As primeras 200 linias.
آنچه گذشت...
برای کی کار میکنی؟
همه برای من کار میکنن
- طلا چی شد؟ - تمام اون طلا خاک رُسه
واقعاً شوهرت رو به اِفبیآی تحویل دادی
- در مورد شوهرم تحقیق کردی؟ - تو هم در مورد شوهرِ من تحقیق کردی
- کِی مُرده؟ - 18 ماه قبل
بارها و بارها نقشه رو مرور کردیم
مو لای درزش نمیره
و اینم از کامیون شمارهی یکمون
- بقیه چی؟ - میان
رئیس جمهور رایت
حمله به عروسیِ «فِدوروا» رو تماشا کرده و صاحب معدن خاک رُسه
که خاک شمشهای تقلبی طلا رو از اونجا برداشته
شکی هست که اون توی
سرقتِ طلا دست داشته؟
فکر میکنی رئیس جمهور
مثل اِفبیآی بره دنبال بچهام؟
یه سیب زمینی کوچولو وقتی متولد میشه هر قسمتش یه جای زمین رو میپوشونه
مربوط به دختر اِلیناست
مجبورم کرد اقرار کنم که من مسئول مرگ بودم
داخل یه فلش ریختش
و بعد گذاشتش توی این عروسک روسی
نگران اعتبارِ «استفانی تیرادو» هستم
تنها راهی که دستم به طلای پشتوانهی فدرال برسه اینه که در قدرت باشم
تو برای بلاکها فقط یه مهرهی پیادهای
با دستِ بسته، زبون تیزی داری
منو کجا میبرین؟
کار خطرناکیـه
فِدوروا هم بود همین رو بهت میگفت، حیف که مُرده
امیدوارم الینا برای چیزی که در راهه آمادهات کرده باشه
گمونم باید دید چی میشه
خیلیخب، آخرین قصهی قبلِ خواب رو هم میگم
یه قصهی دیگه در مورد شاه و طلا
البته شاهِ بدذات
باشه، شاه بدذات تمام طلای دهکده رو دزدید
اما نمیخواست کسی بفهمه اون طلا رو دزدیده
پس اونا رو به زندانش برد تا نوکرهاش ذوبش کنن
و زندانیها به چیزی تبدیلش کنن
که هیچکس هرگز شک نکنه از طلا ساخته شده
چی؟
دکمه
بعد نوکرهاش گاریها رو آوردن
تا طلا رو به یه جای مخفی ببرن.
چرا این کار رو کرد؟
چون حریص بود
و هر کی هم که دورش بود حریص بود
تقریباً تمومه، جناب رئیس
اِلینا فِدوروا بالاخره زبون وا میکنه؟
بله، مُقُر میاد
داریم از جرایمش درک بیشتری پیدا میکنیم
از قاچاق اسلحهش در سرتاسر جهان
و سرقت از هفت بانک اینجا در شهر نیویورک
کلِ این ماجرای مزخرف به زودی تموم میشه
چاقوی ما بیخ گلوی این تروریستـه
دروغ میگه. اون زبون وا نکرده.
- چون مُرده؟ - نمرده
- اصلا باورش نمیکنم - چیزی نیست که حرفشو رد کنه
بدون نقشهی فرار رئیس جمهورِ ایالات متحده رو هدف نمیگیره
گاهی نقشهها بد پیش میرن. شاید نقشهاش خراب شده باشه.
اطلاعات میگه رئیس جمهور اونو از «فورت تاتن» برده
که هیچوقت به طور علنی اعلام نشده
درسته
و با اینحال اون دستگاه از وقتی اونو بردن
حتی یه بار هم چشمک نزده
اولین باره که دقت کردم چشمک نمیزنه
پیامها متوقف شدن
چون افرادش میدونن رفته بیرون
درسته. و یکی از افرادش...
اُونـه
شاید اون از نقشهاش خبر داشته باشه
بعید میدونم بتونم راضیش کنم الینا رو بهمون بده
اما الان تنها سرنخی که داریم اونـه
و میدونم الینا رو هر جا پیدا کنیم
طلا رو هم پیدا میکنیم و میتونیم اون حرومزاده رو سرنگون کنیم
میریم زندان
مراقب پشت سرتون باشین
سوال بعدی، لطفاً
حالا، شاهِ بدذات نمیدونست
که بدترین دشمنش
همون...
- کی؟ - ملکهی برزیلی
نقشه داشت طلای دزدی رو پس بدزده
همهاش همینـه
- دروازهها رو ببندید - یه ماشین فدرالـه، رئیس
باز چی شده؟
و این ملکه برزیلی
میدونست نقشهاش بینقص اجرا میشه
چون باهوش بود؟
چون طرفِ خوبیها بود
نزدیکه. عجله کنید.
طلاق؟
انتونی، چرا اینقدر طول کشید؟
قرنطینه!
برید بیرون، همین الان! وقت ملاقات تمومه!
به سمت ورودی برید، وسایل شخصیتونو بگیرین!
ببخشید، قربان
مأمور فدرال. چه خبر شده؟
فرار کردن. باید همین الان برید.
چقدر هم اتفاقی بوده
جناب، باید منو ببری پیش رئیست
و بهش بگو ما به دستور رئیس اِفبیآی اومدیم اینجا
همین الان، لطفاً
هولمز، اِفبیآی اومده. دنبال رئیس میگردن.
- اینجا - دفن شده؟ نه، امکان نداره
سیگنال همینجا متوقف شد
زود باشین. بکنین!
اون اُونـه، ولی اون یکی دیگه که فرار کرده...
- دوباره بگو اسمش چیه؟ - تیموتی کالینز
به جرم قاچاق اسلحه داشت پنج سال حبسش رو میکشید
- با هم دوست بودن؟ - توی کارگاه با هم کار میکردن
- کدوم کارگاه؟ - دکمه تولید میکردن
اون کالینزه
باید با پلیسِ محلی حرف بزنم
انتونی، اسم این مرد کالینز نیست
این «سرگی وودیانوف»ـه
نـه
نمُرده. سُرُ مُرُ گنده داره میچرخه.
اِلینا تمام این مدت دروغ میگفته
مأمور ترنر، من حقیقت رو بهت دادم
از اول فقط حقیقت رو بهت گفتم
هرگز بهت دروغ نگفتم، مأمور ترنر
فِدوروا و تمام حرفاش دربارهی بهتر کردن دنیا
درگیر کردنِ من
گفتش هدفش از بین بردن فساده
در حالی که تمام مدت
هدفش پول بود
بهنظرت اون دکمهها از چی ساخته شدن، انتونی؟
طلا
شمشها رو آب کردن و باهاش دکمه ساختن
بارنامههای چهار کامیونی رو که رفتن میخوام
و باید بدونم دقیقا کجا میرفتن
و قرار بوده از چه مسیری برن
و وقت ندارم برات توضیح بدم
بانو «بلاک»، یه مشکل داریم
- سریعتر! - یه تابوتـه
خب داستان چطوری تموم میشه، مامان؟
ملکهی برزیلی طلا رو پس گرفت
شاه بدذات به فنا رفت
و همه تا آخر عمر با خوشی زندگی کردن
امیدواریم که همین باشه
اِلینا؟
خیلی دیر شده
نه. امکان نداره.
اِلینا، بیدار شو
بیاید تمومش کنیم
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
آقای رئیس جمهور، میخواستید منو ببینید
پاتریک، کنفرانس مطبوعاتی رو دیدی
خیلی تأثیرگذار بود
یه آرامبخش ملایم برای یه کشور آشفته
حدوداً تا دو ساعت دووم میاره
چند تا سرنخ از طلایی که دنبالش بودم پیدا کردم
کِی از فدرال رزرو برده شده
و به کجا برده شده
اما مهمتر از همه، اینطور که من فهمیدم
یه مدرک تقلبی داره توی «تاتن» میچرخه
مدرک تقلبی؟
رئیس رئال و مأمور ترنر
یه گفتگوی طراحی شده رو در اختیار دارن که منو مجرم نشون میده
روی یه فلش دقیقاً مثل این
- و فِدوروا پشت این قضیهست؟ - خب، غیر از اون کی میتونه باشه؟
ولی اگه صحیح قلمداد بشه و درز کنه، ممکنه خیلی مخرب باشه
من که چیزی در موردش نشنیدم
قربان، متوجهم که وال ترنر
خیلی کارا از دستش برمیاد، ولی مدرک تقلبی...
میدونم. دیوونگیـه.
اما اون زن جادوش کرده
حتماً میتونم بررسیش کنم
خوبه. بی سر و صدا. این...
پیام از شخصِ ناشناس: گزارش فوتِ من
منم همین پیام رو گرفتم
فرستنده ناشناس، همهاش با حروف بزرگ
گزارش فوت من به شدت اغراقآمیزه
تخم سگ، الینا زندهست
«فوتش»؟
نمیدونستم به نظر ما اِلینا مُرده
یه طور دیگه میگم
خبر نداشتم که هدف گرفته شده
اگه یه صندلی سر میز بزرگترها میخوای
پیداش کن
یه فکری دارم که اونو میکشونه بیرون
بچهاش توی شمال ایالتـه
مأمورانی رو گذاشتم جلوی خونه
خودم دختره رو میارم
- رئیس - خبرش بهم رسیده
دوک با هلیکوپتر میره شمال ایالت تا بچهی فدوروا رو
به دستور رئیس جمهور بیاره.
بریم تا اونجا و جلوشونو بگیریم؟
اگه بخوایم فِدوروا رو پیدا کنیم، باید شوهرش رو پیدا کنیم.
داره با میلیاردها دلار طلا پرسه میزنه
واسه دیدن همدیگه نقشه دارن
به نیروی ویژه گفتم
با احتیاط روی چهار کامیون علامتگذاری نشدهی سفید کار کنن
اگه میخوایم جلوشونو بگیریم
باید مثل این خلافکارها فکر کنیم
- همیشه یه نقشه دارن - یعنی؟
شرط میبندم اون کامیونها
الان پلاکشون عوض شده
و احتمالاً الان دیگه علامتگذاری نشده نیستن
No comments yet. Be the first to leave one.