As primeras 195 linias.
دارم میرم یه جلسه برای امثال من.
اومدم از بهترین دوستم، باربارا، حمایت کنم.
هیچکدومتون عصبانی نیستین؟
کار این گروه درست کردن سیستم نیست.
فکر کنم من واقعاً ازت خوشم میاد، پرو.
نه، بابا.
چرا یه بارم شده یه موضعی نمیگیری؟
مثلاً از اون صدای لعنتیت استفاده کن.
مامان، من... فکر کنم میخوام برگردم خونه.
یه سری دانشجوهای باستانشناسی دارن حفاری میکنن.
یه سری اسپری رنگ و ماسک پیدا کردن که تو یه پارچه پیچیده شده بود.
تو کی هستی که منو قضاوت کنی؟ خودت چیکار کردی؟
فکر میکنی کی بزرگترین شکارچی دانشگاه رو از پا درآورد؟
تو چیکار کردی، شپ؟
هی، هی، تو باید از دانشجوها محافظت کنی.
اوه!
مرگ بر همه مردها!
اوه! فقط ازم دعوت کن بریم بیرون.
ممکنه قبول کنم.
هیچ وقت نمیدونی.
داری منو کجا میبری، عوضی؟
زنگ بزن به بابام!
زنگ بزن به بابام، احمق عوضی!
اوه!
اوه!
اوه. الو؟
شپ؟
هی، اگه هنوز تو دانشگاهی،
میشه اون محوطه هنری رو چک کنی؟
فکر میکنیم یکی از دوربینهای امنیتی از کار افتاده.
واقعا؟
یادت نره، امشب دورهمی تولد تام هست.
خوشحال میشم ببینمت اونجا.
باشه، آره، سعی میکنم بیام سر بزنم.
تام سراغت رو میگرفت.
حتماً.
هی، تیم.
چرا نمیرقصیم؟
آیوی شپرد هستم. پیغام بگذارید.
شپ، دست از زنگ زدن برنمیدارم.
من بهتر از هر کس دیگهای میفهمم
که وقتی زیادی اهمیت بدی، چه حسی داره.
وقتی تبدیل میشه به تنها چیزی که میبینی.
فقط بهم زنگ بزن.
میخوام کمکت کنم.
سلام. پلیس.
کدومتون با همکار من حرف زدید؟
که دیشب آخر وقت مدارک رو جمع کرد؟
من باهاش حرف زدم. ولی اون یه نشان داشت.
هان؟
مطمئنی پلیسی؟
لعنتی.
اِم، اسم من کارآگاه روچ هست.
شما همهتون رو کارآگاه روچ صدا میکنن؟
گوش کن، تو میدونی من کیام؟
اونا درباره من یه سریال ساختن. من که اسمتو نشنیدم.
خب، من نبودم و حالا برگشتم.
پس بگو همکارم چی جمع کرده بود.
وگرنه ازت شکایت میکنم.
به جرم اخلال در تحقیقات پلیس.
فقط یه سری وسایل رنگ بود. و یه دستبند.
یه اسم روش بود.
باربارا.
درسته.
شپ، پیدات میکنم و میتونیم با هم حرف بزنیم و حلش کنیم.
ولی لطفاً به کس دیگهای صدمه نزن.
روری، این چه کاریه؟
من، اِم، فقط اومدم بگم
که فکر کنم امروز رو نمیتونم بیام.
نه، نه، نه. نه، نه.
هه.
نمیتونی این کارو کنی، درسته؟ این یه سنته.
اگه همهمون شرکت نکنیم، تیم نفرین میشه.
میخوای همهمون نفرین بشیم؟
نه، من فقط فکر نمیکنم که...
پس برو اون لباس لعنتیت رو بپوش. همین الان.
بقیه تیم تقریباً رسیدن.
ادامه بده، روری.
آه، خداحافظ نیکول. اوه!
ژاکت من.
اوه!
یه چیزی برات دارم
قرار بود برای تولدت باشه، ولی...
راستش هدیه نیست، مگه نه؟
برگردوندن چیزی که دزدیدی
هوم
تمام شب بیدارم نگه داشتی تا اینا رو درست کنم
همینجوری میخوای بندازیشون دور؟
آره، کلاً بیخود بودن
واقعاً؟
فکر کردم قضیه لباس روی برهنگهها جالب بود
اِم
هی!
خوب گوش کن، اِلن دِجِنِریت
عشقت تمام محتوای باغ جِنی ما رو پاک کرده
کجاست؟
میگه تو اتاقهای هنره
ولی نمیتونم پیداش کنم
وایستا، تو چجوری...
بدافزار، عزیزم
وقتی اطلاعات حسابمو بهش دادم، روی گوشیش نصبش کردم
کمکم نمیکنی؟
دارم سعی میکنم دوست عشقتو پیدا کنم
من هیچ دوستی ندارم
خانمها، لطفاً توجه کنید؟
ممنون از صبوریتون پرو
این رفتار بسیار تأسفباری بود
و اقداماتی صورت گرفته
پس اون عوضی زندانه؟
من و والدینش به توافق رسیدیم
که رواندرمانی بهترین راه حله
اون رو در اتاقی گروگان گرفته و خشونت به کار برده
باید درک کنید که چند هفته گذشته
محیطی فوقالعاده آسیبزا ایجاد کرده
برای این پسرها
از شما میخواهم که به جرد کمی شفقت نشان دهید
حالا، به زودی اطلاعاتی در مورد این موضوع دریافت خواهید کرد
اما از همه خانمها میخواهیم که از محوطه دانشگاه دور بمانند
یا به مدت ۴۸ ساعت در اتاقهایشان بمانند
شوخی میکنی!
بازیهای فدراسیون یک زمینه تهدیدآمیز منحصر به فرد برای قاتل ایجاد میکنه
برای قاتل
پس اون بازیهای لعنتی رو لغو کن!
ممنون از همکاریتون!
اون که نمیتونه زنها رو تعطیل کنه
این علیه حقوق اولیه انسانی ماست
باید از دانشگاه شکایت کنیم
باید دفتر لعنتیشو داغون کنیم!
تو چی فکر میکنی، پرو؟
فکر کنم شاید کمی برم خونه
شاید، اِم... شما هم باید همین کارو بکنید
وایسا، دزد!
اوه
نه، شوخی میکنم
خب، داری جایی میری؟
خونه
باحال
هی، میدونی چیه؟
باید بیای نمایشگاهمو ببینی
آره؟
بنگرید به شاهکارهای من
نه، نه... نه قتلها، معلومه که نه
آثار هنری
آره، ببین، من داشتم مستندسازی میکردم، بازنگری میکردم
بازسازی میکردم، دوباره به هم وصل میکردم و گفتگو ایجاد میکردم
داری چیکار میکنی؟
اوه، بیخیال
منظورم اینه، ببین قبلش هم غیراخلاقی بود
وقتی ما استاد-دانشجو بودیم، ولی حالا، منظورم اینه...
این کار تو نیست
اِم
این هنر منه
من مجسمه "همه مردان را بکشید" رو ساختم
باشه
منظورم اینه، خب یه جورایی، همه ما انجامش دادیم
محیط دانشگاه این رو ایجاد کرد
نه، نه. به معنای واقعی کلمه، این هنر منه
مال من و باربارا
اوه، آ... آخه
اِلیس، لازم نیست تحت تأثیر قرارم بدی
منظورم اینه، ما... ما هر دومون میدونیم که تو هرگز نمیتونستی خلق کنی...
چیزی شبیه این
تو روی سر دانشجوها سوار میشی
چون زنهای همسن خودت فکر میکنن مسخرهای
تو یه شیادی و یه دورو
و دنبال نور و استعداد بقیه میگردی
چون تو یه حشره بیاهمیتی
که هیچ استعدادی از خودش نداره
تو ادای فمینیستها رو درمیاری و هنر زنها رو مال خودت میکنی
ولی واقعاً حرفی برای گفتن نداری
کار خودت تقلیدیه
متوسط و بزدلانه است
و من همیشه حرفی برای گفتن داشتم
من همیشه طرفدار چیزی بودم
پس... پس به درک، باربارا
چی؟
توجه، دانشجویان دختر
باید فوراً به خوابگاههایشان برگردند
متشکرم
نظرم عوض شد
تصمیم گرفتم باید با باربارا حرف بزنم
باشه، اون بریتانیاییه خل و چل اینجاست.
سلام!
تیگن و سارا!
صبر کن، صبر کن، صبر کن. کلید مشکوک فینیکس.
وای خدای من!
اوه!
چی شد؟ ممنون.
شپرد قاتله.
معلوم میشه اگه با خشونت جنسی سروکله بزنی...
...روز و شب، یه روز ممکنه دیگه تحملت تموم بشه و... و...
لایل رو بکشه؟ و اسکات؟ و ایوان؟
ولی... ولی چرا ایوان؟ نمیدونم.
اون دقیقا قبل از اینکه با شوکر بهم حمله کنه، حرفی نزد.
چیکار کرد؟
No comments yet. Be the first to leave one.