As primeras 200 linias.
عزیزم، بیا اینجا گلم.
این ماشینه بهم گفت کثافت.
در میزنم.
ها؟
وای خدا! تو بلدی این بازی رو بکنی؟
آره.
خب، پس چرا حرکت آخرتو نمیزنی؟
پل داره بالا میره.
نمیشه که! اون چراغ سبز بود.
وایسا! ماشین رو نگه دار!
این چه کوفتیه؟
مواظب باش!
اوه!
این دیگه چه جهنمیه...
یالا!
مواظب باش!
وای! خیلی خفنه، رفیق.
مواظب باش!
آه!
این دیگه چه گوهیه؟!
این غیرممکنه.
چراغ سبزه.
نردههای تقاطع هیچوقت پایین نیومدن. - ها؟
دیگه خسته شدم ازت، ای احمقِ کلهخرابِ لعنتی!
مگه نمیبینی اینجا چه اوضاعی داریم؟
پس چی شد؟ به اون کارای مهمت رسیدی؟
تو هر چقدر دلت میخواد شوخی کن.
ولی سه تا توپ رو زد اونور فنس، و یکیشون حتماً دویست و پنجاه فوت رفته.
یا خدا! به اون چیزه نگاه کن. - من از پسش برمیام.
هندی، پدرسگ! فکر کردم تگزاس بودی.
نه. اون مال هفته پیش بود.
ها! خوشت اومد، نه؟
آره، عجب ماشینیه، واقعاً.
خب، حسابی بهش سوخت بده. منم باید یه قهوهای بخورم.
ای بابا. خیلی خب.
هی، رفیق. - کارت درسته!
آخ، این کوفتیه.
چی شده عزیزم؟
خب، این کوفتی چند دقیقه پیش داشت خوب کار میکرد،
and now I can't get peaturkey on it.
یه قهوه روشن برام میاری؟
وقتی کارت با اون تموم شد، عزیزم؟
رابینسون!
رابینسون، بیا اینجا، پسر.
تخممرغ رو گاز دارم!
یه پشیزی برام مهم نیست. میخوام همین الان بیای اینجا!
واندا جون، اون رادیو رو خاموش کن و حواست به تخممرغای بیلی باشه.
ننت!
اوف!
استیو گیتن، آقای هندرسات. دانکن کلر تصادف کرده.
اوه، لعنتی، استیو، چی شده واسش؟
گازوئیل رفته تو چشماش. خدا شاهده نمیدونم چطور.
همین؟
چشماشو بشور. تنهام بذار.
من اینجا یه سری حرف دارم که باید بزنم.
من باید کون همه رو اینجا پاک کنم.
کار گندیه، ولی فکر کنم یکی باید انجامش بده.
اینطور نیست، رفیق؟
اِه، نه. بذار الان اینو روشن کنم.
حالا، میخوای من برای نه ساعت کار کنم...
و فقط واسه هشت ساعت ثبت کنی؟
حالا میدونم که دانشگاه رفتی، پسر.
نه بابا. قیدشو بزن. من اهل این حرفا نیستم.
میدونی اون ستاره یعنی چی، نه؟
انقدرام که کُند ذهن نیستی، هستی؟
مشروطهای، پسر.
یا مال منی یا مال ایالت کارولینای شمالی.
چه کلاهبرداری راه انداختی اینجا، نه؟
بیا. وقتی رد میشی اون رو بذار سر جاش تو قفسه، باشه؟
ممنون، داداش.
اوه، لعنتی!
واندا جون، عزیزم، میخوای خودم اون فنجون قهوه رو بردارم؟
بیل؟
بیلی؟ اوضاع داره از کنترل خارج میشه اینجا!
در مورد من که حرف نمیزنی، آره عزیزم؟
وای خدای من.
هی، این تخممرغا دارن با پای پیاده میان یا چی؟
فقط یه دقیقه، آقا.
نذار خونریزی کنه، بیلی!!
چیه؟ چیه؟ - چاقو! اون چاقو!
سریع، سریع، یه کهنه! یکی یه کهنه به من بده!
هی، اون چاقو هار شد و بهت حمله کرد، خوشگله؟
خب، خودش روشن شد و گازم گرفت.
شاید اتصالی کرده.
باز شروع شد!
اوه، خدای من. باز داره کار میکنه.
هنوزم داره کار میکنه.
اون لامصبو نگاه کن.
تمومش کردم.
آره!
حالا چی؟
یالا، پیت! یالا!
نجات پیدا کردیم!
آره!
یالا. نوشابه. مهمون منید.
شماها میخواین کمکم کنین این چیزا رو جمع کنم یا چی؟
اوه اوه. نوشابه نیست.
ها؟
اوه!
این دیگه چه کوفتیه؟
اوه، لعنتی!
مربی. مربی.
مربی، حالت خوبه؟
یالا، مربی.
وای!
آخ!
بابی! مواظب باش!
قدم به قدم، یا عیسی مسیح!
فقط همین رو میخوام.
قدم به قدم، یا عیسی مسیح!
بهتره بیخیال اون بشی، عسلکم.
حدود نیم ساعته که نتونستم هیچی ازش دربیارم.
حتماً آنتنش خراب شده یا همچین چیزی.
...اطلاعات دست اول...
خب، تا کجای جاده میخوای بری، عسلکم؟
بستگی داره چقدر بتونی دستاتو کنترل کنی.
چی گفتی، گلم؟ خوب نشنیدم.
گفتم، راستش نمیدونم.
همینجوری پرسه میزنی، ها؟
آره، میدونم چه حس و حالیه.
کمکم خودم هم الان حدود ۱۰ ساله که دارم پرسه میزنم.
بابا، وقتی این کارو شروع کردم--
حدود هشت سال پیش بود-- اما بعد از اون--
هیس. هیس. یه چیزی گرفتم. - مطمئنم که گرفتی.
...تاسیسات مایکروویو از کار افتاده.
گزارشهایی از اتفاقات عجیب از طریق سرویسهای خبری داره سرازیر میشه.
اطلاعات تکمیلی رو به محض دریافت اعلام میکنیم.
فعلاً، اجازه بدین این پیام فوری رو تکرار کنم.
اگه تو بزرگراه اصلی یا نزدیکشی، فوراً از اونجا دور شو. فوراً دور شو--
لعنتی! - وای! وای! وای!
چی شده، گلم؟
بکش کنار اونجا!
و اگه دستتو از رو پام برنداری،
باید با یه قلاب کونتو پاک کنی
دفعه بعد که میری دستشویی.
به جون خودم، وقتی بچه بودم هیچ وقت حرفایی مثل این نشنیده بودم.
هوم.
چه غلطی میکنی، دختر؟ چته تو؟
یا خدا! یا خدا، دختر.
دیوونه شدی یا چی؟
هیچی از حرفای اون مرد رو نشنیدی؟
تو...
چیزی زدی؟
یا عیسی!
یه دقیقه صبر کن. یه دقیقه صبر کن.
یه دقیقه صبر کن!
اینجوری از پیش من نرو!
برگرد اینجا، دختر!
برگرد اینجا! به من گوش کن!
برو بابا!
به خدا قسم، بعضی وقتا فکر میکنم
این کل دنیا یادش رفته ادب چیه.
من دارم تو رو با ماشین نو و تازهام میبرم،
اون وقت ببین چه آشغالایی از دهنت بیرون میاد.
میدونی من چی فکر میکنم؟
فکر کنم تقصیر اون تلویزیون راک اند رول لعنتیه.
ببین اون چیزا با آدما چیکار میکنه.
سکس! مواد! از دست دادن روح جاودانهتون!
تمدن داره به فنا میره.
فکر میکنی روزنامهها بهترن؟
هی! - کثافت رو از اونجا میگیرن.
میدونی، این روزنامهها نیستن که قراره این دنیا رو نجات بدن.
تلویزیون هم نیست. همین الان و اینجا بهت میگم،
تا اونجایی که من میگم، قسم به هر چی مقدسه--
...و اونم خدای عیسی مسیحه!
هنوز سیر نشدی!
هی!
اون چیزه چش شده؟
خداوند شبان من است. محتاج نخواهم بود.
یا عیسی مسیح! - اینجا چه غلطی شده؟
نمیدونم.
چه خبره اینجا آخه؟
این یه سوال واقعاً خوبیه.
اون کامیون تو بود، نه، هندی؟
آره. - خب، پس کی داشت میروندش؟
نمیدونم، ولی حتماً یه استاد سیمکشی بوده.
لعنتی!
باید بنزین بزنیم.
خب خوبه، چون من باید برم دستشویی زنونه.
میتونم بیام تو و تماشا کنم؟
نه، نمیتونی بیای تو و تماشا کنی.
آخ. اه.
دیدی-- - چی رو، عزیزم؟
بیخیال.
اوه، یا عیسی! - این--
کرت؟
کورتیس؟
مرده؟
یا خدای بزرگ.
هی! هی!
من به یه کم-- من کمک میخوام!
هی!
کورتیس، من از این خوشم نمیاد!
لعنتی!
کورتیس!
تو مردی؟
بیا تو! همین الان بیا تو!
برو! برو! برو!
نه! اون راه! اون راه!
اوه!
No comments yet. Be the first to leave one.