As primeras 187 linias.
.چیزی که واقعاً لازم داریم، یه ذره گله
قبلاً در "بل-اِر"
...خودمونیم، ممکنه یه کم
یه چیزایی تو کیفم داشته باشم...
.و ممنون که به جاز برای ایده فروشگاه گلش کمک کردی
.سرمایه بزرگترین مانعه
.برای شروع حدوداً یه ربع میلیون دلار میخواد
.من اینقدر پول دم دست ندارم
یه سرمایهگذار چی؟
.ایشون دومینیک بریجز هستن
این همه سال، هیچوقت نگفت خواهر داره؟
.ناتنیه
.من پولت رو به روش خودم میشورم
.به هیچکدوم از پول سرمایهگذارا نباید دست زد
...خوشحالم که با مردی
در حد و اندازه شما، آقای بنکس، معامله میکنم...
میلیون. ۵۰
.پولو آرومآروم از طریق کسب و کارها میشوریم
.نزدیک محل ساخت و ساز
.همهشون میتونن به سادگی تکذیب کنن
.پاملا گوردون بهم زنگ زد
.گفت واقعاً به یه سرمایهگذار احتیاج داری
.برای کارواش آمودی
.برای چارلی
از این مطمئنی؟
...اگه اون لینک کوفتی رو نزنید
.باشه
!قبول شدم! قبول شدم
این گاوین وایت چی؟
.اوه، فکر کنم تازه پارتم رو پیدا کردی
...اگه بتونم یه کم باهاش گپ بزنم
مطمئنم سفارشمو میکنه...
پیش مربی USC...
.گاوین
!هی، کارت خیلی باحال بود
.که واسه پسرعموت کردی
.ما تو فیلی اینجوری کارامون رو میکنیم. با مربی حرف زدم
.میاد یکی از بازیهات رو ببینه
.آماده باش
!آره
!هی، هی، هی! هی، هی، هی
.توپ، توپ، توپ، توپ، توپ، توپ، توپ، توپ، توپ
.توپ رو بهش بده
.چی... آخ
چرا توپ رو به ویل نداد؟
.هرکی توی اون زمین هست داره تلاش میکنه دیده بشه
.همهشون سال بالاییهای بدون قراردادیان
.آره، و همهشون دارن برای مربیها خودنمایی میکنن
منظورم اینه که ویل داره خوب عمل میکنه، درسته؟
امتیاز، ۵ پاس گل، ۳ ریباند داره. ۱۶
.آمارش خوبه
.دفاعشون شکست
!آره
.همینه، ویل. آفرین به این بازی
.کارت خوب بود، ویل
.اوه، فکر کنم مربیها هم خوششون اومد
آره، ولی مربی چی؟
.مربی USC بالاخره اومد
.فقط سه ماه طول کشید تا بیاد
.بله قربان
.برین دوش بگیرین
.اوه، این از این. داره باهاش حرف میزنه
.نمیتونم بفهمم چی میگه
.اوه
.این خوب نیست
.هی، بازی عالی بود، ویل
.ممنون، رفیق
خب، چی شد؟
.گفت از بازیم خوشش اومده ولی لیست پره
.یه بازیکن لحظه آخری که از پورتال اومد، آخرین جایگاه رو گرفت
.نه
.متاسفم، ویل
.میدونم امیدوار بودی خبر بهتری بشنوی
.خب، شاید وقتشه به پیشنهادهای دیگه فکر کنی
ویل؟
ویل اسمیت؟
.مربی مک هستم، از دانشگاه استپلتون، همونجا پایین تو اورنج کانتی
.اوه، آره. تیم استینگریز
.امسال تو کنفرانس ساحلی اقیانوس آرام دوم شدین
.درسته؟ آره، درسته
.خوشحالم که آشنایی دارید
.میدونین، تو تیمهای رده پایینتر اونقدر بهمون توجه نمیشه
.فیلیپ بنکس. اوه
.و اینم همسرم، ویویان. (هردو): سلام
.پسرم، کارلتون. از آشنایی باهات خوشوقتم
.از آشناییتون خیلی خوشوقتم
خب، چرا به ویل علاقهمندین؟
.پوینت گارد من مینیسکش پاره شده
.اون فصل آینده رو کلاً از دست میده
.ولی این یعنی من یه جای خالی دارم
.و خیلی دوست داریم ویل پاییز به برنامهی ما بپیونده
!واو
!جدی میگی؟ باورنکردنیه
!محشره
و بورس تحصیلی کامل ارائه میدین؟
!بله خانم. ووهو
.مامانم از شنیدن این خبر حسابی خوشحال میشه
.خب، پس یه چیزی بهت بگم
چرا فردا نمیآی دانشگاه؟
.بازیکنها رو ببینی
،و اگه به نظر اومد جاییه که میتونی خودتو اونجا ببینی
.میتونیم رسمیش کنیم
.عالیه
.باشه. باشه
.پس میبینمت
.وای خدای من. اون محشر بود
چی بود اون؟
.دیوونهکننده
!جدیه؟ سلام استپلتون
.به اش قول دادم اینو ضبط کنیم
.وقتی اون سفر اول ترمش رفته
.خب، ما آمادهایم
.پس هر وقت تو آماده باشی، منم آمادهم. باشه
.ببینیم چی داریم
باشه، کاملاً مطمئنیم که
نمیخوایم جنسیتش سورپرایز باشه؟
خب، خودت گفتی خوبه که بدونیم
.اتاق بچه رو چه رنگی کنیم
.و چه جور لباسهایی بخریم
.اِم... و همینطور روی اسم بچه تمرکز کنیم
.یادت رفته؟ من فکرهایی دارم
.باشه، باشه. درسته، درسته. باشه، ادامه بده
.آره، بزن بریم. بزن بریم
.ولی ندونستن هم یه جورایی خوبه
.تو زندگی دیگه زیاد سورپرایز نمونده
.اوه، این خانواده تا دلت بخواد سورپرایز داشته
.راستش، برای تنوع هم که شده، دوست دارم یه کم مطمئن باشم
.خب رفقا، این کیک معرکه به نظر میرسه
اینو میبری یا نه؟
.آره، همون. باشه. خیلی خب
.(هردو): بزن بریم. باشه
...اِه
!پسره
!هی
!پسر کوچولوی عمو. اینه
.میدونی، چند ماهی بود فکر میکردم پسره
.چند ماهی بود
.حالا بیا راجع به اسمها حرف بزنیم. من به "ترگود" فکر میکنم
اوه. ترگود؟
.هیچکس اسم بچهشو ترگود نمیذاره
میخوای بچه رو مسخره کنن؟
چی؟ یه اسم قدیمی و باکلاسه. تو میتونی بهترشو پیشنهاد بدی؟
.همین که اسمتو کارلتون گذاشتن به اندازه کافی بد بود
.اوه، واقعا. باشه
چطور جرئت میکنی؟ خب، تو چی میگی ویل؟
بابا بیخیال. ویلارد؟ ویلیام؟
ویل... ویل چی؟ ها؟
.میدونم
.آب کلم، خیار و لیمو
.به سلامتی عمر طولانی
.اوم
.اوه
.عمر طولانی طعم مرگ میده
.باید برای پسر کوچولوی بنکس سالم بمونیم
.قراره راه درازی باشه
.اوه، و من تو سه ماه آخر بارداریم هستم
.و هنوز کلی کار تو لیست کارهام دارم
.بذار ببینم
.آماده کردن اتاق بچه
.محول کردن پروژههای نایمن برای مرخصی زایمانم
.تموم کردن پرتره
.میدونم سرت خیلی شلوغه
چطور میتونم کمک کنم؟
.خب، منظورم اینه که "همه چیز رو به پسرها یاد بدم" تو لیستم هست
.اونا دارن میرن دانشگاه
.و من متقاعد نشدم
.کارلتون حتی میدونه چطور جاروبرقی رو روشن کنه
.احتمالا فکر میکنه اتاق خوابگاهش با خدمهی نظافت میاد
.اوه، دیدم که با یه قوطی سوپ درگیر بود
و فهمیدم که هرگز بهش یاد ندادم
.چطور از قوطیبازکن استفاده کنه
.و ویل هم دست کمی نداره
.سه تا قرص لباسشویی رو برای شستن یه هودی استفاده کرده بود
قسم میخورم هیچ کدوم از این پسرها
.برای دنیای واقعی مجهز نیستن
.مالیبو دریم، ساتیوا مورد علاقه منه
روز عملآوری شده. آره. ۱۷
.میدونی، من بهش میگم جنس خوب خودم، میدونی
.باشه
.یو، مرسی داداش. حتماً
حالت چطوره؟
.خانم گوردون
.حالت چطوره؟ فقط خواستم یه سر بزنم
اوه، کار و بار الان یه خورده آرومه، نه؟
.میدونی، شبها حسابی شلوغ میشه
.پس ما تنهاییم
.میدونی، دنبال یه جور نشئگی خاص هستم
No comments yet. Be the first to leave one.