As primeras 200 linias.
هی! مادرت داره دنبالت میگرده
اگه میدونستم میخوای روز تعطیلم هم کار کنم، اصلاً نمیاومدم
حالا چی کار کردی؟
یخچال، دستگاه یخساز، تزئینات
ولی کف بالکن و صندلیها یه دستمال کشیدن لازم دارن
راستی، با اون دستکشها حسابی جذاب شدی
چی؟
دیدی هنوزم بلدم چطوری مخ بزنم؟
جداً؟ فلورنس
بله؟
هیچی
پاتریس. سلام
اشکالی نداره اگه الان برم؟
باید آماده بشم
آره. نیاز داری نیمه گمشدت بیاد کمکت لباست رو عوض کنی؟
اون فقط دست و پا گیره
نه، تو همینجا نگهش دار
سر راه میرم دنبال نلی
مامانم هم تو خونهست
محبوب بودن چه حسی داره؟ فعلاً
خیلی خب، بعداً میبینمت! خوش بگذره
خداحافظ
سلام، تیانا
دختر، باید پنج دقیقه پیش اینجا میبودی
کلی وقت داریم
هه! برای تو راحته، تو ملکه جشنوارهای
و من خدمتکاریام که بوی ماهی میده
من زمان بیشتری برای آماده شدن لازم دارم
بوی ماهی نمیدی
باشه، دروغ گفتم
میز هفت. ممنون
اوه، بالاخره اومدی! عالی شد
یه نوشیدنی براتون میارم، قربان. هی
جک، از دیدنت خوشحالم مرد
آره، اولین جشنوارهی «ماهیماهیِ» منه. به هیچ وجه از دستش نمیدادم
خب، بهت هشدار میدم
تا دیر وقت طول میکشه و ممکنه یکم اوضاع به هم بریزه
اوه، خب، پس اینطور
فقط یه هفته به عروسی مونده. نباید یکم مراعات کنی؟
میدونی چیه؟
من دو تا نوشیدنی از تو عقبتر میمونم
بفرما. عالیه
نوش جان. ممنون
دختر زیبای من داره آماده میشه که «ماما دِ مر» بشه
بچرخ ببینیمت
هوم، بد نیست
با توجه به چیزی که باهاش سر و کار داشتی
زیبا شدی
رسم بر اینه که «ماما دِ مر» پیشکشی به اقیانوس میده
در ازای صید ماهیهای ماهیماهی
منصفانه به نظر میاد. تو این پیشکشی چیه؟
نان، گل و رام
البته
اینجا هیچ اتفاقی بدون «رام» نمیافته
خب. حالت خوبه؟
خوبم. باشه
خب، خانم «ماما دِ مر»
همه چی برداشتی؟
اوم، تو راه یواشکی نزن بالاها
قول میدم. موفق باشی دختر
خداحافظ! خداحافظ
داره میاد! هی
تیانا! تیانا
تیانا
برو! برو تیانا
برو تی
تیانا
اوه، بچهم رو ببین
به سلامت راه افتاد؟ آره، همه چی مرتبه
برو تی
یه جای کار میلنگه
چه اتفاقی داره میافته؟
نلی
زود باش هریسون
هریسون! بجنب، بجنب
تیانا؟ تیانا؟
تی! تیانا
تیانا
تی... چی شده؟ تیانا
تی! تیانا
تیانا. تیانا
نه، نه، نه، نه، نه، نه
نباید خیلی از «شیوانِ» من بزرگتر باشه
اصلاً جور در نمیاد
همه تو این دهکده دوستش داشتن
همه بزرگ شدنش رو دیدن
اون دوستدخترِ رفیقِ پاتریس بود؟
بله. هریسون
هریسون، بس کن! بیچاره پسر
نباید اون رو تو این وضعیت ببینی
خب، به نظر میرسه با یه ضربهی چاقو کشته شده
تیغه هم پهنه
احتمالاً یه اینچ قطرشه
منطقه رو تخلیه کردیم، قربان
باشه روبی. وقتی مستندسازی صحنه تموم شد
خانواده و دوستای نزدیکش رو جمع کن
باید باهاشون حرف بزنیم. بله، قربان
جهت اطلاعتون قربان، به نظر میرسه مادر تیانا اسلحه داشته باشه
و وقتی قایق رسید اینجا بود، اما بعدش دیگه کسی ندیدش
واقعاً؟
خب، مطمئنم خیلی پریشون بوده
ببین میتونی پیداش کنی یا نه. باشه
گفتی «ماما دِ مر» به اقیانوس رام، نان و گل پیشکش میکنه
در ازای ماهی
بله
خب، رام و گلها اینجان، اما نونی در کار نیست
عجیبه
آره
فکر میکنی ممکنه تیانا اون رو انداخته باشه تو دریا؟
خب، معمولاً صبر میکنن تا قایق برسه به اون طرف دماغه
جایی که همه بتونن ببینن
خب اگه ننداختنش بیرون، پس کجاست؟
خواهش میکنم، بفرمایید داخل و بنشینید
ممنون
تسلیت میگم
به همهتون
قربان، این هریسون گرین هست، دوستپسرس تیانا
و الن دوبوآ
نلی. صمیمیترین دوست تیانا بود
خب، نلی
تو بودی که تیانا رو با قایقش از پشت دماغه راهی کردی؟
ما تو خونهش آماده شدیم، بعدش من رسوندمش به اسکله قدیمی
و واقعاً دیدی که با قایق راه افتاد؟
بله
حالش خوب بود
دست تکون داد و به سمت دریا رفت
کس دیگهای هم اونجا بود؟
نه، فقط ما بودیم
میتونم بهتون نشون بدم
تمام روز رو فیلم گرفتم
تو گوشیمه
همینه
گوشیت ساعت ۵:۴۷ رو نشون میده
چقدر طول میکشه با قایق از دماغه رد بشه؟
چون جزر و مد یکم مخالفش بود
شاید سه دقیقه
و کس دیگهای رو توی آب ندیدی؟
قایقهای دیگه، یا مثلاً شناگر؟
نه
باید این رو مدتی پیش خودمون نگه داریم
و هریسون، تو و تیانا، خیلی وقت بود با هم بودین؟
کل عمرم میشناختمش
اوم، با هم بزرگ شدیم
فقط اون بود و بس
اون برای تو کار میکرد پاتریس؟ توی بار؟
عصرها و آخر هفتهها
منظورم اینه که از وقتی هفده سالش بود شروع کرد به کار کردن اینجا
مشتریها عاشقش بودن
انعامش بیشتر از حقوقش میشد
تو چند روز اخیر متوجه چیز غیرعادیای نشدین؟
مثل همیشه بود
شاد
خب، فکر کنم برای الان دیگه به اندازه کافی مزاحمتون شدم
اوه، یه چیز دیگه
اوم
کی وسایل تیانا رو بست؟
همون پیشکشیهای دریا
خودش همینجا، توی بار انجام داد
و راهی هست که مثلاً ممکنه یادش رفته باشه نون رو بذاره داخل؟
منظورم اینه که ممکنه؟
نه، من نون رو از آشپزخونه خودم بهش دادم، همینطور بطری رام رو
پس حتماً یکی برش داشته
خب، اگه اونجا نبوده... پس لابد همینطوره
هوم. ممنون که وقت گذاشتین
متأسفم. بابت همه چی
خب، فیلمی که نلی از لحظه حرکت تیانا تو ساعت ۵:۴۷ گرفت رو دیدیم
بیاین یه نگاهی به فیلمی که من گرفتم بندازیم
بسیار خب، اینجاست، داره دماغه رو دور میزنه، ساعت چنده؟ ۵:۵۰؟
نلی زمان حرکت رو ۵:۴۷ ثبت کرده. میشه... سه دقیقه
زمان خیلی زیادی برای دور زدن خلیج نیست
پس اونی که تیانا رو کشته، چطوری وسط راه تونسته سوار قایق بشه و بهش چاقو بزنه؟
خب، هیچ قایق یا شناگر دیگهای هم توی آب نبوده
توی هیچکدوم از فیلمهایی که داریم
و اگه کلاً سه دقیقه طول کشیده باشه
تیانا وقتی نداشته که بین راه جایی توقف کنه
دقیقاً. پس چطوری؟
اوه! مشکلی نیست
لازم نیست دستت رو بلند کنی. ببخشید
اما یه غواص چی؟
خب، نلی گفت هیچ قایق یا شناگری نبوده
ولی اون غواص رو نمیدیده چون غواصها زیر آب میرن
بنابراین میخوام فرضیهای بدم که یه غواص منتظر بوده
دیده که قایق از روی سرش رد شده
اومده روی آب، لبهی قایق رو گرفته
به تیانا چاقو زده و بعد دوباره به اعماق تاریکی که ازش اومده بود شیرجه زده
این تنها توضیح ممکنه
درسته
اما قایق کاملاً خشک بود
اگه کسی از توی دریا رفته بود روی قایق، قایق خیس میشد
لعنتی
اونجا چه اتفاقی افتاده؟
جیپی؟
بله، ما داریم میایم
لوئیز پالمر رو پیدا کرده. خوبه
مسته
بیشتر میخواست، ولی من قبول نکردم بهش بدم
چرا؟
زمانی دوستای خوبی بودیم
اما وقتی فهمید شوهرش داره بهش خیانت میکنه
شروع کرد به نوشیدن
No comments yet. Be the first to leave one.