The Boat

The Boat (El barco)

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

El Barco S01E06 Elecciones 720p BluRay FLAC2 0 x264-SbR
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 El.Barco زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 35
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

قبلاً

من جولیا ویلسون هستم، دانشمند. ریکاردو مونترو، کاپیتان

اینجا کشتی مدرسه‌ی ستاره قطبی است

یک طوفان کامل داره میاد طرف ما. متوجهی؟ ممکنه تو شتاب‌دهنده‌ی ذرات یه تصادف رخ داده باشه

که ممکنه عواقب غیرقابل تصوری داشته باشه

محتمل‌ترین فرضیه اینه که یه سیاهچاله ایجاد شده

بر اساس خوش‌بینانه‌ترین تخمین‌ها، ۵۰۰ کیلومتر مکعب زمین رو جذب کرده

اون طوفان یه مشکل آب و هوایی نبود، یه فاجعه بود

یعنی چی؟

ممکنه ما تنها آدمای باقی‌مونده توی دنیا باشیم

به نمایندگی از خدمه و مسافران، ازت می‌خوام ما رو به بندر ببری

زمین، اونجوری که می‌شناختیم،

دیگه وجود نداره

از شر جسد خلاص شو. من تا وقتی که لازمه توی کشتی قایم می‌شم

ولش کن!

من اجازه نمی‌دم توی کشتی من شورش بشه!

متأسفم. این دیگه کشتی تو نیست

این دستگاه یک نوع فرستنده/گیرنده است

سیگنالی می‌فرسته که موقعیت ما رو نشون می‌ده

یه سیگنال؟ برای کی؟ نمی‌دونم

تو تمام شب پیش جولیا می‌مونی. باشه؟

دلت نمی‌خواد بدونی دوست داری کیو ببوسی؟

چرا زندانی شدی؟ مسائل خانوادگی.

من همیشه از چیزای قشنگی که می‌بینم عکس می‌گیرم

دختر کاپیتان با پسر بدِ کشتی قرار می‌ذاره؟

تو مگه با سفیر قرار ملاقات داری یا چی؟

تقریباً

قرار دارم

باید حواس جمع‌تر باشی

مطمئنی انتخاب درستی می‌کنی؟ فکر کنم داری اشتباه می‌کنی

من دوست‌دختر نمی‌خوام! نمی‌خوام!

موهات رو کاری کردی؟ نه، مثل همیشه است

حتی بهتر

بهت می‌آد

فکر کنم عاشق سالومه شدم

اگه کسی وجود داشت

که یهو به تو علاقه‌مند می‌شد و تحت تأثیرت قرار می‌گرفت؟

باید دربارش مذاکره کنیم

این سفر قرار بود دو ماه طول بکشه!

ما اینجا مثل موش تا پای مرگ شناور می‌مونیم!

گوش کنید!

فکر کنم یه چیزی رو فراموش کردید

ما زنده‌ایم!

مطمئنم آدمای دیگه‌ای هم بیرون زنده موندن

پس باید سازماندهی کنیم. از این لحظه به بعد، کابین شما خونه‌ی شماست

هم‌قطاراتون خانواده‌ی شما هستن

طول ۷۵ متری این کشتی تنها زمینیه که روش پا می‌ذارید

تا وقتی که اون زمین جدیدی رو که دکتر دربارش حرف می‌زنه، پیدا کنیم

آفرین! چه نمایش عالی‌ای

من که قبول نمی‌کنم

ریکاردو! بیا اینجا

کاپیتان، یه مشکلی پیش اومده

ما داریم با سرعت بیش از ۱۰ گره می‌ریم بدون موتور، و باد هم ما رو هل نمی‌ده

می‌دونم، داریم توسط یه جریان کشیده می‌شیم. همه‌ی بادبان‌ها رو پایین بکشید!

چه جور جریانی یه کشتی ۵۰۰ تنی رو وسط اقیانوس می‌کشه؟

هیچ نظری ندارم. شاید پس‌لرزه‌ی فاجعه‌ی شتاب‌دهنده‌ی ذرات باشه

مشکل اینه که ترمز نداریم. فاجعه، آره؟

پیشنهادی نداری، پسرم؟

این هیچ ربطی به باد نداره

مسیر رو نگه دارید. من می‌رم با دکتر صحبت کنم

باشه

باید کشتی رو متوقف کنیم

اگه چیزی جلوتر ظاهر بشه، وقت مانور دادن نخواهیم داشت

چیزی جلوتر نیست که باهاش برخورد کنیم

باید بهت یادآوری کنم؟

خفه شو و از دستورات کاپیتان اطاعت کن

آماده باشید! طناب‌ها و شیت‌ها! زود باشید!

بابا می‌گه، توی زندگی برای هر چیزی،

یه نفر هست که دستور می‌ده و یه نفر هست که اطاعت می‌کنه

مامان به من دستور می‌داد

وقتی رفت بهشت، خانم مایکا این کار رو می‌کرد

حالا که اون رفته، آینوآ دستور می‌ده

خشکی دیده شد! می‌بینیش کاپیتان؟

می‌بینمش! چیکار کنیم؟

با اینکه منم به کسی دستور می‌دم

دریچه‌ها رو ببند و قبل از باد حرکت کن، بابل!

چشم، کاپیتان! دریچه‌ها بسته شد!

بالا کشیدن راس بادبان!

تمام سرعت!

طناب‌ها رو شل کنید!

برای حمله آماده باشید! چشم، کاپیتان!

با اینکه بابا می‌گه هر کسی به یه نفر دستور می‌ده،

می‌دونم کسایی هستن که دوست ندارن بهشون دستور بدن

وای، کوکی! سالومه، چی رو جشن می‌گیریم؟

جشن داریم؟ متأسفم عزیزم

این نه برای تو آسونه، نه برای من، و نه برای هیچ‌کس دیگه

پیتی، جشن نمی‌گیریم. حال‌مون بده چون گرسنه‌ست

دارم کفری می‌شم. دو روزه فقط نون و آب!

دو دقیقه برای هر نفر زیر دوش.

لطفاً صبور باشید

فقط همینقدر هست

چی می‌خوای؟ نمی‌دونیم این سفر چقدر طول می‌کشه. مردم وقتی گرسنه‌ان عصبانی می‌شن. اینجا کسی رو خوشحال می‌بینی؟

خواهش می‌کنم!

لعنت به جیره‌بندی کاپیتان!

من از ساعت ۴ صبح بیدار بودم

بذار آخرین باری باشه که همچین نمایشی رو توی غذاخوری من اجرا می‌کنی!

دکتر!

دکتر، باید باهات حرف بزنم. من زیر دوشم

الان میام بیرون. من یک ثانیه هم وقت ندارم

باید بدونم چرا اقیانوسی که نصف سیاره رو پوشونده داره ما رو می‌کشه

حالا چی؟

بادبان‌ها رو پایین کشیدیم

واقعاً عجیبه. بذار ببینم.

نمی‌دونم اون لعنتی چیه.

ولشون کن. برو بیرون رو نگاه کن.

لعنتی! چی؟

این یه گردابه!

داریم میریم سمت یه گرداب!

بابا! زود باش!

گرداب دقیقاً جلوتره!

چرخش به چپ!

سکان به چپ، هر چقدر که می‌تونی، وگرنه غرق می‌شیم.

خفه شو و بذار کارمو بکنم.

دنده عقب! این یه مانور اضطراریه!

دنده عقب! حداکثر قدرت!

با این سرعت محور رو دو نصف می‌کنیم.

برو جلو. خفه می‌شی؟

ما باید از گرداب خارج شیم.

جلو! داری چه غلطی می‌کنی؟

به حرفم گوش کن، بابا! چی؟

فقط برای یک بار تو زندگیت به حرفم گوش کن، لطفاً.

جلو.

جلو! این دستور خلافه. چی؟

شنیدی چی گفتم! این دستور خلافه! زود باش!

لعنتی! نمی‌تونم!

اقیانوس‌ها در حال تنظیم شدنن.

میلیون‌ها تُن متر مکعب آب رو تصور کن که دنبال جای خودشون می‌گردن.

تحمل کن! اهرم سکان می‌شکنه.

زود باش عزیزم! زود باش!

دمای زمین که جریان‌ها رو تنظیم می‌کرد، تغییر کرده.

این تازه اولشه.

زود باش!

دووم بیار!

لعنتی!

دووم بیار. از این یکی خلاص می‌شیم.

دووم بیار! زود باش!

گذاشتیمش پشت سر.

گذاشتیمش پشت سر، بابا!

وای، چقدر کله‌شقی.

واقعاً باید پسر من باشی. بهت گفتم.

حالت خوبه؟

متأسفم. ببخشید.

حال همه خوبه؟

حالت خوبه؟ آره.

چی؟ چی؟

کل این قسمت رو چک کردم و بدنه آسیب ندیده.

اما، شاهرگ کشتی (کیل) از اینجا تا اینجا گیر سنگ شده.

کشتی مثل الاکلنگ شده.

نگاه کن. آره.

بدنه به سمت راست خم شده.

یه موج از چپ، کشتی رو زیر و رو می‌کنه.

مانوئل، دوباره موتورها رو روشن کن. نه، از این حرفا نزن!

اگه کشتی رو در حالی که اینقدر گیر سنگه روشن کنیم، مثل یه قوطی ترک می‌خوره.

پس پیشنهاد می‌کنی همین‌جا بمونیم؟

یه موج سهمگین از پهلو می‌تونه ما رو دو نصف کنه.

استعاره‌ی دیگه‌ای نداری؟

مانوئل. دوباره موتورها رو روشن کن.

هزار و چهارصد دور! داری اشتباه می‌کنی.

هزار و پانصد.

چهارصد تای دیگه! زود باش، مانوئل!

هزار و ششصد دور.

فشار بده، مانوئل.

هزار و ششصد.

هزار و هشتصد.

فشار بده!

کشتی رو نابود می‌کنی، کاپیتان! ولش کن!

شما کشتی رو نابود می‌کنید، کاپیتان.

بسیار خب.

می‌خوام بار و خدمه، برای ایجاد ضدوزن، برن سمت چپ.

وگرنه چپ می‌کنیم.

منتظر جزر و مد می‌مونیم.

اگه جزر و مدی باقی مونده باشه.

بس کن، لطفاً!

اون دیگه چه کوفتیه؟ وایسا!

بس کن! همین الان بس کن!

وایسا!

ساکت!

دکتر، ما یه مشکل داریم.

گفتم ساکت!

الان نمی‌تونم، حباب. نه، خواهش می‌کنم!

والری در درمانگاهه.

بریم!

می‌خوایم بدونیم چی شده، کاپیتان.

ما گیر کردیم.

باید حدود ۱۲ ساعت صبر کنیم تا جزر و مد ما رو شناور کنه.

درسته، دلا کوآدرا؟

درسته. حق با اونه.

به نظر میاد یه شکستگی تمیزه.

اما فکر نکنم بتونم نجاتش بدم. باید پیوند بزنیم.

تقصیر من بود. دردش می‌آد؟

نه عزیزم. اون یه خرس خیلی شجاعه.

به علاوه، من بی‌حسش کردم.

پس دردش نمی‌آد. خودت می‌بینی.

یه سوزن و یه کم پارچه.

فیکو دوست نداره سوزن بهش بزنن.

اما اگه براش آواز بخونی گریه نمی‌کنه. اوه، واقعاً؟

بذار ببینم.

نگاه نکن، والری!

کل خدمه برای ضدوزن باید به کابین‌های سمت چپ منتقل بشن.

منابع آب و استفاده از دستگاه‌های الکتریکی محدود می‌شود.

The Boat subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left