Two Days, One Night (Deux jours, une nuit)

Two Days, One Night (Deux jours, une nuit)

Deux jours, une nuit

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

two days one night 2014 1080p bluray h264-miserable
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Deux jours, une nuit 2014 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

bluray
Publicau o: 2025-12-03
Descargas: 11
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

دو روز، یک شب

الو؟

داشتم استراحت می‌کردم.

فقط یه لحظه. باید تارت‌مو از فر دربیارم.

برای بچه‌ها تارت درست کرده بودم.

آره. چرا؟

بگو چرا.

نه.

نه، ژولیت.

نباید گریه کنی.

صبر کن.

نباید گریه کنی.

ساندرا؟

ساندرا؟

ژولیت بهم زنگ زد. چرا نمی‌خوای بری؟

فایده‌ای نداره.

اگه بری، دومون با رأی‌گیری دوباره موافقت می‌کنه.

هیچ‌کس اهمیت نمی‌ده.

بهم گفت سرکارگر باهاشون حرف زده و ترسوندشون.

اونا پاداششونو می‌خوان. طبیعیه.

نه، طبیعی نیست.

ژولیته.

الو؟

می‌خواد باهات حرف بزنه.

ساندرا، لطفا. باهاش حرف بزن.

لطفا.

الو؟

بله.

باشه.

خب؟

دومون هنوز تصمیم نگرفته.

حاضره منو ببینه.

الان؟

قبل از ساعت ۵ بعدازظهر.

من می‌رسونمت.

بچه‌ها چی؟

تو راه می‌بریمشون.

به استل پیام می‌دم جلوی پله‌ها منتظر بمونه.

دوباره نمی‌تونه شروع بشه...

درست می‌شه.

من نمی‌رم.

باید بری، ساندرا.

بازم داری می‌خوری؟

مجبورم. دوباره مثل یه احمق دارم گریه می‌کنم.

دکتر گفت باید قطع کنی.

فقط نصفشو بخور.

تنها راه برای اینکه گریه نکنی، اینه که برای کارت بجنگی.

وای...

بدون حقوق تو چطوری قسط خونه رو بدیم؟

برمی‌گردیم به مسکن اجتماعی.

نه، برنمی‌گردیم.

تسلیم نشو. باید بجنگی.

من دوباره داغونم.

نیستی. - هستم.

سلام بچه‌ها. سلام مانو.

عجله کنید وگرنه از دستش می‌دیم.

هنوز یک ربع مونده.

آقای دومون هستن؟ - نه، همین الان رفتن.

ممنون.

منتظر نموند؟

گفتم انتظار داشت که تو رو اینجا برسونیم.

آقای دومون!

عصر بخیر، آقای دومون. من با ساندرا اینجا هستم...

بیاین.

سلام خانم بیا.

سلام.

می‌خواستیم بپرسیم آیا می‌تونیم دوشنبه یه رأی‌گیری دوباره داشته باشیم؟

ژان-مارک با چند نفر صحبت کرده بود

و بهشون گفته بود شما ترجیح می‌دین ساندرا رو اخراج کنید.

من هرگز اینو نگفتم!

من ازش خواستم که بفهمه آیا بیشتر مردم

پاداش رو ترجیح می‌دن یا نگه داشتن خانم بیا رو.

ما نمی‌تونیم هر دو رو داشته باشیم. تنها سوال همین بود.

ژان-مارک گفت شما ترجیح می‌دید ساندرا یا کس دیگه‌ای رو اخراج کنید.

اون اینو گفت؟

حداقل به ۳ نفر.

۱۴ نفر از ۱۶ نفر پاداش رو انتخاب کردن. ۳ نفر چیزی رو عوض نمی‌کنه.

یه رأی‌گیری دوباره عادلانه‌تره.

بدون اینکه ژان-مارک اونجا روی مردم تأثیر بذاره.

من با رأی‌گیری مخفی مخالفتی ندارم.

ممنون.

می‌خواستم دوشنبه شما رو ببینم...

ما می‌تونستیم... - دارم با خانم بیا حرف می‌زنم!

ببخشید.

من هیچ مشکلی با شما ندارم

اما من باید با رقابت پنل‌های خورشیدی آسیایی کنار بیام.

دوشنبه می‌بینمتون.

آقای دومون!

می‌تونیم بین ساعت ۸ تا ۸:۳۰ رأی بدیم؟

در موردش با ژان-مارک صحبت کنید. اما به خانم بیا امید الکی ندید.

به جز ۲ نفر، بقیه پاداش رو انتخاب کردن. این منطقیه.

خداحافظ آقای دومون.

دور اول رو بردیم!

چی شده؟

می‌خوای بخوری؟

بیا.

نمی‌دونم چی بود.

نتونستم حرف بزنم.

می‌خواستم بهش بگم که سرحال و آماده‌ی کارم.

ولی نتونستم یه کلمه هم بگم.

حس برگشتن به اینجا و دیدن دومونته.

حتی اگه چیزی هم نمی‌گفتی، اون جا زد چون تو اینجا بودی.

تو فکر می‌کنی؟ - مطمئنم.

دوشنبه هم همین‌طوره.

بقیه که تو رو ببینن، پاداششون رو یادشون می‌ره.

من می‌تونم ببرمشون؟ - منم همینطور؟

باشه، هر کدوم دو تا.

مواظب باش، صاف نگهشون دار.

ماکسیم، مواظب ماشین!

آدرس‌ها رو از ژولیت می‌گیرم.

نه.

چرا یه امتحان نمی‌کنیم؟

مطمئنم که جواب می‌ده.

اونجا...

اگه مامان کارش رو از دست بده، بازم مریض می‌شه؟

قراره از دست نده. بهش بگو داریم شام می‌خوریم.

آخرینش رو من میارم.

مامان، داریم شام می‌خوریم!

خیلی داغه.

برات می‌برمش.

وایسا...

مامان جواب داد؟ - نه.

شما شروع کنید، من میرم دنبالش.

داری می‌ری بخوابی؟

آره.

تازه ساعت هفت شبِ.

خیلی خسته‌م.

حداقل با ما غذا بخور.

نه، خیلی خسته‌م.

داری خودتو ول می‌کنی. به جاش یه واکنشی نشون بده.

گفتنش آسونه.

هیچ‌کس جز ژولیت و روبرت به من فکر نکرد.

انگار که وجود نداشتم.

ولی حق با اوناست.

من وجود ندارم. من هیچی نیستم. هیچی، هیچی!

تو وجود داری، ساندرا.

دوستت دارم.

تو برای اونا هم وجود داری.

اونا قبل از رأی دادن به پاداش، تردید داشتن.

این آخر هفته تک‌تک‌شون رو ببین.

متوجهی چی میگم؟

دوشنبه می‌بینمشون. فرقی نمی‌کنه.

نه، نمی‌تونی تک‌تک باهاشون حرف بزنی.

بهشون بگو کارت رو می‌خوای، به حقوقت نیاز داری،

که باهاشون باشی، نه اینکه تنها باشی و از دولت مقرری بگیری.

مثل یه گدا به نظر میام.

نه، این‌طور نیست.

میای غذا بخوری؟

یه لحظه!

این تقصیر تو نیست که اگه بمونی، اونا پاداششون رو از دست بدن.

رئیست این رو تصمیم گرفت، نه تو.

نمی‌شنوم، ژولیت.

جولین لمنز، ویلر-له-تمپل. نمی‌دونه چه خیابونی.

من دفتر تلفن رو چک می‌کنم.

عطاروح، هشام. خیابان دو لِشل، شماره ۲۳.

آفرین.

ببین می‌تونی جولین لمنز رو پیدا کنی؟

توی ویلر-له-تمپل. با دو تا اِم.

این می‌تونه بهش کمک کنه.

می‌تونه از رابرت بخواد که فردا تو رو برسونه.

من با اتوبوس میرم. دو سه نفر نزدیک زندگی می‌کنن.

اون با اتوبوس میره تا کسایی که نزدیک اینجا هستن رو ببینه.

آره، ظهر تو رستوران، بعد من می‌رسونمش.

آره، وصل می‌کنمش. ممنون.

می‌خواد باهات حرف بزنه.

من قهوه رو میارم.

ببینیم چی می‌شه.

مراقب باش.

می‌تونیم قبل از اینکه بریم لانچ گاردن، با تو بیایم؟

بهتره مامان تنها باشه تا با همکاراش حرف بزنه.

شما رو می‌برم خونه نونا.

اون شما رو به رستوران میاره.

رابرته.

الو، بله.

شما فکر می‌کنید...

باشه، یادداشت می‌کنم.

ممنون. خداحافظ.

میگه کادر رو دیده.

یه لحظه صبر کن...

کادر توی شیفت هست ولی این آخر هفته خونه نیست.

به رابرت گفته بود می‌تونم بهت زنگ بزنم.

بهش زنگ بزن.

اگه این رو گفته، یعنی حاضره گوش بده.

زنگ بزن.

الو؟ کادر؟

ساندرا هستم.

آره، خوبم.

آره، سرحالم.

رابرت گفت می‌تونم بهت زنگ بزنم. وقت بدیه؟

در مورد رأی‌گیریه.

من با ژولیت رفتم دومون رو ببینم.

و اون با یه رأی‌گیری جدید دوشنبه موافقت کرده.

رابرت بهت گفت؟

خب...

می‌خواستم بپرسم که با موندن من موافقید؟

آره، می‌دونم... این تصمیم شما نیست ولی...

شما می‌فهمید...

نمی‌خوام باعث شم ۱۰۰۰ یورو رو از دست بدید.

ولی...

فقط می‌خوام بهتون بگم...

More Farsi Persian subtitles for Two Days, One Night (Deux jours, une nuit)

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left