As primeras 200 linias.
این فیلم در سال ۲۰۱۳ توسط کمپانی پتی بازسازی شده است
حالا ده سال است که جنگهای مذهبی
فرانسه را به ویرانی کشانده است
کاتولیکها به رهبری دوکِ گیز
با پروتستانها به رهبری دریادار کولینی میجنگند
زنی بر این قلمرو حکمرانی میکند: کاترین دو مدیچیِ کاتولیک
او که زمانی ملکه بود، حالا نایبالسلطنهای است که برای پسرش حکمرانی میکند؛
پادشاهِ شکننده، شارل نهم
او پسر کوچکترش، آنژو را ترجیح میدهد و کوچکترین پسرش، آلانسون را فقط تحمل میکند
اما او خواهرِ زیبا، مارگو را برای صلح در فرانسه فدا میکند
با به عقد درآوردن او برای هانریِ پروتستان از ناوار
امیدوار است که بین پیروان گیز و کولینی آشتی برقرار کند
پیوندی برای صلح؟
ملکه مارگو
اون کیه؟ تو کی هستی؟
میکشمش
فقط میخواد بخوابه. اون رو بذار کنار
بخوابه؟
خب؟
ترجیح میدی توی خیابون بخوابی
با اون دوستای پروتستانت؟
چی؟ اون پروتستانه؟
گرد و خاک اذیتت میکنه؟
خوابیدن کنار یه کاتولیک اذیتم میکنه
تعداد ما از شما بیشتره
بهتره بهش عادت کنی
بسیار خب
همه توی یه تخت
حالا دیگه همه با هم دوستیم
اونا اتحاد میخوان، پس شما الگو بشین
برای عروسی اومدی؟ نه
اون مارگو یه هرزهی خبیثه
این عروسی مایهی ننگ همهمونه
هانری دو بوربون، پادشاه ناوار
آیا مارگریت دو والوا رو به همسری میپذیری؟
بله، میپذیرم
مارگریت دو والوا
آیا هانری دو بوربون رو به همسری میپذیری؟
مارگریت
میپذیری؟
به نام پدر، پسر
و کلیسای مقدس او
شما رو به پیوند مقدس زناشویی درمیآرم
خواهرم رو به تو و قلبم رو به آیین تو میسپارم
به خانواده خوش اومدی
خانوادهی عجیبیه، ولی اونقدرها هم بد نیست
چرا امشب نه؟
توی شب عروسیش؟
دقیقاً
اون یه بزِ بدبوئه
یه گراز وحشی
میدونم امروز برات روز بدیه، ولی نگاه کن
کاتولیکهای من و پروتستانهای من
در کنار هم، در خانهی خدا
ببین، این عروسی همهچیز رو درست میکنه
یه عروسی و یه جنگ
این حالِ فرانسویها رو جا میآره
جنگ؟
کی امروز حرف از جنگ میزنه؟
بهش نگاه کن
کولینی جنگ میخواد. ببین
پادشاه مخالف جنگه
تو چی میدونی؟
پادشاه آلت دست کولینیه
قدرتت به پایان رسیده
هنوز از من متنفر نباش
همهشون از من متنفرن
برادرات، گیز
مادرت از من خوشش نمیآد
مادر تو هم از من متنفر بود
مادر تو، مادر من رو کشت
هیچ مدرکی وجود نداشت
ادامه بده، حرف بزن، ولی تو هم مثل من ترسیدی
ترس از چی؟
هر کی از تو متنفره، عاشقه منه
پس چرا مجبورت کردن با من ازدواج کنی؟
برای صلح
مجبور نیستم باهات بخوابم
دیشب مارگو رو دیدی؟
من پیش اون بودم
نه تمامِ شب رو
دیدم که از اتاق خواهرم زد بیرون. ناراحتت میکنه؟
چی میگی؟
این انتخاب خودشه
امشب به اتاق من نیا
شارلوت
برات سرخاب خریدم. یه هدیه
این یکی کیه؟
آرمانیاک
سالشه. شنیدم یه متعصبِ واقعیه ۲۶
یه کم سبزه و لاغره. لبخند قشنگی داره
و این یکی؟
دو بارتاس. با هانری اومده
سالشه ۱۹
با خواهرش زندگی میکنه
امیدوارکنندهست
چشمهای قشنگی داره... ولی پاهاش کوتاهه
پاهای کوتاه؟
بیخیالش شو
کُنده. شاهزادهی سلطنتی. کدومشونه؟
همون
اون یه آدم منحرفه
همهی پارساها همینن
اون از من متنفره
و اون؟ هانری؟
چی کار میکنه؟
هنوز مینوشه؟ میخنده؟ چی؟
ببین چه صفی برای دیدنش بستن
ناوار پناهگاه ماست. آزادیِ مذهب
اونجا توی جنوب
حقِ حمل سلاح
وقتی کاترین حکومت میکنه، پادشاه چه تضمینی میتونه بده؟
دیگه اون حکومت نمیکنه، من میکنم
تا ۳ روز دیگه
تو همراه من ارتش رو رهبری میکنی
تا ۳ روز دیگه هنوز زنده میمونم؟
نترس
نمیترسم
چرا با اون مترسک ازدواج کردی؟
هیچوقت درست نمیشه
با پروتستانها هم آره؟
بهم میگی؟
من میچسبم به همون کاتولیکها
من همینجا میمونم
مارگو آرامش رو توی تختِ من پیدا میکنه
پز نده! من قرار نیست برم لهستان
میری
مادر از سرِ عشق میفرستت و پادشاه از سرِ نفرت
مگه اون ازت نمیترسه؟
یا شاید زیادی کوتوله و زشتی؟
تو هم میری
ای آمازونِ من
از لهستان لذت ببر
بهش توهین نکن
ببین
کاترین از ما میخواد حرف از زیر زبونشون بکشیم
آسون نیست
نگاشون کن. همهشون سیاهپوش، مثل سوسک
اون قدبلنده آرمانیاکه
اون قدکوتاهه، دو بارتاس
من میرم. ادامه بده
اینجایی
اونا مجبورت میکنن تغییر مذهب بدی
میکنن. اون این کار رو میکنه
مارگو دینت رو عوض میکنه
اون کیه؟
شارلوت دو سوو
یه بارونس. دنبالته
بارونس؟
همیشه اینطوری زل میزنی؟
ازتون خوشم اومده، عالیجناب
میتونی ثابتش کنی؟
تو باید ثابت کنی
هر وقت که بخوای
من رو به لذتِ امشب ترجیح بده
امشب؟
چه لذتی در انتظارمه؟ چاقو؟
سم؟ یا اگه خدا رحم کنه، یه سیلی
اتاقم بالای اتاق توئه
یا امشب یا هیچوقت
امشب، مثل همیشه
و توی آوریل، کولینی، چند تا مرد رو از دست دادی؟
این یه جنگ نیست
چند تا پروتستان؟
ولی این جنگ نیست
پس چیه؟ جواب بده
این جنگ نیست، یه جنگ صلیبیه
اونا آمادهی مردن بودن. ولی نه برای جنگیدن
اسپانیا پیروز شد
به فلاندرز کمک نمیکنی؟
مایلیم کمک کنیم، اما
اما چی؟
پای اسپانیا وسطه
این یعنی حمله به پادشاه اسپانیا
ما فقط آماده نیستیم
نه برای جنگ با بزرگترین ارتش اروپا
به اسپانیا حمله کنین و فرانسه همپیمان کشورهای پروتستان میشه
اما اگه اسپانیا فلاندرز رو ببره، ما محاصره میشیم
منظورت محاصره توسط کاتولیکهاست
دایه
چقدر طول میکشه تا آماده بشیم؟
ما آمادهایم
چرا این ازدواج رو قبول کردیم
اگه قرار نیست صلح بیاره؟
صلح؟ دروغگو
ما صلح رو توی فرانسه میخوایم
تا کاتولیکها و پروتستانها بتونن بیرون از اینجا با هم بجنگن
هرگز! شما ۶ هزار سرباز اینجا دارین
که تشنهی جنگن! گرسنهن. برحذر باش
بترس از اینکه شورشی راه بندازن که هیچکس نتونه جلوش رو بگیره
من این جنگ رو میخوام
پادشاه هم همین رو میخواد
ما آماده خواهیم بود
بیا به سگ غذا بده، کولینی
گوشت سفید بهتره
سبزیجات رو بده به من
تو بر من تسلط داری
خیلی روی من نفوذ داری
همیشه حرفم رو قطع میکنی
متوجه شدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.