Trespasses

Trespasses

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Trespasses S01E02 720p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 2 Trespasses 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-25
Descargas: 17
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 196 linias.

این برنامه شامل صحنه‌هایی با محتوای جنسی است

از همان ابتدا صحنه‌های برهنگی و کلمات رکیک و توهین‌آمیز دارد

# روز ما هم می‌رسه

# و همه‌چیز خواهیم داشت

# شادی‌مون رو تقسیم می‌کنیم

# شادی‌ای که عشق با خودش میاره

# هیچ‌کی نمی‌تونه بهم بگه واسه فهمیدنش خیلی بچه‌ام

# خیلی بچه‌ام که بفهمم... #

اینجا منطقه کنترل‌ شده‌ست، باید حرکت کنی

بهت گفتم تو ماشین بمون

# و تو عاشقم می‌شی

# اوه، روز ما هم می‌رسه، روز ما هم می‌رسه

# اگه فقط یه مدت صبر کنیم

# از اشک خبری نیست

# به عشق فکر کن... #

یه تیکه دینامیت تو لباس‌زیرمه، عزیزم

خودتو جمع و جور کن، پهلوون

# چون ما همیشه همین‌طوری عاشق می‌مونیم

# روز ما، روز ما

# بالاخره

# ..می‌رسه... #

اگه ذره‌ای شبیه شوهر من باشه

تو پنج دقیقه از تنش درشون میاره

خب، پس ارزش حقوق یه ماه رو داشت. (خنده)

# روز ما هم می‌رسه

# و همه‌چیز خواهیم داشت

# شادی‌مون رو تقسیم می‌کنیم... #

پس راسته که می‌گن

دخترای کاتولیک خیلی شهوتی هستن

و پشتشون پوسته پوسته‌ست. داری می‌گی من کثیفم؟

لجن

م‌م‌م. خب، تو هم بوی پیازچه می‌دی

# ما همیشه همین‌طوری عاشق می‌مونیم

# روز ما

# روز ما

# ..می‌رسه. #

ماشین گشتیه

دوست دارن بهم بفهمونن که می‌دونن کجام

«شیوان دی بویتلر» کیه؟

از آخرین درسمون تا حالا داشتم خرخونی می‌کردم. م‌م‌م

هفته‌ت شلوغه؟

همیشه

دوشنبه‌ی عید پاک، بعد از شیفتم آزادم

متأسفانه من نیستم

بهتره برم

مدام به فکرتم

هیچ‌وقت یادی از این پیرمرد بیچاره می‌کنی؟ م‌م‌م

چیزای بهتری برای فکر کردن دارم

«مایکل اگنیو»، تا پیرمردهای هیز

باز هم ساندویچ مربای مزخرف. هسته‌های ریزش لای دندونام گیر می‌کنه

بیا تو

می‌دونم. ببین، فقط دارم این بچه رو می‌رسونم

با این همه اتفاقی که تو خونه‌شون افتاده

فکر می‌کنی بتونه ناهار رایگان مدرسه بگیره؟

این دیگه زیاده‌روییه. زنگ تفریح باهاش می‌شینی

می‌رسونیش. حالا هم ناهار؟

وظیفه خانم «مک‌گیون»ـه که شکم بچه‌هاشو سیر کنه

اگه نمی‌تونه، نباید بچه‌دار می‌شد

«بتی» بهشون غذا می‌ده، فقط الان اوضاعش سخته

بتی؟

منظورم خانم «مک‌گیون» بود

دور و برِ خانواده «مک‌گیون» نپلک

یه مرد ۲۲ ساله با شلیک گلوله کشته شد در

درگیری‌های ادامه‌دار بین «آی‌اِن‌اِل‌اِی» و «آی‌آر‌اِی» رسمی

نیروهای عملیاتی پروتستان به دو نفر در کافه‌ای در «نیو لادج» شلیک کردن

خب، حالا یه خبر خوب چی داریم؟

مثلاً کی تو جدول موسیقی اوله؟

بابام داره بهتر می‌شه

دیگه تقریباً خودش می‌تونه سیگارشو روشن کنه

چطوری، «کوشلا»؟

خوبم، ممنون «فیدل». این «دیوی مک‌گیونِ» کوچولوئه

فکر کنم رفیقات با باباش آشنایی دارن

واسه بابات متأسفم پسر جون

مطمئنم باباش خیلی خوشحال می‌شه

اگه بفهمه نگرانش بودی، اما خب

امسال از تخم‌مرغ عید خبری نیست چون کار نمی‌کنه

مامانم خیلی زیاد آورده و الان رو دستش مونده

ممنون آقا

خب، بیا بریم

شاید «تامی» سال دیگه برگرده

نه بابا، ۱۶ سالش رد شده. هر کاری دلش بخواد می‌کنه

دیگه به‌ندرت پیداش می‌شه

با پسرعموهاش می‌پلکه. اونا شر به‌پا می‌کنن

اون پسرا. بیا، اینو براش ببر بالا

سعی کن یکم باهاش حرف بزنی آدم شه

باشه

برات هدیه آوردم

بیا بگیر. هیچ‌وقت واسه این تخم‌مرغ‌های شکلاتی دیر نیست

پس داری مدرسه رو ول می‌کنی؟

چیزی به آخرش نمونده تامی

نمی‌تونی همین چند هفته‌ی باقی‌مونده رو هم تحمل کنی؟

حداقل امتحان‌ها رو بدی؟

بابا اون پایین نشسته و یه کیسه ادرار

به پاش وصله. دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه کار کنه. مدرسه یه جور تجمله که از پسش برنمی‌آم

آره، ولی اگه مدرک دیپلمت رو بگیری، می‌تونی

یکم پول دربیاری، بری دانشگاه. واسه خودت کسی بشی

که چی بشم مثلاً؟

امیدوارم پلیس‌ها هرکی این کارو کرده زودتر بگیرن

آره، خب... بهتره قبل از من پیداشون کنن

برو به مادربزرگت عید رو تبریک بگو

باشه. «ماریان» چقدر چاق شده

کلاً نمی‌تونی جلوی زبونتو بگیری، نه؟

مامان‌بزرگ! سلام. یه بوس بده. عیدت مبارک مامان‌بزرگ

سلام دخترا! چقدر خوشگل شدین

خوشحالم می‌بینمت مامان‌بزرگ. ببین کیو آوردیم

برو تلویزیون ببین. سلام. اوه

عیدت مبارک. عیدت مبارک «کوشلا». چقدر موهات قشنگه

عیدت مبارک مامان. عیدت مبارک. اینطوری بزرگ‌تر به نظر میای. آخی

واقعاً عالیه! قشنگه

برات عیدی آوردیم

راستش من خودم یکم داشتم، می‌تونی با خودت ببری خونه

آه، بده به من، «ایمون»

برات یه تیکه بیسکویت میارم. ممنون مامان‌بزرگ

چاقوهامون تموم شده؟

به سلامتی بابا

دومین عیدیه که پیشمون نیست

به سلامتی بابا

خدا بیامرزتش

بفرمایید، شروع کنید

اوه، یا عیسی مسیح. چی شده؟

من... من بهش سیر مالیدم. آره، معلومه که مالیدی

کل روز بوی فرانسوی‌های قورباغه‌خور رو می‌دم

برم یکم بیکن سرخ کنم؟ خیلی خوشمزه‌ست «کوشلا»

من دوست ندارم مامانی. همون سیب‌زمینی‌هاتو بخور

من دوست دارم. (تلفن زنگ می‌خورد)

بیا دیگه «نیکولا»! منتظرم بمون

دخترا، کجا می‌رید؟ بذار برن

الو؟

فقط می‌خواستم عید رو تبریک بگم... و صداتو بشنوم

نمی‌تونم بهت فکر نکنم

دیشب یکم به یادت بودم

وقتی تو تخت دراز کشیده بودم. اوه، واقعاً؟

امروز صبح هم تا بیدار شدم، اولین چیزی که به ذهنم اومد تو بودی

کی دوباره می‌تونم ببینمت؟

دارم ردیفش می‌کنم. خب، بیشتر تلاش کن

طاقت ندارم. بابا؟

ببخشید، باید برم

کی بود؟ جری

جری کیه؟ آدم خاصیه؟

همون معلمه‌ست که شبا پیشش می‌مونه

چه خبره؟ هیچی. امیدوارم همین‌طور باشه

پس شغلت چی می‌شه؟ دست از سرش بردار

اون یه دختر مجرده. و همین‌طور مجرد هم می‌مونه

وقتی اینطوری خودشو مفت حراج می‌کنه

من اصلاً حریم خصوصی ندارم

صدایش رو می‌شنوید؟ آره

یه خبرایی داریم

خب، بهتره خودت بهشون بگی، «ایمون»

فکر کنم حدس زده باشیم

کی؟

آخر جولای. یا..؟ آره

آگوست

پنج ماهه که

پنج ماه

خیلی خب دخترا، راه بیفتید بریم. «ایمون»، به حرفاش اهمیت نده

دارن می‌رن باشگاه گلف. می‌دونم کارشون همینه

تعجبی داره که رفتن؟

احتمالاً همون لحظه‌ای که «ایمونِ» ما کارشو تموم کرد، ننه شو باخبر کردن

این حرفت خیلی کثیفه

اصلاً چرا درباره من بهشون گفتی؟

من یه زن بالغم که حق داره زندگی خصوصی داشته باشه

اینقدر بچه‌بازی درنیار. من؟ بچه‌ام؟

آره دیگه، تویی که هر شب باید یکی ببرتت تو تخت بخوابونتت

ممنون، خانم «لاوری»

این عالیه. خیلی آدم باحالیه

بابا عاشق این بره می‌شه. حداقل همه‌تون دور هم جمع شدید

هیچ‌کدوم از خونواده‌هامون ما رو قبول نمی‌کنن

ضرر از خودشونه، «بتی». اوه

امیدوارم همون‌قدر که من خوشم اومد، تو هم خوشت بیاد

ممنون. «مندی»، اینو ببر برای بابا

می‌تونیم الان تخم‌مرغ‌هامون رو از اون آقا بگیریم؟

خب، در واقع باید از خانم «لاوری» بابتشون تشکر کنید

ممنون خانم «لاوری»

بفرمایید، اینم مال شما

این مدت خیلی در حق ما لطف کردید

فقط می‌خوام بدونید که من و «شیموس» واقعاً قدردانیم

اوه، این

از دیروز تا حالا همش بوی اون سیره می‌زنه زیر دلم

اِم، «شیمی مک‌گیون» گفت بابت تخم‌مرغ‌های عید خیلی ممنون

عاقل شو دختر جون. دیگه نمی‌تونی هر چی از دهنت درمیاد بگی

می‌خوای بیان خونه‌مون رو آتیش بزنن؟

می‌خوام آدمای اون بدونن چیکار کردن

باید وضعیت «شیمی» رو ببینی «ایمون». داغونه

رفتی خونه‌شون؟

کثافته؟ نه. برق می‌زنه

کثافت اونایی‌ان که به طناب رخت‌شون مدفوع سگ پرت می‌کنن

اونا کثیفن. تو فقط پاتو از کفش بقیه بکش بیرون

جناب قاضی. «جیمی»

سلام جیمی

تونستم یه دو ساعتی وقت آزاد گیر بیارم

کارت زود تموم می‌شه، نه؟ من دارم می‌رم سینما

با کی؟

با جری

بجنب دیگه، پرنسس

بلوز قشنگیه رفیق. (خنده)

این همون پسره‌ست که کل شب بیرونت نگه داشت؟

More Farsi Persian subtitles for Trespasses

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left