As primeras 200 linias.
قبلاً در "آل رایز"
اینکه پدرت بهت سر میزنه چیز بدی نیست، مارک
داریم درباره ویک حرف میزنیم، ایمی
هر وقت اون بهت سر میزنه، مشکوکه
جدی میگفتی که...
بچه نمیخوای؟ من هنوز به اون مرحله نرسیدم
وقتی تو امتحان وکالت قبول بشی، باید...
یه دفاع جانانه از موکلت داشته باشی
تو امتحان وکالت قبول شدم!
به آندره گفتم...
گورش رو گم کنه و از تو دور بمونه
منم احتمالاً همین کارو میکردم
خودم حساب آندره رو میرسم
یک بار و برای همیشه
یه نفس عمیق بکش
آینده رو نفس بکش
گذشته رو بیرون بده
بقیه یکشنبهت رو صرف تأمل در حال کن
ناماسته
ناماسته
من تکون نمیخورم
چرا بیشتر این کارو نمیکنیم؟
دختر، دیوونهای؟
میدونی چقدر سخت بود تا تونستیم بیایم تو این کلاس؟
اوه خدای من
خیلی ممنونم که به کلاس اومدین
کارتون عالی بود
و بیصبرانه منتظرم هفته دیگه ببینمتون
محشر شدی، عزیزم
قبل از رفتن ازتون دعوت میکنم...
چند تا از نمونههای "نکتار استودیو" رو بردارید
ما یه خط تولید جدید از محصولات دوستداشتنی داریم
که باعث حسهای خوب میشه
چاکراها رو تنظیم میکنه و به صمیمیت بیشتر کمک میکنه
"صمیمیت رو تقویت میکنه."
اوه، امتحانش میکنم
چه کلاس خوبی بود. ممنون، کامیلا
آخ که چقدر به حسهای خوب صمیمیت نیاز دارم
که الان بتونم به دست بیارم
گابریل... گابریل دیگه تو رابطه نیست؟
خب، نه دقیقاً
اما کاملاً هم تو رابطه نیست
نمیدونم هر وقت میریم بیرون...
انتظار دارم براوو از توی بوتهها بپره بیرون و منو اخراج کنه
خب، از وقتی به لوک گفتم بچه نمیخوام...
حس میکنم داره میپره تو بوتهها تا ازم قایم شه
این که باعث تموم شدن رابطه نمیشه، میشه؟
نمیدونم
مطمئنم یه راه حلی براش پیدا میکنیم
بقیه روزت چطوره؟
دیگه برای من ناماسته بسه. کلی کار دارم
تو واقعاً یه خرکاری. اوه!
این محتوای فوقالعادهایه برای کانال
خیلی واقعیه
میتونیم باهات یه سلفی بگیریم، کامیلا؟
خانم کلو
من دستگیرم، افسر؟
به اتهام قتل بازداشت میشید
خیلی دیرم میشه. سکس صبحگاهی ایده تو بود
ایده خیلی خوبی بود ولی الان باید برم
لعنتی
وکیلا از کنترل خارج شدن
وکیل. ویک.
اوه خدای من. تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، برای کار اومدم شهر و همین دور و بر بودم
برای همین فکر کردم که... مگه موبایل وجود نداره، ویک؟
از دیدنت خوشحالم. منم همینطور
آره، ببین، من... خیلی دوست دارم گپ بزنیم...
اما برای کارمون دیرمون شده، پس...
من... میفهمم. همین الان مزاحمتون نمیشم
امشب برای شام میآییم
خیلی عالی میشه. کجا اقامت داری؟
خب، این سوال خوبیه
هتلم اشتباهی دوبار رزرو کرده بود
برای همین خیلی دارم سخت یه جای مناسب برای اقامت پیدا میکنم
که خیلی گرون درنیاد
خب، اگه جایی برای موندن پیدا نکردی...
تو... تو همیشه میتونی...
تو اتاق مهمان ما بمونی. باشه!
صبح بخیر. واو.
شری! دوشنبهتون مبارک، عالیجناب.
شما مثل کماندوهای نیروی دریایی H.O.J هستید
اولین نفر وارد میشید، آخرین نفر هم میرید
امروز برام چی داری، کانسکی؟
شما خیلی مورد تقاضا هستید، عالیجناب
از وقتی عکس شما روی جلد مجله "لیگال موشن" رفت...
من دهها درخواست دریافت کردم
برای سخنرانی. دیگه وقتش بود!
چیز خوبی هست؟ امم...
"کنفرانس بینالمللی حقوق." اَه، کسلکننده.
"همایش زنان در حقوق."
اوکی
خب، این درخواستها همینطور میان
مصاحبه برای مجله "لیگال موشن"...
هنوز تو برنامهس. دارن ازش فیلمبرداری میکنن
بخش "یک روز در زندگی قاضی لولا کارمایکل."
چرا من قبول کردم این کارو بکنم؟
دیگه برای عقب کشیدن دیره. هر لحظه ممکنه برسن
صبر کن، امروز؟! آره امروز.
خودت که میدونی امروزه
امروز نه، آندره.
میخوام بدونم چی... میدونی چی؟
به من ربطی نداره. ولی از طریق تو به من مربوط میشه.
آره، آره ربط داره. از طریق اون به منم مربوط میشه.
میخوایم با ملایمت باهاش رفتار کنیم؟
یا... لازم نیست آسون باشه.
فقط، میخوام از زندگیم بندازمش بیرون.
اوه، چه بیرحم! خوشم اومد.
صبح بخیر، خانم پالمر.
آقای بیسواس. فقط میخوام بگم...
افتخاره که امروز کنار شما، نفر دوم هستم.
در این دادگاه.
میدونستین «کیوریگ» تو هلندی یعنی «عالی»؟
نه، نمیدونستم، ولی حتماً...
دفعهی بعدی که آمستردام بودم، یادم میمونه.
جالبه که، استفاده از دستگاههای کیوریگ تو اروپا زیاد پسندیده نیست.
ممم... پس اون نامه رو دریافت کردین؟
راجع به اعلامیه رئیس جدید معاونت دادستانی؟
آره. فکر میکنین براوو کیو انتخاب کرده؟
سلام، آقای کالان.
امروز روز بزرگیه، مگی.
میدونستم!
تبریک میگم.
بیصبرانه منتظرم این افتضاح رو اداره کنم.
صادقانه بگم، فکر میکردیم یکم بیشتر هیجانزده بشی...
راجع به اولین پروندهات.
میدونم این فرصت برای من دنیا دنیا ارزشه.
و نمیخوام ناشکر به نظر برسم، ولی...
ولی چی؟ من فقط فکر کردم...
قراره دست به کاری بزنم...
که یکم محتوای بیشتری داشته باشه.
آره، میفهمم. میخوای یه عامل تغییر باشی.
وقتی برای این کار ثبتنام کردیم، همهمون نیتهای خیرخواهانه داشتیم.
آره، بالاخره یه روزی سر پروندهها بحث میکنی...
جلوی دادگاه عالی.
ولی تا اون روز، مجبوری خرج زندگیتو دربیاری...
با دفاع از آدمایی که ازشون خوشت نمیاد.
چه حلالزاده!
تقتق. سلام، بفرمایید تو.
ممنونم که یکم زودتر اومدین.
خانم کالو، من آندره هستم.
خوشحالم که بالاخره از نزدیک میبینمتون.
ایشون امانوئله، دوستپسر کامیلا.
سعی کن مستقیم به دوربین نگاه نکنی.
بیننده رو از حال و هوا درمیاره. ممنون.
خب، معمولاً ما اجازه فیلمبرداری تو دفتر رو نمیدیم...
به خاطر ماهیت محرمانه.
آه، میخوام داستانش رو بگم. مبارزهاش رو.
همهی اینا قراره بره تو مستند.
و میتونه تبلیغات خوبی باشه.
غیر ممکنه. این کیه؟
من فقط میخوام زندگی مردم رو بهتر کنم.
وقتی یه غریبه تو جمع میاد سراغم...
با یه لبخند روی صورتش، اون لبخند برام بیشتر میارزه...
تا هر مبلغ پولی تو دنیا.
باشه، خب، یه نفر مُرد.
چون تو یه حکم دادگاه رو نقض کردی.
و به فروش محصولات آلوده ادامه دادی...
به مردم. البته این اتهامه.
اوکی، ببین. میتونم رک باشم؟
من اصلاً از این چیزا استفاده نمیکنم.
نیازی ندارم. خودش فروش میره.
من خودم حتی نصف اون چرت و پرتایی رو که...
مردم پول میدن دربارشون تبلیغ کنم، انجام نمیدم.
فقط بیزینسه. قطعاً قتل نیست.
نورپردازی و صدا خوب به نظر میرسه.
فقط میخوایم مطمئن شیم که عمق فضای دفتر رو میگیریم.
آه، ببخشید.
یه فرم درخواست رسانهای دیگه برای دادگاه.
برای دسترسی به پخش زنده دادگاه کالو.
یکی دیگه؟
آره، عاشق هالیوود نیستی؟
خیلی خوبه، دوست دارم. اوه، میدونی...
این حق شماست که دسترسیشون رو رد کنین.
دادستانی و تیم دفاع...
فرصت اعتراض دارن...
به درخواست رسانهها.
اگه اونا اعتراض نکنن، من واقعاً دلیلی برای رد کردنشون ندارم.
ام...
فقط از این طرف میرم، آره.
زیاد طول نمیکشه تا آماده بشه.
قاضی کارمایکل.
خیلی خب، حاضران، گوش کنین.
این رو تا جایی که ممکنه سریع و بدون دردسر تموم میکنم.
میخوام یادداشتی رو که در مورد سیاستهام فرستادم، مرور کنم...
برای شهرستان لسآنجلس در آینده.
اول و از همه مهمتر، ما پیگیری...
وثیقههای نقدی رو برای جرایم سبک، غیرخشونتآمیز...
و جنایات غیرجدی به حالت تعلیق درمیآوریم.
ما قبلاً این رو امتحان کردیم، جواب نمیده.
سوالات رو بذاریم برای آخر.
آمار نشون میده درصد خوبی از این افراد...
در حین انتظار برای تاریخ محاکمهشون، جرایم بیشتری مرتکب میشن.
خب رک بگم، این سیستمیه که ریشهاش تو نژادپرستیه.
ما دیگه مجرمها رو آزاد نمیکنیم...
فقط به خاطر اینکه به اندازه کافی پولدارن که وثیقه بدن.
و قرار نیست آدمهای فقیر رو مجازات کنیم...
که هنوز جرمی به گردنشون اثبات نشده...
چون نمیتونن وثیقه پرداخت کنن.
هوم، منصفانه است.
No comments yet. Be the first to leave one.