As primeras 200 linias.
آنچه در «ژاکت زردها» گذشت
من هیچوقت باور نکردم سوزوندن کلبه کار تو بوده باشه
کلبه سوخت؟ - یه خبری برات دارم -
که مطمئنم خوشحال میشی بشنویش
به تخمم هم نیست میستی - فکر کنم ناتالی میدونه -
مربی اسکات کجاست
ازت خواستم نذاری باهم صحبت کنن
داشتیم جرات یا حقیقت بازی میکردیم
چی؟ چرا اجازه دادی همچین اتفاقی بیفته؟
هیچوقت اون چیزی که فکر میکردی نبود
گورت رو از خونهم گم کن
مطمئنم داری این یادداشت رو میخونی
چون خیلی باهوشتر از اینی که نفهمی ماجرا چیه
معلومه که هستم
نمیدونم چش شده - ماشینت -
چش شده؟ - نمیدونم -
ماشینم رو دستکاری کردی، مگه نه؟
چرا باید چنین کاری بکنم؟
چون یه روانی تمامعیاری
و از اینجور اتفاقات لذت میبری
نتایج آزمایش خون نشون میده که پیشروی سرطان
متوقف شده - شاید دوباره -
داره اتفاق میفته
اون پیشخدمت قربانی بود
و وضعیت جدید روند بیماریت
هدیهایه که در ازاش داده شده
چی میخوای؟
میدونم که اون چی میخواد
بیشتر از این
.انتخاب با توئه میتونی تسلیم بشی، یا فرار کنی
تو اومدی به خوابم یا من به خواب شما؟
کمک
یه جور گازه
شرمنده مربی. باید همراهمون بیای
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
اونقدرها هم عجیب نبود
تو ردهبندی کابوسهای عجیب و غریبم
این یکی از ده، شیش میگیره
داشتم فکر میکردم ممکنه این خواب
یه جور پیام بوده باشه؟
آره
که دیگه تو اون غار نریم
چی؟
هی
هی! کجا میری؟
رسیدیم
برگشته
حالا باید بابت اینکه قصد جونمون رو کرده بود تقاص پس بده
این راهش نیست
حق با ناته
همیشه اون تصمیم میگرفته کی زنده بمونه و کی بمیره
کون لقش
خونه رو درحالی که ما توش بودیم آتیش زد
راست میگه. سعی کرد بکشتمون
عصبانیتتون رو درک میکنم
اگه یه حادثه عجیب بوده باشه چی؟
اگه مربی هیچ دخالتی توش نداشته باشه چی؟
باید فرصتی داشته باشه که حرفش رو بزنه
بتونه از خودش دفاع کنه
باید این کار رو درست انجام بدیم
یه محاکمه راه میندازیم
«ژاکت زردها»
باید دو سوم رایها رو بیاره
دو سوم؟
این چه کسشریه؟ باید رأی اکثریت باشه
کاملا عادلانهست شانا
تو دادگاههای کیفری باید اجماع صورت بگیره
تازه دارم کوتاه میام
.خب پس، تموم شد من دادستان میشم
...سوال اینه که
کی قراره از مربی اسکات دفاع کنه؟
چرا به من نگاه میکنین؟
چون دوست پسرته
حداقل توی ذهن خودت اینطوریه، درسته؟
.اصلا بامزه نبود به هیچ وجه ازش دفاع نمیکنم
دیگه اون بنی که من میشناختم نیست
باید این کار رو بکنی میستی
میدونم چه حسی داری
...خیلی بده که ول کرد و رفت ولی
تو بهترین شانسی هستی که برای یه محاکمهی عادلانه داره
شاید تنها شانسش
اگه نتونی بیگناهیش رو ثابت کنی به هر حال محکوم میشه
اما اگه بتونی
میتونی جونش رو نجات بدی
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
بذار حدس بزنم، ترمز دستکاری شده بوده؟
نه
چی؟ واقعا؟ مطمئنین؟
بوستر ترمزش خراب شده
هان
خب، پس یکی
بوستر ترمزمون رو دستکاری کرده
نه، خودش خراب شده
حدودا 500 دلار براتون آب میخوره
ولی یه ساعته درستش میکنم
باشه. عالیه
مگه میشه ترمز
یهو از کار بیفته؟
عجیبه، نه؟
نه. کارماست
به خاطر کاری کردیم
میدونی؟
...یا حداقل کاری که من
با کوین کردم
...خیلیخب... تو
هیچ کاری نکردی
خب؟ - من باعثش شدم -
چی؟ - یعنی جلوش رو نگرفتم -
و حالا... ونمون متوقف نمیشه
یا خدا. صد در صد کارماست
خیلی ممنون که بانک ما رو انتخاب کردین، خانم متیوز
براتون تاکسی خبر کنیم؟
نه. نیازی نیست
ممنونم
تایسا؟
خوشحالم صدات رو میشنوم
.باشه، باشه گوش کن لاتی
اون شب، موقع سوار شدن به آمبولانس
...اون چیزی که به من و ون گفتی
چیزی... چیزی که
به تو و ون گفتم؟ - ...گفتی که -
اون ازمون راضیه، و گفتی
خواهیم دید. منظورت از این حرف چی بود؟
یادم نمیاد چنین چیزی گفته باشم
یعنی چی که یادت نمیاد؟
.مرسی که سراغم رو گرفتی تای ولی دیگه باید برم
نه، وایسا
یه لحظه. باید باهات صحبت کنم
کجایی؟
لاتی؟
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
واقعا دلم نمیخواست بیام اینجا
برام بگو
داشتیم غار مربی رو میگشتیم
یا حداقل من فکر میکردم همون غاره
نمیدونم، یه لحظه از حال رفتم ...یا یه جورهایی چیز دیدم
یه خواب عجیب و غریب؟
ون و شانا هم خواب دیدن
ولی اینی که من تجربه کردم شبیه خواب نبود
...انگار خودم واقعا اونجا بودم. انگار
یه خاطره بود، ولی نبود
یا انگار یه چیزی بود که هم اتفاق افتاده بود، هم نه
...نمیدونم، حس میکردم که
خود حقیقته؟
یه جور الهام بهت شده
حاضری ادامه بدیم؟
کِی شروع کنیم؟
...یعنی، چی کار باید - بیشتر از غاره برام بگو -
چطور جرات کردی؟
چطور جرات کردی خونه رو با ما آتیش بزنی؟
اون هم بعد از تمام کارهایی که برات کردم
بعد از تمام تلاشهایی که کردم که نذارم خودت رو بکشی
چطور همچین کاری باهام کردی؟
...من
فکر میکردم دوستیم
من هیچوقت بهت آسیب نمیزنم، میستی
آره، تو راست میگی
من کلبه رو نسوزوندم
ثابت کن
عه جدی؟
چطوری آخه؟
تو یه دادگاه ساختگی
با هیئت منصفه بچه دبیرستانیش اون هم اینجا، تهِ ته دنیا؟
من تو زندونیم که پرندهها بالای سرم چهچه میزنن
خودت هم میدونی این محاکمه مضحکهای بیش نیست
همین الانش هم باختم
دلیلی نداره بهت دروغ بگم
نمیتونی بگی مضحکهست
اگه قراره ببریم
نباید چنین حرفهایی رو اونجا بزنی
خب؟
هی - هی -
اینجا چه خبره؟ - ...خب -
یه سر رفتم سر سایت ویکیهاو
و یه سری راهکار عالی
برای از بین بردن کارمای بد پیدا کردم
با انجام کارهای خیر و جمع کردن امتیاز کارمای خوب
این گربه
میخوام پیداش کنم
این گربهـه رو؟
دو سالی میشه گم شده ها
پس کلی امتیاز بابتش میگیرم
هی، کال، دارم یه سری وسایل برای خیریه جمع میکنم
چیز خوب و بهدردبخوری داری که بخوای اهداش کنی؟
از وسایلهای منم چیزی این تو گذاشتی؟
نه
برای همین ازت پرسیدم
چرا یهو به سرت زد همچین کاری کنی؟
داری میپرسی که چرا باید کار خیر کرد؟
نه، گمونم منظورم اینه که چرا الان
چون لاتی رو آوارهی کوچه و خیابون کردی؟
نه، دلیلش این نیست
دیگه نمیخوام اسمش رو تو این خونه بشنوم
چرا الانش مهم نیست
چیزی که اهمیت داره اینه که بخشی از خودمون رو
به کسی که احتیاجش داره ببخشیم
فکر نمیکنم کسی واقعا محتاج
دیویدیهای کپی و غیر قانونی «ساعت شلوغیت»ت باشه
.شاید حق با تو باشه ولی فکرش ولم نمیکنه
فکر اینکه یه بدهی سنگین کارمایی داریم
No comments yet. Be the first to leave one.