Il divo: La spettacolare vita di Giulio Andreotti

Il divo: La spettacolare vita di Giulio Andreotti (Il Divo)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Il divo 2008 720p BluRay x264-CtrlHD
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Il divo 2008 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-24
Descargas: 16
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

وقتی احضار شدم، پزشک ارتش گفت: «فقط شش ماه زنده می‌مونی.»

سال‌ها بعد رفتم سراغش؛ می‌خواستم ببینه که هنوز زنده‌ام

اما اون مرده بود

همیشه همین‌طوری می‌شد

مرگ من رو پیش‌بینی می‌کردند و من زنده می‌موندم

در عوض، خودشون می‌مردند

از طرف دیگه، تمام عمرم از سرهدردهای وحشتناک رنج بردم

الان دارم از یه داروی چینی استفاده می‌کنم، اما همه‌چیز رو امتحان کردم

اون زمان، داروی «اوپتالیدون» واقعاً نویدبخش به نظر می‌رسید

حتی یه مقدار برای یه روزنامه‌نگار فرستادم: مینو پکورلی

اون هم مرده

زندگی شگفت‌انگیز جولیو آندروتی

«چک‌های نخست‌وزیر»

۱۹۸۲ روبرتو کالوی. بانکدار - ۱۷ ژوئن

۱۹۸۶ میکله سیندونا. بانکدار - ۲۲ مارس

۱۹۷۹ مینو پکورلی. روزنامه‌نگار - ۲۰ مارس

۱۹۸۲ کارلو آلبرتو دالا کیه‌زا. ژنرال کارابینیری - ۳ سپتامبر

۱۹۷۹ جورجیو آمبروزولی. تصفیه‌کننده‌ی بانک «پریواتا ایتالیانا» - ۱۲ ژوئیه

۱۹۷۸ آلدو مورو. رئیس حزب دموکرات مسیحی - ۹ مه

۱۹۹۲ جووانی فالکونه. بازپرس - ۲۳ مه

۹۰ رم. اوایل دهه‌ی

«قتل‌عام‌ها و توطئه‌ها کار کراکسی و آندروتیه.»

ساعت چند بیدار شدی، جولیو؟ چهار و نیم

«لا پیرای» بزرگ ساعت سه و نیم بیدار می‌شد

اون قدیس بود، من گناهکارم

تا حالا چند بار، جولیو؟ تا امروز، هفت بار

هفت بار نخست‌وزیر، بیست و پنج بار وزیر

هرگز چنین پیروِ سرشناسی در کلیسام نداشتم

ما همه در پیشگاه خدا سرشناسیم

مونتانلی می‌گفت:

«دِ گاسپری و آندروتی با هم به کلیسا می‌رفتند

همه فکر می‌کردند جفتشون دارن یه کار رو انجام می‌دن، اما این‌طور نبود

توی کلیسا، دِ گاسپری با خدا حرف می‌زد، آندروتی با کشیش.»

کشیش‌ها رأی می‌دن

خدا نه

ماریو، می‌خوام اعتراف کنم

البته، جولیو

نخست‌وزیر، قوز نکن

این‌طوری راحتم

نخست‌وزیر، ابرهای طوفان‌زا دارن جمع می‌شن

مدیران مطبوعاتی پائولو چیرینو پومیچینو

وزیر دارایی، معروف به «وزیر»

فرانکو اوانجلیستی، دست راست آندروتی، معروف به «لیمو»

سلام

بله، ببخشید

جوزپه چارا پیتو، تاجر، معروف به «چارا»

ویتوریو اسباردلا، نماینده مجلس حزب دموکرات مسیحی، معروف به «کوسه»

کاردینال فیورنزو آنجلینی، معروف به «جنابِ سلامت»

جناحِ آندروتی در حزب دموکرات مسیحی

فیورنزو، بشین روی تخت

پاپ در چه حاله؟

دیروز توی تلویزیون بودم

بحثِ کشیش‌های به دردسر افتاده بود. از پیوس یازدهم نقل‌قول آوردم

هر وقت بهش می‌گفتن یه کشیش به دردسر افتاده

همیشه یه جمله‌ی پنج‌کلمه‌ای می‌گفت

چی؟ «اون خانمه اسمش چیه؟»

«جوون» حالش خوبه. ممنون که بهم می‌گی «جوون»

همون روزنامه‌نگار خبیثِ همیشگی، دوباره دست گذاشت روی همون نقطه‌ضعف قدیمی

جناح من... به عقیده‌ی اون، پر از آدم‌های نابابه

چی جواب دادی؟

آدم هیچ‌وقت نمی‌تونه درباره‌ی همنشین‌هاش زیادی محتاط باشه

هر چی باشه، عیسی هم یه یهودا بین حواریونش داشت

چی فکرت رو مشغول کرده، سالوو؟ هیچی

رم خیلی زیباست. و خیلی هم آرومه

فیورنزو، دوست دارم داروی «تداکس» توی فهرست رسمی داروها بمونه

داره درد خیلی‌ها رو تسکین می‌ده

جولیو، تداکس مشکل‌سازه. اون

از پونیِ محبوبم برام بگو

کراکسی شمشیر رو از رو بسته بود. مدام داد می‌زد:

«حاضرم بیضه‌هام رو ببُرم ولی "مازا"ی تو رو به عنوان رئیس بانک نبینم.»

کی پست رو گرفت؟ مازایِ خودمون

از کراکسی خواستی که تمکین کنه؟

داره درد خیلی‌ها رو تسکین می‌ده

جولیو، باید خصوصی باهات حرف بزنم

ویتوریو هم درباره‌ی جناح ایده‌هایی داره

که نه تنها با ما فرق داره، بلکه زیاده‌روی هم هست

پیشنهاد می‌کنم... به شکل گسترده‌تری سازماندهی کنیم

این فقط کار رو دشوار می‌کنه

بچه‌ها، مودب باشید

امروز روز آغاز به کار هفتمین دولت آندروتیه

امروز روز جشنه

بیاید همگی رعایت کنیم

سالوو لیما، نماینده مجلس حزب دموکرات مسیحی، معروف به «عالیجناب»

امروز روز جشنه

صبح بخیر، نخست‌وزیر. راه رو بلدید؟

کمی برام آشناست، ممنون

رئیس‌جمهور، فرانچسکو کوسیگا

هفتمین دولت آندروتی

نخست‌وزیر

به جز جنگ‌های پونیک

هر اتفاقی که توی ایتالیا افتاده رو انداختن گردن من

با لقب‌های مختلفی بهم افتخار دادن

جولیوسِ خدای‌گونه، اولین حرف الفبا

گوژپشت، روباه، مولوخ

سمندر، پاپِ سیاه، ابدیت

مردِ تاریکی، بعل‌الذباب

اما من هیچ‌وقت شکایت نکردم

به یه دلیل ساده: حس شوخ‌طبعی دارم

یه چیز دیگه هم دارم

یه بایگانی عظیم، به جای تخیل

هر بار که ازش حرف می‌زنم

اون‌هایی که باید ساکت بشن، مثل معجزه دهنشون رو می‌بندن

می‌تونید برید داخل، خانم. صبر کنید

چی شده؟

همه می‌گن اون آدم خطرناکیه

آندروتی خطرناک نیست

اون جسوره. این دو تا خیلی با هم فرق دارن

چیزی هست که باید درباره‌ش بدونم؟

بله، دست‌هاش. با دقت نگاهشون کن

اگه شست‌هاش رو دور هم می‌چرخونه، یعنی فکر می‌کنه باهوشی

اگه با انگشترش بازی می‌کنه

یعنی با حرفی که می‌زنی مخالفه

اگه نوک انگشت‌هاش رو با ریتم به هم می‌زنه

یعنی تا پنج دقیقه‌ی دیگه مرخصی

وقتی یهو مردمک چشماش گشاد می‌شه چی؟

نمی‌دونم، هیچ‌کس نمی‌دونه. موفق باشی

ممنون

جولیو، نیمه‌شبه، باید بریم

یادت نره که فردا باید بری

بله، لیویا

ممنون که اومدی، آندروتی. خدانگهدار، پائولو

مسکو. کرملین

سلام، من نخست‌وزیرم

من مهم‌ترم، من همسرشم

رفتی ورق‌بازی؟ بله

پالتویی رو که صدام حسین بهت داده بود پوشیدم

ماریسا عاشقش شد و پرسید از کجا خریدمش

کمی تردید داشتم بگم، چون انگار داشتم پز می‌دادم

گورباچف چطوره؟ راز دولتیه

اون ماه‌گرفتگی روی سرش بدریخته؟

به نظر من که بد نیست

داری می‌ری بخوابی؟

اول باید یه کم رقص کازاک انجام بدم

بگو «تری‌ماری». «توی‌ماوی»

بگو «وری‌لیاری». «ویلیاوی». دیگه کافیه

شب بخیر، جولیو

جناب آقای آندروتیِ عالی‌قدر، از شما چی به یادگار می‌مونه؟

نمی‌خوام توی سوابقِ کسالت‌بارتون جست‌وجو کنم

این جرم نیست

چی از شما به یاد می‌مونه؟

یک سازمان‌دهنده‌ی سرد: معمایی، ناتوان از شک کردن یا هیجان‌زده شدن

ناتوان از ترحم

از شما چی به یاد می‌مونه؟

پی‌نوشت:

پاپ کار چندانی نکرد

شاید احساس گناه کنه

انفعالِ دولتت به رقابتت برای ریاست‌جمهوری ضربه می‌زنه

دولت در حال سقوطه، اما نباید این‌طور بشه

بلوف زدن بهتر از تسلیم شدنه

تو در سیاست ساده‌لوحی

ساده‌لوحی و هوش همیشه در کنار هم هستند

داری بهم می‌گی عوضی؟ البته که نه

عصبانی هستی چون در برابر اتهامات کوسیگا ازت دفاع نکردم

اون دیگه گذشته

نمی‌تونستم جلوی کوسیگا وایستم، ما ماه‌هاست داریم بحث می‌کنیم

من فقط سعی دارم مسائل رو از دید سیاسی ببینم

تو همیشه می‌خوای از استراتژی‌های سیاسی حرف بزنی

من، از طرف دیگه، امروز میگرن وحشتناکی دارم

بله، اما تو همیشه میگرن داری

«تداکس» رو به فیورنزو یادآوری کن

باید مطمئن شیم که توی فهرست داروها باقی می‌مونه

آمینتوره

صبح بخیر خانم

خوبم، ممنون. شما چطورید؟ بفرمایید

در واقع، حقیقت نداره

من توی سفارش کردن زیاد خوب نیستم

از دروغ متنفرم و دروغ نمی‌گم

هیچ‌وقت باور نداشتم که بشه بشریت رو

به دو گروه تقسیم کرد: فرشته‌ها و شیاطین

ما همه گناهکاران معمولی هستیم

اگه کسی می‌خواد رازی رو نگه داره، حتی نباید به خودش هم اعتماد کنه

آدم نباید هیچ ردی از خودش باقی بذاره

عصر بخیر

بیا تو

بفرمایید بشینید خانم

قبل از اینکه شما اینجا باشید، من به این آپارتمان می‌اومدم

اینجا پوست‌فروشی بود. می‌دونم

کراکسی می‌گفت:

«آندروتی یه روباه پیره. آخرش یه روز سر از پوست‌فروشی درمی‌آره.»

راست می‌گفت، واقعاً هم همین‌طور شد

اما به صورت زنده

همنشینی با من این‌قدر خسته‌تون می‌کنه؟

اصلاً. واقعاً؟

واقعاً

شما اصلاً در مورد من کنجکاو نیستید. خیلی عجیبه

من فقط در مورد خودم کنجکاوم

وظیفه‌ی من تفحص در خودمه

این کارِ شریف، درآمد خوبی هم داره؟

بله، شوهرم بابت این کار شریف، خیلی سخاوتمندانه پول می‌ده

چه توقعی از من دارید، خانم؟

ببخشید، می‌خواستم ازتون تشکر کنم

دوران خیلی سختی رو می‌گذرونم

خیلی آسیب‌پذیرم

نباید باشید

آسیب‌پذیری همیشه هزینه‌های گزافی داره

پس باید چیکار کنم؟

معشوقِ جوونتون گذراست، چون جوونی گذراست

اما شوهرتون نه

اون درمانی برای تنهایی شماست

و برای آسیب‌پذیری‌تون

More Farsi Persian subtitles for Il divo: La spettacolare vita di Giulio Andreotti

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left