Cadence

Cadence

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Cadence 1990 720p WEB-DL AAC H 264-PTP
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Cadence 1991 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-03
Descargas: 18
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 197 linias.

مامان

سلام آقای ویتو. - سلام فرانکلین

ممنون که اومدین. - خواهش می‌کنم پسرم، مشکلی نیست

همه‌ی وسایلت همینه که آوردی؟

بله قربان. امشب باید برگردم آلمان

خب، خدا رو شکر که به موقع رسیدی

واقعاً بابت فوت پدرت متاسفم پسرم

خیلی یهویی رفت

هنوز تو شوکم. -

مرد: حالش واقعاً خوب بود

مادرش فوت کرد. مجبور شدیم بیایم تو شهر

اصلاً دوست ندارم الان درس و مشق رو ول کنه

باور کنید آقای بین، اون پسر خیلی باهوشیه

فقط اصلاً انضباط نداره

و ارتش دقیقاً همون چیزیه که فرانکلین بهش نیاز داره

می‌دونم تصمیم سختیه برات، ولی اگه باعث تسلی خاطرت می‌شه

من صد بار این مسیر رو با پسرایی مثل فرانکلین رفتم

و حتی یه بار هم اشتباه نکردم

متاسفم بابا

خیلی متاسفم

دوستت دارم

کسی حرفی برای گفتن داره؟

ایت‌بال

می‌خوام «ایت‌بال»ها رو امتحان کنم

عالیه. - دو تا ازشون می‌خوام

چرا که نه؟

ولی این‌بار، می‌خوام روی دستام باشن

چی؟

یه توپ شماره هشت می‌خوام

روی هر کدوم از دستام

چرا نمی‌ذاریش رو دماغت؟

شوخی نمی‌کنم سینیورا

می‌خوام روی دستام باشن

نه، ممکن نیست

رو بازوها آره، ولی رو دست‌ها نه

ارتش اجازه نمی‌ده رو دست خالکوبی کنی

این واسم خیلی مهمه

نظرت چیه؟

اگه انجامش بدم، نباید به کسی بگی

نمی‌گم. قول... قول می‌دم

نه، فقط قول نه. به مریم مقدس قسم بخور

به قبر پدرم قسم می‌خورم

هی، مغز فندقی. حدس بزن کیه؟

لعنت به من اگه بدونم. - صدات داره عوض می‌شه، رفیق قدیمی

از ۱۵ سالگی به بعد صدام عوض نشده

متاسفم

خیلی متاسفم. - اشکالی نداره

هی، هی

مراقب باش

هی رفیق، بهتره بشینی مرد

حالت زیاد خوب به نظر نمی‌رسه. - آره؟

هر اتفاقی هم بیفته، من با چشم بسته هم می‌تونم رو بند راه برم. - باشه، باشه، آروم باش

من جاهایی خالکوبی کردم که دیده می‌شه

سینکلر؟ بهتره با ما بیای. - بهم نگاه کن

جایی زدم که دیده می‌شه! خالکوبی‌هام تو چشمه

دارم پسش می‌گیرم، بابا

می‌شنوی؟ دارم همه‌ش رو پس می‌گیرم

من از اینجا می‌رم! من یه آدم آزادم

از این به بعد من آزادم

من یه آدم آزادم

سینکلر، به آمبولانس زنگ بزن

چپ، چپ

چپ، راست، هپ

مرد: وقتی گزارش رو خوندم، فکر کردم تا آخر عمرت ناقص می‌شی

تازه اگه زنده می‌موندی

بین: نه بابا، فقط یه ضربه‌ی مغزی کوچیک و چند تا بخیه. اصلاً معلوم نیستن

خب، جلسه‌ی بازپرسی چطور بود؟ - هنوز نمی‌دونم

ولی واسم مهم نیست

دارم درخواست «۲۰۸» می‌دم

کارم با ارتش تمومه. - ۲۰۸؟

گفتنش آسونه رفیق، ولی انجام دادنش نه

بزن قدش. - خب، من نگران نیستم

یعنی دیگه چه غلطی می‌خوان باهام بکنن؟

هی مرد، اینجا ارتش آمریکاست، هیچ‌وقت نمی‌دونی چی می‌شه

من بازداشتم. - خبر تازه‌ای نبود

تو «بین» هستی؟ - بله قربان

من کاپیتان رامون گارسیا هستم

من تو تحقیقات مقدماتی، نماینده‌ی تو بودم

برای دادگاه نظامی صحرایی

سرباز، می‌شه ما رو تنها بذاری؟

اوه، بله قربان. بعداً می‌بینمت

درسته، سم

خب، چیکار کردیم؟ - بد نبود

حالت چطوره؟ - بد نیستم

باشه

بین، فرانکلین. اف

اون «اف» مخفف چیه؟

فیرچایلد. - هوم، از اون اسم‌های اشرافیه

خب پسرم، این بهترین توافقیه

که تو این شرایط گیرت می‌آد، باور کن

دقیقاً صد روز حبس می‌گیری

ده روزش به‌خاطر استراحت پزشکی کم می‌شه، می‌مونه ۹۰ روز تو بازداشتگاه

ارشدیتت رو از دست می‌دی و نصف حقوقت هم کسر می‌شه

و البته پول اون پنجره رو هم باید بدی

تا یک سال حق نداری لب به الکل بزنی

و اون خالکوبی‌ها هم باید پاک بشن

ظرف سی روز بعد از آزادی از بازداشتگاه

خب، گفتنش آسونه

گزینه‌های دیگه‌م چیه؟

می‌تونی شانست رو تو یه دادگاه نظامی امتحان کنی

که شاید سه سال حبس و اخراج با بی‌آبرویی نصیبت بشه

ولی در عوض خالکوبی‌هات واسه خودت می‌مونن

سه سال؟

پسرم، هیچ‌وقت به یه پلیس نظامی دست درازی نکن

من اصلاً یادم نمی‌آد پلیس نظامی دیده باشم

هوم. - محض رضای خدا، اصلاً هیچی یادم نمی‌آد

آره خب، این به نفع اوناست، مگه نه؟

چی؟ ۲۰۸

۲۰۸ چی؟ -

واسه چی؟ - می‌خوام بیام بیرون

نه، نمی‌خوای

ببین پسرم، همون ۹۰ روز رو بگذرون

بازداشتگاه اینجا اونقدرا هم بد نیست

امنیتش کمه، کار تو مزرعه داره و هواش هم گرمه

فقط کافیه سرت به کار خودت باشه

سه سوته از اونجا میای بیرون

حالا گوش کن. من قراره از طرف تو یه درخواست ویژه بدم

به سرهنگ فاکس تو دادگاه صحرایی

و به امضات دقیقاً همین‌جا نیاز دارم

امضا کن

زود باش

ممنون

خداحافظ. فردا صبح صورتمحسابم به دستت می‌رسه

من فردا صبح اینجا نیستم

مرد: چپ، راست، چپ، راست، چپ، راست

گروهبان بروکس. - زندانی، ایست

می‌شه اون اسلحه رو ببینم، لطفا؟

اه، لعنتی

ممنون. - هوم

وقتی یه زندانی رو تا بازداشتگاه من همراهی می‌کنی

باید با اسلحه‌ی پر این کار رو بکنی

بله، گروهبان

باید این امضا بشه، گروهبان

مطمئنم که همین‌طوره

آروم باش پسرم

خب، مگه یه نسخه از

پرونده‌ی دادگاه این سرباز واسه من نیست؟

چرا گروهبان، بفرمایید. - بفرمایید

آزادید، گروهبان

تعجبی نداره که با همچین الگوهایی، گذرت به اینجا افتاده

غذا خوردی؟

گرسنه نیستم. - «گرسنه نیستم، گروهبان»

جرالد! دنبالم بیا سرباز

بله، ارشد

ما اینجا مشتری جدید زیاد نداریم

یعنی پرسنل ثابت‌مون هم زیاد نیستن

جرالد، اینو ببر دفترم. - همین الان، ارشد

این بازداشتگاه رو فقط یه نفر می‌گردونه. استوار اوتیس مک‌کینی. یعنی خودم

تا جایی که به تو مربوط می‌شه، هیچ‌کس دیگه‌ای اینجا کاره‌ای نیست

می‌دونم ترسیدی، حق هم داری

ولی من خیلی وقته تو ارتشم که بخوام با کسی لج کنم

تو مثل یه سرباز وظیفه‌ت رو انجام بده و کار خودت رو بکن

منم باهات راه میام، باشه؟

نه

مشکلی داری سرباز؟

من دیگه سرباز نیستم. - نه، نه پسرم

متوجه نیستی. داری با آدم اشتباهی می‌جنگی

من و تو، هر دو تو یه تیمیم

من تیمی ندارم. - فکر کردی خیلی کله‌خری؟

پسر کوچولوی مامانش فکر کرده واقعاً کله‌خره؟

مادری در کار نیست

که این‌طور

و چرا اصلاً از شنیدنش تعجب نکردم؟ -

لامار. - بله گروهبان

این آقای بین داره از زیر کار در می‌ره

نمی‌خواد خودش رو جمع و جور کنه

می‌گه هیچ تیمی نداره

فکر می‌کنی ممکنه نظرش عوض بشه

وقتی با هم‌اتاقی‌های جدیدش آشنا بشه؟

فکر کنم نظرش عوض شه گروهبان. - آره، منم همین‌طور فکر می‌کنم

سرجوخه نگهبان، لامار؟ - بله گروهبان

این زندانی رو تحویل بگیر

فردا صبح دوباره با هم حرف می‌زنیم پسرم

فکر کنم تا اون موقع بفهمی که یه تیم داری

چه بخوای، چه نخوای. - نمی‌خوام

«نمی‌خوام، گروهبان»

این یه نمره‌ی منفیه، بین. - نمره منفی واسه بین

و نمره منفی یعنی دردسر

همه‌ش مال خودت، لامار

به خونه‌ی من خوش اومدی پسرم

لامار: زندانی، از گیت رد شو

روی خط زرد راه برو

زندانی، ایست

به راست راست

وسایلت رو بذار زمین

کلاهت رو بردار

راحت باش

دستات رو بذار پشت سرت

تو چشمای من زل نزن مرد

پاپیچم نشو. من دارم حبس خودم رو می‌کشم

تنها خواسته‌م اینه که کاری نکنی مک‌کینی بیفته به جونم

چقدر بهت بریدن؟ - ۹۰ روز

بد نیست. قوانین کلی اون تو زده شده

بخونشون و دستورات رو اجرا کن، وگرنه مک‌کینی بهت نمره منفی می‌ذه

زندانی، خبردار

به چپ چپ

به جلو قدم‌رو

Cadence subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left