As primeras 200 linias.
بردلی، پنج دقیقه دیگه میبینمت
آره
بردلی، سلام
سلام
اگه هی در مورد اون قاضی توییت کنه،
آماده باش بزنیم به صحنه دادگاه.
انتخاب هیئت منصفه بخش کسلکنندهشه.
ایران همین الان به اسرائیل حمله کرد، اوضاع خرابه.
بذارید یه ذره سرگرمشون کنیم.
باشه. هی، از دیدنت خوشحالم.
آره. هی، چطوری؟
خوبم. آره. عالی.
متن ششم ژانویه رو بررسی کردی؟ آره، کردم.
همه چی خوبه. فکر کنم بهتره به موضوع اصلی بپردازیم.
میدونی. هی. بگو، جمعش کن.
حرف زدن در مورد خیانت رو تا هفت و نیم تموم کنیم و بعد میریم سراغ کنفرانس آب و هوا.
باشه. همهاش روی تلهپرامپتر میاد.
آره. باشه؟
ببین، خیلی خوشحالم که برگشتی.
ممنون. زندهست!
نگاش کن. نگاش کن. اون... یانکو.
وای خدای من. عالی به نظر میرسی. هی.
تو هم همینطور. ممنون. هیجانزدهای؟ میدونی...
استرس داری؟ میدونی؟ من که... میدونی.
آره، استرس نداشته باش. من استرس ندارم... من استرس ندارم.
آره؟ اگه داری، ازش استفاده کن. برای من که جواب میده، باشه؟
هی، گوش کن، دیشب داشتم فیلمهای قدیمیات رو میدیدم.
باید یه سرگرمی برای خودت پیدا کنی.
این آمادهسازیه، میدونی. چون ما...
این اولین باره که داریم با هم اجرا میکنیم. اوه، آره.
خب، باید بفهمیم چطور با هم کار کنیم.
البته، آره. کی شروعکنندهست، کی واکنشدهنده.
چون با کریس... نمیدونم متوجه شدی یا نه، من واکنشدهنده بودم.
ولی بعدش با الکس و لورا دیدم تو واکنشدهنده بودی.
من بودم؟ مطمئن نیستم کاملاً درست باشه.
خب، نمیشه که هر دو تامون واکنشدهنده باشیم، باشه؟
فیلمها دروغ نمیگن. فکر میکردم قضیه هماهنگی طبیعی بود.
نگا کن این بگو و بخند رو. خوشم اومد. اوه، یه لحظه ارتباط برقرار کردیم.
آره. کاملاً. تو هم حسش کردی؟
عالی میشه. آره. خیلی ذوقزدهام.
اولین روز بزرگه. باشه، آره، نه، نگهش دار، باشه؟
باشه. تنظیمات آماده، دوربین چهار آماده است. یه نمای واضح از کریس میخوام.
دوربین دو.
و بردلی کجاست؟
از بردلی خبری داریم؟
داره میاد. گیر آرایش موئه. همیشه همین موئه.
ایشالا، جادوی جکسون رو بیاره و آمارمون بره بالا.
آه، خانمهای بلوند خوشگل همیشه کار رو درست میکنن.
شصت ثانیه. برنامه خوبی داشته باشی، یانکو.
هی، هی، هی. سلام.
هی. برات جا نگه داشتم.
ممنون. آمادهای؟
مثل دوچرخهسواریه، میدونی؟
آره. خب، در واقع میدونی که این یه باور غلطه.
میدونی؟ آره، آره، اونا... مردم...
اونا اغلب فراموش میکنن چطور دوچرخه سواری کنن چون تو...
یانکو.
و پنج، چهار، سه...
به "نمایش صبح" خوش آمدید.
دلتون برام تنگ شده بود؟ چون من برگشتم.
برگشتی. خیلی خوشحالیم که برگشتی.
ممنون که دعوتم کردید. اینجا جای خالیای وجود داشت.
چه حرف قشنگی زدی. یه جای خالی بزرگ.
هر روز صبح داشتم تماشات میکردم. خیلی ممنون.
شما فوقالعادهاید. ایگل، هیچی نیستی!
ما که بردلی جکسون نیستیم.
خب، به ما بگو این دو سال چه کارایی میکردی.
بله، خب، درگیر مسائل خانوادگی بودم.
و زمان زیادی رو در وست ویرجینیا گذروندم.
بزن بریم، کوهنوردها!
و داشتی برای خواهرزاده کوچیکت بچهداری میکردی؟
من یه خواهرزاده بسیار عزیز دارم، تیلور.
سه سالشه و خیلی باهوشه.
چه دوستداشتنیه. خیلی خوبه.
برادرت... برادرت هل...
منصفانه است اگه بگیم درگیر کارهای اشتباهی شد.
در ششم ژانویه در کنگره.
میتونی در موردش بهمون بگی؟
بله، حتماً.
متاسفانه برادرم هل...
در طول پاندمی در فضای آنلاین رادیکال شد.
کاری که خیلیها انجام دادن و اون اشتباه بزرگی کرد.
زوم کن.
اون فهمید کاری که کرده اشتباه بوده.
و خودش رو معرفی کرد و الان داره دوران حبسش رو میگذرونه.
منم اونجا بودم.
منظورم اینه، من اونجا تو افبیآی بودم.
منم تو کنگره بودم.
اما من... من داشتم گزارش تهیه میکردم، همونطور که میدونی. تو گزارشم رو دیدی.
و...
منظورم اینه...
و چیزی که واقعاً میخوام بگم اینه که من شدیداً به فرصت دوباره اعتقاد دارم.
اوه، خدایا، بردلی.
و وقتی خانواده بهت نیاز داره، باید... باید حضور پیدا کنی.
باید گوش بدی. آره، کاملاً.
لعنتی. تو ادامه بده، یانکو.
آره، میدونی، خانواده و بخشش، میدونیم، پیچیدهست.
پیچی... ولی ما خیلی خوشحالیم که تونستی کنارشون باشی.
این هفته، شهر نیویورک میزبان...
اجلاس جهانی استراتژی آب و هواست.
خب، پس دولتها و شرکتهای خصوصی از سراسر جهان
قراره همینجا توی منهتن برای سه روز گفتگو دور هم جمع بشن
تا در مورد بهترین شیوهها و کربنزدایی بحث کنن
و انرژی و صنعت و تولید.
واقعاً امیدوارم که بحث کنن...
ممنون.
میدونم اون بالا یه کم تپق زدم.
نه. قول میدم به زودی قلق کار دستم میاد.
اشکالی نداره.
هی، کی میدونست من برمیگردم؟
همه.
خب، منظورم اینه که، قبل از اینکه اعلام بشه...
داخلی بحثش بود اگه اینو میپرسی.
گروه چت دستیارا ترکیده بود.
واقعاً؟ اونا عاشق غیبتن.
آهان، باشه.
آره، تازه اولشه. تازه اولشه.
بهتر میشم. آره، آره.
آه، درو نگه دار.
مثل پرده اول یه کمدی رمانتیکه.
یا یه فیلم اسلشر.
میدونی، اینجوری که تو تظاهر میکنی منو نمیخوای...
در واقع بخشی از کلیشههای کمدی رمانتیکه.
میدونی چیه؟ من در واقع بازیگر زیاد خوبی نیستم.
دعوتنامه هنوز معتبره.
بیا تو برنامهم. از این کشش پنهان بینمون استفاده کن.
وای خدای من، عمراً!
من اخبار واقعی رو گزارش میکنم.
آره، من بلای جون روزنامهنگاری و دموکراسیام...
و هرچی که از راه و رسم آمریکایی باقی مونده.
خودت گفتی، نه من.
خجالت میکشم که این سیاره رو با تو شریک باشم.
چه برسه به یه سرویس استریمینگ.
میدونی، وقتی سر به سرم میذاری، بامزه است.
میدونی چیه، رفیق...
برنامه مسخره تو واقعاً برای شبکهمون خوبه.
ولی مسیرمون هرگز، هرگز به هم نمیخوره.
پس شاید؟
واو. تو واقعاً فقط هرچی که دلت میخواد رو میشنوی...
علیرغم کلمات واقعی که گفته میشن.
وای خدای من، مگه دوازده سالته؟
اوه خدایا.
گور باباش. من از پلهها میرم.
خب، ببین چه استعدادی!
وای خدای من. کسی اینو شنید؟
چی؟ نه. لحظه "من هم".
تموم شد.
صبح بخیر، الکس.
هی.
جان، درسته؟ از حقوقی؟
بله، از دیدنتون خوشحالم.
آره. الکس، بشینید.
باشه. این در مورد بردلیه؟
یه سوال ازتون میپرسم و باید صادقانه جواب بدید، باشه؟
باشه.
اون ورزشکار ایرانی و پدرش...
رویا.
آیا با ناصریها یا نمایندگانشون تبانی کردید؟
تا براشون پناهندگی بگیرید؟
آیا مصاحبه برای همین منظور ترتیب داده شده بود؟
البته که نه.
ما اینو قبلاً بررسی کردیم.
و شما نمیدونستید پدرش یه دانشمند هستهای بود، درسته؟
نه، تا وقتی که شما بهم گفتید.
ببخشید، این چیه؟
ما تصاویر دوربینهای امنیتی رو بررسی کردیم.
در پیشبینی هرگونه سوال از وزارت امور خارجه.
این از دوربین مداربسته ماست و صدا رو هم ضبط کرده.
بسیار خب، پس اون طرحی که فرستادم رو گرفتید؟
بسیار خب، ماشینم پایین منتظره درست مثل همونطور که برنامهریزی کرده بودیم.
چی؟ و باور کنید...
باور کنید پدرتون داره کار درست رو انجام میده.
به نظر میرسه از قبل برنامهریزی شده بوده.
ظاهراً شما قبلاً در مورد این با اون دختر صحبت کرده بودید.
دیگه چی بهش قول دادید؟
بابا. آروم باش، جان.
این... این چیزی نیست که اتفاق افتاد.
نیست. من قبلاً رویا رو ندیدم.
من پدرش رو هم ندیدم. ما همه داریم میشنویم.
وای خدای من، لطفاً. دوباره پخشش کن.
دوباره پخشش کن. بفرمایید. دوباره پخشش کن.
بسیار خب، پس اون طرحی که فرستادم رو گرفتید؟
بسیار خب، ماشینم پایین منتظره درست مثل همونطور که برنامهریزی کرده بودیم.
و باور کنید... باور کنید پدرتون داره کار درست رو انجام میده.
من اینو نگفتم.
باشه. ببخشید.
من نمیدونم اون کوفتی چیه ولی من اینو نگفتم.
باشه؟ این واقعاً مسخرهست.
این دیوانگیه. این... یکی تو اون نوار دستکاری کرده.
کی؟ چطور؟ نمیدونم، ولی اون واقعی نیست.
این مزخرفه.
یعنی، بابا بیخیال، شما نرمافزار هوش مصنوعی دارید که منو به ۴۰ زبان کوفتی حرف میزنه.
هرکسی که دسترسی داشته میتونسته این کارو بکنه.
من اونجا بودم. من میدونم چی شد.
من نمی... شاید این یه جور... یه دیپفیکه.
و کی همچین کاری میکنه؟
خب، دقیقاً همون سوالیه که شما باید بپرسید.
اونا پناهندگی میخواستن.
من پنج ثانیه وقت داشتم تا یه تصمیم بگیرم.
اون در خطر بود.
No comments yet. Be the first to leave one.