Queer As Folk

Queer As Folk

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 5

Información d'a versión

Queer as Folk S05E10 720p WEB-DL x264-Pahe
Un comentario de RainbowSubs

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-06-28
Descargas: 33
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫- * یک، دو، سه، چهار

‫* یک، دو، سه، ‫چهار، پنج، شش *

‫* تکونش بده، رفیق

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫- حتی ‫یک سال پیش هم نبود

‫ما تو کانادا ‫داشتیم ازدواج می‌کردیم.

‫- حالا برگشتیم داریم ‫برای حقوقمون می‌جنگیم.

‫- به لطف اون احمق ‫تو کاخ سفید.

‫- می‌دونی، تو هر روز ‫بیشتر شبیه مادرت حرف می‌زنی.

‫- می‌دونی، یه زمانی بود ‫که می‌گفتم،

‫«به درک»، ولی حالا ‫اینو به‌عنوان تعریف می‌گیرم.

‫- حالا، ازت می‌پرسم، ‫کی می‌تونه فکر کنه

‫این یه چیز نفرت‌انگیزه؟

‫- خیلی‌ها، دب. ‫بیشتر آدما.

‫- آره، خب، ‫اونا اشتباه می‌کنن.

‫و این شامل اون احمق ‫تو کاخ سفید هم می‌شه.

‫هر وقت می‌خونم ‫درباره یه کشیش همجنس‌گرا

‫که عزلش کردن ‫یا یه زوج همجنس‌گرا

‫که بچه‌هاشونو ‫ازشون گرفتن،

‫واقعاً ‫دلم می‌شکنه.

‫- باشه، نوبت ماست. ‫- از خانواده محافظت کن.

‫از بچه‌هامون محافظت کن.

‫از ارزش‌های مسیحی محافظت کن.

‫به ۱۴ رأی مثبت بده. ‫- رأی مثبت بده.

‫جلوی برنامه همجنس‌گراها رو بگیر.

‫- از بچه‌هامون محافظت کن.

‫به ۱۴ رأی مثبت بده.

‫- جلوی برنامه همجنس‌گراها رو بگیر.

‫- عیسی گناهکارا رو می‌بخشه. ‫- به ۱۴ رأی مثبت بده.

‫- عیسی گناهکارا رو می‌بخشه.

‫- اوه، آره؟ ‫خب، من یه خبر برات دارم.

‫عیسی فکر می‌کنه ‫تو بو می‌دی.

‫- از بچه‌هامون محافظت کن.

‫از ارزش‌های مسیحی محافظت کن.

‫به ۱۴ رأی مثبت بده...

‫- چه رویداد فوق‌العاده‌ای ‫قراره باشه،

‫اگه خود برنامه‌ریز ‫اینو بگه.

‫حالا، چند تا بلیط ‫فروختیم؟

‫- بالای ۳۰۰ تا. ‫- و هنوز در حال افزایشه.

‫- با ۲۰۰ دلار برای هر کدوم، ‫می‌شه بالای ۶۰,۰۰۰.

‫- و این حتی ‫شامل چیزی که قراره

‫تو حراج خاموش به دست بیاریم نیست. ‫- بد نیست برای کار یه شب.

‫- حالا اگه فقط می‌تونستم ‫درو رو راضی کنم بیاد...

‫- فکر کن چه توجه رسانه‌ای ‫به دست می‌آریم.

‫نمی‌تونی همچین چیزی رو بخری.

‫- خب، همون‌طور که عمه لولا

‫همیشه می‌گفت، نمی‌تونن ‫برای پرسیدن شلیک کنن.

‫- ها. ‫- روی.

‫دوست دارم ‫کمیته برنامه‌ریزیم رو بهت معرفی کنم

‫و دوستانم، بن.

‫- سلام. ‫- مایکل، امت.

‫- حال شما چطوره؟

‫- این روی هریسه، ‫مدیر هتل.

‫خیلی فوق‌العاده بوده، ‫خیلی کمک کرده.

‫- ممنون که بهمون ‫یه معامله عالی دادی.

‫- هنوز ازم تشکر نکن.

‫متأسفانه ‫یه خبر بد دارم.

‫دفتر مرکزی ‫تازه زنگ زده.

‫اونا نمی‌ذارن ‫شما اینجا رویداد رو برگزار کنین.

‫- ببخشید؟ ‫- چی؟

‫- چرا نظرشونو ‫عوض کردن؟

‫- این اطلاعات محرمانه‌ست.

‫- با توجه به اینکه ‫تو همین الان رویدادمونو خراب کردی،

‫فکر کنم ما حق داریم ‫یه توضیح بخوایم.

‫- فقط بذار بگم چند تا ‫حساب خیلی بزرگ هست

‫که دفتر مرکزی ‫می‌ترسه از دستشون بده.

‫- با برگزاری ‫یه رویداد

‫که ممکنه فکر کنن ‫طرفدار همجنس‌گراهاست.

‫- ببین، من ۱۰۰٪ ‫از کاری که شما می‌کنید حمایت می‌کنم.

‫من ۱۵ ساله ‫تو یه رابطه‌ام.

‫می‌خوام از اون محافظت کنم.

‫ولی باید ‫از کارم هم محافظت کنم.

‫- متأسفم.

‫- اوه، آره. اون جذابه.

‫- اشمیت.

‫چی بهت گفتم ‫درباره بازی کردن با خودت

‫تو ساعت‌های کاری؟ ‫- لعنتی، برایان...

‫- آروم باش، تئودور.

‫اینجا ‫ورشافترز نیست.

‫تو یه محیط ‫مناسب برای این کار هستی.

‫- من داشتم خودمو سرگرم نمی‌کردم.

‫من تو جستجوی ‫یه شوهرم.

‫- جدیدترین همجنس‌گرایی ‫که به جمع فراری‌ها پیوسته.

‫خب، این کیه؟

‫و منظورم بهترین معنی ‫این کلمه نیست.

‫- همون‌طور که می‌دونی، ‫دکتر یهودیمو از دست دادم.

‫این، اوم... ‫یه وبسایته.

‫پر از آدمای باکیفیت ‫مثل خودم

‫که دنبال یه شریک ‫عالی می‌گردن.

‫- خب، چه گنج‌هایی ‫آنلاین پیدا کردی؟

‫- خب، این ریچارد.

‫۳۶ سالشه. ‫وکیله.

‫یه خونه خودش داره،

‫و دوست داره بعد از یه روز طولانی ‫بغل کنه.

‫آه... ‫اوه، این جیمزه.

‫۳۵. دندونپزشکه.

‫و دوست داره... ‫هوم، خب،

‫بعد از یه روز طولانی بغل کنه.

‫اوه... ‫اوه، این لوئیسه.

‫۳۷ سالشه.

‫یه کسب‌وکار خودش داره، ‫و...

‫هر دو: دوست داره بعد از یه روز طولانی ‫بغل کنه.

‫- هیچ‌کس ‫دوست نداره رابطه داشته باشه؟

‫بیا یه چند تا عکس بدن ببینیم.

‫- هیچ عکسی از بدن نیست.

‫- خب، پس چطور می‌دونی ‫اونا آدمای باکیفیتی هستن؟

‫کنار برو.

‫این رولانده. ‫۳۲ سالشه.

‫وقت برای شغل ‫نداره.

‫دوست داره بغل کنه

‫بعد از اینکه حسابی ‫لهش کردن.

‫- چه حیف که ‫اون تو استرالیاست.

‫- واقعاً نه، چون من ‫قراره اونجا باشم

‫کمتر از ۴۸ ساعت دیگه.

‫تازه از دکتر ‫برگشتم.

‫یه تأییدیه سلامت کامل گرفتم.

‫کاملاً ‫از سرطان پاک شدم.

‫- این خبر عالیه.

‫- آره، آره، ‫آره، آره.

‫برای جشن گرفتن ‫قراره برم

‫به کارناوال همجنس‌گراها ‫تو سیدنی.

‫- خب، ای کاش ‫منم می‌تونستم برم.

‫- چی؟ تو باید ‫یه شوهر پیدا کنی.

‫سلام، رفیق.

‫- بوی خوبی می‌ده.

‫- آره، حس کردم ‫دلم می‌خواد آشپزی کنم.

‫تو صبح ‫فرار کردی.

‫فرار نکردم.

‫یه جلسه ‫تو هتل داشتم.

‫- چطور پیش رفت؟

‫- اوه، بهمون گفتن، اوم، جای ‫دیگه‌ای پیدا کنیم.

‫- چی؟ ‫- باید یه جای دیگه پیدا کنیم.

‫- یکم دیر نیست ‫برای این کار؟

‫- می‌رم دوش بگیرم.

‫- مل؟

‫ببین.

‫دوباره ‫چسبوندمش.

‫اگه این‌جوری ‫بچرخونیش،

‫ترک‌ها ‫تقریباً معلوم نیستن.

‫قراره فقط ‫وانمود کنیم

‫که هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده؟

‫هیچ‌کس وانمود نمی‌کنه.

‫در واقع، شنیدم برای خیلی ‫از زوج‌های طلاق‌گرفته اتفاق می‌افته.

‫بعضی‌ها می‌گن رابطه ‫حتی داغ‌تره

‫از وقتی که ‫ازدواج کرده بودن.

‫یه اشتباه بود،

‫یه لحظه ‫غفلت تو قضاوت.

‫- فقط یکی از اون چیزایی که ‫تو گرمای لحظه اتفاق می‌افته.

‫- دقیقاً.

‫- پس فکر کنم ‫باید بی‌خیالش بشیم.

‫بگذریم.

‫- فکر کنم ‫این بهترین راهه.

‫- دب، تا حالا ‫با یه مرد جوون‌تر قرار گذاشتی؟

‫- عزیزم، تا وقتی ‫کارل پیداش شد،

‫من به زور ‫با یه آدم زنده قرار می‌ذاشتم.

‫- ولی اگه ‫فرصتشو داشتی...

‫- می‌پریدم روش.

‫که امیدوارم ‫مادرت هم همین کارو بکنه.

‫- آره، ولی اون ‫نصف سن مادرمه.

‫- وای، شما... ‫شماها،

‫به والدینتون ‫زیاد سخت نمی‌گیرید؟

‫خب، طبق ‫منشور حقوق جنسی...

‫یعنی اگه هنوز ‫حقوقی داشته باشیم،

‫اونم همون آزادی‌هایی رو داره ‫که تو و برایان دارید.

‫- داشتید.

‫- حرفمو گرفتی.

‫فلفل لعنتی.

‫- منم کلی ‫این‌ور و اون‌ور گشتم،

‫ولی وقتی توضیحاتت رو خوندم ‫که

‫دوست داری شب‌های آروم رو ‫تو خونه بگذرونی،

‫یه چیزی توش بود ‫که خیلی برام جذاب بود.

‫- راستشو بخوای، ‫من--

‫من هیچ‌وقت ‫زیاد از بیرون رفتن خوشم نیومده.

‫می‌دونی، وقتی ‫بچه بودم،

‫"تجدید دیدار خانواده پارتریج" ‫اومد شهرمون،

‫و، اوم... من خیلی ‫امضای دنی بونادوچه رو می‌خواستم.

‫برای همین چهار ساعت ‫تو صف وایستادم،

‫و بالاخره ‫اونا پیداشون شد،

‫با اون لباس‌های ‫جامپ‌سوت سفید.

‫- اوه، خدایا، من یادم میاد اونارو.

‫دیوید کسیدی. ‫من خیلی روش کراش داشتم.

‫- به هر حال، یه ‫هجوم شد.

‫من زیر دست و پا له شدم.

‫- این وحشتناکه.

‫- آره، این... ‫این...

‫خیلی ‫ترسناک بود.

‫در واقع، من هنوزم عصبی می‌شم

‫وقتی تو جمعیتم.

‫- قرار چطور پیش می‌ره؟

‫- این قرار نیست، دب. ‫ما فقط داریم آشنا می‌شیم.

‫- آه، منظورت ‫اینه که همدیگه رو چک می‌کنید

‫تا مطمئن شید ‫ترول نیستید؟

‫و بعد می‌رید و رابطه می‌کنید؟ ‫ها!

‫- آره، دب یه جورایی ‫مستقیم می‌ره سر اصل مطلب.

‫خب، ما، اوم...

‫رسماً ‫تست ترول رو پاس کردیم؟

‫- آره.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left