As primeras 200 linias.
آنچه در «ژاکت زردها» گذشت
مردم علیه بنجامین اسکات
گناهکار شناخته شدی
نمیدونی قراره باهام چی کار کنن؟
جوخهی اعدام دم غروب میان سراغت
مسئله لاتیه
مُرده
لاتی روز مرگش
با پدرش ملاقات کرده بود؟
چند هفتهست که پیشش زندگی میکنه
اوه. سلام. کیش و مات
پیشروی سرطان متوقف شده
این یه نشونهست، ون - نمیشه از همین زمانی -
که برامون باقی مونده لذت ببریم؟
اون گاز یه جور پل ارتباطیه
تو احتمالا تنها کسی باشی
که میتونم بهش اعتماد کنم
چشمهاش
مربی اسکات نذاشت بیفتم
خواهش میکنم
اون پلمون به خونهست
چی کار میکنین؟ خدای من! ملیسا! خواهش میکنم
دیگه نمیتونه هیچ گورستونی بره
یکی داره سعی میکنه بهت صدمه بزنه شانا
مسئله لاتیه. مُرده
خدایا! شانا
ساعت دو نصفه شبه
سلام. ببخشید - کجا بودی؟ -
دیگه میخواستم زنگ بزنم به پلیس
تازه خودت که میدونی الان چه حسی نسبت به پلیسها دارم
...باید میرفتم شهر برای چیز
گندش بزنن جف
تو در جریان نیستی
لاتی... مُرده
خدای من
مطمئنی؟ - آره -
جسدش رو تو زیرزمینِ
مجتمع پدرش پیدا کردن
پلیسها میگن حادثه بوده ولی بیخیال
رهبرهای بدنام فرقهها
همینطوری یهویی از بالای پلهها نمیفتن پایین بمیرن
...وایسا ببینم نمیخوای بگی که - چرا -
منظورم اینه که لاتی به قتل رسیده
چی؟ نه
کال
گندش بزنن
یعنی چی؟
...کالی، واقعا متاسفم. میخوای
میخوای دربارهش صحبت کنیم؟
فکر کنم گند زدم
یکی این رو برات فرستاده بود
اسم... اسمت روش بود
ولی من بازش کردم
گوشش نکردم، نمیدونم چطوری
ولی شاید هرکی این رو فرستاده
تو مرگ لاتی هم دخیل بوده
خیلیخب، برنامه عوض شد
.برید ساکهاتون رو ببندید فقظ وسایل ضروری رو برمیداریم
بجنبید! لاتی مُرده
بریدن ترمز ماشین، جریان فریزر و حالا این؟
باید حتما به زبون بیارمش؟
یکی سعی داره بکشتمون
«ژاکت زردها»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
صبح بخیر
برات صبحونه آوردم
بهنظر نمیاد عفونت کرده باشه
چه عالی. مرسی خانم دکتر
مگه تو از عفونت سردرمیاری؟
فرق زخم معمولی و چرکی رو میفهمم
بخور
...نات
چرا هنوز اینجام؟
از جونت گذشتیم
یعنی چون یکی یه الهام کسشری بهش دست داده
من باید تا ابد زجر بکشم؟
عجب
چه معجزهای
زنده بودن به هر حال از مُردن بهتره
یه نگاه به دور و برت بنداز
اینجا کنار بقیهی گوشتهاتون نشستم
و منتظرم یکی بیاد و تیکهتیکهم کنه
به این نمیگن زندگی، نات
...واسه همین داشتم فکر میکردم شاید
شاید بتونی بکشیم
بس کن - نه واقعا میگم -
تو رهبری، رهبر خوبی هم هستی
همیشه میدونی باید چه کار کرد
آره، رهبرشونم
و هیچجوره راه نداره
امیدشون به برگشت به خونه رو ازشون بگیرم
خدای من - یا امید تو رو -
اینجوری نمیمونه
قول میدم
بخور
فقط یه چاقو برام بیار
نیازی نیست خودت رو درگیر کنی
نوش جان
با اسلحه سریع تموم میشه
بدون درد
بعد بهشون چی بگم؟ پام اشتباهی رفت رو ماشه و شلیک کردم؟
.باید حموم کنم میتونی ببریم کنار رودخونه
اونجا خیلی لیزه
ممکنه یه اتفاقی برام بیفته
بخور. بخور
بخور
وای. اینجا خیلی بوی گند گرفته
شاید واقعا حمام احتیاج داشته باشی
ناتالی
دیگه درموردش حرف نمیزنیم
غذات رو بخور
انجامش دادم، میدونستی؟
سعی کردم بکشمت
کبریتها رو برداشتم و چندتا تیکه پارچه آتیش زدم
و فروشون کردم تو شکافهای دیوار کلبه
فوقالعاده آسون بود
پارچهها رو از کجا آوردی؟
چی؟ یه سری پتو رو تیکهتیکه کردم
چه اهمیتی داره؟
سعی کردم بکشمت، نات
همهتون رو، بهخصوص تو رو
باور نمیکنم - این کار رو کردم -
توی جنگل قایم شدم
بوی دود رو حس میکردم و منتظر شدم تا صدای جیغهاتون رو بشنوم
گفتم باور نمیکنم
لعنت بهت. خودت حکم اعدامم رو صادر کردی
باید سر قولت بمونی
...ناتالی
التماس میکنم
ببخشید
دیگه بسمه - چی؟ -
از الان به بعد یکی دیگه بهش رسیدگی کنه
صبحانه دادن به بن رو به لیست کارهای روزانه اضافه کن
دیگه خسته شدم
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
به همین زودی شبها داره سرد میشه
مجبوریم یه زمستون دیگه رو اینجا سر کنیم
آره، ولی حداقل امسال، آمادگیش رو داریم
لباس گرم، غذا، سرپناه
کلمه دیگهای که با اف شروع بشه براش پیدا نکردم
آلونکهای سرگرمی؟
فکر میکنی مل برای اینکه ازش لب بگیره
مجبوره لباسهای جکی رو بپوشه؟
صد در صد وادارش میکنه شیپمن صداش کنه
آره. سلام - مودب باش -
ببین هردومون موافقیم که یه خرده عجیبه
ولی آزاری که به کسی نرسوندن
...نمیدونم. شانا بهنظر
خوشحال؟ اصلا
بهتر بهنظر میرسه
بهتره
واقعا متاسفم میستی
فقط اینکه کلی کار ریخته سرمون
...و اگه رئیس بفهمه دارم پارتیبازی میکنم
میدونم که نمیتونی ریسک کنی کارل
ولی یه مورد اضطراریه
از اون مدلهایی که فقط با یه دوست میشه درمیونش گذاشت
...خب، اگه واقعا مهمه
بینظیری کارل
...اوه. خب
حالا چی هست؟
اوه، یه خرده بقایای زیستی
که از زیر ناخن یه زن مُرده برداشته شده
چی؟
پلیس میدونه همچین چیزی دستته؟
از صحنه قتلی چیزی برداشتی؟
شانا کجاست؟
چی بهش گفتی؟
پیامهام رو جواب نمیده
این پروندهی منه
بکش کنار کلهکیری
همینه که هست، بسوز شرلوک
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
...کال، چرا
.برو ببین اتاقت چه جوریهاست باید خیلی خسته باشی
آره، چرا که نه
چرا باید بخوام بدونم کی و چرا قصد جونمون رو کرده
خب... اوضاع چقدر خرابه؟
شبیه چیزهاییه که تو دفتر خاطراتت بودن؟
نمیدونم چی روی اون نواره، جف
همهش پنج دقیقهست که دستمه
اصلا نمیدونم با چی باید گوشش کنم
...من
باید حقیقت رو بدونم
حقیقت رو بهت گفتم، قسم میخورم
...خب
میدونیم که نمیتونه چیز خوبی باشه
و تقریبا مطمئنیم
که به گذشته مربوطه
...این هم میدونیم که یکی
یه نفر کمر بسته نابودت کنه
و میدونن کجا زندگی میکنیم
...خدایا
هی. هی
هوم؟
اجازه نمیدم کسی به تو یا کالی صدمه بزنه، خب؟
حلش میکنم
ولی میخوام که بهم اعتماد کنی
آره. باشه
ولی منم ازت میخوام که بهم اعتماد کنی
No comments yet. Be the first to leave one.