As primeras 200 linias.
اوه، از این خوشت میآد؟
هی
فایده نداره. دخترت اهل لبخند زدن نیست
یه حاکم کوچولوی تمامعیار داره شکل میگیره
شک داری که دخترمون جنمش رو داشته باشه؟
پسرمون فرمانروای بزرگی میشه
کسی که اسمش توی تاریخ میمونه
اون حاصل پیوند خون ماست
حتی آسمون هم جلوش رو نمیگیره
لیدی وورستر، انگار امشب از همصحبتی با برادرم خیلی لذت میبردید
من همیشه از همنشینی باهاش لذت میبرم
اون تنها مردِ درباره که
میتونه بیشتر از ۲۰ دقیقه سرِ پا بایسته
البته به جز همسرم، قطعاً
فقط حواست باشه جین یه وقت فکر و خیال به سرش نزنه
اون گاهی اوقات یه سلیطهی کینهتوز میشه
منظورم تو نیستی موش کوچولوی من
اون یکی جین رو میگم
همه میدونن تو آزارت به یه مورچه هم نمیرسه
بله، زنبرادر عزیزم
زبونش خیلی هرز میچرخه
و به شدت روی برادرم تعصب داره
از این بازی متنفرم
جین، نوبت توئه
مَج، این اواخر پادشاه رو دیدی؟
احضار نشدم
ناراحتش کردی؟
میدونی که، خیلی مغروره
من فقط همون کارهایی رو کردم که شما ازم خواستید
شاید فکر و ذکرش جای دیگهست
شاید
علیامحضرت. لیدی راچفورد
به موقع اومدید
داشتم به دوشیزه سیمور میگفتم
که مهارت سخنوریتون چقدر حسرتبرانگیزه
سفیر فرانسه براتون یه هدیه فرستاده
به مناسبت چشمانتظاری برای تولد پسرتون
و برای نشان دادن حمایتِ همیشگیِ پادشاه فرانسیس
خیلی عالیه
یه جا توی اتاق من براش پیدا کنید
امشب خستهتر از اونیم که بخوام دربارهی سیاست فرانسه حرف بزنم
فردا ازش تشکر میکنم
جین. تمام مدت دستِ برنده رو داشتی
من از بازی سر در نمیآوردم
خب، پس واقعاً نباید بازی کنی
صومعهها فاسد شدن؟
کرامول بهشون میگه «کانونهای شرارت»
کرامول
کرامول حسابدار فوقالعادهایه
اما مثل تو آدمِ روشنبینی نیست
این میتونه فرصتی برای ما باشه تا میراثی از خودمون به جا بذاریم
چیزی که مردم همیشه یادشون بمونه
کرامول خوشحال نمیشه
اوهوم
باید بهتر تربیتش کنیم
حتی اهلیترین سگهای خونگی هم اگه آموزش نبینن، ممکنه گاز بگیرن
خب، اون تنها کسی نیست که باید از گاز گرفتنش ترسید
اوم. با این حال
تو هنوز هم ارباب مهربونی هستی
آدم فکر میکنه از گاز گرفته شدن لذت میبری
فرصت کردی با پادشاه دربارهی صومعهها صحبت کنی؟
دارم یه طرح دقیق آماده میکنم تا به پارلمان ارائه بدم
اما تایید سریعِ پادشاه باعث امتنانِ همه خواهد بود
این اواخر سرش خیلی شلوغ بوده
علیامحضرت؟ بله، بله، کرامول
باهاش صحبت کردم
بسیار عالی
من خودم پیشنهادهایی برای درآمدهای مازاد دارم
مطمئنم همینطوره
زیباست
اوم
اون پرندههای لعنتی
یکیشون زیرِ اتاق خواب من کمین کرده
هر شب جیغ میکشه. قسم میخورم داره مسخرهم میکنه
مطمئنم توی کل انگلیس موجودی نیست که جرئت همچین کاری رو داشته باشه
باید بهشون شلیک کرد
منطقی باش، آن
میخوام از اونجا برن
وگرنه خودم شکارشون میکنم
هر چی تو بخوای
اگه امروز صبح الیزابت رو تا هتفیلد همراهی میکنی
شاید منم باهات بیام
فعلاً باید از هر فعالیتی که انرژی زیادی میبره دوری کنید، علیامحضرت
اوه، واقعاً باید؟
زنی در سن و سال شما
دو تا سقط جنین پشتِ سر هم
من سن زیادی ندارم
من فقط میخوام کمک کنم
بهم بگو. اون حرومزاده
درست رفتار میکنه؟
ماری مثل همیشهست
مدام نسبت به تمام تجملاتی که در اختیارش گذاشتن ناسپاسی میکنه
ملاقاتی داشته؟
هیچکس. اوم
اما هفتهی پیش یه بسته به دستش رسید
که توش مبلغ قابلتوجهی پول بود
نتونستم یادداشتش رو بخونم
مهر سلطنتی داشت
همسرم
نمیتونم با اطمینان بگم
اوم
وقتی به هتفیلد برگشتی، مراتبِ همدردیِ عمیقِ من رو
به ماری ابلاغ کن
بهش بگو اگه دوست داره به دربار بیاد، ما با آغوش باز ازش استقبال میکنیم
با خوشحالی حاضرم هم ملکهش باشم
و هم مادرِ دومش
اگه هنری از این مهربونی باخبر بشه
چیزِ بدی نمیشه
بیا، خواهر
دیشب دیروقت با قایق از آنتورپ رسید
دادم کشیش یکراست بیارتش پیش تو
اولین نسخهی کاملِ انجیل به زبان انگلیسی
حالا دیگه همه میتونن کلام خدا رو به زبون مادریشون بخونن
به لطف تو
دوشیزه سیمور. میشه بیای اینجا؟
یه چیزی برامون بخون
شاید یه مزمور
این یکی
«خداوندا، به دعای من گوش فرا ده
و خودت را از تضرعِ من برای رحمت پنهان مکن
من از هیاهوی دشمن بیقرارم
دلم در درونِ من در عذاب است
و وحشتِ مرگ بر من مستولی شده است.»
خب، ادامه بده
خیلی خوب میخونی
«چون آن که مرا به تمسخر میگیرد، دشمن نیست
وگرنه میتوانستم تحملش کنم
بلکه آن تویی
ای همتای من
ای همراهِ من
و دوستِ وفادارِ من.»
من از بازی سر در نمیآوردم
من از بازی سر در نمیآوردم
باید بدونید که قانونِ انحلالِ صومعهها
موقتاً به تصویب پارلمان رسیده
حالا فقط منتظرِ مُهرِ پادشاهیم تا کار رو شروع کنیم
از برچیدنِ صومعههای کوچکتر شروع میکنیم
اونهایی که درآمدشون کمتر از ۲۰۰ پوند در ساله
شنیدی؟
علیامحضرت؟
صدایِ طاووس رو
من چیزی نشنیدم
حالتون کاملاً خوبه؟
خوبم
کاملاً
من پیشنهادهای شما رو بررسی کردم
دربارهی توزیعِ مجددِ بودجهی صومعهها
و متأسفم که نمیتونم از طرحهای شما حمایت کنم
این طرحها صرفاً بر اساسِ طمعِ پر کردنِ خزانهی پادشاه ریخته شده
اون پول متعلق به کلیساست
پادشاه خودش کلیساست
قطعاً نمیتونی منکرِ این بشی
اون پول حداقل باید بخشیش صرفِ امور خیریه بشه
اوه، نگو که حالا دیگه وجدان پیدا کردی
من توی این یک ماه، دادخواستهای زیادی دریافت کردم
از متفکرینِ برجستهای که دیدگاههای الهامبخشی داشتن
دربارهی اینکه چطور از این درآمد به درستی استفاده بشه
برای آموزش نسل جدید. یه اصلاحاتِ واقعی
متفکرینِ برجسته و دیدگاههای الهامبخش
پادشاه رو از ورشکستگیِ مالی نجات نمیدن
طرحِ تو کاملاً در جهتِ منافعِ خودته
من حمایت پارلمان رو دارم
اما به حمایتِ پادشاه هم نیاز داری، مگه نه؟
و بدونِ حمایتِ من، حمایتِ اون رو هم باید به خواب ببینی
شاید فعلاً اینطور باشه
اما اشتباه نکن
نفوذِ تو توی شکمته
نه توی مغزت
طبقِ معمول
جین. بیا با هم قدم بزنیم
اسبسواری بلدی، جین؟
بله، علیامحضرت
من سوارکارِ بسیار ماهری هستم
خوب میدونم، مادام
شاید یه روز با هم بریم سوارکاری
لطفاً ازم عقب نمون، جین
میخواستم یه لحظه زنانه باهات صحبت کنم
حس میکنم در موقعیتِ منحصربهفردی هستم که
درک کنم الان چه حسی داری
میدونم چه حسی داره
وقتی همه بهت نگاه میکنن، ولی هیچوقت واقعاً دیده نمیشی
باعث میشن حس کنی فقط یه تکه گوشتی
گاهی اوقات میشه از اینجا گوزنها رو دید
عاشقی، جین؟
نه
خوششانسی
دوست داشتنِ یه مرد سخته
مخصوصاً وقتی شوهرت باشه
یادت نره کی هستی
به خودت خیانت نکن
تا طوری زندگی نکنی که پشیمون بشی
بله
جذابیتش رو درک میکنم
علیامحضرت
دلم میخواد یه روز ازدواج کنم
اما وقتی این کار رو بکنم، از روی عشق نیست
چون خیری توی عشق نمیبینم
در اون صورت، به چه دلیلی ازدواج میکنی؟
امنیت
شرف
No comments yet. Be the first to leave one.