As primeras 200 linias.
آنچه در "ذهنهای درخشان" گذشت
با یکی از دکترهای تیم سابقم دوباره ارتباط گرفتم
توی تگزاس؟ اون بهم یه جایگاه پیشنهاد داد
توی دورهی رزیدنتیش
این همون شغل رویاهای منه
پس چی اینجا نگهت داشته؟
امشب جشن خیریهی بیمارستانه. یهویی شد
چرا حس میکنم داری سعی میکنی گند بزنی به این موضوع
قبل از اینکه حتی شروع بشه؟ نمیدونم
اگه بتونم یه شکست عشقی دیگه رو تحمل کنم یا نه
تو برام همهچی هستی. وقتی ۱۰ سالم بود
تشخیص دادن که مادرم تومور مغزی بدخیم داره
دکترش رو یادمه، نه چون مادرم رو نجات داد
بلکه چون کورسوی امیدی بهم داد که میتونه نجاتش بده
این چیه؟ جاییه که پدرت اونجاست
قال گذاشته شدی؟ فکر کنم آره
کسی اینجا هست؟
اینجام. داریم وارد میشیم
داریم جکهای نجات رو میاریم
راه رو باز کنید! داریم میایم
جراحتها چیه؟
تصادف دوتا ماشین، بدون سرنشین اضافه
رانندهی اول به نظر میرسه یه کم شوکه شده
اما بیشتر فقط ضربدیدگی و کبودیه
همین الان داریم رانندهی دوم رو بیرون میاریم
اما از وقتی رسیدیم صحنه، هیچ واکنشی نداشته
گردنش رو ثابت نگه دار. صبر کن! گرفتمش
خیلی خب، آروم. عالیه
بفرما. بیاریدش بیرون
یه لحظه صبر کن. بذار من بیام اونجا
نبض داره اما خیلی ضعیفه
کارت شناسایی همراهشه؟ منفیه
هنوز کیفی پیدا نکردیم. پلیس داره استعلام پلاک رو میگیره
اندی، با ما بیا. اون پشت به یه امدادگر دیگه نیاز دارم
دارم نبضش رو از دست میدم
این سمت صدای تنفس نمیشنوم
یکی از ریههاش از کار افتاده
انگار سوزن شماره ۱۴ دقیقاً جلوی روته
برگردوندیمش
آفرین دختر
زن ۳۰ ساله، تصادف رانندگی
با نبض ضعیف بیرون کشیده شد. راه رو باز کنید
بعد از رفع پنوموتوراکس فشارنده با سوزن، علائم حیاتیش برگشت
۱ آماده؟ ۳، ۲،
بسیار خب
راه هوایی لولهگذاری شد، دیاکسید کربن بازدمی هم نرماله
صدای تنفس از هر دو طرف شنیده میشه
به تغییر شکل قفسه سینهش نگاه کن
تمومه
دور قلبش خون جمع شده. الان نبضش رو از دست میذه
همین الان ست توراکوتومی رو بدید به من
چشم دکتر! تیم اعصاب، حاضر
تا وقتی علائمش پایدار نشده، منتظر بمونید
میشله
دکتر ولف، ام... باید برگردید به اورژانس
وضعیت اضطراریه. زود باش رفیق
بردار دیگه پسر، بردار
علائم حیاتیش چطوره؟ - هنوز نمیتونم بگم
چی داره میگذره، اما اریکا داره تلاشش رو میکنه
که دید بهتری داشته باشه. اوبرمون کجاست؟
هی! چهار دقیقه دیگه میرسه، ولی دارم سعی میکنم
الو؟ چرا ساکت شدی؟
توی اورژانسه، هنوز هیچ علائمی ثبت نشده
هی! - دیگه به دستگاهها وصل نیست
خیلی خب، معاینه اعصابش چی؟
نمیتونیم انجامش بدیم چون تعداد
جراحهای تروما اونجا خیلی زیاده. دارن توراکوتومی انجام میدن
دارن توی اورژانس توراکوتومی انجام میدن
اپینفرین داخل قلبی بدید بهم! - بله دکتر
ون
بیمارستان جنرال برانکس. همین الان
فکر کردم امشب شیفت نیستی
دستت چی شده؟
اوه، نه، چیزی نیست، فقط هنر تعمیر موتورسیکلته
هی، میشل لمبرت رو آوردن
یه تصادف رانندگی وحشتناک. چی؟
میشلِ دکتر مارکوس؟ حالش خوبه؟
هنوز دقیق نمیدونیم. تا وقتی از اتاق عمل نیاد بیرون
نمیذارن تیم اعصاب بره سراغش
خب، پس میتونی برای مشاوره با من بیای
لابد راننده اونیکی ماشینه. نیک بوزیک، ۱۹ ساله
موقع پذیرش، اورژانس نتونست هیچ جوابی ازش بگیره
باورم نمیشه این اتفاق افتاده
واقعی نیست
سلام، نیک
من دکتر پیرس هستم. ایشون هم دکتر ولفه
و ما اینجاییم که بهت کمک ک
متاسفم
من... من فقط نمیتونم خندهم رو کنترل کنم
بفرستیدش برای آزمایش اعتیاد و بعد بیاریدش بالا برای ارزیابی
باشه
اون کجاست؟ توی اتاق عمله
تازه رفته تو. منو ببر پیشش. منو ببر پیشش
اگه هنوز این کار رو نکردی، وقتشه به خانوادهش زنگ بزنی
مادرش سرش با مراقبت از لیام گرمه
ون، باید به من نگاه کنی
خانوادهش باید در جریان باشن
هر چی زودتر، بهتر
هی، وروجک
تو و شارکی اینجا چیکار میکنید؟
خیلی از وقت خوابت گذشته. توقع داشتی چیکار کنم؟
شارکی رو تو خونه تنها بذارم؟
اوم، راستش این بحثی نیست که
جلوی گوشهای کوچولو مطرح بشه. هی، دلت میخواد بری
با خاله دانا بازی کنی؟ میتونم یادت بدم
چطوری روی دیوارها نقاشی بکشی بدون اینکه دعوات کنن
میخوام یه کشتی دزدان دریایی بکشم
جراحتهای میشل طوری بود که باید
فوراً جراحی میشد، اما توراکوتومی
برای ترمیم آسیب آئورتش دیگه باید رو به اتمام باشه
به محض اینکه بیاد بیرون، برای بررسی آسیبهای احتمالی دیگه
سریع اسکنها رو انجام میدیم
حالش خوب میشه؟
خب، چیزی که الان میدونم اینه که دخترتون
عمل جراحی رو بدون هیچ مشکلی پشت سر گذاشت
و یه تیم پزشکی داره که خیلی براشون مهمه
بعد از تصویربرداری، اطلاعات بیشتری بهتون میدم
تا اون موقع چیکار باید بکنم؟
سالن انتظار بخش اعصاب طبقه سومه
اگه میخواید تو یه جای آرومتر و راحتتر منتظر بمونید
دکتر مارکوس میتونه راهنماییتون کنه
خودم میتونم پیداش کنم
ممنون
دیدی چی شد؟
از من متنفره. کینهش رو حس میکنم
الان همه یه چیز رو میخوان، ون
اینکه حال میشل خوب بشه
تمام انرژیت رو صرف همین موضوع کن
آره
جواب آزمایش اعتیاد و الکلت منفی بود
که خبر خوبیه. به پلیس گفتم که هوشیار بودم
ولی اونا باز هم ازم تست الکل گرفتن
من هیچوقت شبِ قبل از مسابقه لب به الکل نمیزنم
رشتهت چیه؟ هاکی
داشتم برای یه مسابقه میرفتم شمال ایالت
نیک، به پدر و مادرت زنگ زدی؟
نه
نه، نمیخوام نگرانشون کنم
فقط میخوام این قضایا تموم بشه. میتونم برم؟
خب، هنوز خطر کاملاً رفع نشده
واکنشت ممکنه به خاطر شوک بوده باشه
اما ممکنه نشونهی یه چیز جدیتر هم باشه
اون تصادف ممکنه آسیب جدی وارد کرده باشه
پس بیا تمام اون احتمالات رو رد کنیم
و نذاریم پدر و مادرت نگران بشن
قبوله. باشه
میتونم بپرسم
حالش چطوره؟
رانندهی اونیکی ماشین؟
اوه، زیر عمله
اما هنوز جای امیدواری هست
هر اتفاقی براش بیفته
تقصیر منه
منظورم اینه که این موضوع زندگیم رو نابود میکنه
این همون یاروئیه که زد به میشل؟
ون، ولش کن. بیا بریم
من واقعاً
متاسفم
خیلی خب، بیا بریم. بیا بریم... داری میخندی؟
بیخیال ون. بیا. بریم، بریم
بیا از اینجا بریم
ببین؟ داریم روی دیوارها نقاشی میکشیم
ولی بدون اینکه دردسر درست شه
من و خواهرم موقع بزرگ شدن همیشه این کار رو میکردیم
خیلی باحال شده، نه؟
سلام. سلام
ممنون که بعد از شیفتت موندی
باورم نمیشه که میشناختیش
هر کاری از دستم برمیاومد انجام دادم
فقط کاش کاری از دستمون برمیاومد
که حال و-َ-ن رو بهتر کنیم
ون. اون بابای منه
بلدی هجی کنی
از این بابت خوشحالم
تو سرایداری؟
اوه
خب، نه دقیقاً
من امدادگرم. این هم مال آمبولانسمه
چه باحال. میشه بریم دور بزنیم
و با سرعت از چراغ قرمزها رد بشیم؟
آره... ولی فکر نکنم بشه، لیام
آهان. خب، خاله دانا
قانونمنده
ولی من دوست دارم یه کم خطرناک زندگی کنم
دلت میخواد بری چراغها رو روشن کنی؟
و آژیرها رو. حله
خاله دانا فقط دوست داره
هر کسی که براش عزیزه، در امان باشه
و خاله کیتی هم این ویژگیش رو دوست داره
اوه، درسته. آره
یه لحظه وایسا
ما تا حالا کوسه اون تو نداشتیم
هی، دکتر ولف
اگه بحث ونه، نگران نباش
آرومش کردم
فقط خیلی منتظره که اون بیدار شه
همهمون هستیم. اما موضوع در مورد ون نیست
در مورد خودته
موضوع چیه؟
مدیر دورهی رزیدنتیِ یه برنامهی پزشکی توی دالاس
No comments yet. Be the first to leave one.