As primeras 200 linias.
!خستگی ذهنـتون رو با گانگنیر برطرف کنید
هر نوع خستگی رو از تنـتون بیرون میکنه !"نوشیدنی انرژیزای "زنده کنندۀ مرده
!آماده برای فروش
!کــــات
.کار فیلمبرداری برای امروز تمام شد
.خسته نباشید
.با اجازه من دیگه میرم
.موتسومی چان خیلی خــــوبه
.هم به دل میشینه هم جذابه
!در آینده یه ستارۀ استثنایی میشه
.سینههای بزرگی هم داره
درست میگی، منم از همین الان ...برای اون روزا لحظه شماری میکنم
.آخه سینههای بزرگی هم داره
!توجه! توجه کافه رستوران چیوری با قراری شیرین با مواد غذایی رنگارنگ و چهار فصل برنامۀ قرار عاشقانه برای زوج های جوان
این چند وقته سرم خیلی شلوغ بود .و اصلاً نتونستم تاکوما کون رو ببینم
...خوش به حال بقیه
.تونستن با تاکوما کون برن سر قرار
...امروز طبق پیشبینی پدر آکوما ظاهر شد
ولی از حالا به بعد چی میشه؟
...درسته
حتی اگه خدایان بد ...قصد داشته باشن به میدگارد بیان
چون باید تو بدن یه انسان وارد بشن .پس لول قدرتشون یک خواهد بود
ولی الان تنها کسایی که میتونن مبارزه کنن .فقط سه نفرن، من و تو و ناتسوکی
.یه لحظه صبر کن
.اینجوری خیلی سخت میشه
پس وقتشه، ها؟
...آره
.به نظر میاد زمانش رسیده
!عشق والکیری: قرار با آیدول
کافه کاتوری
،ببخشید تاکوما کون .مجبور شدی من رو همراهی کنی
آخه خیلی دوست داشتم .پودینگهای اینجا رو امتحان کنم
،تاکوما کون، تو هم امتحانش کن .خیلی خوشمزه ـست
.چـ... چشم
هالۀ تهدید آمیز
تالاپ
چی شد؟
.به این فکر میکردم که امروز چه روز خوبیه
.واقعاً که تاکوما کون خیلی با جذبه است
باید این فرصتی که بقیه برام ساختن رو .با موفقیت به سرانجام برسونم
!عشق والکیری: قرار با آیدول
!عاشقتم موتسومی
.منظورم... موتسومی سان بود
شایعات میتونن برای یه آیدول .فاجعه به بار بیارن
...ممنون برای این خاطرات رویایی
!رفتن سر قرار که از اونم بدتره
حالا دیگه میتونم .توی دنیای سخت تلویزیون ادامه بدم
اگه بتونم بدون اینکه کسی هویتم رو متوجه بشه .قرار امروز رو بگذرونم، موفق شدم
باید امروز حواسم باشه !کسی نفهمه من یه آیدولم
ها!؟ یامادا سنپای تو با موتسومی چانِ آیدول، دوستی؟
.آره، همینطوره
.حتی به همدیگه، ایمیل آدرس هم دادیم
...اگه اشتباه نکنم اون همکلاسی تاکوما کونه
!موتسومی الان معروفترین آیدول تازه کاره
...اون یه دختر جذابه با یه شخصیت پاک
!و سینههای بزرگی هم داره
!واقعاً حسودیم میشه که باهاش دوستی
با یامادا سان دوستی؟
فکر کنم یه بار توی راهرو .باهاش حرف زدم، احتمالاً
ولی حالا که حرف از دبیرستان هوکوئو شد اون پسره هم اونجاست، مگه نه؟
!اِه! بذار ببینم... آکوتسو تاکوما
!لرز !لرز
...قتل 50 نفر جلوی ایستگاه توکوروزاوا
...انفجار توی بزرگراه اومِکایدو
...حوادث زنجیرهای آکوما و غیره و غیره
...مغز متفکر تمام این حوادث
کسیه که به خاطر تحدید باند تبهکار والدینش !تا حالا بازداشت نشده، آکوتسو تاکوما
!دقیقاً خود اعمال شیطانیـه که میگن
پدر و مادرت جزو یه باند تبهکار بودن؟
.دوتاشون کارمند بودن
منم هر روز توسط آکوما .از پنجره پرت میشم بیرون
!مصیبتـه
توئی که قویترین پسر دبیرستانی؟
!خیلی حرفه، ها
...ولی خب، بذار الان جولان بده ولی بعداً
هالۀ تهدید آمیز
!غلط کردم گوه خوری اضافه کردم
یامادا سنپـــــای!؟
...اِه، خب
دیدی چی شد؟
الان اون گندهه یه نفر رو !از پنجره پرت کرد بیرون، چه وحشتناک
آره، شبیه اونایی ـه که !آدما رو از پنجره میندازن بیرون
بهتر نیست زنگ بزنیم پلیس؟
!اینطور نیست !تاکوما کون کاری نکرد
.عیبی نداره
.دیگه عادت کردم
بهتر نیست بریم؟
.باشه
درسته که به خاطر تاکوما کون ...کسی به من توجهی نمیکنه، ولی
.امیدوارم خاطرۀ بدی براش نساخته باشم
!نه! نه! نباید ضعف نشون بدم
بهتره از حالا به بعد رو !پر کنم از خاطرات خوب
!تلاشت رو بکن، موتسومی
!تاکوما کون، بیا امروز رو خوش بگذرونیم
جایی هست که دوست داشته باشی بری؟
،اوه! در این صورت .یه جایی هست که دلم میخواد برم
ریاضیات کتاب مرجع سؤال با جواب گام به گام
کتاب کنکور؟
.آره
هفتۀ دیگه یه آزمون آزمایشی دارم .باید قبلش آماده بشم
.تو امتحانات میان ترم، حسابی گند زدم .باید با این یکی جبران کنم
.خیلی کارت درسته، تاکوما کون
تصمیم خودت رو گرفتی ...و به خاطرش حسابی تلاش میکنی
!واقعاً تحسینت میکنم
...ولی تو هم
من وقتی بچه بودم ...یه آکومای خیلی وحشتناک بهم حمله کرد
از اون موقع همیشه میترسم .کلاً اعتماد به نفسم رو از دست دادم
.باعث شد دیگه نتونم تنهایی کاری کنم
...اِه! واقعاً همچین اتفاقی برات افتاده
ناتسوکی چان، من و ایتسیو چان رو .وقتی کوچیک بودیم نجات داده بود
رئیس شورا هم نجات داده؟
آره، شاید الان باورت نشه ولی قدیما .ایتسیو چان همیشه به ناتسوکی چان آویزون بود
یعنی چی شده؟ ...یه دفعهای سردم شدم
سرما خوردی؟
به جای اینکه نگران بقیه باشی !بهتره نگران مغز خودت باشی
!درضمن اینجا هم اشتباه نوشتی
وقتی تو درس خوندن یکی کمک میکنی ...باید صبورتر باشی
دیگه یاد گرفتی سر پای خودت وایسی، ایتسیو چان؟
تا کی میخوای گذشتهها رو بکوبی تو سرم؟
درضمن، این چه طرز حرف زدن با خواهر بزرگتره؟
خواهر بزرگتر کجا بود؟ !ما سه قلوییم، پس چرت نگو احمق
کل کل کل کل کل کل
اونی که بقیه میگه احمق !خودش یه احمقه! ای احمق
چی گفتی؟
!آهای بچهها، دعوا نکنید
.راستش ناخواسته تبدیل شدم به یه آیدول
لازم بود یکی از ما تبدیل بشه به یه آیدول .تا بقیه فرصتهای بیشتری برای قرار بدست بیارن
.ولی همگی کشیدن کنار
موتسومی خوب نیست؟
موتسومی باشه خوب نیست؟
.پس موتسومی چان، سپردمش به تو
چــــــی!؟
!اینکه فاجعه بود
اگه من قرار بود ...تو یه جای شلوغ اینجوری کار کنم
...اوه
!احتمالاً میمردم
.اولش خیلی بدم میومد
.ولی الان خوشحالم که یه آیدول شدم
...به لطف تشویقهای طرفدارام
تونستم کم کم اعتماد به نفسم رو بدست بیارم .و رو به جلو قدم بردرم
...برای همین، الان خوب میدونم که
...اصلاً خوب نیست همیشه ازت محافظت بشه
...باید قویتر شد
...به خاطر خانواده باید بیشتر تلاش کرد
بمیر آکوما
از اینجا برو
گم شو
...ببخشید
.مامان
...همش
.تقصیر من بود
تاکوما کون؟
.من میرم این رو حساب کنم
...تاکوما کون
...خیلی شبیه همون آکومایی ـه که
!تو بچگی بهم حمله کرده بود
پس چرا اون موقع اینقدر ترسیده بودم؟
تالاپ
ولی وقتی تاکوما کون رو میبینم .یه جورایی قلبم به تالاپ تلوپ میوفته
تالاپ تلوپ
موتسومی سان؟
شوک
.خریدم تموم شد
...ببخشید، حواسم نبود
لبخند
!خوب نیست! خوب نیست تو کفِـش برم
...نه منظورم اینه که .تاکوما کون خیلی با جذبه است
خب حالا کجا بریم؟
من که دوست دارم زودتر برگردم خونه ...تا درس بخونم
چی؟
!گاهی وقتا لازمه به خودت کمی استراحت بدی
چشم غره
نه، راستش بیشتر از اینکه بخوام برم خونه !نمیخوام اینجا باشم
نمیخواد بیشتر از این با من باشه؟
موتسومی سان؟
...امکان نداره... خیلی بدی... ولی یه جورای حال داد
موتسومی سان!؟
.بی خیال، بیا بریم یه جایی خوش بگذرونیم
!نمیخوام! میخوام برگردم خونه
اینا دارن غلطی میکنن؟
...خب حدس میزنم اومدن سر قرار
...ولی این جفت بی قواره رو چه به عشق
...ولی با این حال
...اون دختره
.خوب گوشتی از خودش ساخته
!دوست دارم گرگ خورش کنم
چرا این پسره الکی نیشش بازه؟
...چه ترسناکه
دارید دنبال جای نشستن میگردید، خانمها؟
.اینجا خالی شده
تالاپ
.فعلاً بهتره بپرم وسطشون و باهاشون حرف بزنم
!بی خیال، بیا بریم یه جای دیگه
.بیشتر از این بخوان لولشون رو بالا ببرن، دردسر میشه
...نه، نمیتونم
!ولی خیلی خوش میگذره، ها
ها؟
.بهتره محض اطمینان از این استفاده کنم
!ببین! انگار اینجا اجرای زنده گذاشتن
به نظر میاد که این نمایش ...خیلی هیجان انگیز باشه، پس
No comments yet. Be the first to leave one.