As primeras 186 linias.
شما جدید هستید.
بله
آمریکایی. یه تفاوته
ما قبلا یک آمریکایی نداشتیم.
لطفا ودکا مارتینی
به روی چشم خانوم
س، این چیزی که کنستانتین این روزها پول خودش رو هدر می ده
فکر میکنم خوشگله
گیج و دلگیر هستش ...شوری
نداره
بدون هرج و مرج
بدون آتیش
به هر حال من آیرینا کلیوس هستم
خب
آشنایی با شما بسیار جذاب بود
...جورجینا
باید هشدار بدهم
من یه دوستی خوب میسازم، اما یک دشمن عالی هم هستم
و با توجه به شرایط ما، اجتناب ناپذیره
قراره ما دو نفر همدیگرو تحقیر کنیم.
شخصی نیستش متوجهی
ممکنه در نهایت غافلگیرت کنم
چقدر شگفت انگیز
سورپرایز دوست دارم
خبری هست؟
اره، قراره مدتی اون تو باشه
من به تازگی با پلیسی که تو محل حضور داشت صحبت کردم
میگن تصادفی نبوده
برای شکستن شیشه، نیروی زیادی لازمه
یعنی کسی اونو هل داده
یعنی اون بیرون چیکار میکرد؟
...این
... منطقی نیست
اونا میدونن چه زمانی از روز این اتفاق افتاده؟
آره حوالی ظهر
هی، اگه چیزی میدونی، باید به من بگی
نه، نه. چیزی نمیدونم
البته نه
داره سرم رو میترکونه
یعنی کی میخواست اینکارو باهاش بکنه؟
سلام، شما با آدریانا تماس گرفتید و می تونید برای من پیام بزارید.
ممکنه دوباره باهات تماس بگیرم شاید.
آدا، منم
دوباره. میدونم دارم سیریش میشم
هر وقت تونستی با من تماس بگیر
خانم کلیوس؟
دکتر خورانا
میشه با من بیایی؟
هم لگن و هم ستون فقراتش شکسته
اما نگرانی اصلی ما خونریزی مغزی بود.
...خبر خوب اینه که
...ما موفق شدیم جلوی خونریزی را بگیریم
و در واقع جراحی به خوبی پیش رفت که میتونیم امیدوار باشیم
ما الان فشار داخل سر او را زیر نظر داریم
این به ما میگه که آیا همه چیز به حالت عادی بازگشته یا خیر.
اما تا زمانی که اون به هوش نیاد، میزان آسیب رو نمی دونیم.
چقدر می تونه طول بکشه؟
می دونم که انتظار طاقت فرساست
اما این کاریه که ما باید انجام بدیم
وقتی اطلاعات بیشتری براتون داشتم برمیگردم
خیلی از دستش عصبانی بودم
ما منتظر بودیم بفهمیم اون جسد برای آدام بود یا نه بعدش اون بلند شد رفت
جورجینا؟
بینیت داره خون میاد
...بزار من
بذار ببینم؟
-میخوای به دکتر زنگ بزنم؟ - نه، خوبم
مطمئنی؟
...فکر می کنم من
... احتمالا بدترش میکنم
ممکنه بخوای به حمام بری و تمیزش کنی
متاسفم
نه، چیزی نیست
بریم
نیکو!
نیکو!
تو هنوز اینجایی.
به خاطر همینه عاشق کارمم
باید به فکر رفتن به خونه و استراحت باشید
در صورت تغییر میتونم با شما تماس بگیرم
متشکرم
جورجینا.
واقعا؟ من "یک تماس تلفنی" برات هستم؟
میدونی ستاره ها و اقیانوس ها...
... امشب خیلی زیبا به نظر میان
چی کصشر میگی؟
مطمعنا تو هم فکر نمیکردی که ...بازی کوچیکت
جواب بده مگه نه؟
تو یه حرومزاده لعنتی
باید اعتراف کنم که تو رو دست کم گرفتم، جورجینا.
من نمی دونستم تو چه توانایی هایی داری
من واقعا تحت تاثیر قرار گرفته ام.
گوش کن چی میگم
تصادف شده آدریانا به تو نیاز دارد
این بهترین چیزیه که تو چنته داری؟
همدیگه رو میبینیم
لعنتی
کیر توش
به من چیزی بگو
چرا ما هرگز چیزهای مهم رو نمیگیم؟
...چون
همه ما فکر میکنیم تا ابد زنده خواهیم بود
با وجود شواهد قاطع بر خلاف آن.
نگران نباش.
فرصت داری بهش بگی
متاسفم.
- او قصد کشتن ما رو نداره - تو هیچ وقت به من کمک نمی کنی!
- این درست نیست، رز! -نه من به کمکت نیاز دارم!
-باید بیرونش کنیم - باشه رز.
- رز، این درست نیست... - در مورد چی صحبت می کنی؟
-چرا کمکم نمیکنی؟ - دارم کمکت میکنم
تو هرگز به من کمک نمی کنی!
- رز؟ - نه، از من فاصله بگیر
- رز ! بس کن - نه، از من دور باش!
- بس کن - نزدیکم نیا
اتفاق افتاد اون الان دستش رو حرکت داد
این نشانه خوبیه درسته؟
مامان؟
مامان، صدام ر. میشنوی؟
چه خبره؟
دیدی، درسته؟ نمیتونم تصورشم کنم؟
نه ، اما
... باید چندتا آزمایش دیگه انجام بدیم.
مامان؟
مامان، صدام رو میشنوی؟
متوجه اطرافش میشه؟
مامان، صدام رو میشنوی؟
سلام
خیلی متاسفم که ...اینجوری اومدم اما
من دنبال آدریانا هستم
آره، اون در اتاق نیکو خوابیده
حالت خوبه؟
میتونم یه چیزی بپرسم؟
درباره کنستانتین؟
بله حتما
اولین باری که با تو ...آشنا شدم
تو از تمام کارهای وحشتناکی که کنستانتین انجام داده بود میدونستی
... با این حال تو هنوز اونو دوست داشتی.
میدونی چرا اینو بهت میگم؟
درسته؟
شنیدم که شما و رفی در مورد نیکو صحبت می کردید
من نمی دونم چی کار کنم
متاسفم.
تو فقط از دوست داشتن کسی دست نمی کشی
نیکویی که میشناسی هنوز هستش
...همه ما
... حقایق زیادی داریم که ما رو به اون چیزی که هستیم تبدیل می کنه
مطمئناً ما همونی هستیم که هستیم.
...بقیه اش
تزیینه
هر کسی قادر به هر کاری هستش
من می خوام شما رو باور کنم
این کار رو خیلی ...آسون تر میکنه اما
... تو این قدرت رو داری که از تو سرچشمه می گیره
... مثل اینکه تو قادر به هر کاری هستی.
اما من؟
می دونی، مادرم همیشه به من می گفت که من شکننده هستم.
مثل یک پرنده.
من از تاریکی می ترسم.
من مثل تو و نیکو نیستم.
من شبیه اون نیستم.
منظورم این نبود.
روز طولانی بود.
میتونم منم یکی داشته باشم؟
البته
من به نیکو میگم که تو اینجایی
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم آدریانا رو ببینم.
حدس میزنم به خاطر تبریک گفتن نامزدی ما اینجا نیستی
مادرش بیمارستانه
قضیه جدیه
چقدر جدی؟
اون تو کما هستش
آدریانا میخواست یکم بخوابه
حالا حالاها بیدار نمیشه
پس منتظر میمونم
و با خودم میبرمش
البته
هواشو داشته باش به خاطر من
یه چیزی هست که باید ازت بپرسم
...و من
من نیاز دارم که حقیقت رو به من بگی
چی؟
چی؟
تو رائول رو کشتی...
مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.