As primeras 195 linias.
اوه
وای خدا، امیدوارم کسی نشنیده باشه
اینجا الایه. حتی اگه کسی هم شنیده باشه، نشنیده میگیره
خیلی خوش میگذره
باورم نمیشه دارم جلوی خونه بابام تو ماشین لاو میترکونم
دقیقاً مثل دوران دبیرستانه، فقط احتمال حامله شدنش کمتره
میدونی، الان سه هفته شده
میتونیم یه کار هیجانانگیز بکنیم، مثلاً بریم تو خونه
اوه، نه نه. آدمای بدی اون تو هستن
هی، ماشین قشنگیه
وای خدا، همون آدم بَدا اومدن
هی. سلام پدرجان
برای پیادهروی شبانه اومدی بیرون؟
داری به راننده اسنپت انعام میدی؟
فکر کردی چطوری امتیاز پنج ستارهمو حفظ میکنم؟
شوخی کردم. دفعه قبلی که این کارو کردم، یه ستاره از دست دادم
سلام، من اندی هستم
من... اِ... دوستِ رایلیام
آره جون خودت. از اون دوستهای صمیمی
ولی نه از همهی اون لحاظها... فقط یه کم صمیمی
صمیمیتش به تو ربطی نداره. گوش کن
تو ۳۵ سالته. لازم نیست اینطوری رفتار کنی
در ضمن باید بهونههای بهتری برای بیرون رفتنات جور کنی
بانک شبانه، کلیسای شبانه، دندونپزشک شبانه؟
نه، ما رفتیم بانک شبانه
خب، همون دستگاه سکهشماری تو فروشگاه بود
خداییش برای قرار سوم یه کم عجیب بود، ولی خب با ۱۲ دلار پول نقد برگشتم خونه
با یه کوپن تخفیف برای کنسرو لوبیا
ببخشید که تو ورودی پارک کردم. قصد نداشتم زیاد بمونم
حداقل دوستت در مورد ترسش از تعهد خیلی رک و راسته
خیلی خب. ممنون که آمار گرفتی
اوهوم
آره، خودِ تو
اصلاً بهش محل نده
نمیتونم. عین تیرکس تو پارک ژوراسیکه
باشه، قبول
در مورد دوستم بهت نگفتم ولی دلیل خیلی خوبی داشتم
دلم نمیخواست تو بفهمی
نه تو، نه هیچکس دیگه، ولی مخصوصاً تو. خودت میدونی چرا
برام مهم نیست
اوه اوه
واقعاً آدم عجیبی هستی مَت پارکر
خب، میدونی چیه؟ اگه برای تو مهم نیست، برای منم نیست
آره، درست شنیدی. حرکتِ بدل رو زدم
ولی میدونی؟ اصلاً اهمیتی نداره
چون اتفاقاتی که بین من و اندی میافته به تو هیچ ربطی نداره
اندی دیگه کیه؟... آهان
باز شروع کردی به سوال پرسیدن
مثل همیشه. یه آگهیِ بازرگانیِ دیگه
خب، از اونجایی که تابلوئه دلت میخواد بدونی، اندی رو جلوی دکه قهوهفروشی دیدم
یه ماهه که تو دنیای خودمونیم، فقط ما دو تا
و واقعاً عالی بوده
راستش تفاهم خیلی خوبی داریم که اصلاً انتظارشو نداشتم
اون به دخترش نگفته، منم به بچهها نگفتم
و قطعاً قرار نبود به تو هم بگم ولی حرفو از زیر زبونم کشیدی بیرون
داری با من حرف میزنی؟
یه کلمه هم حرف نزن
هی بچهها. داشتین درباره چی حرف میزدین؟
اصلاً روحمم خبر نداره
اِ، داشتیم درباره بازی فوتبال حرف میزدیم
پدربزرگ فکر میکنه تیم آبی باید بیشتر بدوه، منم فکر میکنم به هیچکس ربطی نداره
باشه
داشتیم میاومدیم پایین یه چیزی بخوریم. دیگه پاستیل کرمی نداریم؟
آره. ولی برای من نه. فکر کنم دندونم داره سوراخ میشه
هی، شاید لازم باشه منو ببری پیش همون دندونپزشک شبانهای که خودت میری
ایمی، ما همین دو سال پیش این تی-برد قشنگ رو بازسازی کردیم
چرا باید دوباره انجامش بدم؟
چون ما عاشق پولیم
میخوام کاملاً صورتی و کروک باشه، مثل وقتی که باربی، اِسکایپر رو میبره دوردور
یه سفر دخترونه، عوضی
من همچین کاری نمیکنم
گوش کن، اگه ماشین کروک میخوای، برات ردیفش میکنم
ولی این تی-برد خوشگل رو تبدیل به یه ماشین صورتیِ حالبههمزن نمیکنم
مشکلی نیست
باشه، بقیهش بمونه برای یه روز دیگه
یه ایده دیگه داشتم. خب؟
نظرت چیه یه «مورفو زوم» طراحی کنی؟
من... نمیدونم «مورفو زوم» چیه
مورفو زومها عالیان. بچگیام چند تا داشتم
مثل ترنسفورمرزن
ولی ارزونترن، برای بچههایی که مامانِ مجردشون همهی پولشو خرج سیگار میکنه
و اونقدر با ترنسفورمرز فرق دارن که کسی نتونه ازمون شکایت کنه
پسر، برادرزادهام عاشق اونا بود. کریسمس قبلی براش یکی خریدم
اوه، مجبور شدم کارهایی بکنم که اصلاً بهشون افتخار نمیکنم
مَت، طراحیهای تو معرکهان، خب؟
برام یه اسباببازی طراحی کن
حالت خوبه؟
بیخیال. من ماشین طراحی میکنم، نه اسباببازی
برخلاف چیزایی که شنیدی، اینجا کارگاه بابانوئل نیست
مَت، چطوره تو بخش ماشینشو طراحی کنی و منم بخش اسباببازیشو؟
شاید منو یادت نیاد. من گِیب هستم، دست راستِ مَت
اوهوم. جنابِ جی-یونیت
میدونی، در واقع گِیب میتونه هر دو کارو انجام بده، هم ساخت ماشین و هم اسباببازی
خیالت راحت باشه که کارت دست کاربلده
تاییدِ تو خیلی ارزش داره
ولی میدونی محبوبترین بخشِ «تعمیرگاه و بازسازی سفارشیِ پارکر» چیه؟
پارکر
یعنی تو
باشه، باشه، ببین میتونم باهاش کار کنم. میتونیم با هم انجامش بدیم
دمت گرم مَت. ایول
مامانی باید پیشپرداختِ بلیط سفر به فضا شو جور کنه
فکر کنم برای این کار یه کم دیره
هی رئیس. با «دراگو-وِت» آشنا شو؛ نصف اژدها، نصف کوروِت
سوختِ اکتان بالا میخوره
و از ماتحتش آتیش میزنه بیرون
یا بهتره بگم
منم الهام گرفتم. هم ماشینو طراحی کردم و هم روبات رو
اوه
سلام مَت. ببخشید مزاحم شدم. اندی هستم
دوستِ رایلی
همون پسره تو پارکینگ. هوم
ترنس اَم مدل ۷۷؟
اوه، آره، آره، آره
اِم... کارِ ما تموم شد دیگه، نه؟
آره
چهارچشمی حواسم بهت هست. میخوای بدونی چرا؟
چون رایلی اصلاً دوستی نداره
عجب ترنس اَمِ خوشرُخی داری پسر
اوه، ممنون. آره، چند سالی هست دارم روش کار میکنم
منظورم اینه که معلومه نمیتونم مثل تو حرفهای کار کنم
اوه. چاپلوسی؛ همیشه جواب میده
اِم، راستش این ترنس اَم مال بابام بود. اونم عشقِ ماشین بود
البته بیشتر تو فازِ فیلم «اسمـوکی و بَندیت» بود
در واقع فقط یه آدمِ سبیلو بود
خب، شانس آوردی تو فازِ فیلم «کسبوکار ایتالیایی» نبود
هر کسی که با دختر من بگرده و مینی کوپر سوار بشه
سر و کارش به صندوقعقب یه ماشینِ واقعی میافته
اصلاً «کسبوکار ایتالیایی» چیه دیگه؟
یه چرت به جای ناهار و بعدش یه شامِ هفتساعته؟
آره والا
به هر حال، من فقط اومدم با رایلی ناهار بخورم
فقط میخواستم یه سری بزنم و خودمو درست و حسابی معرفی کنم
میدونم دیشب یه کم ضایع شد
آه، ممنون از توجهت. آره
اوه، و از اونجایی که از چاپلوسی خوشت میآد، یه ادویه مخصوص برات آوردم
خودم درستش کردم. به چشمِ یه کادوی مردونه بهش نگاه کن
عالیه. خب، ممنون بابتش
آخرین باری که از یکی از دوستپسراش کادو گرفتم
یه نوه غافلگیرکننده بود
خب، میدونی چیه؟ امتحانش میکنم. مرسی
اوه، هی، اینجا چه خبره؟ اِ
چرا داری با دوستم اندی حرف میزنی؟
بهم کادو داد
اوه، کادو؟
اگه میخوای به من کادو بدی، باید زودتر بریم
باشه، حتماً. آره. میدونی چیه؟ باید یه بار همگی با هم شام بخوریم
آره. یا شایدم نه
راستش، یکشنبه چند نفر رو برای تماشای فینال انافسی دعوت کردم
خوشحال میشم تو هم بیای. کباب راه میندازم
عالیه. من هستم
چی؟ یکشنبه؟ مگه نباید طبق خواستهی خداوند استراحت کنیم؟
هوم. گِیب، این دیگه کیه؟
میگه دوستِ رایلیه
نه بابا، فراتر از دوستیه
میبینی چقدر جذابه؟
اونقدر به خودم اعتماد دارم که وقتی یه مردِ خوشتیپ میبینم، اعتراف کنم
اونقدرا هم خوشتیپ نیست
حسودیت شد؟
چون واقعاً هم باید حسودیت بشه
بعدش ماشین تبدیل به یه روبات جنگجو میشه
بچهها عاشقش میشن، کلی پول به جیب میزنیم و منم دیگه مجبور نیستم روبات بکشم
باشه. معرکه، قدرتمند، خیرهکننده. ممنون
خیلی خب
ولی هیجانش کجاست؟
اون تو دارویی چیزی نداری؟
من یه چیزی میخوام که باعث بشه یه مشت مامانِ اعصابخوردکن چشمای همدیگه رو دربیارن
تا بتونن آخرین دونهشو شبِ کریسمس بخرن
میتونیم قیافهی روبات رو شبیه گِلن پاول درست کنیم
ببین، این یه تجربه جالبه
ولی همونطور که تراپیستم درباره قبول کردنِ من به عنوان بیمار گفت
این یه اشتباه بود
صبر کن، صبر کن، یه ایده دیگه داریم. خب؟
دارم همون کاری رو میکنم که خودت یادم دادی؛ جنگیدن برای یه ایده خوب
مگر اینکه بحثِ نودل برای ناهار باشه، که میدونم هیچوقت اتفاق نمیافته
تماشا کنید. اوه، نه، نه
دراگو-وِت
داری شوخی میکنی؟ خب، این اولین چیزی بود که به ذهنش رسید
الهامبخش بود! آره
یعنی منظورم اینه که وسوسهبرانگیزه. بعدش هم آتیش دفع میکنه؟
هاتسی
میدونم چی فکر میکنی، ولی این «یاتزی» نیست
ما در واقع از شش تا تاس استفاده میکنیم
باور کن اصلاً به اون فکر نمیکردم
باشه
کارتر، جورجیا، بجنبین. دیرتون میشه
برای چی؟ داری مجبوری میبریمون مرکز خرید؟
فکر کنم گفتی تو ماه ژانویه هیچ چیز جدیدی نمیخریم
آره خب، اینم گفته بودم که دیگه لب به مشروب نمیزنم و میرم باشگاه، خب؟
فوریه، ژانویهی جدید محسوب میشه
بیا، برو تو مغازه کِلرز و کلِ ویترینو بخر
کارتر، راه بیفت
ببخشید، سشوار کشیدن این یال و کوپال زمان میبره
بریم، ولی کسی حق نداره شیشه رو بکشه پایین. موهامو خراب میکنین. باشه؟
باشه، ولی از گوزیدن هم خبری نیست
هنوز باورم نمیشه اندی رو دعوت کردی بیاد اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.