Tyler Perry's Zatima

Tyler Perry's Zatima

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 4

Información d'a versión

Zatima S04E02 Spring Forward 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 2 Zatima 2022 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-04
Descargas: 15
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

آمبولانس خبر کن! - باشه.

بله، به آمبولانس نیاز دارم.

زنم تیر خورد!

قبلاً در زاتیما...

کجا بهت تیر خورد؟

بهم نخورد، فقط لیز خوردم.

آخ! لعنت بهش! - وای، وای، وای.

داره گرفتگی داره.

این همه استرس برای بچه خیلی بده.

متاسفم، رفیق.

گور بابای معذرت‌خواهیت.

اگه سطح استرست رو پایین نیاری،

می‌ترسم مجبور بشی استراحت مطلق کنی.

دکتر، من باید کار کنم.

ولی استرس می‌تونه روی رشد مغز بچه تاثیر بذاره،

و چیزای دیگه.

آی!

اون بهت کلید داد؟ - از همون راه اومدم تو.

عالیه.

نه عزیزم، فقط یه کوچولو برو راست.

چی میگی؟ این کاملاً صافه.

پس سر خودت کجه.

اون صاف نیست.

زک، فقط یه ذره هلش بده سمت راست.

یه ذره بیشتر. - همونجا.

نه، زک، برو چپ.

اوه خدای من، فاطمه.

باشه، خب، بذار ببینم. بذار ببینم.

باشه. - آره.

این عالیه.

و تو که کاری هم نکردی!

حالا هرچی.

ببین، اینجا خوب شده‌ها.

نمی‌فهمم چرا نمی‌تونی صبر کنی

تا عکس‌های بارداریت.

ببین، این فقط یه جاگیره، عزیزم.

فقط می‌خواستم مطمئن شم که بهترین جای براشه.

هیچ‌وقت از زن‌ها سر درنمیارم.

هی، اینجا جای زن‌ستیزی نیست. باشه؟

ببخشید.

هیچ‌وقت از فاطیماها سر درنمیارم.

اوه اوه. کجا داری میری؟

شنبه‌ست. می‌خوام استراحت کنم.

زک، مهمون داریم، کار خونه هم داریم.

کار خونه؟ مگه ۱۰ ساله‌م؟

زک، واقعاً؟

به آشغال نگاه کن، سرریز شده.

می‌برمش بیرون. - کِی؟

بعد این بازی. - آره. و لباس‌ها چی؟

همه جا پخش و پلاست. کِی می‌خوای جمعشون کنی؟

می‌خواستم فقط جابه‌جاشون کنم.

جابه‌جاشون کنی؟ - من تو کارای لباسشویی خوب نیستم.

زک، و گهواره چی؟ - انجامش میدم.

کِی؟ وقتی بچه به دنیا اومد؟

آره. - تو که همین رو می‌گفتی.

میشه فقط بازی رو تموم کنم؟

می‌دونی چیه؟

بوی این آشغال حالم رو بد می‌کنه.

فاطیما، تو که بارداری.

همه چیز حالت رو بد می‌کنه.

ولی می‌دونی چی حال منو به هم می‌زنه؟

چی، زک؟

موهای تو که همیشه تو سینکه.

چی؟ - آره. آره.

و تو حموم.

آب دوش حتی رد نمیشه.

من همزمان هم دوش می‌گیرم هم تو وانم.

من باید روز درمیون چاه رو تمیز کنم.

زک، موهای تو هم اونجاست.

چرته. موهای من که کوتاهه.

منظورم اون اصلاحات خودته.

موها همه جا پخش و پلاست. - اون خیلی کثیفه.

آره، کثیفه. این آشغال کوفتی رو ببر بیرون.

این همه کثافت.

دارم می‌برمش بیرون.

همین رو فکر می‌کردم.

بردارش. بردارش.

زک؟

بله، ارباب. - شت.

این قطعه به شش می‌خوره،

و شش به هفت می‌خوره،

ولی حتماً یه تیکه کمه.

وای، این گهواره چقدر قطعه داره.

می‌دونم.

باید پول می‌دادم یکی این کوفتی رو سر هم می‌کرد.

خب، اگه همون گهواره چوبی سفید رو می‌گرفتیم

همونطور که بهت گفته بودم.

نه، اون لعنتی یه تله مرگ بود.

سر بچه می‌تونست لای میله‌ها بره.

مثل یه زندان کوچولو برای نوزاد بود.

علاوه بر این، این یکی همه امکانات روز رو داره.

ببین، می‌تونه همه حرکات رو زیر نظر بگیره

و در مواقع اضطراری با ۹۱۱ تماس بگیره.

زک، ما فقط یه گهواره معمولی لازم داریم.

نه، نداریم. مگه چیزی تو ما معمولیه؟

نه، ما یه گهواره معمولی لازم نداریم.

ما بهترین گهواره رو لازم داریم.

فقط باید بفهمم چطور اینو مثل اون درست کنم.

یا می‌تونی یکی رو استخدام کنی که انجامش بده.

خودم از پسش برمیام. باشه؟

اوه، خدایا.

می‌دونم که امیدوارم یه جفت کفش دیگه نباشه

برای این بچه‌ای که هنوز به دنیا نیومده.

بچه بیشتر از من کفش داره.

خب، کلکسیون پسرم باید مثل مال خودم باشه.

آروم بیا پایین از پله‌ها.

اگه واقعاً می‌خوای کاری انجام بدی، می‌تونی کمکم کنی...

زکری تیلور؟

این برای منه؟

زکری تیلور؟

تو که می‌دونی من شبیه زکری تیلور نیستم.

چطور می‌تونم کمکتون کنم؟ - اوه، سلام.

شما حتماً زکری تیلور هستید.

می‌تونستی ردش کنی بره.

چی شده؟ - برات احضاریه اومده.

چی آوردی؟ - روز خوبی داشته باشید.

بهت گفتم، گوش نمی‌کنی.

نباید در رو باز کنی

بدون اینکه مسلح باشی.

زک. - می‌تونست هرکسی باشه.

آره، ولی هرکسی نبود.

مأمور ابلاغ بود.

صبر کن، ازت شکایت شده

برای حضانت و نفقه مایکل.

چی؟

چی؟ - زک...

خاله مادر بچه‌ام داره ازم به خاطر بچه‌ام شکایت می‌کنه.

تو اصلاً خاله‌اش رو می‌شناسی؟ - نه، نمی‌شناسم.

نمی‌دونم چرا می‌خوان حضانت رو به اون بدن.

بذار ببینم. - اینجاست.

اون میگه من و هِدِر پدر و مادر نامناسبی هستیم.

نامناسب؟

یعنی هِدِر، ولی تو که... - اون اصلاً منو نمی‌شناسه.

زک، می‌دونی چیه؟ اصلاً نگران نباش.

باهاش می‌جنگیم. - همه اینا تقصیر هِدِره.

ببین عزیزم.

اشکالی نداره. تو نامناسب نیستی.

باهاش می‌جنگیم، باشه؟ نگران نباش.

اینا همه‌اش چرت و پرته.

عزیزم، گوش کن. تو دادگاه باهاش می‌جنگیم.

همه‌اش دروغه. آخه... - اما واقعاً همه‌اش دروغه؟

زک.

آره. - بیا اینجا.

این کارو نکن، باشه؟

ببین، تو از پسش برمیای. نگام کن.

تو، زکری تیلور، تو از پسش برمیای.

و من، فاطمه، که به زودی خانم تیلور میشم،

قدم به قدم کنارت خواهم بود.

باشه؟

باشه.

بهت نیاز دارم. - من هواتو دارم.

الو؟

آنجلا. - آره؟

شانم. - می‌دونم.

عجب، یه مدتی بود ازت خبری نبود.

مشغول بودم.

با اون پسر دیگه.

چی؟ چی می‌خوای؟

زنگ زدم بگم می‌خوام ببرمت بیرون، یه قرار بذاریم.

آقا، خودم می‌تونم برم چیزکیک فکتوری، باشه؟

نه، نه. منظورم اینه که من می‌خوام ببرمت بیرون.

هرجا که دلت بخواد می‌برمت.

صبر کن، یعنی هیچ برنامه‌ای نداری؟

می‌تونی فقط تو انتخاب کنی؟ نمی‌خوام خرابش کنم.

اَه! - ببین، عصبانی نشو.

من می‌تونم برنامه‌ریزی کنم. - عصبانی نیستم، شان.

فقط کلافه‌ام. - ولی چرا؟

چون به نظر میاد نمی‌دونی مشکل چیه.

اگه بهم می‌گفتی، می‌دونستم مشکل چیه.

همین که من باید بهت بگم، دلیل کلافگیمه.

می‌تونیم از اول شروع کنیم؟

نمی‌خوام از اول شروع کنم، شان.

باشه، پس از وسط شروع کنیم.

بذار هفته دیگه بیام دنبالت برای یه قراری که خودم برنامه‌ریزی می‌کنم.

این شد یه چیزی.

آره، می‌تونی منو ببری سر قرار، شان، باشه؟

خداحافظ. - خداحافظ.

سلام. - سلام.

داشتی با شان حرف می‌زدی؟ - آره، شان.

دوباره باهاش قرار می‌ذاری؟

نه، ولی خب، ازم خواست که با هم بریم بیرون.

تو، اِه... می‌خوای بری؟

من مجردم، پس... - خب، لازم نیست مجرد باشی.

برایس، بهت گفتم که نمی‌خوام دوباره باهات برگردم به هم.

برگردی به هم؟ - آره.

ما دلیلی داشتیم که از هم جدا شدیم، باشه؟ بیخیالش شو.

باشه، باشه، هرچی تو بگی. فشارت نمیارم، باشه؟

باشه. خب، چرا اینجایی؟

می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

ببین، برایس، نمی‌تونی همینجوری سرزده بیای خونه‌ام

و بگی می‌خوای یه چیزی بهم نشون بدی.

آنجلا، من که نگفتم می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

بیا دیگه، خبر خوبه، باشه؟ عالیه، قول می‌دم.

فقط یه دقیقه وقت بذار، باشه؟

باشه.

اوه، چه بوی خوبی میاد اینجا.

آره، داشتم ناهار درست می‌کردم.

اوه، چه عالی.

برای من.

آره، آره، نه، فهمیدم، هر چی.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left