ユリシーズ ジャンヌ・ダルクと錬金の騎士
As primeras 168 linias.
سال 1415 فرانسه - پاریس
!شهروندان
!هارفِلور سقوط کرده، ولی نترسید
فرانسه مورد بخششِ !حفاظت خداوند هست
روزی که ما ارتش انگلستان را به عقب بنشونیم و
!به این جنگ طولانی پایان بدیم نزدیک هست
#01 پیمان
!کی اونجاست؟ تو نمیتونی اینجا باشی
!متاسفم، اما مغازه هنوز بسته است
و تو کی میخوای بازش کنی؟
.دوباره تویی
.هنوز گریمور جدیدی نیاوردم
تو هر روز برای اونا نمیای اینجا؟
اون چیه؟
.هه. اون کتابی نیست که تو بتونی بخونی
.من اینو میبرم
...برای گریه کردن با صدای بلند
!ممنونم، استاد
!من استاد تو نیستم
جانور آخرالزمان، ها؟
ملت ما تحت تهاجم همسایه ,خودمون بوده است
.انگلستان، از 100 سال قبل
دو ملت از زمانی که من متولد شدم .در حال جنگ بودن
.الان حدود 80 ساله
یه روز، تاریخدان ها از این به عنوان .جنگ 100 ساله یاد میکنند
این جنگ بین دو ملت مسیحی
برای قانون پادشاهی است که باعث ,خونریزی و نابودی زمین شده
و موجب ایجاد سختی برای .هر دو ملت فرانسه و انگلستان شده
!چه غمناک
!هاه
...حدس میزنم میتونم
.مونمورِنشی
!اوه... ریچِمون
نمی تونی در بزنی؟
.تو در رو باز گذاشتی
تو کمترین نمرات را توی ,کلاس در هنرهای نظامی
.هنرهای رزمی، و هنر های سوارکاری داری
در راس اون، تو هیچ توجهی نمی کنی .که باعث افتادنت میشه
...و این کُفری که میخونی
!این کفر نیست
!این کیمیاگریه
!مونمورنشی
.ریچمون باید اول رسیده باشه اینجا
!متاسفم
...آه،مم
...مونمورنشی- سان
اَه! چرا آدمی مثل اون خیلی معروفه؟
!انتقال با سنگ فیلسوفر
!این هنر مخفیه نهایه
گفته شده که سنگ به !صاحبش عمر جاوید میده
این یعنی، اگه ما استاد کیمیاگری
,اگه ما استاد کیمیاگری بشیم
.دیگه هیچ کس توی جنگ نمیمیره
!بدون واکنش؟
.من اینو 100 بار شنیدم
پس تو میخوای هر چی گریموری پیدا میکنی ...رو بخری
!دقیقاً
من یه عالمه گریموری خوندم !مثل اینه که اونا را با کد نوشتن
من جایی نمیرم تا اینکه اون !پیرمرد بهم یاد بده
...نیکولاس فِلامِل
کیمیاگری که شایع شده راز هنر .کابالا را یاد گرفته
,من نمی دونم چه شایعه ای را شنیدی .اما من فقط یه کتاب فروش پیرم
.از یکی دیگه بپرس
فکر می کنه کی رو داره خَر می کنه؟
حرف هات تموم شد؟
.پس بیا درباره واقعیت ها حرف بزنیم
ملت ما از قبل اجازه دادن که انگلیسی ها وارد بشن
.و کنترل هارفلور را بگیرن
به عنوان نجیب زاده، این وظیفه توعه که .شوالیه بشی و این جنگ رو تموم کنی
من ترجیح میدم شغلی داشته باشم که باهاش جون بقیه .رو نجات بدم نه اینکه جونشون رو بگیرم
...مونمورنشی
آها؟
امشب بیکاری؟
ها؟
دقیقاً دارم چیکار میکنم؟
!صبر کنید
شارلُت؟
فیلیپ؟
پری ها؟
!آره! اونا را مثل روشنی روز، دیدم
هی، اونا
همون طور که میدونی، پری ها به عنوان نگهبانان شیطان شناخته میشن
.و توسط کلیسا شکار میشن
خب چرا نیکلاس فلامل یه عالمه از اونا را نگه میداره؟
شاید یجورایی پری ها !به کیمیاگری مربوط اند
...کیمیاگری
,اگه اون پیرمرد بهم یادش نمیده
.پس از پری ها می پرسم
.این حداقل بهم کمک میکنه که شروع کنم به فهمیدن
پری ها که گاز نمیگیرن، می گیرن؟
من یه بار از یکی که انگشتش را . یه پری کنده بود شنیدم
.تمومش کن، شارلت
حتی ممکنه که از دهنت برن توی بدنت ...و شروع کنند به خوردن
...شارلت
.ساکت. پری ها فرار میکنند
چرا تو همیشه هوای فیلیپ رو داری؟
چون تو همیشه باعث دردسر میشی
من یه خواهر کوچیک دارم، پس به این .عادت دارم. نگرانش نباش
.متاسفم
.اون فقط با فیلیپ خوب نیست
.اون با همه خوبه(خوش رفتار)
.به همین خاطره که منو عصبانی میکنه
!مونمورنشی
!چیه؟
...اونا
.سرباز های انگلیسی اند
!چی؟
!ریچِمون
تو با من میجنگی
!اون خیلی ضعیفه
!تو خوبی؟
...من...خوبم
!واو،نه
!اینو بگیر
تو تونستی! اون چی بود؟
.فلفل و خاکستر
!اون حتی سم هم نیست؟
!من نمیتونم چیزی به اون خطرناکی درست کنم
!واقعا که
.باهام نقش بازی کن
ها؟
!بهتره که شما برگردین
میدونید این مرد کیه؟
اون اولین شاگرد نیکولاس فلامل معروفه
!کیمیاگر مرگ سیاه، مونمورنشی
!اولین و تنهاترین
!درسته
و ترفند بعدی من !تبدیل کردم آدم به سنگه
منو ببخشید، هنوز استادم بهش یاد نداده !که چجوری اون رو برگردونم
من باید برای ریچمون وقت بخرم ...تا اونا رو
!سنگ فیلسوفر
,با قدرت جادویی پایان ناپذیرت
این فانی رو به یک !جنگجویه شکست ناپذیر تبدیل کن
بیا بهم دیگه اینجا بمیریم، میشه؟
نمی فهمم که انگلستان چجوری .اینقدر اومده توی فرانسه
.الان باید بهتر باشی
.این مثل جنگ های ما نیست
!افتخار کن
!ریچمون، تو خیلی قویی
...مونمورنشی
!ما بُردیم بخاطر استراتژی من
.آره، میدونم. عالی بود
من مطمئنم که منم ...نقش مهمی داشتم
شماها باید از سنگ فیلسوفر من هم !تمجید کنید
.این فقط یه سنگه
این سنگ دفن شده بود .توی انبار خانوادگی من
!اونجا یه عالمه از گنجینه های باستانی هست
.فکر کنم که این فقط یه سنگه
!شما لازم نیست درباره این نگران باشی
.آرزو دارم که همیشه همه چیز همین جوری بمونه
,ما در کنار هم درس بخونیم
,اما من از نجیب زادگان بیریتانیا هستم
,شارلت از نجیب زادگان فرانسه
و فیلیپ از خانواده بورگوندی.(یه منطقه از فرانسه)
.ما توی زمانه ی دیوانه کننده ای زندگی میکنیم
یه روز ممکنه که به عنوان مخالفان سیاسی ,روبه روی هم بایستیم
یا توی میدون جنگ رو به روی .هم بجنگیم
,اما اگه میشد
دوست داشتم که همیشه .با هم دوست بمونیم
.میتونیم، اگه این واقعا چیزیه که ما بخواییم
!ما قویترین تیم اینجاییم
!همه کاری میتونیم انجام بدیم
.ما حتی تونستیم سربازای انگلیسی را شکست بدیم
آره، درسته
!نفرین به شما فرانسوی ها
!خفه شو
!سنگت
!اوه، لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.