The Endgame

The Endgame

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

The Endgame S01E10 XviD-AFG
The Endgame S01E10 480p x264-mSD
The Endgame S01E10 AAC MP4-Mobile
The Endgame S01E10 WEBRip x264-ION10
The Endgame S01E10 WEB h264-GOSSIP
The Endgame S01E10 720p/1080p HEVC x265-MeGusta
The Endgame S01E10 720p/1080p WEB H264-PECULATE
The Endgame S01E10 720p/1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Endgame S01E10 720p/1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
The Endgame S01E10 WEB x264-TORRENTGALAXY
Un comentario de Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█

Etiquetas

720p
720
1080
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Publicau o: 2022-05-12
Descargas: 30
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫آنچه گذشت...

‫برای کی کار می‌کنی؟

‫همه برای من کار می‌کنن

‫- طلا چی شد؟ ‫- تمام اون طلا خاک رُسه

‫واقعاً شوهرت رو به اِف‌بی‌آی تحویل دادی

‫- در مورد شوهرم تحقیق کردی؟ ‫- تو هم در مورد شوهرِ من تحقیق کردی

‫- کِی مُرده؟ ‫- 18 ماه قبل

‫بارها و بارها نقشه رو مرور کردیم

مو لای درزش نمیره

‫و اینم از کامیون شماره‌ی یک‌مون

‫- بقیه چی؟ ‫- میان

‫رئیس جمهور رایت

‫حمله به عروسیِ «فِدوروا» رو تماشا کرده و صاحب معدن خاک رُسه

‫که خاک شمش‌های تقلبی ‫طلا رو از اونجا برداشته

‫شکی هست که اون توی

‫سرقتِ طلا دست داشته؟

‫فکر می‌کنی رئیس جمهور

‫مثل اِف‌بی‌آی بره دنبال بچه‌ام؟

‫یه سیب زمینی کوچولو وقتی متولد میشه هر قسمتش یه جای زمین رو می‌پوشونه

مربوط به دختر اِلیناست

‫مجبورم کرد اقرار کنم که من مسئول مرگ بودم

داخل یه فلش ریختش

‫و بعد گذاشتش توی این عروسک روسی

‫نگران اعتبارِ «استفانی تیرادو» هستم

‫تنها راهی که دستم به طلای پشتوانه‌ی فدرال برسه اینه که در قدرت باشم

‫تو برای بلاک‌ها فقط یه مهره‌ی پیاده‌ای

‫با دستِ بسته، زبون تیزی داری

‫منو کجا می‌برین؟

‫کار خطرناکیـه

‫فِدوروا هم بود همین رو بهت می‌گفت، حیف که مُرده

‫امیدوارم الینا برای چیزی ‫که در راهه آماده‌ات کرده باشه

گمونم باید دید چی میشه

خیلی‌خب، آخرین قصه‌ی قبلِ خواب رو هم میگم

‫یه قصه‌ی دیگه در مورد شاه و طلا

‫البته شاهِ بدذات

‫باشه، شاه بدذات تمام ‫طلای دهکده رو دزدید

‫اما نمی‌خواست کسی بفهمه اون طلا رو دزدیده

‫پس اونا رو به زندانش برد تا نوکرهاش ذوبش کنن

‫و زندانی‌ها به چیزی تبدیلش کنن

‫که هیچکس هرگز شک نکنه از طلا ساخته شده

‫چی؟

‫دکمه

‫بعد نوکرهاش گاری‌ها رو آوردن

‫تا طلا رو به یه جای مخفی ببرن.

‫چرا این کار رو کرد؟

‫چون حریص بود

‫و هر کی هم که دورش بود حریص بود

‫تقریباً تمومه، جناب رئیس

‫اِلینا فِدوروا بالاخره زبون وا می‌کنه؟

‫بله، مُقُر میاد

‫داریم از جرایمش درک بیشتری پیدا می‌کنیم

‫از قاچاق اسلحه‌ش در سرتاسر جهان

‫و سرقت از هفت بانک اینجا در شهر نیویورک

‫کلِ این ماجرای مزخرف به زودی تموم میشه

‫چاقوی ما بیخ گلوی این تروریستـه

‫دروغ میگه. اون زبون وا نکرده.

‫- چون مُرده؟ ‫- نمرده

‫- اصلا باورش نمی‌کنم ‫- چیزی نیست که حرفشو رد کنه

‫بدون نقشه‌ی فرار رئیس جمهورِ ایالات متحده رو هدف نمی‌گیره

‫گاهی نقشه‌ها بد پیش میرن. ‫شاید نقشه‌اش خراب شده باشه.

‫اطلاعات میگه رئیس جمهور ‫اونو از «فورت تاتن» برده

‫که هیچوقت به طور علنی اعلام نشده

‫درسته

‫و با اینحال اون دستگاه ‫از وقتی اونو بردن

‫حتی یه بار هم چشمک نزده

‫اولین باره که دقت کردم چشمک نمی‌زنه

‫پیام‌ها متوقف شدن

‫چون افرادش می‌دونن رفته بیرون

‫درسته. و یکی از افرادش...

اُون‌ـه

‫شاید اون از نقشه‌اش خبر داشته باشه

‫بعید می‌دونم بتونم راضیش کنم الینا رو بهمون بده

‫اما الان تنها سرنخی که داریم اونـه

‫و می‌دونم الینا رو هر جا پیدا کنیم

‫طلا رو هم پیدا می‌کنیم و می‌تونیم ‫اون حرومزاده رو سرنگون کنیم

‫می‌ریم زندان

‫مراقب پشت سرتون باشین

‫سوال بعدی، لطفاً

‫حالا، شاهِ بدذات نمی‌دونست

‫که بدترین دشمنش

‫همون...

‫- کی؟ ‫- ملکه‌ی برزیلی

‫نقشه داشت طلای دزدی رو پس بدزده

‫همه‌اش همینـه

‫- دروازه‌ها رو ببندید ‫- یه ماشین فدرالـه، رئیس

‫باز چی شده؟

‫و این ملکه برزیلی

‫می‌دونست نقشه‌اش بی‌نقص اجرا میشه

‫چون باهوش بود؟

‫چون طرفِ خوبی‌ها بود

‫نزدیکه. عجله کنید.

‫طلاق؟

‫انتونی، چرا اینقدر طول کشید؟

‫قرنطینه‌!

برید بیرون، همین الان!‏ ‫وقت ملاقات تمومه!

‫به سمت ورودی برید، ‫وسایل شخصی‌تونو بگیرین!

‫ببخشید، قربان

‫مأمور فدرال. چه خبر شده؟

‫فرار کردن. باید همین الان برید.

چقدر هم اتفاقی بوده

‫جناب، باید منو ببری پیش رئیست

‫و بهش بگو ما به دستور رئیس اِف‌بی‌آی اومدیم اینجا

‫همین الان، لطفاً

‫هولمز، اِف‌بی‌آی اومده. ‫دنبال رئیس می‌گردن.

‫- اینجا ‫- دفن شده؟ نه، امکان نداره

‫سیگنال همینجا متوقف شد

‫زود باشین. بکنین!

‫اون اُون‌ـه، ولی اون یکی دیگه که فرار کرده...‏

‫- دوباره بگو اسمش چیه؟ ‫- تیموتی کالینز

‫به جرم قاچاق اسلحه داشت پنج سال حبسش رو می‌کشید

‫- با هم دوست بودن؟ ‫- توی کارگاه با هم کار می‌کردن

‫- کدوم کارگاه؟ ‫- دکمه تولید می‌کردن

‫اون کالینزه

‫باید با پلیسِ محلی حرف بزنم

‫انتونی، اسم این مرد کالینز نیست

‫این «سرگی وودیانوف»ـه

‫نـه

‫نمُرده. سُرُ مُرُ گنده داره می‌چرخه.

‫اِلینا تمام این مدت دروغ می‌گفته

‫مأمور ترنر، من حقیقت رو بهت دادم

‫از اول فقط حقیقت رو بهت گفتم

‫هرگز بهت دروغ نگفتم، مأمور ترنر

‫فِدوروا و تمام حرفاش درباره‌ی بهتر کردن دنیا

درگیر کردنِ من

‫گفتش هدفش از بین بردن فساده

‫در حالی که تمام مدت

‫هدفش پول بود

‫به‌نظرت اون دکمه‌ها از ‫چی ساخته شدن، انتونی؟

‫طلا

‫شمش‌ها رو آب کردن و باهاش دکمه ساختن

‫بارنامه‌های چهار کامیونی رو که رفتن می‌خوام

‫و باید بدونم دقیقا کجا می‌رفتن

‫و قرار بوده از چه مسیری برن

‫و وقت ندارم برات توضیح بدم

‫بانو «بلاک»، یه مشکل داریم

‫- سریع‌تر! ‫- یه تابوتـه

‫خب داستان چطوری تموم میشه، مامان؟

‫ملکه‌ی برزیلی طلا رو پس گرفت

‫شاه بدذات به فنا رفت

‫و همه تا آخر عمر با خوشی زندگی کردن

‫امیدواریم که همین باشه

‫اِلینا؟

‫خیلی دیر شده

‫نه. امکان نداره.

‫اِلینا، بیدار شو

‫بیاید تمومش کنیم

ترجمه از:‏ ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫آقای رئیس‌ جمهور، می‌خواستید منو ببینید‏

‫پاتریک، کنفرانس مطبوعاتی رو دیدی

‫خیلی تأثیرگذار بود

‫یه آرامبخش ملایم برای یه کشور آشفته

‫حدوداً تا دو ساعت دووم میاره

‫چند تا سرنخ از طلایی که دنبالش بودم پیدا کردم

‫کِی از فدرال رزرو برده شده

‫و به کجا برده شده

‫اما مهم‌تر از همه، اینطور که من فهمیدم

‫یه مدرک تقلبی داره توی «تاتن» می‌چرخه

‫مدرک تقلبی؟

‫رئیس رئال و مأمور ترنر

‫یه گفتگوی طراحی شده رو در اختیار دارن که منو مجرم نشون میده

‫روی یه فلش دقیقاً مثل این

‫- و فِدوروا پشت این قضیه‌ست؟ ‫- خب، غیر از اون کی‌ می‌تونه باشه؟

‫ولی اگه صحیح قلمداد بشه ‫و درز کنه، ممکنه خیلی مخرب باشه

‫من که چیزی در موردش نشنیدم

‫قربان، متوجهم که وال ترنر

‫خیلی کارا از دستش برمیاد، ولی مدرک تقلبی...

‫می‌دونم. دیوونگیـه.

‫اما اون زن جادوش کرده

‫حتماً می‌تونم بررسیش کنم

‫خوبه. بی سر و صدا. این...

‫پیام از شخصِ ناشناس: ‫گزارش فوتِ من

‫منم همین پیام رو گرفتم

‫فرستنده ناشناس، همه‌اش با حروف بزرگ

‫گزارش فوت من به شدت اغراق‌آمیزه

‫تخم سگ، الینا زنده‌ست

‫«فوتش»؟

‫نمی‌دونستم به نظر ما اِلینا مُرده

‫یه طور دیگه میگم

‫خبر نداشتم که هدف گرفته شده

‫اگه یه صندلی سر میز بزرگترها می‌خوای

‫پیداش کن

‫یه فکری دارم که اونو می‌کشونه بیرون

‫بچه‌اش توی شمال ایالتـه

‫مأمورانی رو گذاشتم جلوی خونه

‫خودم دختره رو میارم

‫- رئیس ‫- خبرش بهم رسیده‌

‫دوک با هلیکوپتر میره شمال ‫ایالت تا بچه‌ی فدوروا رو‌

‫به دستور ‌رئیس جمهور بیاره.

‫بریم تا اونجا و جلوشونو بگیریم؟

‫اگه بخوایم فِدوروا رو پیدا کنیم، ‫باید شوهرش رو پیدا کنیم.

‫داره با میلیاردها دلار طلا پرسه می‌زنه

‫واسه دیدن همدیگه نقشه دارن

‫به نیروی ویژه گفتم‌

با احتیاط روی چهار کامیون علامت‌گذاری نشده‌ی سفید کار کنن

‫اگه می‌خوایم جلوشونو بگیریم‌

‫باید مثل این خلافکارها فکر کنیم

‫- همیشه یه نقشه دارن ‫- یعنی؟

‫شرط می‌بندم اون کامیون‌ها‌

‫الان پلاک‌شون عوض شده‌

‫و احتمالاً الان دیگه علامت‌گذاری نشده نیستن

More Farsi Persian subtitles for The Endgame

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left