As primeras 200 linias.
شبهجزیره اوبیامیوه
منطقهای دورافتاده و جذاب، سرشار از حیات دریایی بینظیر
ما آبهای مرموز این شبهجزیره رو به عنوان مقصد بعدی بلافونت انتخاب کردیم
برای آمادهسازی سفر دریاییمون،
اعضای تیم زیسو تو رصدخونه اقیانوسشناسی من جمع شدن،
همینجا، تو جزیره پسکهسپادا.
این قرار بود جاهطلبانهترین ماجراجوییمون تا به امروز باشه،
و در نهایت، یک ماجراجویی غمانگیز.
تیم ما شامل:
استبان دو پلانتیر، غواص ارشد.
پیشکسوت گروه، نزدیکترین همکارم به مدت ۲۷ سال.
کلاوس دایملر، ۴۰ ساله، مهندس، آرام، خونسرد، آلمانی.
ویکرام ری، ۲۸ ساله، فیلمبردار، متولد گنگ.
بابی اوگاتا، ۲۲ ساله، غواص.
رنزو پیترو، ۴۵ ساله، تدوینگر، صدابردار.
ولادیمیر ولودارسکی، ۳۳ ساله، فیزیکدان، آهنگساز اصلی.
آن-ماری ساکوویتز، ۲۵ ساله، منشی صحنه.
پله دوس سانتوس، ۳۰ ساله، کارشناس ایمنی.
النور زیسو، همسرم، نایب رئیس انجمن زیسو.
هفت دانشجوی علوم دریایی از دانشگاه آلاسکای شمالی رو هم دعوت کرده بودیم
تا به عنوان کارآموز بدون حقوق، در ازای واحد درسی، ما رو همراهی کنن.
۱۲ اکتبر. من و استبان در حال اکتشاف صخرههای مرجانی آبی اونور شبهجزیره بودیم.
ماهیهای صید فلورسنت به طور غیرمنتظرهای تو آبهای کمعمق ظاهر شدن.
که تو این عمق خیلی کمیابن.
تفنگت کو؟
استیو! استیو!
استبان کجاست؟ اون (دوربین) روشنه، ویکرام؟
مواجهه با یه ماهی شبیه کوسه، فوقالعاده غیرعادی!
۱۰ متر طول داره، ویژگیهای پشتی ناآشنا، سراسرش خالخالیه!
از پشت با یه دارت ردیاب بهش شلیک کردم!
استبان خورده شد!
مانیتور اسکن رو چک کن! قبل از اینکه خیلی عمیق بره، ردیابیش کن!
استبان گاز گرفته شد؟ خورده شد!
مرده؟ استبان خورده شد!
کامل بلعیده شد؟ نه! جویده شد!
مانیتور اسکن رو چک کن!
اون جنون هیدروژنی گرفته. چشمهای دیوونه.
استیو، ما فکر میکنیم تو هم چشم دیوونه گرفتی.
از اون آب لعنتی بیارش بیرون. استبان!
استبان! استبان! چرا پرتش کردی اونور؟
استبان! استبان! رفت...
استیو! استبان!
استبان! استبان!
استبان!
آیا عمدی بود که کوسه پلنگی رو هرگز نشون ندید؟
نه. دوربین از دستم افتاد.
چرا دارن میخندن؟
خب، قدم بعدی برای تیم زیسو چیه؟
خب، اون تازه قسمت اول بود. یه جوری تموم شد که همه تو خماری موندن.
حالا میرم دنبال اون کوسه یا هرچیزی که هست شکارش کنم،
و امیدوارم بکشمش.
هنوز نمیدونم چطور. شاید با دینامیت.
نمیدونی چیه؟ ممنون.
نه. تو زندگیم تا حالا چیزی شبیهش ندیدم. شما میگی کوسه پلنگیه.
اون که عنوان فیلم شماست.
داشت مستقیم میومد سمتمون. من فقط دو کلمه اولی که به ذهنم رسید رو گفتم.
اون در بهترین حالت یه گونه در حال انقراضه.
هدف علمی کشتنش چی میتونه باشه؟
انتقام.
آفرین! چه باحال!
مایلم شما رو با آنتونیا کوک آشنا کنم. ایشون رئیس جدید انجمن فیلم هستن.
حتماً خیلی هیجانزدهاید.
امیدوارم. فکر میکنید خوب پیش رفت؟
نه، تبریک میگم.
جدی میگی. ممنون.
کاش لازم نبود بگی "جدی میگی"، ولی ممنون.
خب، من فقط فکر نمیکنم اونا منظور رو فهمیدن.
استیو! استقبال امشب افتضاح بود.
لری امین، رئیس سعودیفلیم رو میشناسید. آه، بله. سلام.
از دیدنتون خوشحالم. من و لری داشتیم راجع به وضعیت مالی خرابمون حرف میزدیم.
فکر کردم خوب میشه اگه هر سه با هم بریم مهمونی.
چرا؟ لری اونقدر پول داره که سرمایهگذاری کنه؟
پادشاه الان داره ازش حمایت میکنه. من همین الان ۵۰۰ میلیون دلار سرمایه از پادشاه گرفتم.
میتونم یه عکس از شما با کاپیتان هنسی بگیرم؟ کجا؟
زود باش.
هی، استیون. اوضاع با اون، اِم...،
چی صداش میکنی؟ پلنگ... ماهی؟ کوسه پلنگی.
کوسه پلنگی. دقیقاً. عاشقشم.
یه چیزی بگو. واقعاً وجود داره؟
میدونی، الی، نمیخوام پایان رو لو بدم.
آفرین.
اوه، دخترمون اومد.
تو جذابترین موجودی هستی که تو زندگیم دیدم.
سلام، لاغرو. سلام، النور.
اون یه نشان لیاقت جدیده؟
در واقع، بله هست.
من تازه تو پرتغال شوالیه شدم.
رئیسجمهور یه جشن ویژه گرفت و...
با الی خوب نباش. اون دشمن قسمخورده منه.
چطور تونستی با اون همجنسباز موذی بخوابی؟
خب، اون موقع عاشقش بودم.
آره، اون کاریزماتیکه.
حالت چطوره؟
من لبه پرتگاهم. نمیدونم بعدش چی میشه.
اینجا منتظر باش. الان برمیگردم.
فقط میخواستم سلام کنم.
سلام. هی، عزیزم.
گفتم میخواستم سلام کنم. نگفتم میخواستم دستم بزنی.
من با همسرم اینجا هستم.
النور، این ماندیزاست. ماندیزا.
واقعاً میخوایم منو تو این وضعیت بندازیم؟
مردم میگن النور مغز متفکر تیم زیسوئه
استیو پس چیه؟
اون خودِ زیسوئه
استیو
این برادرزاده کوچیکم ورنره
میخواست شما رو ببینه
چطوری ورنر؟ برات یه کادو آورده
یه ماهیاسبِ مدادرنگی
بهبه
نمونه جالبیه
ممنون رفیق. خواهش میکنم
استیو
قیافهت زیاد خوب نیست
این چطوره؟
استیو، اونور یه بنده خدایی کارت داره
چی میخوای پیرمرد؟
چند تا از اینا داری؟
خیله خب، بقیهاش رو خودت جعل کن
گمشو از اینجا
هی استیو! چطور برای دوستت استبان مراسم عزاداری نگرفتی؟
چی گفتی؟
تو قسمت دوم کیو میکشی؟
استیو! وایسا!
آخ!
لری امین امشب برمیگرده مکه تا ببینه میتونه کاری کنه که حسابوکتاب جور دربیاد یا نه
باید تا ۱۰ روز دیگه یه جوابی بهمون بده
بهش بگو تا یکشنبه باید خبردار شیم
چرا باید این کارو بکنم عزیزم؟
تا دستشو رو کنی، لعنتی. تا بجنبونیش
عزیزم، ما نه ساله یه مستند موفق نساختیم
بیا با لری امین ور نریم
دوبل. تو براش توضیح بده، باشه النور؟
پیچگوشتی. میفهمه
امین باید یه پیشبینی از کل درآمد جهانی داشته باشه
تا ببینه میتونه از معافیت مالیاتی استفاده کنه و اون رو از طریق قرارداد تولیدش رد کنه
نمیفهمم ولی میدونم همش چرت و پرته
اوه، این دیگه چه وضعیه...
بلک جک رو روی ملکه قرمز بازی کن
خب، با اجازهتون، من میخوام برم یه شب تا صبح مست باشم
و تا ۱۰ روز دیگه میخوام برم اون کوسهای که دوستم رو خورد پیدا کنم و نابودش کنم
هر کی خواست بهم بپیونده، کاملاً خوشآمد میگم
کاپیتان زیسو، متاسفم که مزاحمتون میشم
من ند پلیمپتون هستم. باشه رفیق
مادرم کاترین پلیمپتون هست
شوخی میکنی. نه
حالش چطوره؟ ماه پیش فوت کرد
متاسفم. لعنتی
اون...
هوم
دربارهت شنیدم
البته نمیدونم درسته یا نه
تو میدونی؟ نه، نمیدونم
سی ساله ازش خبر ندارم
فکر کنم دیگه خیلی دیره
اون هیچوقت با من تماس نگرفت، میدونی؟
بله، میفهمم
تو قرار بوده پسرم باشی، درسته؟
نمیدونم
ولی به هر حال میخواستم شما رو ببینم، محض احتیاط
ممنونم
زود برمیگردم. نرو
؟ ملوانا؟
؟ تو سالن رقص دعوا میکنند؟
؟ اوه، مرد؟
؟ ببین اون آدمای اولیه رو؟
؟ عجیبترین نمایشه؟
؟ نگاهی به قانونمرد بنداز؟
؟ داره آدم اشتباهی رو میزنه؟
؟ اوه، مرد؟
؟ کنجکاوم آیا هرگز میفهمه؟
؟ تو پرفروشترین نمایشه؟
؟ آیا تو مریخ زندگی هست؟؟؟
بابت اون متاسفم. امشب منو درست موقع پیاده شدن از چرخ و فلک گرفتی
آه، اشکالی نداره. نمیخوام زیاد وقتتونو بگیرم
میخوام ازتون بابت صحبت با من تشکر کنم
یه راهی پیدا میکنیم رفیق. میدونم که پیدا میکنیم
همین الان با سای پرلمن یه گفتگوی عالی داشتم
میخواد سر مقاله اکتشافگر اقیانوسشناسی سروصدای زیادی راه بندازه
احتمالاً عکس روی جلد رو بهت بده
پس با این خانم وینزلت-ریچاردسون خوب رفتار کن، باشه؟
ظاهراً اون شما رو میپرسته
و ما واقعاً به پوشش خبری نیاز داریم
اُسیری، این، اِمم، احتمالاً پسرم نده. تازه با هم آشنا شدیم
آه. اِمم، چه دلنشین
خلاصه، مادرش تازه فوت کرده
به علاوه، ما یه سری مشکلات داریم
فقط فکر میکنم این یه فرصت خیلی خاص برای همهمونه، مخصوصاً برای اون
اون به این معامله نیاز داره. باشه، بیارش اینجا
خب، اون همینجاست
ببخشید. حال شما چطوره؟
؟ تـ تغییرات تـ تغییرات تـ تغییرات؟
خب، شغلت چیه؟ من خلبانم
ایر کنتاکی
ایر کنتاکی
کمک خلبانم، در واقع. آره. اون رو نمیشناسم
مرکز ما لوئیویله
خب، البته. اونجاها یه جاهای قشنگی داره. محصور در خشکی
باید بگم که من عضو انجمن زیسو بودم
از وقتی ۱۱ سالم بود
No comments yet. Be the first to leave one.