Line of Duty

Line of Duty

Descargar subtítols en Farsi/persian

Temporada 3

Información d'a versión

fa Line of Duty (2012) - S03E04 - Move On (1080p BluRay x265 RCVR)
Un comentario de Adellife

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2026-08-22
Descargas: 1
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi/persian

As primeras 200 linias.

سال‌ها طول کشید تا فهمیدم اگه دوباره اون رو ببینم، چیکار می‌کنم.

و بعدش، تو یه عکس، تو یه اتاق جلسه، اون رو دیدم.

و من قرار بود با یه اسلحه به دیدارش برم.

فکر نمی‌کنم باید این پرونده رو ببندیم.

تحقیقات درباره‌ی گذشته‌ی دنی والدِرون.

می‌خوام به جستجو ادامه بدم.

اون چی میگه؟

این مرد، رونان مورفی جوونه.

یکی از مظنون‌هایی که در طول عملیات دِمسون توسط دنی والدِرون به قتل رسید.

یعنی، اون‌ها هم‌دیگه رو می‌شناختند؟

آیا شما رابطه‌ی نامناسب بین خودتون رو جعل کردید؟

و با سِرجنت آرنوت؟ - نه.

آیا شواهدی علیه خودتون رو جعل کردید؟ - نه.

حکم شما چیه؟

بی‌گناه.

با کمال تاسف، به اطلاع شما می‌رسانم که...

...مامور راد کندی فوت کرد.

هری درگیری رو با اون اسلحه شروع کرد.

و تنها خودش می‌تونه بگه که این یک عمل دفاعی بوده یا نه.

باید از شما به خاطر اتفاقات شب گذشته عذرخواهی کنم.

دعوت شما برای شام...

شما یه مرد متاهل هستید. - همینه.

به نظر من، دنی والدِرون عمداً یه سری مدارک و شواهد رو دستکاری کرد.

و حالا ما در مسیر یافتن بقیه متخلفین هستیم.

دِیل روچ.

او در دوره‌ای که دنی والدِرون و جو نش در سَندز ویو زندگی می‌کردند، رئیس شورای شهر بود.

کارهایی که اون‌ها در سَندز ویو با ما کردن...

قول می‌دم، این افراد رو گیر میارم.

بِینز، دنی رو کشت. مطمئن باشید، اون هم کندی رو کشت.

سلام؟ - 'می‌خوان شما رو به جرم قتل راد کندی متهم کنن.'

اگه می‌خواید راهی برای فرار پیدا کنید، به حرف من گوش کنید.

آیا اون تا حالا به اسم دیگه‌ای اشاره کرده؟ سیاستمدار؟ مامور؟

به تنهایی یه افسر AFO رو آورد. آفرین.

'من فقط می‌خوام به زندگی‌م برگردم.'

خانم دنتون.

من جیل بیگلُو هستم، مشاور قانونی گروه AC-12.

فکر می‌کنم شما خیلی سرتون شلوغه.

لطفاً بنشینید.

شما سوپرنتندنت هستینگز رو می‌شناسید.

بله.

به عنوان بخشی از یک ابتکار عمل جدید، با نام 'حقیقت و آشتی'...

...پس از یک بی‌عدالتی، از طرفین دعوت می‌شود تا...

...در یک گفت‌وگو شرکت کنند تا روند التیام را آغاز کنند.

به نظر می‌رسه یه اشتباهی رخ داده.

برخی از افسرانی که در محکومیت نادرست من نقش داشتند، غایب هستند.

سوپرنتندنت هستینگز، به عنوان افسر ارشد تحقیقات، نماینده‌ی کل تیم است.

بله، من می‌خوام اون‌ها اینجا باشن.

یا این کار جدیدی که می‌خواید انجام بدید، به مشکل می‌خوره...

خب، من می‌خوام که اینجا باشن.

یا این گزینه جدیدی که باید تیک بزنید، خب...

.. عصبانی نمیشم.

ممنون. اگه شما نبودید، این اتفاق نمیفتاد.

خانم دنتون، از طرف این بخش

و این اداره پلیس،

من عذرخواهی صمیمانه

و بدون قید و شرط بابت

متهم شدن شما به اتهام توطئه برای قتل

تقدیم می کنم.

تد؟

خب، به عنوان مسئول ارشد تحقیقات،

من احساسات شما در مورد

متهم شدن را درک می کنم.

متهم شدن شما نادرست بود،

و شما حتی عذرخواهی هم نکردید.

شاید شما بهتر عمل کنید، کارآگاه ارنوت.

شما از من می خواهید که امضا کنم

تا بگویم که عذرخواهی شما را می پذیرم.

من این کار را نخواهم کرد،

مگر اینکه این عذرخواهی از طرف

افرادی باشد که به من ظلم کردند.

شما دیگه آزادی. چه انتظاری دارید؟

یه... عذرخواهی.

این اصلا خوب پیش نرفت، مگه نه؟

تد؟

به عنوان مسئول ارشد تحقیقات،

من بابت متهم شدن شما عذرخواهی می کنم.

شما کلمه

واقعاً؟ حتماً بگو.

لیندزی دنتون، رویه‌های کاری ما را به خوبی می‌داند.

او با بهره‌برداری از تردیدها و ابهام‌ها، روند تحقیقات ما را به بن‌بست رساند.

اوه، همه‌اش رو خودت انجام دادی.

اول، عملیات مخفی ناموفق دی‌سی فلمینگ و بعدش عملیات تو.

من خیلی هم بد کار نکردم. در نهایت تو بودی که به زندان افتادی. - و ما شکست نخوردیم.

ما باعث محکوم شدن تو شدیم.

اما می‌دانید که آزار و اذیت جنسی توسط مأموران مخفی، موضوع بسیار حساسی است.

پس موضوع اینه که تو این داستان رو سرهم کردی که ما با هم توی یه تخت خوابیدیم.

به این ترتیب، هیئت منصفه شما را به عنوان زنی می‌بیند که مورد بی‌عدالتی قرار گرفته است.

واضح بود که فکر می‌کردند من با تو رابطه‌ی نامشروع داشته‌ام و به همین دلیل تو را ترغیب به توطئه کرده‌ام.

- برای کشتن یک شاهد تحت محافظت. - استیون!

ممنون، آقای آرنوت.

کاملاً با این حرف موافقم که مسئله‌ی سلامت جنسی شما...

کاملاً به حق، باعث شد هیئت منصفه نسبت به آن موضوع بدبین شود.

... اما من یک فایل صوتی دارم که فکر می‌کنم برای همه شما جالب خواهد بود.

باشه، پس این کار رو الان انجام نمی‌دیم. الان نه زمان مناسبیه و نه مکان مناسب.

حالا دقیقاً همون موقع و همون جاییه که باید اتفاق بیفته.

نه در دادگاه، بلکه در یک اتاق پر از تماشاچی و خبرنگار.

زندگی خصوصیِ فلاکت‌بار من، این‌طوری در معرض دید همه قرار گرفته، تا همه بهش بخندن، یا ترحم کنن.

دیگه طاقتش رو نداشتم.

اما می‌خواهم به شما نشان دهم که چه نوع افسری من را

به مدت 585 روز شوم، در بازداشت نگه داشت.

این چیزی است که می‌توانم با آن کنار بیایم.

تمام زندگی‌ام را به دادگاه کشانده‌اند.

حالا نوبت شماست.

شما متهم و محاکمه شده‌اید، اما تنها کسی که

از بررسی اتهامات شما سر باز می‌زند، خودتان هستید.

من بی‌گناهم.

سوال این است: آیا شما هم بی‌گناه هستید؟

این تلفن در تمام این مدت کنار تخت بود،

اگرچه می‌توانم تصور کنم که شما آنقدر درگیر بوده‌اید که متوجه آن نشده‌اید.

دوست دارید آن را برای همه پخش کنم؟

بازرس ارنوت؟

نه.

به خدا، استیو.

خوب، من فکر می‌کنم این جلسه فوق‌العاده موفقیت‌آمیز بوده است.

و بسیار خوشحال خواهم شد که آن را به صورت کتبی ثبت کنم.

به طوری که این یک روند بهبودی برای همه طرفین باشد.

همچنین ترجیح می‌دهم

اگر این موضوع را بررسی کنید که پرونده بازرس ارنوت در مورد سوء رفتار جنسی بسته شود.

من قصد ندارم اظهارات مستند ارائه دهم.

افرادی که در واقع جرمی را که به خاطر آن زندانی شدم، انجام دادند،

هنوز در آنجا هستند.

فرمانده، شما باید به حفظ اعتبار نیروی پلیس بپردازید.

اگر ذره‌ای شک در مورد حکم من داشتید،

هیچ افسری به اندازه شما از این موضوع ناراحت نخواهد بود.

هیچ افسری بیشتر از شما برای جبران این بی‌عدالتی تلاش نخواهد کرد.

من قصد دارم زندگی‌ام را ادامه دهم.

استیو، شما تا زمانی که از آزار و اذیت من دست بردارید، پیشرفت نخواهید کرد

و به دنبال دشمنان واقعی خود بروید.

به خدا، پسر، آن تلفن چه داشت؟!

آیا باید این حرف‌ها را از او بپذیریم؟

شما در دادگاه دروغ گفتید! شما در برابر همکارتان دروغ گفتید و در برابر من دروغ گفتید!

من به شما دروغ نگفتم، من فقط فکر نمی‌کنم

صحبت در مورد زندگی خصوصی یک افسر مناسب باشد.

من در مورد زندگی خصوصی شما سوال نمی‌کنم.

منظورت از این حرف چیه؟

- من یک مرد متاهل هستم. - می‌دانم.

به هر حال، وقتی موضوع در یک دادگاه مطرح می‌شود، دیگر خصوصی نیست.

مهم این است که آیا من مدرکی را دستکاری کرده‌ام یا خیر.

آیا در مورد پول‌های یافت شده در محل زندگی دنتون، هرگونه تناقض قانونی وجود دارد؟ نه.

این با سایر پول‌های رشوه مطابقت دارد.

آیا سوابق افسر مسئول جمع‌آوری مدارک نادرست یا ناقص است؟

- این مسئله نیست! - کاملا مسئله است.

من هیچ مدرکی را دستکاری نکردم.

اگر... اگر با لینزی دنتون رابطه جنسی داشتم، که نداشتم،

آیا این مانع از گناهکار بودنش می‌شود؟

لینزی دنتون ساختمان را ترک کرده است.

استیو ارنوت هم باید همین کار را بکند.

استیو آرنوت هم باید همین کار رو بکنه.

رفتار ناشایست.

استیو آرنوت مدرکی را جعل نکرد.

اما داشتن رابطه با یک مظنون اشکالی ندارد؟

می‌فهمم که شما در این مورد چه احساسی دارید، تد.

چرا از کارهای غیرقابل دفاع دفاع می‌کنید؟

ببین، وقتی دلش بخواد، می‌تونه یه آدم خیلی دردسرساز باشه.

- قبول دارم. - می‌خوام بگم چرا.

چون شما شخصاً او را از بخش مبارزه با تروریسم استخدام کردید.

و این به این معنی است که شما باید اعتراف کنید که اشتباه کرده‌اید.

متاسفم، تد، قصد دارم به این گفتگو برگردم.

کیت.

کیت، صبر کن، لطفا.

یک بار به من گفتی که لیندسی دنتون اطلاعاتی در مورد تو دارد.

یادت باشد که چه گفتم.

شاید بعضی از آدم‌ها همیشه حقیقت را می‌گویند.

- بقیه ما زمان مناسب را انتخاب می‌کنیم. - و من مجبور بودم این کار را انجام دهم.

تا اطمینان حاصل شود که مدارکی در اختیار هیئت منصفه قرار می‌گیرد که لیندسی را محکوم کند.

- لیندسی را به خاطر جرمی که همگی می‌دانیم او مرتکب شده است. - اما ما نمی‌دانیم.

تنها کسی که واقعاً می‌داند، خود لیندسی است.

ما مدارک را جمع‌آوری می‌کنیم و مردم تصمیم می‌گیرند و آنها تصمیم گرفته‌اند.

او این کار را نکرده است، چون شما نتوانستید خودتان را کنترل کنید!

- اینطور نشد. - چه اتفاقی افتاد؟

این یک عملیات مخفی بود که در آن

من اعتماد هدف را جلب کردم.

این دقیقا مطابق با دستورالعمل است و کاملا بی‌معنی.

- شما با او رابطه داشتید، چون می‌خواستید. - من با او رابطه نداشتم.

می‌دونی، استیو؟ این‌ها همش یه کم دیر شده.

تو باید حقیقت رو بهم می‌گفتی،

و به من فرصت می‌دادی که در این مورد با هم کار کنیم.

این کاریه که همکارها انجام می‌دن.

برای ضبط، تصویر 313 عکسی از یک شیء با کد NTW-7 است.

این شیء یک طناب است که از یک تکیه‌گاه بالای سر آویزان شده است.

بازرس کاتن بیانیه‌ای به ما داده است که در آن شما

سعی کردید او را با قصد کشتن از طریق به دار آویختن، از پا درآورید.

دقیقا به همان روشی که با افسر پلیس راد کندی رفتار شد.

من راد را نکشتم و به هیچ وجه سعی نکردم بازرس کاتن را به قتل برسانم.

در واقع، بازرس کاتن من را به دام انداخت.

او شما را به دام انداخت؟!

بله، کاتن خودش را زد تا به نظر برسد که من به او ضربه زدم.

اما من این کار را نکردم.

در مورد طناب، او حتماً آن را از قبل آنجا گذاشته است.

او هر چیزی را می‌گوید تا خود را نجات دهد. - بله.

و چرا یک افسر من چنین کاری انجام می‌دهد، هان؟

تا من را به خاطر قتل راد متهم کند.

آیا مدرکی برای اثبات این ادعاها علیه بازرس کاتن دارید؟

یعنی، هر مدرکی؟

برای ضبط، فرد مصاحبه‌شونده هیچ مدرک حمایتی ارائه نمی‌دهد.

به موضوع بعدی می‌رویم. بازرس آرنوت.

برای ضبط، تصویر 291، شیء با کد MR-3

و تصویر 292، شیء با کد MR-4.

مدل‌های MR-3 و MR-4، تلفن‌های همراه هستند.

در جریان بازرسی طبق ماده 18، از ملک شما،

More Farsi/persian subtitles for Line of Duty

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left