Vampirina: Teenage Vampire

Vampirina: Teenage Vampire

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Vampirina Teenage Vampire S01E06 First Club 720p WEB h264-NoRBiT
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Vampirina: Teenage Vampire 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 8
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

غوغا!

صبح تو هم بخیر.

کره‌ایت داره بهتر می‌شه.

اوه، وی، بذار منم یه چیزی به زبون تو بگم. آماده‌ای؟

وای، الایجا! داری درباره مادربزرگ من حرف می‌زنی!

عذرخواهیت پذیرفته‌اس.

گروه اسپات‌لایت اومدن!

داره اتفاق می‌افته. عادی رفتار کنین.

وای. اونا کین؟

چرا ما رقص ورود نداریم؟

اسپات‌لایت خاص‌ترین گروه توی ویلسونه.

آره، منم می‌خواستم برم توش، تا اینکه فهمیدم فقط برای دختراست.

بعدش دیگه واقعاً می‌خواستم برم توش.

عضو شدن توش مثل اینه که تا آخر عمر وارد یه گروه خواهری بشی.

میلی آیِلَش هم عضو اسپات‌لایت بوده.

میلی معروفه؟ میلی خودمون؟

میلی-میلی؟

ما باید عضو «اسپات‌لایتس» بشیم!

چطور وارد شیم؟ من که حاضرم رشوه بدم.

خواهش می‌کنم، شانس تو به خوبی مری کانینگهامه.

کی هست؟ دقیقاً!

مثل شماها.

مری کانینگهام هم سال اولی بود که همه منتظرش بودن،

اما بعد از اسپات‌لایتس رد شد.

وای نه! چی شد براش؟

میگن الان مسئول گم‌شده‌های مدرسه‌ست.

چون زندگی‌اش همونجا تموم شد.

سوفی، اگه عضو اسپات‌لایتس بشیم،

میلی مژه تا ابد خواهر ما میشه!

خب، تا ابد که برای منه.

برای تو یه دوره‌ی عادی زندگی انسان.

تبریک میگم. من همین الان دارم زندگیتو عوض می‌کنم.

خیلی هیجان‌زده‌ام.

خب، خیلی هم هیجان‌زده نشو.

اوه، نبودم. من به اندازه‌ی مناسب هیجان‌زده بودم.

این فقط یه دعوت به جلسه‌ی آشنایی ماست.

این مرحله اول از یه آزمون سه مرحله‌ایه

خب، ما بالاخره «اسپات‌لایت‌ها» هستیم دیگه

اوه، شما دو تا جزو سال اولی‌هایی هستید که باید تماشاتون کرد

و حالا داریم تماشاتون می‌کنیم

وای، خدای من!

دارن ما رو نگاه می‌کنن

یکی داره ما رو می‌پاد!

انقدر هیجان‌زده‌ام که حتی نمی‌دونستم

پنج دقیقه پیش این چی بود

غوغا کن!

ببین چطور می‌درخشم، می‌درخشم، می‌درخشم!

غوغا!

آخ، این زندگی ۶۰۰ سال پیش کجا بود؟

دمی، اونا دمپایی‌های جدید منن

مطمئنی مال خودتن؟

نمی‌دونم. مگه اسم تو سوفی چویِ؟

بازی خوبی بود، ولی من روبدوشامبر رو برمی‌دارم

نه، اون مال منه

من که اسمت رو روش نمی‌بینم

آها. پس الان باید اسممون رو روی همه‌چیز بنویسیم

آره، قراره بنویسیم. و می‌دونی چرا؟

این اتاق خوابگاه برای هر سه نفرمون به اندازه کافی بزرگ نیست

بالاخره یکی گفتش

فعلاً، سوفی؟

من مشکل نیستم. تویی که مشکل داری!

لباسامون رو می‌پوشی، عروسک پولیشی منو تسخیر می‌کنی

بخارهای روحیت رو آزاد می‌کنی و هیچ‌وقت هم نمی‌گی «ببخشید»!

خب، ببخشید

ببخشید، دمی

اینجا اتاق ماست

باید بری یه جای دیگه زندگی کنی، بخندی، و پنهون بشی

جدی می‌گی؟

باشه، ولی شارژراتو از روی لج برمی‌دارم

تو که حتی گوشی نداری!

کیا!

کیا. داریم چیکار می‌کنیم؟

دمی، اینجوری یواشکی نیا دنبالم!

اگه می‌دونستم داری میای، اتاقمو تمیز می‌کردم.

چقدر ریخت و پاشه.

باشه.

این بهتره.

تو به این میگی ریخت و پاش؟

این که برق می‌زنه.

می‌تونی روی این فرش عمل جراحی انجام بدی.

من دکتر نیستم ولی فکر کنم بتونم.

خب، چه خبر؟

خب، وی و سوفی بهم گفتن...

که باید یه جای جدید برای زندگی پیدا کنم.

برای زندگی، الایجا. زندگی!

اگه این باعث می‌شه حالت بهتر شه...

اونا اصلاً بهم هم‌خونه ندادن. من که به خودم نگرفتم.

فقط دارم کلی یادداشت‌های عصبانی می‌نویسم.

واقعاً؟

خب، در این صورت یه پیشنهاد برات دارم

اوه، چی شده؟

الایژا ون هلسینگ سامرز

چقدر یهویی شد همه چی.

با من هم‌اتاقی میشی؟

اوه، البته. عالی به نظر می‌رسه.

یه لحظه فکر کردم باید دلتو می‌شکستم.

این کارت دعوت میگه که باید برای مراسم معارفه لباس طلایی بپوشیم.

من که لباس طلایی ندارم!

اگه نتونم بدرخشم، چجوری می‌خوام بدرخشم؟

منم ندارم.

ولی چیزی که دارم باله.

پرواز می‌کنم میرم مغازه و یه چیزی می‌خرم.

فقط باید تبدیل شم.

این رقص بیانه؟

یا باید زنگ بزنم پرستار بیاد؟

نمی‌تونم تبدیل به خفاش شم.

و من همیشه می‌تونستم تبدیل به خفاش شم.

مثل دوچرخه‌سواریه. هیچ‌وقت یادت نمیره.

اشکالی نداره، وی.

یه سال کامل یادم رفته بود چجوری لی‌لی کنم، حالا ببین منو.

دیدی؟ کمکی نمی‌کنی، اسکپی.

خب، من یه کشو برات خالی کردم.

اوه! مگه من الیجا هستم؟

من چی‌ام؟

یه روح که باید تا یه دقیقه دیگه تختشو دوباره مرتب کنه.

نه بابا، آخه بعداً می‌خوام دوباره توش بخوابم.

از هم‌اتاقیت یاد بگیر. ببین!

اوه! یه ذره حال کن.

چه نصیحت جالبی، اونم از طرف یه روح!

ولی چرا که نه؟

می‌دونی، شاید فقط درستش کنم.

آها، پس حالا تو اتاق غذا می‌خوریم؟

حدس می‌زنم باید زنگ بزنم سلف و بگم تعطیل کنن.

میشه باهات روراست باشم؟ بین خودمون دو تا هم‌اتاقی.

یه جورایی زیادی سخت‌گیری.

می‌دونم، بابا. متاسفم. خب، من اینطوری بزرگ شدم.

همونطور که می‌دونی، مامانم یه کم سخت‌گیره.

ولی شاید حق با تو باشه.

حالا که من اینجام و اون نیست.

چسبید.

آره. تو واقعاً یه شورشیِ تمام عیاری.

می‌خوای برگردم

که بری پشت سرم برش داری؟ واقعاً دلم می‌خواد.

سلام به تازه‌واردهای آینده و حذف‌شده‌های آینده.

من مگان هستم، رئیس "اسپات‌لایت‌ها".

معروف به مگانِ اسپات‌لایت.

آها، گرفتم چیکار کردی.

چه جلیقه قشنگی.

می‌دونی منم یکی عین همین گم کردم؟

شاید بهتر باشه فردا یه سر به اشیای گمشده بزنی.

به هر حال، طی این سال‌ها، اسپات‌لایت‌های سرشناس زیادی داشتیم.

از جمله خود ملکه‌ی پاپ، میلی آی‌لش.

حالا این ملاقات، اولین قدمه

برای اینکه تصمیم بگیریم آیا به محفل خواهری ابدی ما دعوت می‌شید یا نه.

وای، چقدر استرس دارم!

منم همینطور. من که نیستم. دارم می‌لرزم چون سردمه.

اول از همه، یه بازی کوچیک برای آشنایی.

وقتی نورافکن روی شما افتاد

قراره یه حقیقت باحال درباره خودتون بگید.

And it better be a fact and it better be fun

Last year someone said she liked toast

She's gone now

Let's begin!

وای، من؟

باشه. سلام، من سوفی‌ام.

حقیقت جالب من اینه که دوست دارم با دست عروسک‌های پولیشی آلپاکا درست کنم.

و آره، داخلشون رو با پشم آلپاکا پُر می‌کنم.

نپرس از کجا گیرش آوردم

این یه جور ناجوریه که خوشم نمیاد

می‌دونی از چی خوشم میاد؟ مار. از این به بعد این علاقه‌ی توئه

ولی من از مار متنفرم!

تو هم از ایدهٔ ستاره شدن متنفری؟

خوب به نظر می‌رسه.

هووورا مارها!

اِه...

این دیگه چیه؟

فکر کردم نمی‌تونستی تبدیل به خفاش بشی؟

عمدی نبود. خب، خب، خب. خیلی غافلگیر کننده بود.

قرن‌هاست که مردم از نوع شما نفرت داشتن.

خیلی شجاعی که فاش کردی یک

جادوگر هستی!

یک جادوگر؟

بله. دقیقاً همینم. یک جادوگر.

اوه! سه کاره؟

من دیگه کشش ندارم!

آره، جدی! مگه محشر نیست؟

خب، اون ترفند خفاشیش که محشر بود.

وی، طاقت نداریم بقیهٔ

نمایش جادویی‌تو فردا توی تست‌های اصلی ببینیم.

امم، در واقع امیدوار بودم که بخونم.

سوفی و من... نه. تخصص تو الآن جادوعه.

یعنی، مگر اینکه بخوای تخصصت بشه ترک کردن.

باشه، پس جادو باشه!

دختر مار هم دعوت شده.

اونجا می‌بینمتون.

خیلی خب، نفر بعدی کیه؟

ببین مگان چی بهم داده.

اسمش تاده و سمیه.

سمی‌ها نوع مورد علاقه‌من!

اوه، چقدر نازه!

وروجک خطرناک من کیه؟

تویی

تویی. تویی.

نه، نه، نه. چی؟ هی! چی؟

خداحافظ تاد

تو خیلی خوش‌شانسی!

شعبده‌باز بودن برای تو آسونه

چون خودت قدرت داری!

نه وقتی که قدرت‌هام هی قاطی می‌کنن!

کاش می‌تونستم فقط آواز بخونم، نه شعبده‌بازی کنم.

Vampirina: Teenage Vampire subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left