The Richest Girl in the World

The Richest Girl in the World

Descargar subtítols en Farsi Persian

Información d'a versión

The Richest Girl In The World 56673 1757491033
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian The Richest Girl in the World (1934) زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

other
Publicau o: 2025-12-04
Descargas: 11
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

فیلم و سریال آنلاین رایگان تماشا کنید

ناهار چی داریم؟

خوراک گوشت بره.

سلام نیویورک.

اس‌اس آتلانتیس تماس می‌گیرد.

دایکمن ۶-۴-۱-۷-۵ رو برام بگیر.

بله. ایونینگ هرالد؟

می‌خوام با هیلی صحبت کنم.

خب، پیداش کن.

سلام. هیلی صحبت می‌کنه.

وصلش کن.

سلام هیلی؟ پینکی هستم.

چی داری؟

باید تو این مورد هوامو داشته باشی.

نمی‌خوام به دردسر بیفتم.

گوش کن.

دوروتی هانتر تو کشتیه.

دیدیش؟

پس از کجا می‌دونی؟

مطمئنی دیگه؟

باشه.

آره، آره.

نگران نباش. خداحافظ.

فکر می‌کنی کی فردا میاد؟

پازولا، اسب مسابقه بلژیکی.

حتی مهم‌تر از پازولا.

من تسلیم. بذار یه چیز دیگه بازی کنیم.

دوروتی هانتر.

دوروتی هانتر.

مطمئنی که درست گفته؟

پس بشین و داستان رو بنویس.

حدود یک ستون و نیم.

شوخی نکن. من باید ببینمش.

نمی‌تونی ببینیش.

تقریباً هر دو سال یک بار میاد اینجا.

ما هرگز ندیدیمش. حتی یه عکس ازش نداریم.

مطالب مربوط به خانم هانتر و یه عکس.

یه عکس.

من فقط می‌خوام بدونم قیافه‌اش چطوره. می‌بینمش.

فکر کنم می‌بینی که کمی تغییر کرده.

هیلی از هرالد هستم.

آیا حقیقت داره که خانم دوروتی هانتر داره به نیویورک میاد؟

نه، نه. آخرین خبری که من داشتم این بود که اون تو سوئیس بود.

بله، آقای هارگریو هستم.

متوجه شدم دوروتی هانتر داره به نیویورک میاد.

این برای من خبر تازه‌ایه. به من گفته بودن اون تو وین بود.

من مطمئنم که خانم دوروتی هانتر داره به نیویورک میاد.

من مطمئنم اون تو هونولولوئه.

در این اولین دوشنبه پس از دومین پنجشنبه ماه مه.

در سال هزار و نهصد و سی و چهار میلادی.

بر اساس وصیت‌نامه و خواسته‌های زنده‌یاد جان جی. هانتر.

روحش شاد.

ما، معتمدین املاک هانتر، اقدام به...

نباید منتظر کانرز باشیم؟

لازم نیست.

ما، معتمدین املاک هانتر، تشکیل جلسه می‌دهیم.

طبق رسم سالیانه خودمان.

به منظور اداره بهتر املاک مذکور.

به نفع خانم دوروتی هانتر.

مالک و سهام‌دار در این شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف و غیره و غیره.

اونو پر کن.

امور گذشته؟

امور گذشته بسته شد.

امور جدید. دیوید. امور جدید رو بهشون بگو.

من یک قطعنامه پیشنهاد می‌کنم.

که ما، معتمدین املاک هانتر.

به خانم دوروتی هانتر آرزوی خوشبختی کنیم.

که او در ازدواج پیش‌رویش شاد و خوشبخت باشد.

ازدواج؟ با کی؟

موافقان بگویند 'آی'.

تصویب شد. امور جدید بسته شد.

چون هیچ صدای مخالفی نبود، بدین وسیله این جلسه را خاتمه می‌دهم.

اون قراره با کی ازدواج کنه، دیو؟

نمی‌دونم. دیروز با کانرز تو کشتی صحبت کردم و اون فقط همینو بهم گفت.

فکر می‌کنم عالیه.

مگه قرار بود ما اینو بدونیم؟

اون چند سالشه، دین؟

وقتی تایتانیک غرق شد حدود دو سالش بود.

اون سال ۱۹۱۲ بود.

اون ۲۳ یا ۲۴ سالشه.

من حتی هرگز اونو ندیدم.

چطوری اینقدر خودش رو از دید پنهان می‌کنه؟

کانرز.

مثل عقاب مواظبشه.

من فقط یک بار دیدمش.

هیچ وقت فراموشش نمی‌کنم. بیست سال پیش بود.

من با کانرز تو دفتر بودم وقتی نسخه ویژه روزنامه منتشر شد.

تایتانیک غرق شده بود.

جان جی. هانتر. خانم هانتر.

و همسر خود کانرز هم از دنیا رفته بودند.

از دفتر بیرون رفتیم.

کانرز نه کلاهش رو برداشت نه کتش رو.

مستقیم رفت به خونه هانترها.

دوروتی تو اتاق کودک بود.

کاملاً یادمه.

اونو بغل کرد و تو آغوش گرفت.

داشت گریه می‌کرد.

و بعد دوروتی. اون نمی‌دونست چرا.

اونم شروع به گریه کرد.

حالا بیست ساله که اون کنارشه.

اگر اجازه بده که ازدواج کنه.

این فکر خودشه.

اون الان دیگه هر لحظه ممکنه برسه.

چارلز، نمی‌تونی عجله‌ش کنی.

بچه‌ها، توجه کنید.

حالا، وقتی خانم هانتر اومد...

لطفاً این ادب رو به خرج بدید و بهش خیره نشید.

ممنونم.

خانم هانتر رسید. می‌شه آسانسور رو نگه داری؟

بله قربان.

آقایان، خانم دوروتی هانتر.

حال شما چطوره، خانم هانتر؟

حال شما چطوره؟ - نمی‌شینید؟

لطفاً بفرمایید بنشینید.

واقعاً می‌خواستم همه‌تون رو ببینم.

من یه شکایت نسبتاً جدی دارم.

من اصلاً...

اصلاً از نحوه رسیدگی شما به کارهام راضی نیستم.

فایده نداره.

شما باید فقط کارهای کمتری برای امضا بهم بدید.

همین بود.

حدس می‌زنم می‌دونید که قراره ازدواج کنم.

فکر کردم شاید دوست داشته باشید روش رأی بدید یا... یه چیزی.

ما روش رأی دادیم.

می‌تونم بگم؟

بله، می‌تونی. یکپارچه.

از صمیم قلب براتون آرزوی خوشبختی در دنیا رو داریم.

ممنونم.

لازم نیست هیچ نگرانی‌ای بابت شوهر آیندم داشته باشید. اون دست‌چینه.

جاناتان انتخابش کرده. - دوروتی!

آره جان، تو انتخابش کردی، و اون یه مرد جوون خیلی خوبیه.

چیزی برای خجالت کشیدن نداری.

فقط فکر نکن نفهمیدم پشت این دائم پانچ داغ دادن به ما چی بود.

واقعاً کمک بزرگی برای عاشقانه شدنه.

این یه نوشیدنی سالم و مقویه.

آره، جان. ولی من همیشه تو رو به عنوان کوپید (خدای عشق) به یاد میارم.

جان. امیدوارم خانم هانتر رو "نامرئی" نگه داشته باشی.

نامرئی؟

خب، اینجوری راحت‌تر خواهید بود.

ببینید، اینجا اروپا نیست. ما سلبریتی‌های زیادی نداریم.

پولدارترین دختر دنیا می‌فهمه که زندگی خصوصی زیادی نخواهد داشت.

اشکالی نداره. جاناتان هیچ‌وقت منو تا بعد از تاریکی هوا بیرون نمی‌ذاره.

حالا یادتون باشه. حتی یه کلمه هم در مورد ازدواج نگید.

خانم هانتر. می‌دونم از این کار متنفرید.

اما باید بالاخره یه زمانی صورت‌جلسه جلسه سالیانه‌مون رو امضا کنید.

اما باید دستکشم رو دربیارم. - بله، خانم.

بعداً می‌تونید امضاش کنید. - بله، البته.

آقایان.

روز خوش. - روز خوش، خانم هانتر.

خداحافظ.

موفق باشید، خانم هانتر.

خداحافظ.

خداحافظ.

خوب بازی نکردم؟

زیادی خوب.

عزیزم.

جان، چطور رفتار کرد؟

من و همسرت با هم قهر هستیم، فیلیپ.

بینکلی. - بله؟

داری تمرین می‌کنی؟ - بله قربان. تمرین می‌کنم.

خوبه.

امضا کن.

چطور پیش رفت؟ - خوب.

اونا امیدوارن ازدواجتون خیلی شاد باشه.

چه خوب.

دونالد تلفن کرده؟

نه. - واقعاً؟

یه کم دیر نیست؟

بهتره یه چیزی بهش بگی.

اون هفت هفته‌ست تو رو ندیده و حالا دیر می‌رسه.

همینطور که با نامزدت رفتار کنی، شوهرت هم همونطور میشه.

این یکی خوب بود.

به احتمال زیاد این کار یه کم پیچیده‌ست.

دوروتی.

فیلیپ از پدرش نامه‌هایی دریافت می‌کنه.

اون می‌خواد ما به انگلیس بیایم. - ما تازه از اونجا اومدیم.

اما اون می‌خواد ما برای همیشه اونجا زندگی کنیم.

می‌خواین برید؟

اما عزیزم، تو قراره ازدواج کنی.

دیگه تنها نخواهی بود.

حتی منو دور و برت نمی‌خوای.

من همیشه می‌خوام تو کنارم باشی.

برای شما دو نفر خیلی سخت بوده که من رو تو ماه عسلتون راه بدید.

نه، اینطور نبوده، دوروتی.

تو خیلی شیرینی.

فیل.

مطمئنی جان نمی‌تونه کاری برات پیدا کنه که بخوای اینجا تو آمریکا بمونی؟

بیشتر به خاطر خانوادمه. اونا می‌خوان ما پیششون باشیم.

بله.

بعد از شش سال، یهو رئیس قدیمی رو ول می‌کنی؟

جاناتان، مگه نباید دو هفته قبلش به ما اطلاع بده؟

آره. می‌تونید ببریش دادگاه.

احتمالاً بندازیدش زندان.

همین کارو می‌کنیم.

تا وقتی ازدواج کنم، بمون.

فقط تا بعد از عروسی. بیا دیگه، فیلیپ.

سیلویا هم واقعاً می‌خواست تو عروسی تو باشه.

تو اینقدر در مورد تاریخ نامعلومی، دوروتی.

همین الان ازدواج می‌کنم.

تو همه چیز رو درست کن، جاناتان. - چی رو درست کنم؟

The Richest Girl in the World subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left