As primeras 200 linias.
آمبر، راجع به چیزی که قبلاً در مورد تبلیغ من گفتی
میخوام بگم فکر میکنم کاملاً درست گفتی.
و واقعاً ممنونم که جرات کردی و حرف زدی، پس ازت ممنونم.
وای. باشه، عالیه.
مردم این روزا برای بچه پول زیادی میدن.
این چیه؟
چیه؟
اون مدارک فرزندخواندگی رو امضا کرد.
اون با جبار واقعاً خوب رفتار میکنه.
و حدس میزنم با تو هم همینطور رفتار میکنه.
همینطوره. تو لیاقتش رو داری.
هی، لیلی، ما یه استودیوی اضافه بالا داریم که ازش استفاده نمیکنیم.
اگه هر وقت خواستی اونجا تمرین کنی،
اونجا آزاده و در اختیارت.
هو! آره!
وای. ممنونم.
چه بلوز باحالی بود.
آره، واقعاً میتونی خیلی خوب بزنیش.
آره، خب. ممنون. باحال بود.
تو باعث شدی اون سازه یه جورایی باحال بشه.
فکر میکردم این چیزا فقط موسیقی خرخونی میزنن.
آره؟ چقدر اشتباه میکردم.
میخوام نوازندگی زندهی این رو ببینم.
مثلاً، شما به اینا نمیگین کنسرت/نمایش، درسته؟
یک اجرا. من میخوام یک اجرا ببینم.
بله. در واقع، امم... همین یکشنبه شب.
واقعاً؟ توی گلدن گیت پارک، من عضو یه کوارتت هستم.
من... من دوست دارم بیام ولی پسرم اون روز، یعنی یکشنبه، پیش منه.
باشه، خب، تو، منظورم اینه که میتونی بیاریش چون من میتونم بلیتهای بیشتری بگیرم.
اوه! آره!
باشه. آره. خوشش میاد. امم... شاید نه.
میدونم. موسیقی کلاسیک، من...
میخوام این رو بنوازم.
فکر میکنم میتونم این رو بنوازم.
حدسم اینه که شاید حتی بهتر از تو.
اوه، واقعاً؟ آره.
منظورم اینه که فقط یه گیتار بزرگه، درسته؟
اوه، چه خوب.
کلاً همش همینه، درسته؟
صبر کن، پردههاش کو؟ چی شد...
آها. اونا کجا رفتن؟
باشه، پس نکن...
خیلی خوبه، نه؟
تو میتونستی...
من میتونم زنگ بزنم بگم مریضم و تو جای من رو بگیری.
واقعاً؟ یکشنبه، آره.
تو انقدر...
انقدر با استعداد.
میتونم یه کم نوشابه بگیرم؟
آره، یکی از کوچیکا.
باشه.
سلام. خدا رو شکر.
چه خبر؟ چیکار میکنی؟
دارم مینویسم. به یه حواسپرتی نیاز دارم.
شدیداً.
مدرسه چطور بود؟
مدرسه خوب بود.
توی اون امتحان A گرفتم، پس...
اوه، خوبه.
یه A تو شیمی. خیلی عالیه.
میخوای برات چیزی درست کنم؟
امم، خب، من الان دارم میرم خونه اِمی.
دوباره؟
اونجا غذا میخورم. بله، دوباره.
متاسفم. باشه.
راستی، پدر و مادر اِمی دارن اونو میبرن یو. سی. دیویس.
اوه.
تا مدرسه رو ببینیم و اون ازم خواست منم برم، پس، باشه.
اون مدرسهایه که بهش علاقه داری؟
امم، منظورم اینه که...
چون اگه هست، میتونیم یه برنامه کامل ازش درست کنیم.
و بازدید کنیم و میدونی... وقت بگیریم.
خب، آره، منظورم اینه که ولی هنوز واقعاً نمیدونم.
من فقط دارم بررسی میکنم. اوه.
چیز خیلی جدی یا مهمی نیست.
اشکالی نداره برم؟
حتماً. آره، میتونی بری.
باشه، عالیه.
باشه فکر کنم دیگه میرم.
واقعاً از با هم بودنمون لذت بردم.
واقعاً خوب بود.
ولی بالاخره یه زمانی میای خونه، درسته؟
من... شاید.
چون دوست دارم دوباره ببینمت.
هی. هی. چطوری؟
صبحونه برای شام. میدونم. میدونم.
فقط میخواستم یه کار یه کم متفاوت بکنم.
فقط همین رو توی خونه داشتم.
اوه، سلام.
خدای من، بچهها.
چه خبره، نورا؟ یه کم دل درد داره.
چی شده؟
سلام. باید باهات صحبت کنم.
خبر دارم. چی؟
چی شده؟ چی شد؟ باشه.
فقط باید بهتون بگم که من توی کرنل قبول شدم، با پذیرش زودهنگام.
قبول شدی؟ آره.
هدی، تبریک میگم! این فوقالعادهست!
ای شیطون بلا، نگران بودم. ممنون.
چرا داد و فریاد میشه؟
خواهرت توی کرنل قبول شد.
باشه، خب، کالج یا دانشگاه؟ چون فرق داره.
دانشگاه. توی کرنل قبول شد.
اوه، خب، میدونی، هاروارد یا ییل یا پرینستون که نیست.
آخ!
بغلم کن. بغلم کن.
خیلی بهت افتخار میکنم. واقعاً همینطوره. ممنونم. مرسی.
واقعاً همینطوره. میدونستم میتونی انجامش بدی.
نورا!
فوقالعادهست هدی. شنیدی؟
ممنونم. عالیه.
هورا! خواهرت توی کرنل قبول شد.
و فشار خونتون هم خوب به نظر میاد.
پس خیلی نکات مثبت اینجا داریم.
آره، باشه.
اما، یه چیزی هست که باید در موردش حرف بزنیم، زیک.
چی؟
خب، آزمایشاتون نشون میده که شما یه عارضهای به نام فیبریلاسیون دهلیزی دارید.
یه نوعی ریتم غیرطبیعی قلبه.
در واقع، شایعترین نوعش بین مردان همسن شماست.
یعنی حفرههای بالایی قلب درست کار نمیکنن.
بنابراین خون به درستی جریان پیدا نمیکنه.
جدیه.
فوراً تهدیدکننده زندگی نیست.
اما میتونه باعث لخته شدن خون بشه.
و شانس سکته مغزی رو خیلی زیاد میکنه.
همچنین میتونه منجر به نارسایی قلبی هم بشه.
خب، حالا یه لحظه صبر کنید. ببینید، من که حالم عالیه.
میدوم، میدونید، به خودم میرسم.
شما ممکنه فیبریلاسیون دهلیزی داشته باشید و هیچ علائمی نشون ندید.
غیرمعمول نیست.
پس... قابل درمانیه.
بله.
فعلاً قراره داروی رقیقکننده خون بهتون بدم.
یه بتا بلاکر، و یک برنامه رژیم غذایی و ورزش رو هم توصیه میکنم.
مدتی بعد پیگیری میکنیم و میبینیم چطور پاسخ میدید.
اگه عارضه جدیتر شد.
اون وقت میتونیم در مورد گزینههای جراحی صحبت کنیم.
جراحی؟
فعلاً، ما واقعاً فقط باید تحت نظر داشته باشیم و ببینیم چی میشه.
اون فعلاً خیلی راهه تا اونجا.
اوه، باشه.
هی.
هی.
خوبی؟
فقط نمیتونم از فکر هزینه شهریه کرنل دربیام.
حدود پنجاه (هزار) میشه.
نزدیک شصت (هزار).
شصت هزار.
این تازه برای یه ساله.
دانشگاه چهار ساله.
بارها و بارها توی ذهنم حساب و کتاب کردم.
فقط...
میدونی، کرنل کمکهای مالی عالی داره.
عزیزم، اونا بر اساس درآمدی که من توی تی و اس داشتم حساب میکنن.
و اون فقط حدود هفت هزار دلار در سال بهمون میرسه.
وامها چی؟
من فقط... نمیخوام هدی بعد از دانشگاه زیر بار این همه بدهی بره.
وقتی از دانشگاه فارغالتحصیل میشه.
من میتونم یه... فقط شهریه نیست.
میدونی، هزینه بلیط هواپیما رفت و برگشت هم هست.
میدونم.
پول تو جیبی.
یه کمد لباس زمستونی کامل هم لازم داره.
اون حتی یه جفت دستکش هم نداره. فقط...
مواظب باش. هرز نشه.
هی، شوهر من پیمانکاره.
من بلدم کارمو اینجا انجام بدم، باشه؟
اون عینکها فوقالعادهان.
بله. اول ایمنی.
آره، میدونی، تو واقعاً لازم نیست نگران اون باشی با...
نه، همین کارو ادامه بده. این...
هی، بچهها. خیلی باحاله.
باشه، هی، اینو بگیر. در رو ببند، باشه؟
چرا؟
چون این برای نوزادیه که داره میذاره برای فرزندخواندگی.
ممکنه ناجور باشه. فقط...
اوه.
هی. هی.
ووهو. اوضاع چطوره؟
خوبم. آره؟
چیه؟
چطوری؟ چیکار میکنی؟
اوه، میدونی، فقط میخوام برم دراز بکشم.
و بعد دستشویی کنم و بعد دوباره دراز بکشم.
و بعد ده ثانیه دیگه دوباره دستشویی کنم، پس...
عالیه.
اوه، امم، وای نزدیک بود یادم بره.
من واقعاً اسممون رو برای اون کلاس آمادگی زایمان نوشتم.
چی؟ اون این هفتهست.
آره.
یادته؟ آره؟
ولی بهت گفتم که من فقط قراره برم.
و فوراً اپیدورال بگیرم.
و بعدش تمومه، میفهمی چی میگم؟
پس، واقعاً لازمه اون کارو بکنیم؟
آره. کاملاً قابل درکه.
ولی برای زایمان توی این بیمارستان، لازمه.
باشه، هرچی تو بگی، انجامش بدیم.
عالیه. خوبه.
No comments yet. Be the first to leave one.