As primeras 200 linias.
به درون خودت نگاه کن. چه حسی داری؟
نمیدونم
چی میخوای؟
چی میخوای؟
میخوام عشق بورزم
واقعا اینو میخوای؟
اون درد رو به یاد بیار
تو اسمی نداری، فقط هدف داری
تو اسمی نداری، فقط هدف داری
تو اسمی نداری، فقط هدف داری
بکُش
فقط هدف داری
بکُش
- فقط هدف داری - بکُش
نفس بکش
دیوید!
نه. نه. نه. نه
نه! نه! بس کن
دیوید!
دیوید!
دیوید
نفس بکش. درست میشه
- نه. نه - بکُش
نه
نه! نه! خواهش میکنم! نه!
چیزی نیست. چیزی نیست
نفس بکش
- رویاهات دارن بدتر میشن؟ - بکُش
نگران نباش. اونا تا ابد باقی نمیمونن
تا الان مدرسه چطور بوده؟ خیلی راجع بهش حرف نزدی
خیلی خب
دیوید! هی. دیوید، صبر کن
تو، داری ازم دوری میکنی؟
هی
شرمنده
خب، دیگه ازم فرار نکن، خله
هی، بیا زودی اون پروژه رو تمومش کنیم. شاید اونا دوباره ما رو همپروژهای کردن
بیا. دیرمون شده
امروز ما روی اریک اریکسن و تئوری توسعه روانشناختی ـش رو بحث میکنیم
یکی از عناصر کلیدی تئوری مرحلهی روانی اجتماعی اریکسون ...
رشد هویت فردیه
حالا هویت فردی، اگه اسمش رو بذاریم، احساس آگاهانه شخص از خودشه ...
که ما همه از طریق تعامل اجتماعی اونو پرورش میدیم
طبق نظر اریکسون، هویت فردی ما در طول تعاملات روزانهی ما ...
با دیگران دائما در حال تغییره
اون بعلاوه معتقد بود که احساس شخصی فرد از شایستگیش ...
باعث ایجاد انگیزه برای اعمال و رفتار روزانهی ما میشه
در هر مرحله از تئوری اون به اینکه شخص در بخشی از زندگی به شایستگی برسه، پرداخته شده
اگه که مرحله به خوبی به پایان برسه، شخص حس سلطه گرایانه بهش دست میده ...
بعلاوه به عنوان قدرت نفس ازش یاد شده
هرچند، اگه که مرحله به خوبی پیش نره ...
شخص حس بی کفایتی بهش دست میده
درسته، آقای لی؟
ببخشید، آقای هندرسون؟
شاید بخواید که برای بچههای کلاس مرحلهی ششم تئوری اریکسون رو بگید
یا ترجیح میدید که آخرین وضعیت هوا رو برامون بگید؟
مرحلهی ششم در مورد صمیمیت در برابر گوشهگیری ـه
این مرحله بخشی از دوران ابتدایی بزرگسالی رو در بر میگیره که ما الان در حال ورود بهش هستیم ...
هنگامی که ما شروع به کشف رابطههای شخصی هستیم
اریکسون باور داشت که برپا کردن پیوندهای نزدیک ...
و متعهدانه با دیگران ضروریه
خیلی خوب بود، دیوید. مشخصه که تو از قبل با آقای اریکسون ...
و همینطور ایدههایی که در مرحلهی ششم هست، آشنایی داری
ممنونم
حالا ...
جریان چیه؟
هی!
دستات رو بذار روی سرت!
دستات روی سرت بمونن. تکون نخور
کدومشونه؟ بهش اشاره کن
خیلی خب. خیلی خب
اون
خیلی خب! همه بلند شید! دستاتون رو بذارید روی سرتون!
- تن لشتون رو بلند کنید! - زود! زود! زود!
- در رو باز کن! - همه چی درست میشه
دیوید!
تن لشت رو بلند کن! یالا!
بکُش
نه
ازم دور شو
به مورد بهش دستبند بزن
- مورد دستبند زده شد - خیلی خب. بریم بیرون
دیوید!
بکُش
اون بیداره! از پا درش بیارین!
دیوید
چیزی نیست
چیزی نیست. دیوید
دیوید، صبر کن!
فقط هر کاری کردم تو هم بکن
باید بدونم که شما کی هستین و اینجا چه خبره
- این پسر رو میشناسی؟ - اون دیویده
خب، دیوید بیشتر از یه سال پیش از یه بیمارستان روانی فرار کرده
- از اون موقع داریم ردش رو میگیریم - اون شدیدا خطرناکه
- و تا الان 4 نفر رو کشته - آقا، در مورد دیوید لی چی میدونید؟
- یه عمو داره که باهاش زندگی میکنه؟ - عمو؟
آره، اون امروز صبح جلوی مدرسه پیادهش کرد
آقا، میشه ازتون بخوام که همراهم به بیرون بیاید؟
خواهش میکنم
آره، خودشه. اون تیم عملیاتی رو از بین برد
وقتی که داشتم بیرون میومدم، تیم پاکسازی به داخل فرستاده شد، ولی فکر نکنم متوجه من شده باشن
طبق نقشه عمل کن. میخوام که فورا این مسئله حل بشه
تشکیلات چی؟
آقای کالینز، فقط کاری که بهتون میگم انجام بدید
میتونم با اطمینان بهتون بگم که محصولات ما آزمایش شده و تست شده هستن
اونا جنس اصل هستن
این منبع انرژی جدید جایگزین تمام تکنولوژیهای مرسوم خواهد شد ...
... و بطور بالقوه دنیا رو دگرگون خواهد کرد
ولی فقط اگه افراد مناسبی پشت کار باشن
باید بهتون آفرین بگم
شما همیشه در آستانهی پیشرفت تکنولوژیکی هستین
هرچند، ما بیشتر نگران ...
منافعی هستیم که این تکنولوژی برای ...
... چطور بگم؟
- برای افرادی که درش دخیل هستن داره - دقیقا
وقتی که بحثش پیش بیاد، ما باید عملی بودن کار و هزینههای
توزیع محصولات شما رو تخمین بزنیم، افرادی که اونا رو میخرن که جای خود داره
من اولین کسی خواهم بود که اعتراف کنم ...
به همون اندازه که زمین نیازهایی داره، افرادی مثل ما هم نیازهایی داریم
واقعیت امر اینه که، اگه شما به ما ملحق بشید ...
... چطور بگم؟
... انرژی تنها قلم سبزی نخواهد بود که تولید میشه
ببخشید، آقایون
- البته - بله
- کی این اتفاق افتاد؟ - تقریبا ساعت 9 امروز صبح
وضعیت کنونیش چیه؟
ناشناخته. اقدام پیشگیرانهی دوم در حال اجرا شدنه
بعد از اتمام کار گزارش کاملی داده خواهد شد
فورا به من گزارش بدید
چشم. یه مورد دیگه. کالینز به تنهایی در اون مکان بوده
کالینز؟
ظاهرا اون در مورد عملیات شنیده
باید مداخله کنم؟
نه. ما به تو در اینجا نیاز داریم ولی حواست بهش باشه
بله، قربان
دیوید
اینجا ... اینجا چیکار میکنی؟
فکر کنم ممکنه که ...
خیلی خب. آروم باش
ببین چی میگم
- به آپارتمان رفتی؟ - نه
خیلی خب. ما باید از اینجا بریم
- چی شده؟ - تکون بخور
دیوید، گوش کن. برو به آپارتمان، همونطور که قبلا در موردش حرف زدیم
عکسی که توی اتاق نشیمن هست
خوبه. حالا بگو کجا میری؟
دیوید، من رو نگاه کن. کجا میری؟
همه چی درست میشه
قطار 6. چهار شهر پایینتر
حالا فرار کن!
فرار کن، دیوید! فرار کن!
تو کی هستی؟
نه! نه
جالبه
باید اونو در چه دستهای قرار بدیم؟
تواناییش برای دریافت انرژی از روح به غدهء فوق کلیویش فراتر از حد عادیه
ولی مثل بقیه به مورد تحریک کننده واکنش نشون نمیده
در مورد تغییر رنگ چشماش چه نظری دارید؟
ممکنه عارضهی جانبی از تقویت مغز باشه
هم ممکنه نقص روانشناختی باشه
خب چه کاری رو توصیه میکنید انجام بدیم؟
اگه بخاطر نمودار انرژیش نبود، پیشنهاد میدادم که نابودش کنید
تماس بگیر که اونو برنامهریزی مجدد بکنن
برنامهریزی مجدد رو شروع کنید
روی پشت بوم گمش کردیم. همین الان اقداماتی برای ردیابیش در حال انجامه
- چیزی پیدا کردی؟ - فقط این
رویاها دارن بدتر میشن؟
- هی دیوید. صبر کن - قطار 6. چهار شهر پایینتر
- برو به خونهی امن - شاید اونا دوباره ما رو همپروژهای کردن
فرار کن! دیوید فرار کن!
- من رو به یاد میاری؟ - نه. خواهش میکنم
- ریلکس باش - دوباره نه
ریلکس باش. ما بهت کمک میکنیم. همه چی درست میشه
- خوبه. اسم من چیه؟ - دکتر جنکینز
- خوبه. اسم خودت چیه؟ - نمیدونم
من اسمی ندارم
خیلی خوبه. هدفت چیه؟
بکُش
تا خدمت کنم
- خیلی خوبه - عشق چیه؟
این کلمه رو از کجا بلدی؟ این کلمه رو از کجا بلدی؟
یادم نمیاد
تو عشق رو احساس میکنی؟
- ... عشق؟ - نمیدونم
فکر کنم که واسه امروز تا همینجا کافیه
سلام، دیوید. اسم من دکتر چن ـه
اگه اینو داری گوش میدی، پس تا الان ما خیلی خوب همدیگه رو شناختیم
ولی در عین حال، احتمالا به این معناست که اوضاع اونجوری که امیدوار بودم نشده
همونطور که مطمئنم میدونی، تو مثل پسرای دیگه نیستی
تو فرق داری، خاص هستی
سالها پیش، من بعنوان یه نسل شناس روی پروژهای کار میکردم ...
که در ابتدا باور داشتم به نفع بشریته
پروژه انسانها رو قادر میساخت که انرژی رو از دنیایی دیگه ...
به درون بدنشون وارد کنه
نیاز بود که روی انسان آزمایشش کنیم
دیوید، تو یکی از اولین موارد آزمایش شده هستی
تشکیلات روی یتیمهای کم سن و سال تمرکز کرده بود ...
نوجوونها، تمام این بچههایی که خونه ندارن
اگه بچهای عملکرد امیدوار کنندهای داشت ...
اونا پیش دکتر جنکینز میفرستادن تا تمام خاطرات گذشتهشون رو پاک کنه
No comments yet. Be the first to leave one.