Long Way Home

Long Way Home

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Long Way Home S01E08 Its Baltic Outside 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 8 Long Way Home 2025 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-12-06
Descargas: 7
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

طی ۲۰ سال، و سه ماجراجویی فوق‌العاده،

به بعضی از دورافتاده‌ترین گوشه‌های دنیا سفر کردیم.

این ماییم تو جاده، چارلی. اینه ما تو راه، رفیق.

اما هیچ‌وقت کشورهای دم دست خودمون رو درست و حسابی نگشتیم.

- خب، بزن بریم. به اروپا. - بزن بریم!

خب، داریم این تابستون یه دور فوق‌العاده رو با موتور می‌ریم

از ۱۷ تا از نزدیک‌ترین کشورهای همسایه‌مون.

از خونه‌ی من تو اسکاتلند شروع می‌کنیم، از اونجا رد می‌شیم به قاره،

از کشورهای اسکاندیناوی بالا می‌ریم و وارد حلقه‌ی قطب شمال می‌شیم،

پایین می‌ریم سمت بالتیک، قبل از اینکه از آلپ و فرانسه رد بشیم،

حدود دو ماه بعد برگردیم خونه.

و قراره هر چی احتیاط هست رو بریزیم دور

و این سفر رو با موتورهای ۵۰ ساله‌ی قلق‌دار می‌ریم

که تازه جون گرفتن.

موتورم یه صدای عجیب می‌ده.

با یه موتور سوم، کنارشون،

فیلمبردارهای ما کلودیو و مکس هستن.

و بچه‌ها هم از دوربین‌های خاطرات شخصیشون استفاده می‌کنن.

راس و من با یه تیم کوچیک و دو تا کامیون برقی دنبالشون می‌ریم.

فقط وقتی لازم باشه به بچه‌ها می‌رسیم.

خب، این تابستون، اروپا زمین بازی ماست.

وای!

و قراره هر جا دلمون خواست بریم و ببینیم تو جاده چی پیدا می‌کنیم.

می‌تونیم به این مغازه زنگ بزنیم...

- آره. - ببینیم می‌تونن موتورتو ببرن.

آره؟

سلام. رنارد شمایین؟

- رنارد؟ سلام. - آره.

- اسم من یوان مک‌گرگوره و... - آره.

من با رفیقم چارلی تو یه سفرم.

همین الان موتورم خراب شده.

می‌تونین بیاین به دادم برسین؟

خب.

خیلی ممنونم. آره. واقعاً ازتون ممنونیم. مرسی.

خوب می‌شی. بچه‌ت خوب می‌شه، یوان.

و، می‌دونی، بدترین حالتش...

- من یه جورایی... - ...ما خمیر ماهی داریم.

کلی ازش. خب...

به نظرت اگه فقط اون رو تو باک بریزیم...

- خب... - ...شاید کمک کنه؟

- رو بقیه چیزا که جواب می‌ده. - درسته. همینطوره.

- معجزه است. معجزه. - آره.

- سلام! - سلام.

- سلام، رفقا. - چطورین؟

- عالیه. خوشبختم. - خوشبختم.

از آشناییتون تو این شرایط خوشبختم، چارلی.

و من آلن هستم. چی شده؟

خب، وقتی راه بیفته...

- خب. سرعت نمی‌گیره. باشه. - اینطوری.

- ببریمش کارگاه... - یه فکری براش می‌کنیم.

آره.

دمت گرم.

اولین روزمونه توی استونی.

- اولین روز؟ - آره. تازه از قایق پیاده شدیم.

- عالیه. - ممنونم، آقایون.

سلام.

- بیا هلش بدیم ببریم تو. - آره.

باشه.

- حالت چطوره؟ - یان. خوبم.

من ایوانم. خوشوقتم.

میگن یه جادوگری و فکر کنم دقیقاً همونی باشی که لازم داریم.

حس می‌کنم داره داغون میشه.

- موفق باشید. و می‌بینیمتون... - آره، خب...

بعداً می‌بینیمتون.

نمیدونم بهتره نگاه کنم یا نه.

- بهتره... - نمیتونم ببینم.

برای موتورسیکلتم. خیلی برام سخته.

دلشوره دارم.

چی؟

از "وا وا" خوشم نیومد.

باشه. این سوخته.

- گمشده؟ - اون سوخته.

فکر کنم اینجا اتصالی داره،

و این ممکنه مشکل باشه.

باید تمیزش کنیم و بعد دوباره بذاریم سر جاش.

فکر کنم...

نکنه مشکل این بود؟

باید درست بشه، آره. آره.

شاید یه دور کوچیک بزنیم بد نیست.

آره، باشه.

فقط برای اینکه مطمئن شیم، میدونی، دیگه اینجوری نمیشه.

حداقل توی استونی.

میدونی، هدف ما همینه.

با یه کم شانس، همه چی عالی پیش میره.

- ایوان، چه حسی داره، تو... - آره، تا الان مشکلی نیست.

با یه کم شانس، همه چی حل میشه.

صد برابر بهتر از وقتیه که اومدیم تو.

اوه اوه. نه.

آره، داره دوباره همون کارو می‌کنه، بچه‌ها.

داری وایمیستی، ایوان؟

آره، مجبورم.

برگردیم همون تعمیرگاه؟

فکر کی بود که با موتورای قدیمی بیایم؟ فکر کی بود؟

الان زنم داره زنگ میزنه. باشه.

- میتونی باهاش حرف بزنی؟ - آره.

سلام. من ایوان مک‌گرگورم. ببخشید که شوهرتونو معطل کردم.

تقصیر منه.

- سلام. اشکالی نداره. - متاسفم.

داریم با موتورام برمی‌گردیم تعمیرگاه. واقعاً متاسفم.

اون بود... نه، زودتر بهم پیام داده بود، مثلاً، "چی شده؟"

و من گفتم: "آره، من یه جورایی پیش بچه‌ها هستم و اونا کمک می‌خوان."

و بعد اون گفت: "لطفاً یه عکس بفرست تا تأیید کنم،"

"وگرنه تو با ورا تو یه آپارتمان تو لاسنامائه هستی."

بهت قول می‌دم اون با هیچ‌کس تو آپارتمان نیست.

اون با من تو یه ون هست.

ببین، دارم همه رو به دردسر می‌ندازم.

موفق باشی.

خیلی ممنون. ممنون. واقعاً سپاسگزارم.

تو لس آنجلس یه همچین چیزی ممکنه اتفاق بیفته و شاید هم واقع‌بینانه باشه.

تو استونی، اگه به کسی بگم،

آخه، من با ایوان مک‌گرگور تو یه ون هستم...

- امروز برای بار دومه که دارم می‌رونم... - آره.

- ...با موتور خرابش... باشه. - واقعاً رو اعصابه.

اینجاییم، هنوز تو شهر،

دوباره تو کارگاه، و ساعت ده شبه.

حس خوبی نیست وقتی موتور خودت باشه.

خب، بیاید باک رو دربیاریم و سیم رو عوض کنیم.

باشه. همه سیم‌ها رو عوض کنید.

حداقل الان می‌دونیم چی کار کنیم. یه نقشه داریم.

- خواهش می‌کنم که این کار کنه. - پشت کویل.

بزن بریم، ها.

سیمه. اون سیمی که به کویل می‌ره.

یه کویل درست وسط هست.

و زیرش می‌بینی برق داره از اون کابل میاد بیرون.

پس یه چیزی اونجا ایراد داره.

انگار کابل‌های بی‌ام‌و دقیقاً همون طولی هستن که ما لازم داریم.

عالیه. این بی‌نقصه.

- اینا کابل‌های بی‌ام‌و هستن؟ - آره، عالین.

- باشه. - آخیش.

دمت گرم، رفیق. شب بخیر. خیلی ممنون.

حرف نداشتین. خیلی خیلی ممنون، آره.

- ممنون. - شما قهرمانین.

وای خدای من. باشه، از کجا شروع کنیم؟

برای اولین بار تو این سفر،

حس کردم شاید مجبور بشم این موتور رو با کامیون بفرستم بره.

اما این اتفاق نیفتاد. فکر کنم حلش کردیم. فردا می‌بینیم.

من اون موتور رو تا اسکاتلند می‌رونم.

اونو برمی‌گردونم. و تو جاده باهاش می‌رونم.

از مسیر خونه‌ام و می‌برمش تو آلونک.

من انجامش میدم.

فقط تماشا کنید.

صبح بخیر.

باشه، باحال به نظر می‌رسی!

این عالیه، رفیق. فکر کنم دوباره زنده‌ شده.

عالیه! محشره.

فکر کنم دوباره افتادیم تو جاده.

- بریم. - این عالیه، رفیق.

همیشه قرار بود اینجوری باشه.

همین رو گفتیم، درسته؟ وقتی برنامه‌ریزی کردیم.

ما با موتورای قدیمی میریم، خراب میشن،

آدمای جالبی رو می‌بینیم، اونا کمکمون می‌کنن.

و دقیقاً همون چیزیه که الان اتفاق افتاد، خب...

بهتر از این نمی‌شد.

خب، خانم‌ها و آقایون، ما الان داریم تالین رو ترک می‌کنیم.

ما قراره چند روز آینده رو در بالتیک گشت بزنیم.

استونی، لتونی و لیتوانی.

سه کشوری که تا اوایل دهه ۹۰ جزئی از اتحاد جماهیر شوروی بودن.

داریم میریم "کیهنو"،

یه جزیره فوق‌العاده که زن‌هاش سنت‌هاشو برای قرن‌ها زنده نگه داشتن.

یکی از اون سنت‌ها، موسیقیه،

که نقش بی‌نظیری تو مبارزه استونی برای استقلال داشت.

هزاران استونیایی برای اعتراض به اشغال شوروی جمع شدن تا آواز بخونن.

فروپاشی پرده آهنین اینجا به انقلاب آوازه خوانی معروف شد.

دو دقیقه. مثل اینکه به این کشتی رسیدیم، بچه‌ها.

فکر کنم آره.

خب. بریم.

دارم از گشنگی می‌میرم.

تو فکر خمیر ماهی و چیپس رو انداختی تو کله‌م.

یه ذره از "کالس".

در واقع ترکیب خوبیه.

سلام.

سلام!

اینجا جزیره "کیهنو"ئه، جایی که فقط چند صد نفر زندگی می‌کنن.

قراره با دوشون آشنا شیم، ماریا و اینگر،

که قراره دور و اطراف رو بهمون نشون بدن و لطف کردن قبول کردن که شب رو پیش اونا بمونیم.

عاشق این خونه‌هام.

ساختمون‌های قشنگی هستن.

من این مدل جنگل کاج رو دوست دارم. قشنگه، نه؟

بوی عالی میده.

وای. این یه سایدکاره.

سلام! اینگر، حالت چطوره؟

از دیدنت خوشبختم. سلام ماریا!

داستان چیه؟ تاریخچه این جزیره چیه؟

تمام چیزی که ما می‌دونیم اینه که، یه جورایی، یه جامعه از زن‌ها اینجا زندگی می‌کنن و...

مردها هم هستن البته، آره،

ولی معمولاً فرهنگ و، مثلاً، آهنگ‌ها

و سنت‌ها معمولاً توسط زن‌ها حفظ میشن.

- آره. - مردها فقط تو پس‌زمینه می‌مونن.

چون از قدیم همینجوری بوده، از وقتی که...

زندگی مردها تو دریا بوده، می‌دونی، شکار فوک، ماهیگیری.

و بعد زندگی زن‌ها هم تو جزیره بوده،

رسیدگی به خونه و بچه‌ها

و مزرعه و همه چیز. و حیوونا.

چی کار کنیم؟ چی...

ما در اختیار شماییم.

من تخم‌مرغ اسکاتلندی هم درست کردم.

اوه، تخم‌مرغ اسکاچ.

تخم‌مرغ اسکاچ، ولی داخلش تخم مرغ مرغ دریاییه.

ولی شاید بتونیم بریم و سر میز بشینیم

- و بعد شما تخم مرغ‌ها رو بیارید. - حتماً.

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left