Babai

Babai

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

babai 2015 dvdrip x264-bipolar
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian babai 2015 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

dvd
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 7
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

نگران نباش

صربی حرف می‌زنی؟

آره

اسمت چی بود؟

گزیم. و فامیلیت؟

پاسپورتت

سلام آقا. بفرمایید.

اسمت چیه؟ گزیم بریشا.

اهل پچ هستی؟

آره. اهل پچ.

کجا می‌ری؟ ما تو یه سفر کاری هستیم.

ما کاسبیم.

واقعاً؟

چی می‌فروشی؟

فقط لباسای کهنه، دست دوم.

از ماشین پیاده شو.

ما برای یه شب می‌ریم مونته‌نگرو. فردا برمی‌گردیم.

پیاده شو!

پیاده شو.

و این چیه؟

این کارو برای من خراب نکن.

تو دیگه بزرگ شدی. پس منم با خودت ببر.

چه جوری ببرمت؟ با چی؟

مگه می‌خوای معجزه کنم؟

احمق! می‌دونی چقدر راهه و چقدر خطرناکه؟

و ممکنه چه بلایی سرت تو راه بیاد؟ پس همین جا بمون.

بدون من یه مدت از پس خودت برمیای.

بابا؟

بابا؟

بابا؟

پدر!

سیگار!

سیگار!

بابا کجاست؟ من اینجام.

خب، رفته بود بازار تا جوجه بیشتر بخره.

اما کلی خرید.

زیر مرغ، جا برای همه‌شون نبود.

فکر کرد شب سردشون میشه.

برای همین مرغ و جوجه‌ها رو تو یه جعبه مقوایی گذاشت.

و یه چراغ توش گذاشت که گرم بمونن.

می‌فهمی بابا؟ آره.

و چراغ... ایده خوبیه.

نه بابا. جوجه‌ها نور رو دوست ندارن. خفه‌شون می‌کنه.

صبح روز بعد، همه‌شون مرده بودن.

بیا پاهاشو لیس بزن!

پاهاشو بلیس. بیشتر نمک بریز روشون، مرد!

محکم نگهش دار!

غروب بخیر، عمو. غروب بخیر.

فقط بکش! مستقیم جلو!

وایسا! هل بده!

مواظب پیچ باش!

اون به زودی باردار میشه.

ما فقط گوساله رو سر می‌بریم. یه گاو و یه گوساله کافیه.

من میرم جلو. نه، بذار من برم.

بذار من انجام بدم. بگیرش.

زن، یادت میاد چند تا مهمون اومد عروسی محرم؟

یه گاو و یه گوساله به زور می‌تونست فقط مردها رو سیر کنه!

اما گاو باردار میشه.

کشتنش حالا معنی نداره. باشه، زن.

پس تراکتور رو می‌فروشیم و یه گاو برای کشتار می‌خریم.

یا می‌تونیم خونه رو بفروشیم و تو دشت زندگی کنیم.

باشه، زن. همین کارو می‌کنیم.

باید کمد رو بکشیم کنار.

یه دستی برسون!

یالا! بگیرش! صبر کن!

چیه؟

تفنگ رفته.

اینو بپوش.

بابا، کجا می‌خوابیم؟

کی؟

بعد از عروسی.

نمی‌دونم.

تو آشپزخونه، با بقیه.

بیا الان غذا بخوریم.

ما به تفنگ احتیاج نداریم.

لعنتی اون ثبت هم شده.

می‌خوای مثل یه دیوونه مراقبش باشی؟ همیشه خطر اتفاق افتادن یه چیزی هست.

اگه کسی دستش نزنه، چیزی نمیشه.

اگه پلیس سر و کله‌ش پیدا شه و بخوادش چی؟

نوش جان!

کلیریم! چیزی رو فراموش نکردی؟

چی؟

اینجوری از خونه رفتی؟

نه.

پس همون جوری که رفتی، بیا تو.

ما حتی باید اتاق حجله این الاغ رو هم آماده کنیم.

کمکم کن بلند شم.

می‌دونی امروز وسایل حجله‌ت رو آوردیم؟

این ایده من نبود.

چی ایده تو نبود؟

عروسی.

الاغ! تو الاغی! لطفا، نکن!

نه، لطفا!

الاغ! سگ! نه، بابا، لطفا!

ثبت شده، الاغ!

دیگه هیچ وقت بهش دست نزن! هیچ وقت!

منو ببخش، پدر! رحم کن!

پدر، رحم کن! الاغ، حرامزاده!

چیز دیگه ای برات بیارم؟

صبح بخیر، عمو.

صبح بخیر

تمام شب رو بیرون موند؟

به ما ربطی نداره

آخه. عمو آدم چرا این کارو کرد؟

نوری!

باید تفنگ رو بفروشن، نه تراکتور رو

آره؟ در رو ببند

چرا اینقدر خالیه؟

سیگاریه نیومد؟

فردا میاد. "پارتنر" میخوام.

بیا اینم چند تا

اینا برای توئه

اینقدر زود؟ بزارشون اونجا

چیزی برای خوردن میخوای؟

با بابام میخورم

مرغ داریم

پول رو بهت داد؟

فقط نصفشو

بقیشو بعداً میده

والنتینا سراغ مامان رو گرفت. چی؟

به اون چه ربطی داره؟

باید سرش به کار خودش باشه

فقط پرسید

گوش کن پسرم، باید بیخیال گذشته بشی

باید اونا رو فراموش کنی

وگرنه...

ای بابا

سرما میخوری

اونو بپوش

نمیبینی خوابم؟

یالا، پاشو

نوری!

یالا!

اینقدر شلوغ نکن

آخه خوابم

رو اعصابم راه نرو! آروم بگیر!

بپوشش

بابا؟

الان پاشم؟

هنوز زوده. برگرد بخواب

تو چیکار میکنی؟

هیچی. برگرد بخواب

عمو آدم؟

اینجا چیکار میکنی؟

بابا کجاست؟

برو به انباری

ظرف بنزین رو بیار

بابا کجاست؟ چی؟

بابا کجاست؟

چرا همین الان بیدار شدی؟

کجا میری؟

میرم شهر با عمو آدم

باید کاری کنیم

برای عروسی

منم باهات میام

لازم نیست. امروز کار نمیکنیم

منم باهات میام. نه نوری. گفتم که نمیای

یا محکم بهش بگو "نه" یا با خودت ببرش

همینطوری هی بهونه میاره

یا ولش کن. لوسش کردی

مثل زنت که اینقدر لوسش کردی تا ولت کرد رفت

آره، آره. چی؟

گفتم آره، آره!

فقط میگم

بچه است خب

باید حد و مرزشو بدونه

آروم!

یالا!

آروم، آروم!

نوری!

نوری، نمیتونی... نوری، سعی کن بفهمی!

نمیتونی بیای

خودتو جمع و جور کن. برو!

نوری، لطفاً درک کن

نوری، به حرف بابات گوش کن!

نوری، ول کن!

بهت گفتم نمیتونی با من بیای

نمیشه دیگه

برو!

کافیه دیگه! حالا گمشو!

بچه پررو

بیا پسر جان. میتونی بری خونه

ببین عموت چی برات آورده

مخصوصاً برگشتم که اونو بیارم

بیا

بدش به من

دو تا میخ بهم بده

مارک آلمان؟ دلار؟

دو هزار مارک آلمان، ها؟ آره

باشه

عوضی کوچولو. گمشو! میشنوی؟

این دیگه چه کوفتیه؟

فکر کردی کی رو داری میزنی؟ فکر کردی کی رو داری میزنی؟

دیگه بسه؟ دیگه بسه؟

کثافت کوچولو!

عمو، مواظب باش

سوار شو

بشین

باشه

مبارکت باشه. تو هم موفق باشی. شب بخیر!

Babai subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left