As primeras 200 linias.
لیلی، چیز دیگهای هست که بخوای بگی؟
آرون و ورونیکا بودن
منو دزدیدن. اون خواهرم نیست
ورونیکا، وایسا!
مثل یه جور معبد میمونه
بیسیم دوربُرد
رادارم اینو داشت نشون میداد
واقعاً فکر کردی کسی که اون سر بیسیمه
- میتونه تو تعمیر هواپیما کمک کنه؟ - با هواپیما اومدن این پایین
شاید قطعاتی داشته باشن که به دردمون بخوره
تصویرهای ذهنی گوین واقعی بودن
هر چی که تو این چند سال دیده
تصاویری از این دنیا بوده
- کی حرکت میکنیم؟ - امشب
اینجا کجاست؟
اینجا جاییه که بازموندههای فروچاله لابریا ده هزار سال قبل از میلاد
توش ساکن بودن
گوین، امشب نوری که دنیاهامون رو متصل میکنه
شروع به بسته شدن کرد
فقط بدون که از صمیم قلبم
متأسفم که که بهت شک کردم
باید حرفت رو باور میکردم
ایو. هی. هی، هی. خواهش میکنم
- میشه دربارش حرف بزنیم؟ - حرفا رو زدیم
جفتمون توافق کرده بودیم که اگه تا الان اوضاع بهتر نشد
من و بچهها تابستون رو میریم لسآنجلس
آره، درسته
ولی من نظرم عوض شد
گوین
داریم خانوادمون رو از هم میپاشونی؟
نندازش گردن من
تو این سه سال سر جمع یه هفته هم نشده مست نباشی
بچهها حقشون این نیست. من حقم این نیست
حق... حق با توئه
فقط بگو من چیکار کنم
بگو ازم چی میخوای
میخوام...
میخوام شوهرم برگرده
اون مردی رو میخوام که عاشقش شدم
اونی رو میخوام که همیشه حس امنیت بهم میداد
منم اینو میخوام
ایو، فقط اگه سر دربیارم که اینایی که میبینم چی هستن
و چرا دارم میبینمشون، اون موقع میتونم اوضاع رو عوض کنم
فقط باید بهم اعتماد کنی
باید برم
باید برم بچهها رو بیارم
هی
ایو، دوباره بدستت میارم
قول میدم
اسکات، چیکار میکنی؟
میخوام حساب کنم چقدر طول میکشه تا اون نور ناپدید شه
- با انگشتت؟ - خودت نگاه کن
حدود سه ساعت پیش شروع کرد به بسته شدن
خب، از اون موقع
اندازه یکی از ناخنهای من کوچیک شده
انگشت اشارهام حدود هفت تا ناخن طول داره
پس با این حساب، 18 ساعت وقت داریم
تا زمانی که تا ابد اینجا گیر بیفتیم
واقعاً کاش نپرسیده بودم
پس یعنی لیلی رو دزدیده بودن؟
آره
باید با ورونیکا حرف بزنیم
من سعی کردم. فرار کرد سمت جنگل
و اگه زود برنگرده
باید بریم دنبالش بگردیم
بنظرت فکر خوبیه؟
یه سری بومی اینجا هستن که خیلی بیاعصابن
سر اینکه ما اینجاییم
نمیتونیم تنها ولش کنیم
موافقم، ولی در حال حاضر
اولویتمون باید برگشتن به خونه باشه
مامان
نور داره بسته میشه
همه وحشت کردن
چیکار کنیم؟
نمیدونم
ولی تسلیم نمیشیم، خب؟
یه راهی برای برگشتن پیدا میکنیم
چه خبره؟
یه نامه نوشتم برای بابات و ایزی
و دفنش کردم، به این امید که پیداش کنن
به همه خبر بدم زندهایم
یه هواپیمای دیگه هم بفرستن تا پورتال بسته نشده
- چی داری میگی؟ - خیلیخب
جاش، میخوام یه چیزی رو بدونی
درباره بابات و تصویرایی که میبینه
واقعیان
و میتونه ما رو اینجا ببینه
یعنی میگی ما رو میبینه؟
میدونم باورش سخته ولی...
آره، چون غیرممکنه
منم همین فکرو میکردم
ولی حقیقته
حتی اگه اینطور باشه، آخرین باری که
به کمکمون اومد کی بوده؟
لیوای دلگادو هستم، از نیروی هوایی ایالات متحده
اگه کسی میشنوه لطفاً جواب بده
ای بابا
چرا خودتو اذیت میکنی؟
تکرار میکنم
کاپیتان لیوای دلگادو هستم، از نیروی هوایی ایالات متحده
اگر کسی میشنوه لطفاً جواب بده
الو؟
جاناتان، تویی؟
سلام. کاپیتان لیوای دلگادو هستم
شما؟
من سرگروهبان مهندس دایانا هاسکینز هستم
نیروی هوایی ایالات متحده
یه چیزی پیدا کردیم! یه چیزی پیدا کردیم!
- ساکت! ساکت! - ساکت شو!
اون بیسیم مال دوستم بود
دوستم پیش شماست؟
متأسفم، ولی دوستتون زنده نموند
دایانا، من قضیه مأموریت موهاوی رو میدونم
منو فرستادن اینجا که نجاتتون بدم
ولی هواپیمام سقوط کرد و موتورم آسیب دیده
باید تعمیرش کنم. میتونی کمکم کنی؟
شاید
من تو سانتا مانیکا هستم، تو ساحل
- الان گفت سانتا مانیکا؟ - هیس
دایانا، صدات قطع و وصل میشه. میتونی تکرار کنی؟
نزدیک یه صخره...
دایانا؟
الو؟ الو؟
سیگنال رفت
باید برم پیداش کنم
گفت سانتا مانیکا. چندین مایل فاصله داره
ممکنه تا اون موقع نور رفته باشه
- آره - میتونی با جیپ بری
بالاخره روشنش کردم
پس همین الان حرکت میکنیم
منم باهات میام
وایسا. الکی که نیست. نمیتونی
نمیتونی همینجوری راه بیفتی
چجوری میخوای بری اونجا؟
با قطبنما و ستارهها
تو آموزش مقدماتی یادمون دادن
اگه به کارتون میاد، باید بگم مطمئنم
تا اقیانوس بیشتر مسیر تالابهای مسطحه
پس اگه گیر ببر دندانخنجری نیفتین
نباید مشکلی پیش بیاد
راه بیفتیم
مامان
جاش، میدونم هنوز خیلی حرفها داریم
فقط مراقب باش
ما از اینجا خلاص میشیم
نگاه کن
نگاه کن لیوای. اوناهاش
همون صخرهست
باید همین طرفا باشه
- کجاست؟ - نمیدونم
خیلی آروم برگرد
دایانا، نترس
من لیوایام، اینم ایو. با بیسیم حرف زدیم
- با جاناتان چیکار کردین؟ - ما کاری نکردیم
- بهم دروغ نگو! - بهت دروغ نمیگم
تو یه دژ وسط جنگل پیداش کردیم
وقتی رسیدیم اونجا مرده بود
دایانا، میخوام یه چیزی نشونت بدم
دستم رو میکنم تو جیبم، خب؟
دایانا، این عکس تو و تیم موهاوی ـه
از کجا آوردیش؟
دکتر سوفیا نیتن بهم دادش
شرمنده
یه مقدار این پایین بمونی
یاد میگیری همهچی رو خطرناک ببینی
گفتی شاید بتونی هواپیمامون رو تعمیر کنی
بنظرت هنوز ممکنه؟
شاید
باهام بیاین
شنیدم تو و تیمت از موهاوی اومدین
چطور از لسآنجلس سردرآوردین؟
پرتالی که ازش اومدیم بسته شد
برای همین دنبال یه راه دیگه گشتیم
ولی تو طوفان گیر افتادیم تو ساحل سقوط کردیم
دو نفرمون مُردن، از جمله خلبانمون
بقیهشون چی؟
جدا شدیم که یه راهی برای برگشتن پیدا کنیم
آخرش هم من و جاناتان اینجا موندیم
و وقتی سقوط هواپیماتون رو دیدیم
اومد دنبالتون بگرده، ولی دیگه برنگشت
گفتی موتورتون آسیب دیده
مشکل رو شناسایی کردی؟
از کمپرسور هوا خارج میشه
آکسیال رو چک کردی؟
آره
باید سیستم پنوماتیک باشه. خبر خوبیه
مال ما هنوز سالمه
فکر کنم میتونم هواپیمات رو تعمیر کنم
گوین، باید همین الان بریم سمت هواپیمام
خواهش میکنم، برو نجاتشون بده
از این خبرا نیست
پس محوطه اقامت رو پیدا کردی ربکا
میشه توضیح بدی چجوری این کارو کردی؟
نه راستش
اینجا هم ملک خصوصیه
پس امیدوارم حکم داشته باشی
بهت گفتم بیخیالش شو
نور فروچاله داره بسته میشه
میدونم. زیرنظرش داریم
No comments yet. Be the first to leave one.