As primeras 200 linias.
وقتی بچه بودم، هر وقت احساس کوچیکی یا تنهایی میکردم
به ستارهها نگاه میکردم
با خودم فکر میکردم اون بالا زندگی جریان داره یا نه
معلوم شد داشتم به مسیر اشتباهی نگاه میکردم
وقتی زندگی بیگانه وارد دنیای ما شد، از اعماق اقیانوس آرام اومد
شکافی بین دو صفحه تکتونیکی
دروازهای بین بُعدها
شکاف
سالم بود که اولین «کایجو» وارد سنفرانسیسکو شد ۱۵
تا وقتی تانکها، جتها و موشکها از پا درش آوردن
شش روز گذشته بود و ۳۵ مایل پیشروی کرده بود
سه تا شهر
نابود شدن
دهها هزار
نفر جونشون رو از دست دادن
ما برای مردههامون
عزاداری کردیم
یادبود اون حمله رو ساختیم
و به زندگی ادامه دادیم
و بعد، فقط شش ماه بعد
دومین حمله
به مانیل ضربه زد
خاصیت اسیدی خون کایجو
پدیدهای سمی به اسم «کایجو آبی» ایجاد میکنه
و بعد سومی به «کابو» زد
و بعد چهارمی
و اونجا بود که فهمیدیم
این قرار نیست متوقف بشه
این تازه شروعش بود
ما به یه سلاح
جدید نیاز داشتیم
دنیا با هم متحد شد
منابعشون رو روی هم ریختن و
رقابتهای قدیمی رو کنار گذاشتن
به خاطر یه هدف بزرگتر
برای جنگیدن با هیولاها
ما هم هیولاهای خودمون رو ساختیم
برنامه «یِگر»
متولد شد
اوایل مشکلاتی وجود داشت
بار عصبی برای اتصال
به یه یگر، برای یک خلبان خیلی زیاد بود
سیستم دو خلبانه اجرا شد
کنترل خلبان از نیمکره چپ و نیمکره راست
ما شروع کردیم به پیروز شدن
یگرها همه جا جلوی کایجوها رو میگرفتن
اما یگرها فقط به اندازه خلبانهاشون خوب بودن
بنابراین خلبانهای یگر
تبدیل به ستارههای مشهور شدن
خطر
تبدیل به تبلیغات شد
کایجوها
تبدیل به اسباببازی شدن
توی این کار واقعاً خبره شدیم
توی بردن
بعدش
بعدش همه چیز
عوض شد
«جیپسی دنجر»، گزارش به بخش ۰۸، سطح A-42
کایجو. نام کد: نایفهِد. رده ۳. ۸۷۰۰ تن متریک
هی، یانسی، بیدار شو! حرکت
توی شکاف دیده شده
هی، یالا! داریم اعزام میشیم. عالیه
صبح بخیر. صبح بخیر
کایجو رده ۳ هستش، بزرگترین چیزی که تا حالا دیدیم
نام کد: نایفهِد
ساعت چنده؟ دو
نصف شب؟
آره
چی میگی؟ پنجمین شکارمون باشه؟
یالا، بکتها
وقت پرتابه
هی، بچه
بله؟
جوگیر نشو
سالها پیش
اصلاً فکرش رو هم نمیکردید من و برادرم یانسی قهرمان بشیم
اصلاً راه نداشت
خیله خب، بیاید لباس بپوشیم و بریم دهنشون رو سرویس کنیم
ما هیچوقت ورزشکارای ستاره نبودیم
هیچوقت شاگرد اول کلاس نبودیم
اما توی دعوا میتونستیم گلیم خودمون رو از آب بکشیم
و معلوم شد که ما یه
مهارت منحصربهفرد داریم
ما با «درایفت» سازگار بودیم
دادهها روی کلاه
تخلیه ژل انتقال داده در مدار لباس
صبح بخیر پسرای بکت
تِندو، چه خبر پسر؟ قرار دیشبت با آلیسون
چطور پیش رفت، آقای چوی؟
اوه، اون عاشقم شد. دوستپسرش؟ نه زیاد
آخرش یه روز کتک مفصلی میخوری
ها، ها. مرد باید کاری که لازمه رو انجام بده، داداش
پرتاب رو شروع کن، آقای چوی
در حال شروع پرتاب، قربان
مارشال پنتهکاست روی عرشه
ایمنسازی محفظه کنترل
آمادهسازی برای پرتاب
قفل در محفظه کنترل ایمن شد
آزاد سازی برای پرتاب. - جیپسی دنجر
آماده برای پرتاب بزرگ
بزن بریم. آره
بزن بریم
اتصال تایید شد، قربان
پروتکل خلبان-به-خلبان رو فعال کنید
در حال فعالسازی. - اتصال خلبان-به-خلبان
توالی پروتکل
۶ پرتاب جیپسی، بخش
جیپسی دنجر
آماده و تراز شده، قربان. - رنجرها، من مارشال
استاکر پنتهکاست هستم. برای دستدهی عصبی آماده بشید
شروع تا ۱۵ ثانیه دیگه
چهارده
سیزده
دوازده، یازده، ده
آمادهای بیای توی مغزم، بچه؟
خواهش میکنم، اول شما. احترام بزرگتر
واجبه، پیرمرد. - اتصال خلبان-به-خلبان
توالی پروتکل
دستدهی عصبی شروع شد
درایفت
تکنولوژی یگر
بر اساس سیستمهای عصبی جتهای جنگنده «دارپا»
دو خلبان، که از طریق خاطرات با هم یکی میشن
با بدنه یک ماشین غولپیکر
هر چی پیوند عمیقتر باشه
بهتر میجنگید
دستدهی عصبی
قوی و پایدار
نیمکره راست در حال کالیبره شدن
نیمکره چپ
در حال کالیبره شدن
تایید شد
و در حال انتقال
آقایان، دستور شما
اینه که خط دفاعی ساحل انکوریج رو حفظ کنید. مفهومه؟
مفهومه، قربان
قربان، هنوز یه شناور غیرنظامی توی خلیجه
شما دارید از یه شهر دو میلیون نفری محافظت میکنید
شما جون اون همه آدم رو برای یه قایق ده نفره به خطر نمیندازید
روشن بود؟ - بله
قربان. پسر، عجب آدم سردیه
میدونی به چی فکر میکنم
توی مغزتم
میدونم. پس بریم ماهیگیری
بزن بریم
یالا داداش! یکم به خودت فشار بیار
نگران خودت باش، فسقلی
چیزهایی هست که نمیشه باهاشون جنگید، مثل بلایای طبیعی
وقتی میبینی طوفان داره میآد
باید از سر راهش بری کنار
اما وقتی توی یه یگر هستی، یهو
میتونی با طوفان بجنگی
میتونی پیروز بشی
اونا رو ببندید
و برید پایین! زود
چقدر تا خشکی مونده؟
هفت مایل تا انکوریج، قربان
اما حتی به قسمتهای کمعمق هم نمیرسیم
مکتای: نه، نمیرسیم
اون جزیرهای که سه مایلی شرق هست چی؟
مکتای: نه! دو مایله، قربان
یک مایل، قربان
داره نزدیکتر میشه
چطور ممکنه
که داشته باشه نزدیکتر میشه؟
کایجو
بپیچ به راست! بیشتر
کشتی رو بچرخون
همین حالا
اوه، خدای من! این دیگه چیه؟
دوام بیارید
کشتی ایمنه
گشتاور رو تنظیم کن! من انجامش میدم
گشتاور قفل شد
بگیرش. یالا
شلیک کن بهش. - دارم انجامش میدم! دارم انجامش میدم
عدد تخلیه انرژی، قربان
توپ پلاسما در قفسههای کمعمق
هفت مایلی خط ساحلی. - جیپسی
...اونجا چه خبره؟ ماموریت انجام شد، قربان
دو بار بهش شلیک کردیم. پنجمین شکارمون رو زدیم زمین
شما از دستور مستقیم سرپیچی کردید! - با کمال احترام، قربان
ما جلوی کایجو رو گرفتیم
و همه رو نجات دادیم
...توی اون قایق. برگردید سر پستتون. همین حالا
بله، قربان
علائم حیاتی کایجو داره بالا میره
اون موجود هنوز زندهست، قربان
جیپسی
ما هنوز داریم علائم دریافت میکنیم
اون کایجو هنوز زندهست
قایق رو بگیرید و از اونجا برید بیرون
شنیدید؟
قایق رو بگیرید و همین الان از اونجا برید بیرون
بگیرش، رالی
حواسم هست
مرکز کنترل، به ما ضربه زدن
بازوی چپ
از کار افتاده، قربان
No comments yet. Be the first to leave one.