As primeras 200 linias.
اینجا؟ - آره.
داری شوخی میکنی؟ - آره، آره. چی بهت گفته بودم؟
باورنکردنیه، نه؟ این قدیمیترین بار نیویورکه.
نه، اون مکسورلیه.
نه، نه. صاحبخونه گفت اینجا هفت سال قدیمیتره.
اینجا پاتوق دزدان دریایی بوده. بالا هم یه جورایی فاحشهخونه بوده.
اینجوری پیداش کردی، هان؟ - آره دیگه.
گند میده. - معلومه که میده.
واقعاً بو میده، بابا. بیخیال. من باید برگردم سر کار.
نه، جیک، بیا دیگه. چشماتو باز کن لعنتی.
تو هیچ دیدی نداری. همینه اونجا.
واسه چی؟ یه روسپی رو بکشیم؟
ما... ما... ما، اِم... ما یه آشپزخونه راه میندازیم اون پشت... اون پشت.
این دیوارو کلاً خراب میکنیم. پشت اینجا کلی جا هست.
بیا دیگه. تقریباً سه طبقه جا هست واسه دیدن.
بارها رو یادته وقتی گروه رو راه میانداختیم؟
مارس بار. یه پناهی تو دل طوفان بود. مردم هنوزم تشنه اینجور چیزان، جیک.
هزار سال پیش بود، بابا. بچه بودیم.
باشه. خب، رستورانها هم نایتکلابِ بزرگسالانن.
بلک ربیت (Black Rabbit) هم همین میشه.
بلک ربیت؟ - بلک ربیت. خوشت اومد؟
بیا اینجا. اینجا رو ببین. شومینه واقعی.
چهار تا از اینا داریم. - آره؟
خیلی باحاله. قبول داری دیگه، نه؟
ما چی از رستورانداری میدونیم؟
ما تو بار بزرگ شدیم. چی میگی تو؟ بابا بیخیال.
میدونی، من کار دارم.
اینا رو همینطوری نگه میداریم. - من کار دارم، وین.
آره، تو بار و بنه وس رو جابجا میکنی. - گمشو!
گمشو. من مدیرشم، نه مستخدمش.
چه فرقی داره؟ بگو.
جیک. یه چیزی بهت بگم، تو بیارش. بذار سرمایهگذاری کنه.
اون کلی آدمو میکشونه اینجا. مردم عاشق گشتن با آدمای معروفن، نه با کَتشلواریها.
من کتشلواری نیستم.
خودت یه دونه پوشیدی.
پس اینجا بالا
میشه، مثلاً...
مثلاً اتاق VIP. یه فضای باز بزرگ میشه.
همه این دیوارا رو میریزیم. میدونی چی میگم؟
خوبه.
جای دیجی؟
آره، دیجی. حالا داری میفهمی.
بیا اینجا. عاشق این یکی میشی.
این بهترین قسمت ماجراست.
باشه. یه نگاه به این بنداز.
وای.
همه اینا مال ماست، فقط کافیه مال خودمونش کنیم.
هی. بیا دیگه.
اگه تو نه بگی، من خودم این کارو میکنم.
این بود پیشنهادت؟
ما فقط داریم حرفِ خودمون رو میزنیم
که دوباره یه چیزی مال خودمون داشته باشیم.
میدونی، تو اون پشتکار رو داری. من دید و ایده رو دارم.
اگه این کارو درست انجام بدیم، شلوغترین و داغترین جای شهر رو خواهیم داشت،
و مال هر دومون میشه، تو و من.
بگو که دلت واسه اون تنگ نشده.
میدونی؟
میدونی که آره.
"پشت در غیرممکن، شاید پنهان شده باشه
بهترین مقصد غذاخوری مرکز شهر در 20 سال گذشته."
وای! - سارا.
یکی دیگه. خب.
"مشتریهای معروف و گارسونهای زیبا
که توسط جیک فریدکنِ بنیانگذار گرد هم اومدن، ممکنه برای جلب توجه با هم رقابت کنن،
اما وقتی غذا میرسه، ستاره اصلی وارد صورت فلکی میشه."
عالیه!
به سلامتی سرآشپز.
به سلامتی سرآشپز.
به سلامتی سه تا ستاره لعنتی. - وایسا. به این گوش کن.
"با ورود به داخل، به یه بزم گدایان منتقل میشید
که یادآور دربار فاسد میک جگر و دلقکهاشه."
"این تازهترین طرحیه که تو سالها دیدم."
به سلامتی طراح.
استل. - طراح.
آره!
دنیا مال ماست.
شریک جرم. - شریک جرم.
آسون بود. - آره.
نه؟ - مثل آب خوردن بود. مثل آب خوردن بود.
خب، اِم... آماده آلبوم دوممون هستی؟
فردا. میخوام فردا یه چیزی بهت نشون بدم.
تو چی؟ فردا صبح بیکاری؟ به کدوم یکی از دستیارات زنگ بزنم؟
خفه شو. - انقدر زیاده.
میتونی به خودم زنگ بزنی. - اوه. باشه.
چون یه چیزی دارم که هردوتون میخواید ببینید.
دختر آسمونی، تو نمیخوای بدونی
جاهایی که من رفتم، جاهایی که تو نمیخوای بری
همه میگن
دفعاتی که نجاتم میدی، زیاد نیست
اووه!
مردم باید یکم مواظب باشن با قوانینی که خودشون میسازن
نمیتونم، نمیدونم چطور بفهمم
تا کجا زیاده رویه
این قوانین منو عوض نمیکنن
اوه، این منم
حرفام، دهنم باز مونده
نور ذهنت خاموش میشه
من سعی میکنم...
نه، نه، نه. من... نه، من فقط درامر هستم.
خواننده اونجاست. اون کسیه که دنبالشی.
آره، لعنتی، دقیقاً.
برو بالا، اسپرینگستین. - بیخیال، رفیق.
هی، میخوانت. جیک!
آره، ممنون جولز.
مرسی.
جیک! جیک! جیک! جیک! جیک! جیک!
میخوانت. برو اون بالا، خوشتیپ.
میدونستم اشتباهی.
جیک! جیک! جیک! جیک! جیک! جیک! جیک! جیک! جیک!
عمراً.
نه!
هو!
محاله.
اوه، داری از توجه دوری میکنی. تغییر کردی، برادر من.
درسته. - کاش اون موقعها میشناختمتون.
خیلی خوب بود.
اوه، چی میخوری؟ بفرمایید بچهها.
چی میخوری؟ از اینا میخوری؟
ام... فکر کنم برم خونه. امشب خونه مال خودمه.
میخوام یکم گل بکشم و مجلههامو بخونم.
اوه، تو که مجرمی. مواظب باش.
باشه. شب بخیر. - به سلامت برو خونه.
بعداً میبینمت. دستمال کاغذی لازم دارید؟
تبریک میگم. - تو هم همینطور.
مواظب باشید، چوبپنبههاتون میپره.
بیا دیگه. - آها، خودشه.
راکس! - بله؟
چند تا لیوان؟
وای لعنتی. - آره.
اینجا یه افسانهست. - آره.
لعنتی، جیک. تو اصلاً چجوری اومدی اینجا؟
آدمایی رو میشناختم که خودشون آدمای دیگهای رو میشناختن.
هی، میدونی... میدونی کی ساختش؟
آره. میس وندروهه.
آره. درسته. - آره.
وندروهه. - درسته.
عمراً بتونی از پس هزینههاش بربیای.
پولش رو از قبل جور کردم. - اوه.
آره. فقط باید چند تا هواپیما رو بنشونم.
از وس پرسیدی؟
به وس میگم، ولی فکر نکنم تو این کار نقشی داشته باشه.
اوه.
نظرت چیه؟
میخوای من به این عملیهای صورت سرویس بدم؟
آره.
این کارای پولداراس، جیک. چجوری خودتو جا دادی اینجا؟
بهشون گفتم با تو کار میکنم.
تو الان یه ستارهای.
تو لایق بزرگترین صحنهای.
پس بهتره آشپزخونه رو چک کنیم.
آشپزخونه این سمته؟ اینور، درسته؟
بله. از همینجا.
هی، جیک.
چی، تو... تو میخوای اون چیز رو بدزدی؟
هیس!
من تا حالا اینجا نبودم. قشنگه. - باورنکردنیه.
خب پس منو برای چی میخوای؟
اینجا دستنخوردهست. یه کلاسیکه.
کلاسیکها نیاز به بازآفرینی دارن.
و وس نیست؟
درسته؟
چی؟
خب، خیلی فرق داره با رَبیت. - آره.
میدونی... من ۵۰ سالمه.
یه سال دیگه از عمرم رو هر شب اون بار رو ببندم،
و... یه روز صبح، شاید دیگه از خواب بیدار نشم.
مثل پدرم.
آمادهای سرعتتو کم کنی؟
یا بزرگ شی.
واو.
باشه.
واقعاً که ۵۰ سالت نیست، هستی؟
خدایا.
کی این اتفاق افتاد؟
نمیدونم، جی.
چی؟ چی؟ چرا؟ چون سرت شلوغه؟
طراحی خونه مادر وس...
که مطمئنم قشنگ میشه، ولی خب، اینجا که استادیوم یانکیه.
اینجا یه هومران بزنی،
تا آخر عمرت میشی اشرافزاده نیویورک.
نمیخوای بدونی از چی ساخته شدی؟
تو بیشتر از من استعداد داری.
بهت نیاز دارم.
بهت نیاز دارم.
ببخشید، ما تا ظهر تعطیلیم.
حتی برای، ام... سالمندان؟
هی، جنی.
تو اینجا چیکار میکنی؟
تازه برگشتم شهر.
باشه.
آره.
جای باحالیه.
چی میخوای؟
فقط...
میخواستم بدونی که من اینجا بودم،
و... و میخواستم صورتتو ببینم.
اینم صورت.
چیز دیگهای هست؟ آخه یه مشتری دارم میاد.
نه، همینه. ام...
میدونی، من... من انتظار ندارم که از دیدنم خوشحال باشی.
No comments yet. Be the first to leave one.