As primeras 200 linias.
پاشو... پاشو
!پاشو
!جا موندی
!این بار جا موندی، شیطون
!بردمت
صبح بخیر
عزیزم، بیخود داری خودتو ناراحت میکنی
من ناراحت نمیشم... بیا
یه صبحونه خوب حالت رو جا میاره
...من ناراحت نمیشم برای
.این چیه؟ بیکنـه
.میدونم بیکنـه
باهاش چیکار کردی؟
گفتی از چربی زیاد بیکن سرخکرده خوشت نمیاد
.واسه همین آبپزش کردم
لین این موقع یکشنبهها چیکار میکنه که بیداره؟
مگه قبل از ظهر آفتاب بهش بخوره پودر نمیشه؟
.مسابقه انتخابی تیم اسکی دبیرستانه
.با بث میره کوه برودی
.آره، معلومه که با بث میره
.اون بدون اون دختر نمیتونه هیچ کاری کنه
.بهت میگم جنی، اون پسر شیفتهاش شده
...حالا عزیزم
شیفته؟
مگه وقتی یه چیزی خالی میشه، دورش نمیاندازیم؟
خدایا، این دیگه چیه آخه؟
بجر جایزههایی رو دوست داره که میشه گرفت
.با بریدن کوپنها از روی جعبهها
.امروز داره پستشون میکنه
...نمیشه تا
.لین، در کمد رو هم میشه باز کرد هم بست
.ببخشید بابا
.عزیزم، صبحانهات داره سرد میشه
.اشکال نداره مامان. امروز نمیتونم صبحونه بخورم. مسابقه انتخابی دارم
.دلشوره دارم. نمیخوام دوباره از روی صندلی تلهکابین بالا بیارم
.دفعه قبل مجبور شدم برای اون مرد یه کلاه نو بخرم. خداحافظ بابا
یادداشت. میخواهم امشب با شما جلسهای داشته باشم
تا در مورد اون ماشینی که چند ماه پیش خریدی صحبت کنیم
.و از اون موقع تا حالا، بیحرکت پارکینگ ما رو اشغال کرده
.باشه بابا. یادداشت کردم
.امشب باهات حرف میزنم. باید برم بث رو بردارم
!ریکی
.اینقدر خجالتی نباش. بیا جلو
.مونیک، این ریکیه
.ریکی، این مونیکه
.دانشآموز فرانسوی مبادلهای که پیش ما میمونه
.یه منظره عالیه
و نمایشی خشن از حریفان خشمگین
باز هم در تلاشی سرسختانه برای اثبات
.برتری جادههایی که در عمر ما بینظیرند
!جمعیت با هیجان منفجر میشه در حالی که چراغها سبز میشن
!ای کلهپوک احمق! دندونهات رو میریزم تو دهنت
!بیا اینجا، احمق! از این ماشین پیاده شو
.معلومه که اگه ازم بخواد باهاش بیرون میرم
.یعنی، اون K-12 رو اسکی میکنه
.آره. خیلی خفنه
.بعد از مسابقات انتخابی بهش میگم. میدونی وقتی ناراحت میشه چجوری میشه
.آره. از روی تلهکابین
.دفعه قبل مجبور شد برای اون مرد یه کلاه نو بخره
.لین اومد. باید برم. بعداً زنگ میزنم بهت. خداحافظ
اون تنها کسی توی گریندله
.که تا حالا K-12 رو از یخچال اسکی کرده و زنده مونده
!وای، چه هیکلی
...گوش کنید. زمانتون باید باشه
.زیر ۵۸ ثانیه تا اصلا برای تیم در نظر گرفته بشید
زمان شما به همراه یک امتیاز سنجیده میشه
یک تا ده روی سبک شما که فقط توسط من داوری میشه
.و تخصص گسترده من در تکنیک اسکی
چرا شما گروه امیدواران بدبخت راهی بالا نمیشید؟
شما اعضای آینده تیم اسکی دختران میتونید پیش من بمونید
.تا وقتی نوبت شما بشه که به پیست برید
!کی دوست داره تختهشاسی من رو نگه داره؟ من! من
تو یه کمککننده کوچولوی خوب میشی. اسمت چیه؟
.چارلز دِ مار. خفه شو، اُسکُل
.اسمت چیه؟ بث
.این اسم مورد علاقه منه
.بوینس دیاس. روی استالین. اولا. لین مایر
میبینم که من و تو یک آرزوی مشترک داریم
آرزوی اینکه جزئی از این ماشین خوشساخت باشیم
.که تیم مسابقات اسکی دبیرستان گریندله
...آرزوی پیروزی. خب، من
.درسته! برو بالا تا ببینیم چی داری
.آمادهای بالا؟ آره. ما آمادهایم
اسم قربانی بعدی چیه؟
"مایر. لین مایر."
مثل اسکار مایر؟
.درسته، رفیق
.تو که با اسکار وایستاده بودی
آیا اون مرد هاتداگ اصلیته؟
.گوش به حرف استالین نده، پسر. اون یه عوضیه
.حالا بهشون نشون بده، راک
.بهشون نشون بده یه اسکیباز واقعی چطور اسکی میکنه
.داریم راهیش میکنیم. تأیید شد. شمارش معکوس
!درای، فرای. برو
.حیف شد. خیلی نزدیک بود. نفر بعدی
.گوش کن. فکر میکنم باید حرف بزنیم
این اواخر خیلی همدیگه رو میبینیم
و واقعاً فکر میکنم به نفع منه
که با یکی که محبوبتره، بیرون برم
.خوشقیافهتره، و ماشین بهتری داره
.شش ماه! شش ماه، و بعد به خاطر اون منو ول کرد
.به خاطر استالین. همینجوری
!شش ماه لعنتی
.واقعاً دیدنیه... مردی که شکست خورده
قهرمان بزرگ سابق
.حالا شده مظهر احساساتیگریِ بیمزه
.دیگه اون اسب تشنهی پیروزی نیست
.باشه. - ما قبلاً بارها با هم مسابقه دادیم
ولی یه آدم بیچاره
.یه قهرمان سابقِ از کار افتاده و پیر
!بریم
.یکی قراره خدا رو ببینه
!گردنتو میشکنم، لعنتی
!بیا بیرون از ماشین
!بیا بیرون از ماشین
سلام. روزت چطور بود؟
.بث باهام کات کرد. چه عالی
.کارمون تموم شد. همین
.این دیگه چه کوفتیه؟ وایسا یه لحظه
.صبر کن. اینجا دیگه مرگه
.من حتی نیویورک هم نرفتم
.خدایا. من که هنوز هیچجا نرفتم
.خودکشی هرگز راهحل نیست، سرباز کوچولو
.گریندیل یه شهرِ بهشدت کوچیکه
.یه نقطه کوچیکه رو نقشه
.یه استراحتگاه تو مسیر پیست اسکی
.من حتی نمیتونم اینجا مواد درستوحسابی گیر بیارم
.استالین یه قهرمانه، تنها کسی تو این شهره که میتونه K-12 رو اسکی کنه
.تو اسکیباز فوقالعادهای هستی ولی اون محشره
اگه من K-12 رو اسکی کنم چی؟ فکر میکنی برگرده پیشم؟
.باز دوباره برگشتم به خودکشی
.فکر میکنم همهمون از این دسر کوچولو لذت میبریم
.دستور پختشو از مجله "Ladies' Home Journal" گرفتم
.نامهها تو بارون خیس شدن واسه همین بعضی از صفحهها به هم چسبیده بودن
.ولی اون جاهایی رو که نتونستم بخونم، خودم با ایدههای خودم بداههسازی کردم
.میبینید، کشمش داره توش
.تو که کشمش دوست داری
.یه چیز دیگه هم هست که دوست دارم با لین در موردش صحبت کنم
موضوع
.ماشین مرموزه
.ممنونم، عزیزم
که همین الانش هم
.زیر یه چادرِ کپکزده، حیاط ما رو تاریک کرده
ماشینی که در موردش حرف میزنم رو میشناسی، درسته؟
.آره. من فقط هیچوقت... بذار یادآوری کنم بهت
.بذار برگردیم به گذشته
.یه صبح خنک پاییزی بود
.تو ۲۰۰ دلار از من قرض گرفتی تا اون ماشین رو بخری
...عمدتاً به خاطر اینکه دوستدخترت بث گفت
.فکر کنم اصطلاحی که به کار برد، "خوشمزه" بود
از اون موقع تا حالا، اون ماشینِ "خوشمزه"
.تو یه پیلهی ماشینی تو حیاط جلوی خونهی من خوابیده
.بهش میرسم بالاخره
اون دانشجوی تبادلی که خونهی اسمیتها مونده رو دیدی؟
.شاید باید بری اونجا و به شهر ما خوشآمد بگی بهش
.فکر کنم خوشش بیاد
خانم اسمیت احتمالاً اون رو آورده که پسرِ عجیبغریبش
.ببینه یه دختر واقعی چه شکلیه
.میدونی که اون هیچوقت بیرون نمیره
.فقط تو اون خونه میشینه و تمام روز قلاببافی میکنه
چپمنها دانشجوی تبادلیشون رو
.شش ماه پیش خودشون نگه داشتن
.عملاً برای ژول و آیرین مثل پسر شد
منظورت اون پسرهی اهل السالوادوره؟
.میشه اجازه مرخصی بدی؟ حالم خوب نیست
.من فقط میخوام مرخص بشم
.نمیفهمم چرا، بجر
تو که باهوشی. چرا وقتتو با این چرتوپرتای بچهگونه هدر میدی؟
.تو تقریباً هشت سالته
.عشق در نگاه اول بود
!سگ قرمز! سگ قرمز
!۹۲، ۷۴، ۱۶، ۴۳
!بیارش خونه، مامان
!گرفتم! گرفتم
خب، گریندیل چطوره به نظرت؟
.خوبه
و سیستم مدرسه رو کافی میدونی؟
.مدرسه هنوز شروع نشده
...اون دماغشو خاروند. فکر کنم این یه جور
.پیامی بود به من که یه چیزی رو دماغمه
.خندهداره. اون بعد از من دماغشو پاک کرد
.شاید وقتی خاروندمش، کثیفی رفت رو دماغم
.خدایا، اونقدر خجالت میکشه که بهم بگه
.حتماً خیلی چندشآور به نظر میام
بازم شروع کرد. چی میتونه باشه؟
کثیفی؟ سس؟
.سس رو دماغم؟ چقدر چندشآور
.شاید فکر کنه که... معمولاً نازیها
.این نباشه. لطفاً بلفی نباشه
.الان نه. خواهش میکنم، خدا
نمیفهمم. چطور تونست؟
چطور تونست شش ماه رو دور بندازه؟
یعنی، شش ماه؟
همینجوری؟
بدون هیچ توضیح، بدون هیچ دلیلی؟
فقط بندازتش دور؟
...آخه
آخه چطور میشه شش ماه رو همینجوری دور انداخت؟
...یعنی، وقتی عاشق یکی هستی
.شش ماه... من تموم شدم
No comments yet. Be the first to leave one.