As primeras 200 linias.
خانم فوئنتس، مبارکه!
شما یه پسر کوچولوی خوشگل دارید
اجازه بدید خودمو معرفی کنم
و به دنیای من خوش اومدی
اومدم تا خودت رو پیدا کنی...
برای تو، که از دختری به زنی بدل شدی.
عشقم... صبر کن، تقریباً رسیدم
عزیزم... چیزهای خوب میاد، فقط صبر کن
تو زندگی منی... هرچی تو بخوای
این تقدیره، ما سرنوشتیم...
صبح بخیر. صبح بخیر، آقای فوئنتس
اوه
تو پایان خوش همیشگی منی
بگو مال من میشی، آره... آه
اوه...
عشقم! دلم برات تنگ شده بود
بوسهی بین دوستا مگه چیه؟
خب، کی میدونه امروز چی کارا میتونیم بکنیم؟
از اول تا آخرش؟
شاهزاده کوچولوی من
توماس، اومدی! کالسکه منتظره
تو همونی هستی که من میخوام... خایمه، بریم!
هیها!
منو اینجا تنها نذار، نرو
چون تو خیالپردازی مورد علاقه منی، آره.
سلام
قراره اینجا ببینتت؟ اگه میدونه چی به صلاحشه...
آی عزیزم!
اوم، اوم، اوم!
آره!
تمام زنهای تو این اتاق دارن به تو نگاه میکنن
مگه زن دیگهای هم تو این اتاق هست؟
تکون نخور. برات یه نوشیدنی میارم
اهم
ببخشید، ایشون صاحب دارن و منظورم صندلی نیست
من یه موهیتو و یه منو میخوام
بفرمایید منوی شما
یا لگد میخوری یا مشت
هرکدومم که باشه، یه چند تا چنگ هم هدیه روشه
مایلید غذای ویژه رو بشنوید؟
نه، ممنون
سیسی
اگه یه بار دیگه بفهمم زن دیگهای هست
قسم میخورم لایورونا به حسابت میرسه
لایورونا؟
صدامو شنیدی؟
صدامو شنیدی؟ آره، البته
این برای تو
محشره!
طاقت ندارم شیفتم تموم شه
آی عزیزم، میدونی که باید امشب برم
متأسفانه، کارم تو لس آنجلسه
و نمیتونه صبر کنه
باشه، عزیزم
میدونم، میدونم، میدونم. "یه چند تا چنگ هم هدیه روشه."
نه، ببین، پروندهمون محکمه
نه، موکل من قرار نیست رد بشه و تو اینو میدونی
چون خیلی سخته باور کنم که صاحب
۱۲ تا ساختمون آپارتمانی تعجب کرده که بدونه
قوانین ضد تبعیض وجود داره
لطفاً!
نه، گفتم که ما عقبنشینی نمیکنیم
ما...
تو... تو میدونی چیه؟
مجبورم یه کم بعد بهت زنگ بزنم. بله
روز کاریت تموم شد
تا شیکاگو اومدی که منو تو دفترم ببینی؟
عشقم، دیگه کجا باید پیدات میکردم؟
"با هم در پاییز
در آب، در آغوش
تا وقتی که بتونیم با هم تنها باشیم
فقط تو، فقط من
قلبهامون در هم تنیده
در یک آغوش گرم
فقط تو، لورنا، فقط من..."
اوه، نه، خیلی خوب نیست
هست، توماس، هست
اصلاً نمیدونی چقدر جذابی
من؟ نه. تو. آره
میدونی، عاشق اینم که اساس رابطهمون فکریه
آره. شناختن همدیگه از طریق کلمات چقدر هوشمندانه است
همینطوره
عشقم، این برای توئه
ممنون، عشقم
زیاده؟ بیشتر شبیه اینه که خیلی کمه
توماس، چقدر تو شیکاگو میمونی؟
فقط برای امشب. توماس، چرا بیشتر نمیمونی؟
خیلی دوست دارم، ولی آخر هفته یه ارائه مهم دارم
میدونی، وقتی از هم دوریم، خیلی دلم برات تنگ میشه
وقتی تنهایی، دلت برام تنگ میشه؟
سوالای مسخره نپرس. معلومه که دلم برات تنگ میشه
واقعاً؟ عشقم، البته
میخوای به خوندن ادامه بدی؟
صدام کن...
صدام کن رومئو
صدام کن رومئو...
بیرون پنجرهات منتظرت میمونم
صدام کن رومئو
هرجا که بخوای میبرمت، هرجا که بخوای میبرمت
صدام کن رومئو...
امشب دلم میخواد ورساچهام رو بپوشم.
نه، این یکی شیکه.
مثل مدونا تو "اویتا".
اون مال هفت سال پیش بود.
آخه عزیزم!
امشب اینجا مردای خوبی تو مهمونی هستن.
کی میدونه؟ شاید بختت رو پیدا کنی.
پاتریشیا سوفیا اوردونِز کُرونادو دِل پِسکادور.
تو میدونی که من میدونم چی برات بهتره، نه، "میآمور"؟ هوم؟
لوس!
باهام مثل یه بچه رفتار میکنه.
باورت میشه اینجا زندگی کردن چه عذابی داره؟
باورنکردنیه!
خداروشکر که تو اینقدر شیرین و آرومی.
میدونم!
"بوناس نوچس"، لوپه.
توماس! چه غافلگیری عالیای!
حالا میفهمم چرا نیویورک رو هیجانانگیزترین شهر دنیا میدونن.
آی، چیواوا!
این چیزی نیست که من بهش بگم هیجانانگیز.
بیا اینجا خوشگلم. شاید این هیجانزدهت کنه.
برام کادو گرفتی؟ اوهوم.
امیدوارم ناراحت نشی.
توماس؟ چی؟
مامانم میمیره!
اوه. دفعه بعد براش یکی میارم.
بامزه!
فیفی
فیفی، اون توماس کی میخواد بیاد نیویورک؟
که مجبور نشیم با یکی دیگه ازدواج کنیم، هان؟
توماس، چت شده؟ هیچی نیست.
مطمئنی؟ آره.
بیا بریم یه دور بزنیم، هوم؟
نمیتونم. باید برم اون مهمونی مسخره پایین.
نه، لازم نیست.
لازم نیست؟ معلومه که نه.
راست میگی. لازم نیست.
هر کاری دلم بخواد میتونم بکنم.
و همین الان دلم میخواد از این خونه برم بیرون.
خب، حداقل برای امشب.
بریم
ووهو!
وای خدای من
اونو بذار تو حالت عمودی. آروم باش.
خواهش میکنم، اجازه بدین
مممم. اون توی ۴۴۷ کجا بود؟
سلام، خواهرا. اوه، سلام
خواهر، دیگه دیره که نظرمو عوض کنم؟
اوه...! الو؟
آقای فوئنتس، مری هستم. چه خبر؟
به شدت بهتون نیاز دارم... منظورم اینه که به شدت باید باهاتون حرف بزنم!
وایسا، یه تماس دارم
الو؟ چی پوشیدی؟
سیسی! می آمور، دلم میخواست الان باهات حرف بزنم
ولی من با منشیم پشت خطم
منشیات؟ خوشگله؟ نه! اصلا!
زود بهت زنگ میزنم. سلام مری، چه خبره؟
دیشب راجع به کمپین عطر مومنتو باهاتون تماس گرفتم
مدیر تبلیغات، خانم جیمز زود اومده شهر
اون چی؟ آره، اون...
مری، یه لحظه. دوباره یه خط دیگه زنگ میزنه.
الو؟ هنوزم حس باد تو موهامه.
پاتریشیا! الان بهت زنگ میزنم، سرکش کوچولوی من.
باشه مری. مری؟ مری کیه؟
اوه، هنوز خودتی عزیزدلم. مری... منشیمه.
خوشگله؟ رنگ موهاش چیه؟
رنگ موهاشو نمیدونم. بذار بعداً بهت زنگ بزنم.
مری؟ بله، آقا؟
خانم جیمز دیگه تو شهره؟ بله، ایشون دیگه...
مری، یه لحظه. دوباره یه خط دیگه.
الو؟ این توماس فوئنتس شاعر معروفی؟
لورنا، وقتی کارم با منشیم تموم شد بهت زنگ میزنم.
اوه! اون که مطمئناً خوشگل نیست.
و رنگ موهاش رو هم نمیدونم.
چیه، توماس؟ لورنا، صداتو نمیشنوم.
صدامون داره قطع و وصل میشه. توماس؟
صدامون داره قطع و وصل میشه؟ الو؟ الو؟ الو؟
مری؟ بله، همینجا.
همه رو جمع کن. آماده میشیم.
هوم.
هوم
یعنی چی "قطع شدیم"؟
فکر کنم گوشیمون قطع شد. وقتشه!
زود باش، از دستش ندیم!
بذار بزنیم والتر مرکادو.
من والتر مرکادو هستم و اینجا "موندو اینفینیتو"ه.
سلام، گلوریا. تماسی نبود؟
همه چیز روی میزتون مرتبه. میشه من برم؟
باشه، برو.
هی، نوبت لئو شده؟ هنوز نه!
هولا، سیسی. هولا، فالا.
باند جعل اسکناس که از دست افبیآی در رفته بود
تا امروز. پلیس میامی امیدواره
که این آخرین دستگیری، مقامات رو به همدستان
در باند جعل ویتیکر که در سراسر کشور گسترده است، برسونه.
مقامات افبیآی میگن مقادیر زیادی پول هنوز پیدا نشده.
سیسی، چندین روزه از ریکی خبری ندارم.
چرا من یه دوست پسر خوب مثل مال تو پیدا نمیکنم؟
چون فقط یکی هست و اونم مال خودمه.
کونگا روم
No comments yet. Be the first to leave one.