغهم رو بیدار کنم؟
آره خسته به نظر میرسه. بیا بذاریم یکم بیشتر بخوابه، باشه؟
آره، باشه
حالا برو کپهت رو بذار، خب؟ من... من حواسم به قورباغه هست
خب، اینم کلبهی دخترهای ۱۴ ساله
هم انگیزه دارن و هم تجهیزات
ولی تجربه ندارن. درسته
بهتره که این تجربه رو از شماها یاد نگیرن. حداقل نه این تابستون، مگه نه؟
رکسان! همونی که دنبالش میگشتم
بعداً میبینمت تریپر. راستی، کریسمس؟
ایال، این کلبهی توئه. «مورددارها» افتادن بهت. حواست بهشون باشه
امان از زنها. مرسی
فعلاً
رکسان، میخوام بدونی که واقعاً ازت دلخورم
جداً میگم، از تهِ قلبم
خوشحالم که اینو میشنوم. با اجازه
سلام لری
سلام اسپز
اسپز
بچهها، حدس بزنین چی شده؟ بالاخره پریودِ «لایزا» هم شروع شد
لایزا. لایزا
لازم نیست جار بزنی. ولی آخه باید بدونن
هوی لایزا، حواست رو جمع کن، چون از الان دیگه ممکنه حامله بشی
آره، شنیدم یه دختره
بدون اینکه با کسی کاری کنه، حامله شده
منظورت چیه؟ بدون انجامِ اون کار که نمیشه حامله شد
نه خنگول. اون کار رو نکرد، یعنی تقریباً کرد
No comments yet. Be the first to leave one.