As primeras 129 linias.
ریشسفیدها دارن دستبهکار میشن
اونجا هم خطرناکه. لطفاً عجله کنید
چه حماقتی ازت سر زد
فالبین اینطوری بهمون گفت
توی ماهِ سرخ، مار با سرعت میخزه تا از نیشِ زهردارش استفاده کنه
خیلی رقتانگیز شدی، ویشس
تصمیممون رو بهت اعلام کردیم؛ تو نمیتونی جانشین ما باشی
سندیکا به جنازههایی که حتی نمیتونن بجنگن نیازی نداره
این تکبرت آخرش همهچیز رو به باد میده
ببرینش به اتاق شکنجه
منو بکش
همین الان
تو نمیتونی انتخاب کنی چطوری بمیری
بعد از اینکه قشنگ طعم تحقیر رو بهت چشوندیم
میفرستیمت اون دنیا
یادت نره
زهرِ مار بعد از نیش زدن، ذرهذره اثر میکنه
ای بابا، این اولین بار بود که اینطوری گند زدیم
هیچوقت قبلاً همچین چیزی نداشتیم
وقتی که کاملاً تنها بودیم
خلاصه اینکه، تا لحظهی آخر همهی نقشههامون رو خراب کردن
واقعاً مثل بچههای دردسرساز بودن
الان کاملاً درک میکنم چرا از زنها و بچهها متنفری
ورموتش خیلی زیاده
اونا کیان؟
لین؟
من شین هستم، برادر کوچیکترش
شین
درسته، شما دوتا
اگه جبههت رو عوض کنی، دیگه نمیتونی به سندیکا برگردی
چی شده؟
قرارِ ویشس اعدام بشه
کودتاش شکست خورد و ریشسفیدها حبسش کردن
تو هم تو خطری
و دوشیزه جولیا
جولیا چی؟
اونا توی شهر تارسیس هستن
من اینجا جلوشون رو میگیرم
خواهش میکنم، برو
یکی طلبت، شین
نمیدونم چه بلایی سر رد دراگون اومد
ولی الان دیگه واقعاً مشکل تو نیست، مگه نه؟
ویشس، جولیا
واسه من، هر دوی این اسمها فقط بوی شومی میدن
درست مثل یه وردِ جادویی که دری رو باز میکنه که نباید باز میشد
تو
تکون نخور
تو دیگه عضو سندیکا نیستی
میدونم
تو هم همینطور
همهچیز رو فراموش کن، حتی اینکه ما اومدیم اینجا
داری چی میگی؟
من فقط دارم گربههای ولگردی که به دفتر پناه آوردن رو درمون میکنم
گربههای ولگردی که هیچوقت نمیتونم از شرشون خلاص شم
وقتی این قضیه تموم بشه، از سندیکا میزنم بیرون
میکشنت
میذارم فکر کنن مُردم
توی قبرستون منتظرتم. البته، زنده خواهم بود
من... نمیتونم باهات بیام
با من بیا
از اینجا میریم... از این دنیا فرار میکنیم
بعدش قراره چیکار کنیم؟
یه جایی یه زندگیِ آزاد خواهیم داشت
درست مثل تماشای یه خواب
میخوای بهم خیانت کنی؟
میخوای این دنیا رو ترک کنی؟
ویشس
حتی اگه خواب باشه، محاله
میخوای بکشیش؟
آره
با دستای خودت
یا تو زنده میمونی
یا هر دوتاتون میمیرین
میتونی انتخاب کنی
پس در نهایت، هیچ جایی واسه من نیست
فرقی نمیکنه کی بیاد دنبالم، من نمیرم. هیچوقت
نمیخوام جوری زندگی کنم که همیشه سدِ راهِ بقیه باشم
مامان! داشتم دنبالت میگشتم
آ... آلفرد
بهت گفتم جلوی رستوران کاری منتظر بمون
ببخشید
اشکالی نداره. خوشحالم که اومدی
باورم نمیشه که الان میتونی ازم مراقبت کنی
مامان، میخوام با تو زندگی کنم
کار پیدا کردی؟
نگران اون نباش
اون همکارت چی شد؟ همون زنه؟
شنیدم داره ازدواج میکنه
یه جای کار میلنگه
الان کجایی؟
چیه؟
دارم میرم سمت شهر تارسیس
تو هم باید بری اونوری
چرا؟
واسه جت سخته که تنهایی اینور اونور بره
مخصوصاً بعد از اینکه تیر خورد به پاش
بهت میگم اینقدر ولنچرخ و فقط برگرد
همینطوری واسه خودت فرض نکن که قراره برگردم
شوخیت گرفته؟
من جایی رو دارم که بهش برگردم
این چه طرز حرف زدنه؟ انگار از دماغ فیل افتاده
منظورش چیه که جت تنهاست؟
اونجاست... اد و این هم هستن
نجاتم دادی
منم همینطور
تیراندازیت خوبه
باهاش جایزه بگیر بودم
شکارچیِ جایزهبگیر؟
هرچند الان
یه جورایی توی مرخصیام چون یه خبرایی هست
تو هم به نظر میرسه یه درگیریهایی داری
شاید بد نباشه با یه زنِ دیگه تیم بشی
چطوره؟ میخوای شریکم بشی؟
من... یه کاری دارم که باید انجام بدم
اوه
حیف شد
پاتوقِ شکارچیهای جایزهبگیر رو میشناسی؟
اگه بخوای واسه کسی جایزه تعیین کنی، میتونم کمکت کنم
دنبال یه شکارچیِ جایزهبگیر میگردم
میرسونمت
اسمت چیه؟
فی
فی؟
فی ولنتاین
اسمِ مرسومییه
اسم تو چیه؟
جولیا
جولیا؟
اسمِ مرسومییه
No comments yet. Be the first to leave one.