Zorro

Zorro

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Zorro 1957 S01E37 The Eagle Leaves the Nest 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 37 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-22
Descargas: 13
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 191 linias.

کجا بودم؟

«باید توی یه هاسیندا زندگی کنی...» آهان، آره

«باید توی هاسیندایی مثل مال من زندگی کنی»

«تا بتونی کاملاً از زیبایی‌های کالیفرنیا لذت ببری»

«ارادتمند...» و امضاش می‌کنم.

چیزی شده، گرکو؟

نه، سینیور وارگا. اما...

هاسیندایی مثل مال شما؟ بله؟

تصمیم گرفتم برای همیشه اینجا زندگی کنم.

خیلی دلپذیره به نظرم.

با چند تا تغییر، شاید عالی از آب دربیاد

مثلاً یه پنجره بزرگ‌تر تو سالن

اما نقشه‌هاتون برای تصرف کالیفرنیا تقریباً آماده‌ن

مسائلی توی لس‌آنجلس هست که باید بهشون رسیدگی کنی

هر تأخیری الان... یادآوری می‌کنم، سینیور گرکو

من عقابم. من دستور میدم

وقتی که من تصمیم بگیرم، ما علیه دولت اقدام می‌کنیم

بله، البته، سینیور وارگا

قبلاً بهت یادآوری کردم

امیدوارم دیگه لازم نباشه

حالا، برگرد لس‌آنجلس و مطمئن شو که این نامه‌ها

با اولین پست فرستاده بشن

و من منتظر یه بسته از سانتا باربارا با قاصد مخصوص هستم

وقتی رسید، فوراً بیارش پیش من

مهم نیست چه ساعتی باشه

بله، قربان

بعداً می‌بینمت

این همه هیجان برای چیه؟

یه نامه از پدرم

به این گوش کن

ماموریتم توی مونتری موفقیت‌آمیز بود.

چند روز دیگه برمی‌گردم خونه.

نه، برناردو، این خبر خوبی نیست.

یادت رفته سنور وارگا الان اتاق پدرم رو اشغال کرده؟

طبق چیزایی که شنیدم، قصد داره برای همیشه همونجا بمونه.

وقتی پدرم برگرده و ببینه مزرعه دیگه مال اون نیست...

آره. قبل از اینکه زمینش رو بده، تا پای مرگ می‌جنگه.

برناردو، باید راهی پیدا کنیم تا سنور وارگا رو از این خونه بندازیم بیرون.

اما چطور؟

فکر کن، برناردو، فکر کن.

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گاردها!

گروهبان گارسیا!

گروهبان گارسیا!

آمدم، عالیجناب.

بله، عالیجناب؟ نگهبان‌ها کجا هستند؟

همین جا، همانطور که می‌بینید. کجا بودند؟

می‌خواهم هر لحظه جلوی این دروازه باشند. چرا رفته بودند؟

وقت تعویض نگهبان‌ها بود، عالیجناب.

شیفت قبلی‌ها تمام شده بود، جدیدی‌ها داشتند می‌آمدند.

از این به بعد هیچ نگهبانی پستش را ترک نخواهد کرد، مگر اینکه کسی جایگزینش شود.

متوجه شدید؟ -بله، عالیجناب.

خبر نداشتم، شاید کاملاً تنها بودم.

نه، عالیجناب. من اینجا بودم. دارم می‌روم به کتابخانه.

یک نگهبان جلوی در بگذارید. بله، عالیجناب.

و مقداری شراب هم برایم بفرستید.

بلافاصله. بلافاصله، عالیجناب.

بله، بود. او واقعاً ترسیده بود.

چرا؟ ظاهراً چون فکر می‌کرد تنهاست.

برناردو، هیچ مردی چنین اشتیاق دیوانه‌واری به قدرت ندارد،

مگر اینکه در نهان خودش بداند که ضعیف است.

شاید ما نقطه ضعف عقاب را پیدا کرده‌ایم.

به نظرم عقاب از تنهایی می‌ترسه

اینجا صبر کن

سرجوخه گارسیا. -بله، قربان

آه، شما هستید، دن دیه‌گو. من همین الان...

چشمات رو استراحت می‌دادی، آره؟ -بله، دن دیه‌گو

خب، بقیه وجودت هم استراحت بده

ممنون، دن دیه‌گو

سرجوخه، دنبالت می‌گشتم

من اینجا بودم

انگار که تا ابد

از اقامتت لذت نبردی؟

لطفاً اشتباه برداشت نکنید. اینجا دلپذیره

ولی من به سر و صدای شهر عادت دارم

منظورت سر و صدای میخانه است؟

خب، شباهت خاصی وجود داره

می‌فهمم چی می‌گی

دفعه بعدی که به میخانه رفتم، به افتخار تو یه نوشیدنی می‌خورم

ممنون، دن دیه‌گو

این کمترین کاریه که می‌تونم برای تو و نیزه‌دارانت بکنم بابت اینکه چطور

ما رو در برابر زورو محافظت کردید

ما فقط داریم وظیفه‌مون رو انجام میدیم، دن دیگو.

سربازی که زورو رو دستگیر کنه، می‌تونه از ارتش بازنشسته بشه.

حتی می‌تونه اون میخانه رو بخره. آره، من می‌تونم...

یعنی، اون می‌تونه.

فکرشو بکن، گروهبان. دارم فکر می‌کنم، دن دیگو.

هر شب تو اون میخانه نشستن، با موسیقی و خنده...

با دوستانت سلام و احوالپرسی کنی، یک آدم مهم و با موقعیت.

خانم‌ها. دوشیزه.

فکر می‌کنم اون دوشیزه خیلی خوشگله.

خیلی خوشگل.

می‌دونی، فکر کنم اون ازت خوشش میاد. واقعاً؟

چه رویای قشنگیه، دن دیگو.

مگه باید رویا باشه، گروهبان؟

فقط کافیه دستتو دراز کنی و زورو رو بگیری. مثل این.

به این آسونی‌ها نیست.

تلاش کردم. چقدر که تلاش کردم! شما نمی‌دونید.

منو هل دادن تو چاه، از پله‌ها افتادم پایین.

یه بار منو کشوند تو یه گودال قیر، تا اینجا.

منظورم همینه، گروهبان. خیلی زود تسلیم میشی.

من؟ کی می‌دونه؟

اگه یه قدم دیگه برداشته بودی، پشت یه تخته‌سنگ دیگه، می‌گرفتیش.

فکر کنم حق با شماست. البته که حق با منه.

به حرف من گوش کن.

دقیقا دفعه بعدی که زورو رو دیدی، مستقیم برو دنبالش.

چشم، دن دیگو. چشم!

تا آخر دنیا هم دنبالش میرم.

خوبه!

بیا تو.

بذارش رو میز.

بله، رئیس.

وایستا!

من نگفتم می‌تونی بری.

یه لیوان بریز. -چشم، رئیس.

می‌تونی بری.

چشم، رئیس.

آه، سینیور د لا وگا. لطفاً بفرمایید تو.

می‌خواستید منو ببینید؟

نه، دنبال برناردو بودم.

آه، اون کَر و لال کوچولوت. من ندیدمش.

آیا سواره‌نظام‌های من کاری براتون از دستشون برمیاد؟

دارم میرم لس‌آنجلس. دوست دارم صبح زود راه بیفتم.

برناردو رو هم با خودم می‌برم. چند تا کار هست که باید انجام بده.

دلیل خاصی برای سفرتون به لس‌آنجلس وجود داره؟

مگه باید باشه؟

البته که نه.

فقط اینکه نشنیده بودم چیزی در موردش بگید.

این حس بهم دست داد.

این حس؟

هر از چند گاهی ناگهان متوجه می‌شم چقدر از همه چیز دورم...

...این مزرعه واقعاً هست.

منظورتون چیه؟

همین الان از پنجره داشتم بیرون رو نگاه می‌کردم. می‌دونی چی دیدم؟

کیلومترها هیچی.

یک دشت باز با تپه‌های خشک و یک باد وحشتناک، تنها و زوزه‌کش.

احساس کردم کاملاً تنها هستم.

تنها کسی که تو کل دنیا مونده.

شما می‌فهمید من چی میگم.

بله. بله، فکر کنم.

برناردو اونجا نبود، سربازها رو هم نمی‌دیدم.

برای یه لحظه، تقریباً ترسیده بودم.

مسخره‌ست، نه؟ بله.

اما هنوز اون میل شدید رو دارم که...

...تو میخانه بشینم با مردم دور و برم.

شما تا حالا احساس کردید که کاملاً تنها هستید؟

نه. هرگز.

شما مرد خیلی خوش‌شانسی هستید، سینیور.

حالا، اگه اجازه بدید میرم دنبال برناردو.

بله، حتماً.

سرباز! سرباز!

بله، رئیس.

تا اطلاع ثانوی، سرجوخه، همینجا می‌مونی.

همینجا؟ چیکار کنم؟

می‌تونی چکمه‌های منو واکس بزنی. آه، بله.

سرجوخه، کجا میری؟

برم پارچه و واکس بیارم. بهت گفتم همینجا بمون!

ولی چطور می‌تونم...؟ ولش کن!

همونجا وایمیستی.

و تا وقتی که خودم دستور ندادم، نباید بری.

بله.

فکر کنم به سینیور وارگا به اندازه کافی وقت دادیم تا خوابش ببره.

حالا میریم سراغ کار، نه، برناردو؟

برناردو!

نه، اینجا نه. تو سالا.

بیا. این کلوفونو بگیر.

نگهبان‌ها!

آه، دن دیگو، چیه؟ چی شده؟

نشنیدیش؟ اونو؟ البته. شبیه چی بود...

چی بشنوم؟ این همه سر و صدا چیه؟

آه، د لا وگا، چیه؟

منو ببخشید که بیدارتون کردم.

گروهبان، چی شده؟

ببخشید عالیجناب، اما دن دیگو یه صدایی شنید.

خب، من فکر کردم شنیدم. چه جور صدایی؟

توصیفش سخته.

الان می‌شنویش؟ نه.

ادامه بده، گروهبان. -چشم، رئیس.

تو رختخواب نبودی؟

داشتم کتاب می‌خوندم. آه.

شبتون بخیر. شبتون بخیر.

همون بود. اون صدایی که شنیدم.

گروهبان! این صدای چی بود؟

Zorro subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left