Zorro

Zorro

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

Zorro 1957 S02E02 Zorro Rides Alone 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 11
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 155 linias.

یه جایی تو مونتری، یه نفر داره راه میره

با یه گلوله تو شونه چپش.

همون مردی که زورو دیشب تو اون کلبه بهش شلیک کرد.

درسته. و اگه پیداش کنیم،

یه سرنخ از هویت اون راهزن‌ها به دست میاریم

که مدام دارن پیک‌ها رو غارت می‌کنن.

چی شده؟

پیک سن لوئیس اوبیسپو هست، سینیور دلا وگا.

اون پول تدارکات اسپانیا رو داشت،

تا اینکه با راهزن‌ها روبرو شد.

پول رو بردن؟ -بله. تک تک پزوها رو.

گومز، دکتر رو خبر کن.

ببرینش تو اتاق من.

هر شهرکی تو کالیفرنیا،

داره برای تدارکات به وردوگو پول می‌فرسته.

و پیک پشت پیک، کشته و غارت میشه.

سینیور وردوگو رو متهم می‌کنید؟

من اسمی نمیارم.

اما اگه من ۱۷۰۰۰ پزو در راه از لس آنجلس داشتم،

خیلی بیشتر احتیاط می‌کردم.

ممنون بابت نصیحتتون.

حتماً به یاد خواهم داشت.

پس حتی صاحب مسافرخونه هم می‌دونه

لس آنجلس چقدر پول برای سینیور وردوگو می‌فرسته.

می‌دونی،

انگار اطلاعات همیشه یه جوری از دست سینیور وردوگو در میره.

به هر حال، باید بریم به هاسیندا.

اون باید از این موضوع خبردار بشه.

مسئله مرگ و زندگیه. جایی برای شکست نیست.

حاضرم پیشاپیش بهت پول بدم،

و اگه موفق بشی، یه پاداش هم بعداً بهت تعلق می‌گیره.

اما بهتون هشدار میدم، سینیور...

نگاه کنید، سینیور وردوگو هست.

اگه پول منو بگیری و مأموریتم رو انجام ندی،

تو خواهی بود...

بله، میدونم، میدونم.

انجامش میدم، سینیور وردوگو.

می‌تونید روم حساب کنید.

اون مرد دیگه رو می‌شناسم.

اون دیشب یکی از راهزن‌ها تو کلبه بود.

سینیور دلا وگا.

سینیوریتا وردوگو، باعث افتخاره.

چه کاری از دستم برمیاد؟ اومدم پدرتون رو ببینم.

غیرممکنه، سینیور. ایشون منزل نیستن.

خب، شاید بدون اینکه شما بدونید اومده باشن تو.

یا شاید اشتباه کردم وقتی فکر کردم همین الان ایشون رو دیدم.

شاید اینطور باشه ولی بازم نمی‌تونن شما رو ببینن.

اوه؟

حالشون مساعد نیست.

اوه، خیلی متأسفم. اِ، امیدوارم که بیمار نباشن.

یه جراحت قدیمی هست.

و حالا، اگه کار دیگه‌ای ندارید...

شاید بتونم شخصاً همدردیم رو بهشون ابراز کنم.

بهتون گفتم، نمی‌تونید ایشون رو ببینید!

سینیوریتا، کار من از اهمیت بالایی برخورداره،

مربوط به پول لس آنجلس.

من از تمام "مسائل مهم" شما خبر دارم.

شما اومدین اینجا تا باز هم کنایه‌های توهین‌آمیز بیشتری

علیه پدرم بزنید. خب، اجازه نخواهید داشت!

لطفاً برید، سینیور!

سینیور، میشه لطفاً برید؟

کار من با پدرتون فوق‌العاده مهمه.

من صبر می‌کنم.

اوه.

اوه، اگه رومرو اینجا نبود...

دستور می‌دادم شما رو از هاسیندا بیرون بندازه!

متاسفانه، سینیوریتا، سینیور سرانو اینجا نیست و من هستم.

پس چرا ازش بهترین استفاده رو نکنیم؟

باشه.

منم می‌تونم درست مثل شما لجباز باشم.

دون دیگو، خوش آمدید.

چرا به من نگفتن؟

پدر، شما باید استراحت کنید.

مگه آدم میتونه تمام عمرش رو استراحت کنه؟

اون دوست داره ۲۳ ساعت از روز رو تو تخت باشم.

اون می‌تونه خیلی متقاعدکننده باشه.

شما خبر ندارید.

آنا ماریا، بگو پابلو برای مهمانمون پذیرایی بیاره.

حالا، دون دیگو، چه چیزی باعث افتخار این دیدار شده؟

اول، سینیور، مایلم تسلیت بگم

بابت جراحت بازوتون.

یه زخم قدیمی جنگه. بعضی وقتا عود می‌کنه.

و در عجیب‌ترین مواقع، حدس می‌زنم.

راستی،

نشنیدید که پیک سن لوئیس اوبیسپو

امروز صبح در راه مونتری مورد حمله قرار گرفت و غارت شد؟

بله، بهم گفتن. یه چیز وحشتناک.

بله.

من شدیداً نگرانم که همین اتفاق

برای پیک‌های لس آنجلس نیفته.

اما فکر نمی‌کنم اینطور بشه.

کاش منم می‌تونستم مثل شما خوش‌بین باشم.

شاید بتونید.

من خطر سرقت رو پیش‌بینی کرده بودم، سینیور.

قبل از ترک لس‌آنجلس،

دستورات ویژه‌ای به سربازهایی که پول رو اسکورت می‌کردن دادم.

ببینید،

اونا قرار بوده از ال کامینو رئال بیان بالا.

اما امروز، بعد از ترک سولداد،

اونا ال کامینو رئال رو ترک می‌کنن و راه دره‌ی گوادالوپ رو پیش می‌گیرن.

عالیه، دون دیه‌گو.

و وقتی راهزن‌ها تو ال کامینو رئال کمین می‌کنن،

باید خیلی منتظر بمونن و به جایی هم نمی‌رسن.

عالیه!

بله. فکر کردم دوست دارید این رو بدونید.

در واقع، گروهبان گارسیا و سرجوخه ریس

تا اواسط بعدازظهر باید سالم به ایستگاه گوادالوپ رسیده باشن.

خب، پابلو، درست به موقع رسیدی.

قبل از اینکه برید، دون دیه‌گو، یه جام نوشی.

به سلامتی رسیدن پول.

به سلامتی عدالت، سینیور.

نگران نباشید. گارسیا و ریس طبق برنامه از ال کامینو رئال میان بالا.

بله، این یه تله‌ست.

معلومه!

یالا، سرجوخه، عجله کن!

امروز هوا گرمه. تشنمه.

بین اینجا و مونتری تو ال کامینو رئال هیچی نیست.

اما، امم، تو راه دره‌ی گوادالوپ...

سرجوخه، مگه شراب‌سازی گوادالوپ اون سمتی نیست؟

فکر کنم آره.

منم داشتم همین رو فکر می‌کردم.

ما یه عالمه پول با خودمون داریم، سرجوخه.

حالا، امم، همه از ما انتظار دارن چی کار کنیم؟

بدزدیمش؟ نه، نه، احمق!

منظورم اینه که انتظار دارن ما از کدوم راه بریم؟

اون راهی که از کنار شراب‌سازی می‌گذره؟

نه، اونا انتظار دارن ما از ال کامینو رئال بریم.

چرا؟

چون اون راه منطقیه.

تازه، ما به دون دیه‌گو گفتیم از اون راه می‌آیم.

این فقط عقل سلیمه.

خب، اگه شما اینطور میگید، گروهبان.

اما، امم، سرجوخه نشنیدی که میگن...

"هرگز نذار دست راستت بدونه دست چپت چی کار می‌کنه"؟

دست چپ من که کاری نمی‌کنه، گروهبان.

کله‌ت هم همینطور، کله‌خر!

خب، هوا گرم و خشک و پر از گرد و خاکه، اما بیا بریم.

گروهبان، می‌دونید چی آرزو می‌کنم؟

نه، چی آرزو می‌کنی؟

کاش از اون یکی راه، از کنار شراب‌سازی گوادالوپ می‌رفتیم.

تو این هوای گرم خوب می‌شد، نه؟

اوه، سرجوخه، چه فکر فوق‌العاده‌ای!

سربازها فکر می‌کنن می‌تونن به مونتری برسن

فقط با رفتن از یه راه دیگه.

تحت تاثیر قرار گرفتم، پابلو!

با یک تشکیلات، همه چیز ممکنه.

خیلی بیشتر از اونچه تو می‌دونی.

اسب‌ها رو ببرین از جلوی چشم.

تو!

برو بالای صخره‌ها و دیده‌بانی کن.

می‌بینی؟

تنها کاری که برای رسوندن پیام به راهزن‌ها باید بکنی

اینه که مخفیانه به سینیور وردوگو بگی.

اون مردی که پیراهن روشن پوشیده رو دیدی؟

خدمتکار شخصی وردوگو، پابلو.

Zorro subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left