Rage in Heaven

Rage in Heaven

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

Rage in Heaven 1941
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian Rage in Heaven 1941 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

other
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 12
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

اینجا منتظرم باش. بله، آقا.

من کنسول بریتانیا هستم. دکتر رامو منتظر من هستن.

حتماً، آقای کنسول.

بفرمایید تو.

عصر بخیر، آقای کنسول.

خیلی لطف کردین که اینجا تشریف آوردین.

بذارش روی صندلی.

لطفاً بفرمایید داخل. ممنونم.

شما همیشه اینجا درهاتون رو قفل می‌کنید؟

متأسفانه یک اقدام احتیاطی کاملاً ضروریه.

بشینید. ممنونم.

از اینکه ازتون خواستم اینجا بیاید، آقای کنسول، متعجبید؟

می‌دونید...

شغلم من رو به جاهای عجیبی می‌کشونه.

ولی اعتراف می‌کنم...

این اولین باریه که به همچین جایی میام.

باید بیشتر به ما سر بزنید. خیلی آموزنده‌ست.

حالا، راجع به این بیمار شما...

می‌خواید من شناساییش کنم، درسته؟

بله.

ما همه دلیل رو داریم که باور کنیم اون انگلیسیه.

دقیقاً مشکلش چیه؟

اون سعی کرده بود خودکشی کنه.

ولی وقتی ازش پرسیدیم چرا می‌خواست خودش رو نابود کنه...

فقط خندید و گفت:

«می‌خوام بدونید مردم بعد از من چی می‌گن.»

«بعد از اینکه مردم.»

این کی اتفاق افتاد؟

در زمان آخرین ماه کامل بود.

حالت‌های عصبی ممکنه تحت تأثیر ماه قرار بگیرن.

الو؟ بیمار اتاق ۱۲ رو بیار بالا.

برای شما، به عنوان یه فرد غیرمتخصص...

به نظر خواهد رسید که...

یه آدم معمولی،

جذاب، و جوانی بسیار باهوش.

ولی اگه با دقت تماشاش کنید...

متوجه یه نوع عجیب از بی‌احساسی می‌شید.

یه بی‌لحنی خاص توی حرف زدنش.

برای متخصص، این نشانه‌ها تأیید می‌کنه...

که اون از چیزی که ما «پارانویا» می‌نامیم رنج می‌بره.

ولی مطمئناً درمانی هست؟

خیلی به ندرت.

در این مورد، متأسفانه نه.

ظاهراً، اون ممکنه برای مدت‌های طولانی آرام و به ظاهر عاقل بمونه.

ولی اگه چیزی از نظر احساسی آشفته‌اش کنه...

عشق. حسادت.

یا هر نوع مخالفت.

واقعاً ممکنه خیلی خطرناک بشه.

قادر به هر کاری. حتی قتل.

بفرمایید.

آقای اندرو بیرون هستن، آقای مدیر.

اندرو. اندرو؟ یه اسم خیلی رایج تو کشور ما.

می‌ترسم شناسایی کردنش سخت باشه.

این اسم تنها چیزیه که به ما می‌گه.

بعضی وقتا مبهم راجع به مرگ پدرش حرف می‌زنه.

انگار ذهنش رو درگیر کرده.

ولی راجع به خانواده یا دوستاش، حتی یه کلمه هم نه.

امیدواریم شما بتونید ترتیبی بدید که اون رو به یه مؤسسه در انگلیس بفرستیم.

فکر کنم بهتره ببینیمش.

بیارش تو.

اینجا نیست، ناپدید شده.

چی؟

ولی این غیرممکنه!

هی!

حتماً جایی قایم شده... آقای مدیر.

بیمار رو دیدی از این اتاق خارج بشه؟

بلندتر حرف بزن. به چی زل زدی؟ آقای کنسول هنوز اینجان؟

ولی من یک لحظه پیش در رو براش باز کردم.

رفت بیرون که تاکسی بگیره.

کلاه و کتم رو برده.

به پلیس زنگ بزنید!

قطعاً آدم زرنگیه.

گفتید اسمش چی بود؟ اسمش...

اسمش چی بود، دکتر بودین؟ اندرو. وارد اندرو.

درسته. وارد اندرو.

آقای اندرو رو صدا می‌زنیم.

آقای وارد اندرو.

آقای اندرو رو صدا می‌زنیم.

وارد اندرو.

آقای اندرو رو صدا می‌زنیم.

وارد اندرو.

آقای اندرو رو صدا می‌زنیم.

آقای وارد اندرو.

آقای اندرو رو صدا می‌زنیم. بفرما، پسرم.

آقای وارد اندرو؟

بله، خودمم. بفرمایید آقا.

ممنونم، آقا.

اون بلونده یا برونته؟

فیلیپ!

تو اینجا تو لندن چه غلطی می‌کنی؟ فکر کردم تو آفریقای وحشی هستی.

آخرین باری که ازت خبر داشتم، تو اسکاتلند داشتی توربین طراحی می‌کردی.

وقتی شنیدم اسمت رو صدا می‌زنن، بیشتر از این نمی‌تونستم تعجب کنم.

رئیس فرستاد دنبالم که الان برگردم. تو فرانسه مشغول تعطیلات بودم.

واقعاً؟ من خودم همین الان از پاریس برگشتم.

مامان، پسر کوچولوش رو صدا زد که برگرده خونه.

ببین فیلیپ. من هنوز ۴۸ ساعت وقت دارم. نمی‌تونیم یه جایی رو با هم بگذرونیم؟

مطمئناً که می‌تونیم. همین الان با من برگرد به چیسینگفورد.

چیسینگفورد؟ نمی‌دونی چقدر دلم برات تنگ شده بود.

قراره درست مثل قدیم بشه.

اونجا دقیقاً همون شکلیه.

آره، آره. مامان از هر چیز جدیدی متنفره

مبلمان جدید. فرشای جدید

صورتای جدید

این کیه؟

من تا حالا تو زندگیم ندیدمش

حال شما چطوره؟

اسم من استلا برگن هست

من منشی و همدم خانم مونرل هستم

خانم مونرل از من خواستن که به پسرشون خوش‌آمد بگم

اما...

نمی‌دونین کدومتون کدومه؟

نه

فکر کنم مجبورین حدس بزنین

بسیار خب

کدومتون پیشنهاد دادین با قطار صبح بیاین؟

من بودم

پس شما فیلیپ مونرل هستین. چرا این حرفو می‌زنین؟

خانم مونرل بهم گفتن آقای فیلیپ هیچ‌وقت قبل از یک ظهر بیدار نمیشن

عجب مادریه!

آبروی پسرشو از همین حالا می‌بره

چیزی که اون نمی‌دونه اینه که من تو قطار بهتر از هر جای دیگه‌ای می‌خوابم

این تنها چیزیه که تو سفرام یاد گرفتم

پس شما... درست گفتم

ناامید شدین؟ اصلاً. به خونه خوش‌آمدین، آقای مونرل

اسمم فیلیپه

بله. عذر می‌خوام

بهترین مهندس انگلستان رو معرفی می‌کنم. آقای وارد اَندروز

مردی که برام ممکن کرد چهار سال خسته‌کننده رو تو کمبریج تحمل کنم

اونقدر نابغه‌س که منو از امتحانا رد کرد

حال شما چطوره؟

ممنون که معرفیم کردی، رفیق. خواهش می‌کنم

ازش خوشتون اومد؟

بهش فرصت بده. تازه چند دقیقه‌س منو می‌شناسه

خیلی متواضعی، وارد

یه ضربان قلب کافی بود، مگه نه، استلا؟

می‌بینم که هر دوتون دیوونه‌این

و خیلی هم از خود راضی. مادرتون بالاست

یه لحظه دیگه آماده میشه. اگه اینجا منتظر بمونین صداتون می‌کنم

کلارک

خانم برگن چقدره اینجان؟

خانم مونرل ترتیبی دادن که ایشون سه ماه پیش از قاره تشریف بیارن

پدر و مادرش کشته شدن

داستان خیلی غم‌انگیزیه. ایشون پناهنده هستن

فیلیپ

حالا می‌تونین بیاین بالا

بیا، وارد

اگه منو خواستین تو پذیرایی‌ام. نه، نه

تو همینجا بمون. اون شیشه دارو رو زود قایم کن

سلام

سلام عزیزم

فیلیپ. پسر ولگرد

اینجا چیکار می‌کنی؟ مریض بودی؟

معلومه که نه. زیاد خوابیدم

نامه‌م رو از سن-تروپه گرفتی؟ بله. یه کلمه‌شم باور ندارم

درس خوندن نقاشی، حتماً. حتماً رنگ تو فرانسه خیلی گرونه

به هر حال، بزرگترین استودیو رو اونجا اجاره کردم

فیلیپ، من و تو باید یه گفتگوی طولانی و جدی داشته باشیم

بله. بله، می‌دونم. کارخانه فولاد

می‌دونستم این بار باید باهاش روبرو بشم

واسه همین یه دوستی رو هم با خودم آوردم تا به خودم جرأت بدم

وارد اندروز محبوبت، حدس می‌زنم؟ تو لندن بهش برخوردم

خوشحال نیستی؟

معلومه

اما من و استلا امیدوار بودیم فقط تو رو داشته باشیم. مگه نه، استلا؟

فایده‌ای نداره به استلا رو بزنی. اون همین الانش هم طرف اونه

وارد

حالا می‌تونی بیای تو. نبرد تموم شده یا حداقل به تعویق افتاده

امیدوارم از مزاحمتم ناراحت نشین، خانم مونرل

اصلاً، وارد

شما الان غریبه هستین

ازش خواستم امشب بمونه. به یه کمی هوای تازه روستا نیاز داره

البته، ما خوشحال میشیم. اتاق قدیمیشو بهش نشون بده

همه برای ناهار همدیگه‌رو می‌بینیم

ممنون، خانم مونرل

استلا

ازش خوشت میاد؟

خیلی ازش خوشم میاد

فکر می‌کنم خیلی دلنشینه

خیلی هم بامزه

هی، نمی‌خوای وایسی؟

باشه

به سختی تونستم پا به پات بیام

متأسفم. یادم رفت

یعنی کلاً یادت رفت من اونجا بودم؟

نه فقط تو. همه چیز و همه کس

وقتی اینجوری تاخت می‌کنی

به نظر میاد تمام مشکلاتت رو پشت سرت جا می‌ذاری

امروز مشکلی نیست

واقعاً نمی‌تونی ازشون فرار کنی

قبل از اینکه به انگلستان بیای، دوران سختی داشتی، نه؟

به خانم مونرل قول دادم فراموشش کنم

اون با من خیلی خوب بوده. درست مثل مادرم

پس اینجا خوشحالی؟

اگه خوشحال نباشم، خیلی ناسپاس خواهم بود

همه خیلی مهربونن

کار سختی نیست، می‌دونی

فیلیپ میگه فردا باید بری اسکاتلند

خیلی ناراحته که داری میری. تو قهرمانشی

اون فقط به خاطر اینکه ما خیلی با هم فرق داریم منو تحسین می‌کنه

می‌دونی، ما از وقتی پسر بچه بودیم همدیگه‌رو می‌شناختیم

Rage in Heaven subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left